میخواستم این دو روز، تاپیکهام رو آپدیت کنم و طولانی بنویسم. دیروز که تا شب با هیولایی جنگیدم که درون جمجمهام چنگ میانداخت و خراش میداد، امروز هم که این جماعت مسخ شده و خندههای شیطانیشون رو دیدم. میرم بر خود کمی بلرزم و در رویای گناهآلود روزی که بتونم به شکارشون بپردازم، غرق بشم. تا بعد بدرود.