• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کی بریم پیش روان پزشک؟

کاملا با مهدی موافقم، تجربه ای که من از مصرف دارو داشتم با مراجعه به روان پزشک نابلد فقط حالم بدتر شد، به حدی وحشتناک شد که من نمیتونستم از تختم بلند شم و احساس می کردم تنها چیزی که منو به زندگی وصل میکنه این قرصه‌ست. خودم قرصا رو قطع کردم(که بله، نباید یهو دوز رو قطع می‌کردم)ولی باور کن حالم خیلی بهتر شد. بعدش رفتم پیش یه روانپزشک دیگه و کلا گفت نباید اون دارو رو مصرف میکردم.
به هر حال پیشنهاد من اینه تا جایی که می‌تونی خودت به خودت کمک کن، خودت رو دوست داشته باش فقط با همین قاعده میتونی خودتو نجات بدی، اگه خیلی اوضاع وحشتناک شد برو مشاور(تازه باید خیلی شانس بیاری مشاوره بافکر باشه)، بعد روانشناس، در درجه ی آخر روانپزشک.
و یادت نره تا زمانی که خودت تغییری رو نخوای صورت نمیگیره.
داداش این (خودت رو دوست داشته باش و اینا) مال فیلم و کتابای زرده

وقتی هورمون بهم میریزه فکر خودکشی میاد به ذهن روزی ۴ بار با معده خالی بالا میاره چیزی بجز قرص جواب نمیده
 
واقعا شیمی مغز کسی که درگیر مثلا افسردگی هست بدون دارو نمیتونه.
بعد از مصرف دارو من خودم قبول نداشتم نیاز به کمک دارم، بنابراین هر چقدر هم در من اثر میذاشت باز اراده ی من اجازه ی رشد نمی‌داد تا وقتی که خودم خواستم.
 
هر حال پیشنهاد من اینه تا جایی که می‌تونی خودت به خودت کمک کن، خودت رو دوست داشته باش فقط با همین قاعده میتونی خودتو نجات بدی، اگه خیلی اوضاع وحشتناک شد برو مشاور
این چه حرف طنزی بود زدی مرد حسابی
 
کاملا با مهدی موافقم، تجربه ای که من از مصرف دارو داشتم با مراجعه به روان پزشک نابلد فقط حالم بدتر شد، به حدی وحشتناک شد که من نمیتونستم از تختم بلند شم و احساس می کردم تنها چیزی که منو به زندگی وصل میکنه این قرصه‌ست. خودم قرصا رو قطع کردم(که بله، نباید یهو دوز رو قطع می‌کردم)ولی باور کن حالم خیلی بهتر شد. بعدش رفتم پیش یه روانپزشک دیگه و کلا گفت نباید اون دارو رو مصرف میکردم.
به هر حال پیشنهاد من اینه تا جایی که می‌تونی خودت به خودت کمک کن، خودت رو دوست داشته باش فقط با همین قاعده میتونی خودتو نجات بدی، اگه خیلی اوضاع وحشتناک شد برو مشاور(تازه باید خیلی شانس بیاری مشاوره بافکر باشه)، بعد روانشناس، در درجه ی آخر روانپزشک.
و یادت نره تا زمانی که خودت تغییری رو نخوای صورت نمیگیره.
با چند خط اخر موافق نیستم
این حرف شما برای افسردگی های خفیف تا حدودی جوابه!
از یه جایی به بعد باید بری پیش روانشناس و روان پزشک
چون هر چقدر افسردگی شدید تر باشه با تراپی خوب نمیشه و مراجعه به روان پزشک نیازه
 
