• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت
پوریا
امتیاز
42,223

بانگ‌ها آخرین فعالیت ارسال‌ها اطلاعات شخصی

  • دروود ^--^
    جاتون خالی بود
    • دابل‌لایک
    امتیازات: پوریا
    پوریا
    پوریا
    ببین از تند جواب دادنم ببین خودمم چقددددر دلم برا اینجا تنگ شدهههه:))
    واقعا میترسم یه روزی بیام تو حرف بزن بگم دهه ی هشتم زندگیم رو تموم کردم و همچنان اینجا پرچمش بالاس برام
    Aynazi
    بیاید بیاید همیشه بیاید ((:
    میشه راجع به رویای بلند مدت منو هم راهنمایی کنی پوریا؟
    چگونه و چطور؟
    پوریا
    پوریا
    تو این برهه که همه منتظریم. خودمو بستم به سریال من تا تکلیف معلوم شه
    دختربهار
    سریال چی؟
    موضوع و ژانرش چیست ؟ (۲۰نمره)
    پوریا
    پوریا
    اخیرا billions رو ریواچ کردم. موضوعش پوله و خیلی باحاله:))
    یه حالت سوم هم هست به نظر من که البته من خوشبختی رو اونجوری معنا می‌کنم.
    حالتی که نه جفت شیش‌های "خوش‌شانس" رو داره نه تلاش و زور زدن و برنامه‌ریزی‌های گروه دوم رو.
    یه چیزایی داره و طبیعتا یه چیزایی هم نداره اما حرص نمی‌خوره ندارم برم بدست بیارم. همینجوری حالش خوبه و به‌نظر من
    حالتی که یه بچه کوچیک با مثلا یه سیب‌زمینی داره
    خوش‌بخت اینه

    خودم البته یه چیزی بین رضایت و خوشبختیم🤔
    • لایک
    امتیازات: پوریا
    پوریا
    پوریا
    امیدوارم برات جواب بده این ذهنیت ولی سوییچ کردن بینشون برا خود من انقدر سخت و طاقت فرسا بود که یه بار برا همیشه میخوام ببوسم و بذارم کنار خوشبخت یا بدبخت بودنم رو. فرض میگیرم بدبختم تا دیگه بش فک نکنم و کارمو بکنم.
    صرفا اشتباه کردن مشکل ساز نیست؟
    مثلا یک فرد رو تصور کنید که مدام دستش رو به شعله آتیش میزنه، هر دفعه دردش میاد ولی باز هم یاد نمیگیره که "آتیش خطرناک و دردناکه" و دوباره به آتیش دست میزنه.
    اشتباه کردن باید همراه با یادگیری باشه. تنهایی فایده ای نداره اونقدر
    پوریا
    پوریا
    فرض بر اینه که ما ساخته شدیم برا درد نکشیدن. برا باقی قضیه لازم نیست برنامه ریزی خاصی کرد. حتی خودمراقبتی هم خودش به مرور آموخته میشه. فرد اگر بتونه اشتباه کنه جلو میره.
    برای حرکت کردن کشتی بادبان ها رو باز میکنن. بکشی که باد جمع نمیشه و ساکن میشه:)
    سلام
    خوبی؟
    ایده کتاب‌خوانی گروهی کتابی که معرفی کردی رو نمی‌خوای اجرایی کنی؟ :‌)) منم مشتاق شدم بخونمش
    پوریا
    پوریا
    سلام الهه
    چرا اتفاقا، الان زنجانم فردا برمیگردم کرج از شنبه شروع میکنیم. خوبیش اینه فصل فصل مناطق رو بررسی کرده خوب و روون پیش میره
    • لایک
    امتیازات: Elaheh.
    Elaheh.
    Elaheh.
    من از طاقچه خریدم که بخونمش
    پس تاپیک می‌زنیم با بچه‌ها می‌خونیم
    پوریا
    پوریا
    ردیفه فردا شب میزنم
    • لایک
    امتیازات: Elaheh.
    بالاخره هم‌نظر پیدا کردم : ))
    پوریا
    پوریا
    درباره ی خونسار؟:))
    بابونه.
    بابونه.
    بالاخره یکی رو هم پیدا کردم به جای خوانسار بگه خونسار :))
    تقریبا آره.
    این‌که در اولین فرصتی که فراغت پیدا بشه از شهرهای بزرگ‌تر دور بشیم.
    سلام اقا پوریا

