شکر نعمت نعمتت افزون کندیا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از دست حسود چمنش
دوست آن دانم که گیرد دست دوستدیریست ک دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکردیاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
حافظ
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باشمنم عاشق ،مرا غم سازگار است
تو معشوقی تو را با غم چکار است