بعد از مصرف دارو من خودم قبول نداشتم نیاز به کمک دارم، بنابراین هر چقدر هم در من اثر میذاشت باز اراده ی من اجازه ی رشد نمی‌داد تا وقتی که خودم خواستم.
متوجه‌ام. اینجا همون نقش روان‌درمانی به صورت مکمل کنار دارو مطرح میشه. اما تشویق کردن دیگران به تحمل کردن وضعیت تا جایی که وحشتناک بشه و اصرار روی خودباوری و سلف‌هلپ اشتباهه به دو دلیل. اولی اینکه هر روزی که با افسردگی درمان نشده میگذره، پر از فرصت‌های از دست رفته است. از یک مسواک نزدن ساده بگیر تا اهمیت دادن به تحصیل و موفقیت شغلی. دو اینکه وقتی هنوز ساپورت بیولوژیک برای فرد فراهم نشده که این کار با دارو انجام میشه، با تصور اینکه کاستی و کمبود از خودش هست که اراده نمیکنه میفته توی لوپ باطل و همین وضعیت روحی اون رو بدتر میکنه.
برای دارودرمانی هم اون روانپزشک به نظرم باید کاملا سیر درمان و روند و عوارض رو توضیح بده و تاکید کنه که چقدر مهمه ویزیت‌های فالوآپ اولیه به موقع انجام بشن. چون درباره داروهای روان ممکنه پزشک طبق تکست‌بوک داروی درستی رو انتخاب کرده باشه اما به خاطر تفاوت‌های فردی روی یک نفر تاثیر مناسبی نداشته باشه، اینجا باید دارو عوض بشه تا مرحله‌ای که بالاخره داروی مناسب فرد پیدا بشه.
 
من راجع به خودم می‌تونم بگم روان درمانی ای که من می رم یه کلینیک مطرح‌ تاسیس از سال ۹۷ عه و بهش اعتماد دارم. یه سری از رواندرمانگرم پرسیدم که دارو می دی یا نه گفت دارو و اینا به عنوان راه سوم هست که معمولا خیلی دور از دسترس بهش فکر می کنیم تا جایی که مثلا حال بیمار خیلی خیلی بد بشه من رواندرمانی فردی بزرگسال می رم یعنی مثلا جامعه هدف سمپادیا که بچه های ۱۵-۱۶ ساله ست قطعا اون راه سوم و مداخله از خارج مثل مشورت با پدر و مادر و دارو خیلی در دسترس تره نسبت به بزرگسال
بنظرم حرفش منطقی می اومد
 
یه مثال میزنم... این تجربه کاری خودم بود وقتی یه مدت پیش یه روانپزشک کار میکردم
بیماران مبتلا به وسواس فکری متوسط تا شدید( که ریشه اش در اصل همون اضطرابه) که باعث بهم ریختن عملکرد شغلی و تحصیلی طرف شده بود ،با شروع یه دوره قرص کلومیپرامین یا فلووکسامین ،پاسخ درمانی دراماتیکی نشون میدادن....چون مشکل اساسی این ادما،اختلال در سطح جذب و بازجذب ناقلین عصبی یا فعالیت زیادتر یا کمتر از نرمال یه قسمت از مغزه که تو functional MRIمعلومه.
این تغییرات بیوشیمایی ایجاد شده در مغز ادمای وسواسی ، مضطرب ،افسرده و بای پلار کاملا قابل شناساییه..وقتی fMRI گرفته میشه تغییرات به وضوح قابل مشاهدس....هرروز که ابعاد جدیدی از جزییات تغییرات بیوشیمیایی ناقلین عصبی و نوروترانسمیترها و تصویربرداری مغز تو این اختلالات شناخته میشه،نقش دارودرمانی پررنگ تر میشه...
 
این بحث که اول باید پیش روان‌شناس رفت یا روان‌پزشک یکی از بحث‌های چالش برانگیز کلاسای ما بود که حتی خود اساتید هم سر این قضیه اتفاق نظر نداشتن. یک عده می‌گفتن اول باید رفت پیش روان‌شناس و بعد اگر نیاز بود ارجاع داده بشه به روان‌پزشک و یک عده برعکس. جالب این‌که این موضع خیلی وابسته به تحصیلاتشون هم نبود و هم استاد روان‌پزشک داشتیم که می‌گفت اولویت با روان‌شناسه و هم بالعکس.
اما به شخصه با توجه به اطلاعاتی که تا الان دستگیرم شده بیشتر به این جواب رسیدم که زیاد مهم نیست اول به کدوم مراجعه می‌کنیم و مهم اینه که اون روان‌پزشک یا روان‌شناس خوب باشه و کارش رو به درستی انجام بده و وقتی می‌بینه فرد نیاز به ارجاع داره حتما او رو ارجاع بده و مراجع هم به این امر عمل کنه.
من با مطالبی که بالا گفته شد موافقم و گاهی روان‌درمانی کافی نیست و باید اول مداخله دارویی و پزشکی صورت بگیره.
اما یه سری مشکلات هم در برخی افرادی که اول به روان‌پزشک مراجعه می‌کنن وجود داره مثل اینکه گاهی افراد اون ساپورت بیولوژی رو دارن اما برای اینکه زودتر نتیجه بگیرن و یا در هزینه صرفه جویی کنن به دارو و روان‌پزشک رو میارن و خب گاهی روان‌درمانی میتونه درمان پایدارتر و موثرتری رو در بلندمدت برای فرد داشته باشه که خودشون رو از این محروم می‌کنن.
برعکسش هم مشکلاتی داره مثل این‌که روان‌شناس خوب نباشه، به خوبی تشخیص یا ارجاع نده، فرد به خاطر باورهای اشتباه نسبت به دارو و … از رفتن پیش روان‌پزشک اجتناب کنه، درمان نتیجه نده و فرد بیشتر ناامید بشه و … .
کلا درمان باید در یک تعامل سالم و همکاری بین مراجع و درمانگر چه روان‌شناس و چه روان‌پزشک صورت بگیره و این‌که کلا موضوعات سلامت روان خیلی پیچیده‌تر از چیزی هستن که بشه برای همه یک نسخه پیچید و یک جواب و راه‌حل رو به همه داد و کیس به کیس فرق می‌کنه. اینطوری نیست که بگیم من پیش این رفتم راضی بودم و شما هم همینو امتحان کنید :”
 
