Setaaa
دانش آموخته مکتب هادس
- ارسالها
- 382
- امتیاز
- 4,160
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- کنگان
- سال فارغ التحصیلی
- 1408
به نام آن کآفرینش در سجودشبه نام آنکه هستی نام از او یافت
فلک جنبش زمین آرام از او یافت
گواهی مطلق آومد بر وجودش
به نام آن کآفرینش در سجودشبه نام آنکه هستی نام از او یافت
فلک جنبش زمین آرام از او یافت
آفرینش همه تنبیه خداوند دل استبه نام آن کآفرینش در سجودش
گواهی مطلق آومد بر وجودش
دلا ز بیداد و جور یار منال که یارآفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
اگر مرگ داد است بیداد چیست؟دلا ز بیداد و جور یار منال که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن داد است
همی نالد از مرگ اسفندیاراگر مرگ داد است بیداد چیست؟
ز داد این همه بانگ و فریاد چیست؟
ز داغ عشق تو خون شد دل چو لاله منهمی نالد از مرگ اسفندیار
ندارد به جز ناله زو یادگار
از خون جوانان وطن لاله دمیدهز داغ عشق تو خون شد دل چو لاله من
فغان که در دل تو راه نیافت ناله من
ای سرمه کشیده روز و شب ما رااز خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
منعم مکن از دیدن قد و رخ و چشمشای سرمه کشیده روز و شب ما را
ای سرو بریده، نشناخته ما را
گل در بر و می در کف و معشوق به کام استمنعم مکن از دیدن قد و رخ و چشمش
من انس به سرو و گل و بادام گرفتم
ای قوم به حج رفته کجایید کجاییدگل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گل همین پنج روز و شش باشدای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
ای آمده از عالم روحانی تفتگل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرمای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
از روی تو ماه آسمان راهفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
تو ماهی و من ماهی این برکه کاشیاز روی تو ماه آسمان را
شرم آمد و شد هلال باریک
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزافتو ماهی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلطتکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
جان دل و دیده منم، گریه خندیده منمتکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط
تو را با دیگری می بینم و با گریه می پرسمجان دل و دیده منم، گریه خندیده منم
یار پسندیده منم یار پسندید مرا
