اعتراف میکنم کلاس اول یه جلسه رو غایب بودم که میگفتن دیکته چیه و فرداش دیکته گرفتن منم فک میکردم دیکته یعنی اینکه هر کلمه رو تو یه صفحه بنویسی بری صفحه بعدی. و اینطور شد که نیاز به تلاش گرفتم. اعتراف میکنم فک میکردم خارج یه جاده خاکیه که توش ذرت میکارن و فقط یه دانشمند عینکی رو شیشه ها ازمایش انجام میده. اعتراف میکنم فک میکردم ما باید از دماغمون نفس بکشیم نه دهن چون که داخل دماغ لباسشویی هس که هوارو میشوره. اعتراف میکنم فک میکردم اون ادراری که داخل بدنمونه توسط یه ماهی عصبانی کنترل میشه که به خودمون نشاشیم. اعتراف میکنم موقع حموم کردن چشامو میترسم ببندم. اعتراف میکنم وقتی بچه بودم فک میکردم کنکور کیکه.. دیگه فک کنید چقدر عجیب بودم😑😂