ام یه چیزی بگم از تجربه خودم. من خودم در برابر دارو گرفتن برای افسردگی و اضطراب خیلی گارد داشتم و می‌گفتم معتاد میشم(کلمه علمی بلد نیستم براش) و تا یه بازه طولانی ای هیچی مصرف نکردم و اون دوره کوتاهی که مصرف کردم هم خیلی دز پایینی بود. و خب در نتیجه در برابر مراجعه به روانپزشک هم گارد داشتم
این فکر من درسته؟ واقعا معتاد می‌شویم؟ یعنی می‌ارزه دارو گرفتن؟
یه سری داروهای خاصی فقط اعتیادآورن تو روان پزشکی
ولی اون ها رو هم چون در آخرهای دوران درمان، به یکباره قطع نمیکنه روانپزشکت، و تدریجی دوزشو کم میکنه تا بتونی سازش پیدا کنی، حل میشه عمدتا فکر میکنم.
 
یه باور اشتباهی که وجود داره اینه که هر اختلال روانی‌ای یک سری علائم خاص داره که برای همه آدم‌هایی که دچارشن به اون صورت خودشو نشون می‌ده.
در حالیکه اصلا این طور نیست. افسردگی، دوقطبی، اضطراب و اختلال‌های شخصیتی و غیره شاید هر کدوم تعریف خاصی داشته باشن اما با علائمی که تو منابع برای این‌ها نوشته شده نمی‌تونید تشخیص بدید کسی دچار اون اختلال هست یا نه.
ممکنه برای کسی تشخیص بیماری‌ای داده بشه که اون شخص علائم معمول اون بیماری رو نداشته باشه. فقط روانپزشک و روانشناس قادر به تشخیص این هستن. اونم نه در جلسات اول، نه تا وقتی که یه مقداری با شما آشنا شده باشن. خیلی اوقات افراد ممکنه علائم بیماری خاصی رو ناخودآگاه فیک کنن یا به سوالات تراپیستشون جواب غلط بدن بدون اینکه بدونن. این تشخیص یه مسیر طولانیه نه چیزی که بشه برای خودمون self diagnose کنیم.
هر وقت هم ناخوش احوالی‌ای داشتید برید پیش روانشناس. البته درستش اینه که همه در همه حالات روحی پیش روانشناس برن چون یه چیز لازم و ضروریه. مخصوصا تو جامعه ما که هیچکس از بیماری روانی بی‌نصیب نمونده.
فقط در صورتی به روانپزشک مراجعه کنید که روانشناستون ازتون بخواد.
و اکثر داروها اعتیادآور نیستن. حتی عوارض جانبی خاصی هم ندارن. دارو های معمول همشون دارو های safe ای هستن مگر اینکه مشکل حادی وجود داشته باشه. اکثرا تنها عارضه جانبی‌ای که ایجاد می‌کنن مشکلات خواب هست که اونم با روانپزشک صحبت می‌کنید که عوض می‌کنه براتون.
در کل لطفاً به سلامت روان خودتون اهمیت بدید و حتما مراجعه منظم به تراپیست داشته باشید چون اون روان رنجور و زخم‌خورده‌ای که ما داریم، هیچوقت خودش درست نخواهد شد و بدتر هم میشه اگر اهمیت ندید.
 