    کجا رفتی یهو؟
    پوریا
    پوریا
    آقا چه کسشعریه بابا همون پوریا:))
    کمش کردم اینجا رو یکم
    Sina
    Sina
    پوری جونم بیشتر بیا یاد بورس افتاد یهو یاد خودت شد
    سلام بزرگوار
    وقت داشتید یه دست شطرنج بریم از تجربیات تون بهره مند بشیم؟
    Hyazinthe
    Hyazinthe
    هر جفتشم هستم:)) ولی برای اینکه یه وقت سخت تون نشه، مایل بودید لیچسم اکانت دارم
    پوریا
    پوریا
    رواله آقا پنجشنبه ده صبح میدون انقلاب:)) یه شماره ای چیزیم بفرست پی وی برام اوکی شیم
    Hyazinthe
    Hyazinthe
    من تلگرام بهتون پیام میدم
    بلیتزمون نشه؟
    پوریا
    پوریا
    نتم تخمیه، اگه تهران یا کرجی آخرهفته ها میشه چید بریم پارکی جایی ساعت بیارم بازی کنیم تا وقتی که یکیمون بمیره
    • لایک
    امتیازات: A M I N
    A M I N
    A M I N
    به به
    حیف که نیستم
    اگرم بودم انقد رو تخته بازی نکردم که مخم می‌گوزه
    چجوری از این فاز نمایشی بودن خارج شدی؟ خیلی وقتا این حسه رو میگیرم از کارام و بعدش دلم میخواد برم بمیرم اینقدر که شرم‌اوره!
    پوریا
    پوریا
    مثلا من خیلی تلاش کردم علاقه م به آدم ها و کتاب ها رو با هم ترکیب کنم. هی جمع کتابخوانی زدم. ولی نشد. خوش نمیگذشت. دیدم کتاب چیزیه که احتمالا باید تو تنهایی خودم انجامش بدم عموما.
    به نظرم ببین کجاها نمایش دادنت رو میخوای کجاها نه.
    همون سیاره ی دور
    همون سیاره ی دور
    من فکر کنم عمده ی مشکلم در سرکوب و انکارشه که باعث بروزش تو موقعیت های نامناسب و رسمی میشه
    پوریا
    پوریا
    آره سرکوبش فقط از کنترل خارجش میکنه.
    این احتمال رو هم لحاظ کن که شاید کلا تو موقعیت های رسمی راحت نیستی. مثلا من به مرور دیدم فضای آکادمی برام انقدر خشکه که ترجیح میدم کلا ساکت بشم توش هیچی نگم.
    در باب ح.ب دیروز
    تفاوت خیلی زیادی بین گات و نغمه آتش و یخ تو شخصیت پردازی هست
    اگر عمق شخصیتی ها اینجا ۱۰ باشه
    اونجا ۵۰ و گاها ۱۰۰ئه

    یکی از عللش جدا از جزئیات بیشتر ، پیچیدگی داستان بالاتر ، اینه که هر فصل نغمه از زبان کاراکتر و از نگاه کاراکتر داره تعریف میشه
    • خوشحال
    امتیازات: پوریا
    پوریا
    پوریا
    میتونی تقدم تاخر زمانیشون رو بم بگی؟ یعنی اگه بخوام تمام کتاب های این سری رو بخونم باید اول از کجا شروع کنم؟
    Mahdi ostoori
    Mahdi ostoori
    بازی تاج و تخت
    نبرد پادشاهان
    یورش شمشیر ها
    ضیافتی برای کلاغ ها
    رقصی با اژدهایان

