اعتراف می کنم که بارها نزدیک بوده لباسامو بزارم توی یخچال و غذاها رو بزارم توی ماشین لباس شویی!
اعتراف می کنم که همیشه وقتی میرم دستشویی با تصویر توی آیینه حرف می زنم و می گم و می خندم( بابامم همیشه کلی مسخرم می کنه)
اعتراف می کنم که دیکتم افتضاحه و همین دو سال پیش یه بار اسب رو نوشتم عصب !