من راجب روند درست و اصولیش نمیدونم ولی تجربه خودم این مدلی بود که بخاطر یه داستانی رفتم پیش مشاور، مشاور فرستادتم روانشناس، روانشناس فرستادتم روانپزشک
فعلا یه سال و خورده‌ایه تو مرحله روانپزشک گیر کردم
اگر رفتم مرحله بعدی میام راجب اونم مینویسم
 
من راجب روند درست و اصولیش نمیدونم ولی تجربه خودم این مدلی بود که بخاطر یه داستانی رفتم پیش مشاور، مشاور فرستادتم روانشناس، روانشناس فرستادتم روانپزشک
فعلا یه سال و خورده‌ایه تو مرحله روانپزشک گیر کردم
اگر رفتم مرحله بعدی میام راجب اونم مینویسم
اگه این مرحله موفقیت امیز نباشه میری بعدی
بعدیش دیگه تیمارستانه

رفع اسپم:به نظر من آدم باید وقتی احساس مشکلاتی رو میکنه که بالاتر ذکر شد اول از همه باید به روانشناس مراجعه کنه
اگر روانشناس تشخیص بده ارجاع میده به روانپزشک
خیلی اشتباهه اگه همینطوری برین پیش روانپزشک و یهویی شروع کنین داروی روانی مصرف کردن
من بعد از اینکه از یه مسافرتی برگشتم,دچار افسردگی سهمگینی شدم که هنوزم باهامه, اره یه سال و شیش ماه میگذره و هنوز با منه و خب من مدت طولانی ای دارو خوردم و تاثیری نداشت و گاها حتی بدتر بودم ...
اصلا دارو خوردن همینطوری مستقیما به دستور روانپزشک به نظر من غلطه
 
درسته مهندس. چه معنی میده روانپزشک دارو تجویز کنه اصلا؟
منظورم اینه که مستقیما رفتن پیش روانپزشک غلطه
اول باید روانشناس تشخیص بده که واقعا نیاز هست به دارو یا نه
 
روانشناس صلاحیت تشخیص تجویز دارو نداره
اینکه چه دارویی تجویز بشه اره ولی اینکه دارو تجویز بشه یا نه چرا
فلسفه ارجاع دادن به روانپزشک از همین میاد
حالا شما راه جدیدی کشف کردی برو به جامعه جهانی معرفی کن
 
من بعد از اینکه از یه مسافرتی برگشتم,دچار افسردگی سهمگینی شدم که هنوزم باهامه, اره یه سال و شیش ماه میگذره و هنوز با منه و خب من مدت طولانی ای دارو خوردم و تاثیری نداشت و گاها حتی بدتر بودم ...
اصلا دارو خوردن همینطوری مستقیما به دستور روانپزشک به نظر من غلطه
یعنی رفتی پیش روان پزشک گفتی افسردگی داری برات دارو تجویز کرد؟
معمولا نقشه مغز یا حتی نوار میگیرن و طبق اون تجویز میکنن:<
 
معمولا نقشه مغز یا حتی نوار میگیرن و طبق اون تجویز میکنن
اهان راستی درباره این، اگه روان‌پزشکی این کار رو نکرد فکر نکنید تشخیص و درمانش کشکه. در واقع در اکثر بیماری‌های روانی نیازی به اون نقشه و نوار نیست.
 
اهان راستی درباره این، اگه روان‌پزشکی این کار رو نکرد فکر نکنید تشخیص و درمانش کشکه. در واقع در اکثر بیماری‌های روانی نیازی به اون نقشه و نوار نیست.
این فکر کنم برای افسردگی حاد یا وسواس باشه
در کل برای وقتی هست که فکر کنم اوضاع وخیمه
 
این فکر کنم برای افسردگی حاد یا وسواس باشه
در کل برای وقتی هست که فکر کنم اوضاع وخیمه
نه متاسفانه روتین شده برای خیلی از مطب‌های خصوصی. اینجورین که میگن اول نقشه مغز رو بگیرین با جواب نقشه برین پیش دکتر توی اولین ویزیت :))
 
من وقتی رفتم که افکار خودکشی جدی داشتم اونم نه از افسردگی از بابت ناتوانی در مقابل وسواس فکری 👍
از نیمه سال یازدهم تا آخر سال دوازدهم منظم مصرف میکردم
یه ساله که هر موقع وسواس میاد سراغم میخورم باز نمیخورم
 
Back
بالا