    البته هنوز دوتا از کتاب هاشو مارتین نداده بیرون
    اگر هم دنبال ترجمه بدون سانسور خوب ازش هستی سایت winterfell.ir ترجمه های خوبی داره ، من ازش راضی بودم : )
    سلام
    آموزش شطرنج بذار.
    از وقتی پوکر ترک‌ کردم زندگیم بهتر شده😂 دیگه خواب ورق و فلاپ و کابوس ریور رو نمیبینم
    پوریا
    پوریا
    سلام
    باورت نمیشه چقدر تو آموزش بدم. چون نامنظم و سریع فکر میکنم نمیتونم منظورمو به طرف برسونم. پارسال بعد دوماه بیخیالش شدم:))
    ولی با چیزای خیلی ساده شروع کن تو شطرنج. مثل اینکه مرکز رو باید تو شروع بازی گرفت، سوارهای سبک رو اول باید گسترش داد و شاهت باید امن باشه
    پوریا
    پوریا
    پوکر هم من امسال دیدم واقعا تو ایران نمیتونه فراتر از تفریح بره برام:)) جوش و آدماش و برخوردشون با باخت و احتمال تقلب و .. باعث شد بکنمش چندماه یه بار
    əlireza
    پوکر بهترین راهش اینه که توی کازینو و سیت اند گو بازی کنی. نزدیکترین کازینویی که میتونی الان بری و پوکر بازی کنی گرجستان و قبرسه. پوکر آنلاین که تقلبش زیاده، حتی سایت خارجی مثل جی جی پوکر که من بازی کردم ربات چینی زیاده! ایرانی هم که تکلیفش مشخصه
    ناخودآگاه آدم هم محل پرسش و پاسخ هایی از جنس چراست با ابزار احساسات ریشه ایمون.
    این که ناخودآگاه محل پرسش‌هایی از جنس چراست رو نمیفهمم. ناخوداگاه بودنش با محل فلان نوع پرسش بودن تناقض داره از نظرم. مثال میتونی بزنی؟
    پوریا
    پوریا
    شاید بد بیان کردم اما غرض طرف این بود که تو اهداف و ارزش های مهم زندگیت رو چندان نمیتونی اصلا دستکاری کنی. تو ناخودآگاهتن و صرفا اگه کم کم باشون کنار بیای راحتتر زندگی میکنی. اما نحوه ی رسیدن بهشون رو با منطق خودآگاهت میتونی بهبود بدی
    • لایک
    امتیازات: f@him
    f@him
    f@him
    با بخش اول این جمله که «اهداف و ارزش‌های مهم زندگیت رو چندان نمیتونی تغییر بدی» یکم زاویه دارم. ولی میره در حوزه جبر و اختیار و موضوع کنترل یا توهم کنترل اون بحث که متفاوته.

    پوینت رو گرفتم فک کنم. مرسی
    f@him
    f@him
    حس میکنم اینو میگه که اگه یه چیزی رو میخوای واقعا و حست میگه درسته و یه ارزشه برات، ولی دوری در عمل ازش، این مسیر رو نرو که حالا شایدم یه ارزش دیگه بود ازین نزدیک تر بود به الان من و خوبم بود و جالب بود و بیام اون رو پیدا کنم به عنوان ارزش و به به چه بچه زرنگیم من.
    میگه پیدا کردن اون چیزه سخته (شایدم نباشه اصلا)، این دیپلی درگیرت کرده و به گای سگ میری ازینی که الان هستی دل بکنی و با اون یکی حست خوب باشه.
    بیا اینجوری به مسئله نگاه کن که شاید علت اینکه در عمل دوری ازین ارزشت این باشه که مثلا هی تلاش کردی با ابزار اشتباه برسی بهش. طلایی بوده در زمین و تو داشتی با دست زمین رو میکندی. با کلنگ کندن رو امتحان کن شاید مشتری شدی.
    اگر درد ناشی از از دست دادن را احساس نمیکنید، پس در موقعیتی مشابه افراد بدبختی هستید که هیچ حسگر دردی ندارند. اگر دستشان را روی اجاق گاز بگذارید میسوزد.
    هیچ راهی برای زنده ماندن در این دنیا بدون درد وجود ندارد.
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
Back
بالا