مُحدثه، ۱۶۱۵۷

شروع موضوع توسط mohad_z ‏2018/7/23 در انجمن قفسه کتاب‌

  1. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    یادت باشد

    نویسنده: رسول ملاحسنی
    نشر: شهید کاظمی یا یه چیزی تو این مایه ها
    امتیاز من: ۲ از ۵
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ می‌زنم، فقط یه چیزی، از سوریه که تماس گرفتم چطوری بگم دوستت دارم؟ اونجا بقیه هم کنارم هستن، اگه صدای منو بشنون از خجالت آب میشم»؛ به حمید گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو می‌فهمم».
    ______________
    همیشه برام سوال بوده چرا کسی که میدونه همسرش قراره شهید شه و تا اخر عمر تنها بمونه باید تن به ازدواج بده! یه آدم چقدر میتونه روحش رو بزرگ کنه که از حق طبیعی زندگی در کنار همسرش بگذره!
    آیا این ظلم در حق خودشون نیست؟!
    ______________
    کتاب از همون روزی که رسید به کتابفروشی‌مون خیلی خوب فروش رفت، پس تصمیم گرفتم تو ساعات کاری خلوت‌تر بخونمش!
    راستش رو بگم داستان کلی خیلی خوب بود اما به نظرم خیلی خام و بعضا به قاعده رمانهای زرد نوشته شده بود!
    انگار نویسنده بنا به سلیقه شخصی هرجا رو دوست داشته توضیح داده و خیلی جاها سرسری صرفا از روش پریده و داستان انسجام لازم رو نداشت.
    خلاصه که نثر روان و خیلی بدی داشت، و به نظرم اگه توسط نویسنده با تجربه‌ای نوشته میشد میتونست خیلی جذاب شه.
     
    • لایک لایک x 7
  2. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    اکنون

    نویسنده: فاضل نظری
    نشر: سوره مهر
    تعداد صفحات: ۸۸
    امتیاز گودریدز: از ۵
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی: ایرانی، شعر، چالش ۱۰۰۰ کتاب، قرض گرفتم
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    ■ روزی
    هر قضاوت‌کننده‌ای
    قضاوت می‌شود
    "اکنون
    تو برای حساب کشیدن از خود بسنده‌ای..."

    ۴ سال پیش اولین اثر فاضل نظری با نام "آن‌ها" رو خوندم و بعد از اون ۴ جلد دیگه مجموعه را پشت سر‌هم خوندم.
    شاید اگر کسی پشت سر هم آثار رو خونده باشه متوجه شه که مضمون ابیات بسیار شبیه همه، یا یک سری کلمات کلیدی مدام تکرار شده!
    اما "اکنون" انگار از کلیشه اون کلمات دور شده (شاید هم به خاطر گذشت سال من متوجه نمیشم) و غزلها رنگ و بوی اجتماعی‌تری گرفته.
    احساس میکنم تک‌بیت‌های ناب تو شعرها کمتر شده اما اشعار ناب بیشتر!
    (اگر اشتباه نکنم تو یکی از نظراتم همون‌سالها نوشته بودم فاضل نظری استاد تک بیت‌های نابه!)
    سر رشته‌ای در ادبیات ندارم، اما به نظرم شعرها عراقی‌تر شده بود!
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/4/2
    • لایک لایک x 10
  3. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    چگونه نمیریم

    نویسنده: نادیا شه‌مهر
    انتشارات: چشمه
    تعداد صفحات: ۸۱
    امتیازِ من: ۴ از ۵
    دسته بندی: دارم، ایرانی، زنان، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "چگونه نمیریم" مجموعه‌‌ای از ۴۰ یادداشت درباره زندگی و ستایش زیستن در قالب‌ها و دیدگاه‌های مختلف است.
    بیشتر یادداشت‌ها حول محور "مرگ" میچرخه و این تضادی که بین مرگ و زندگیه برای توصیف و ستایش زندگی ترکیب جالبی ساخته بود.
    زاویه دید نویسنده رو دوست داشتم، اما با وجود کوتاهی‌اش و روانی نثر سخت خوان بود!
    حداقل من اینطور بودم که بعد از هر دو سه یادداشت باید کتاب رو کنار میگذاشتم چون سنگینی خاصی داشت!
    بعضی از یادداشت‌ها بسی قابل تامل بود و بعضی از یادداشت‌ها هم منو یاد کتاب "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" مینداخت.
    همونطور که بعضی از یادداشت ها رو بسیار دوست داشتم و قابل تامل بود برام، از برخی دیگه صرفا رد شدم، چون انگار باید تو حال و هوای نویسنده باشی تا بهتر درکش کنی!
    در کل کتاب خوبیه و ارزش حداقل یکبار خوندن رو داره!
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/4/2
    • لایک لایک x 7
  4. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    انگار خودم نیستم

    نویسنده: یاسمن خلیلی‌فرد
    انتشارات: ققنوس
    تعداد صفحات: ۴۴۰
    امتیاز گودریدز: ۳.۴۱ از ۵
    امتیازِ من: ۴.۵ از ۵
    دسته بندی: دارم، ایرانی، زنان، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    انگار خودم نیستم حکایت آدمهایی که روح شون و خودشان پیر شدن اما فکر و دلشون هنوز تو خاطرات گذشته گیر کرده (مث عکس جلد!)
    آدم‌هایی که غرق افکارشون شدند و این تفکرات رو به واقعیت‌ها و حرف زدن ترجیح میدند.
    کتاب، داستان هفت شخصیت است اما هر کدام با قصه های پشت سرشان می توانند به طور کلی یک جامعه را در بر بگیرند و نماد یک جامعه باشند، در واقع ما با یک داستان ملودرام و خوش‌خوان کاملا ایرانی و معاصر از جنس خودمون و روزمرگی‌هایمان روبه‌رو هستیم!
    با اینکه ۷ نفر راوی داستان هستند اما همه چیز ساختار منسجم و منظمی داره، هیچ اتفاق یا شخصیتی اضافه نیست و این تعدد راویان نه تنها گیج کننده نیست بلکه همین که یک روایت از زوایای مختلف بیان میشه باعث جذابیت کتاب شده.
    و خب درست همونجایی که فکر میکنید همه چیز داره به خوبی و خوشی پیش میره همه معادلاتتون بهم میخوره که این خودش یه پایان به نظر من باشکوه رو رقم میزنه چون کتاب تو شیب داستان‌های "آنها تا اخر عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند"، نمیوفته!
    رد و پای پیشینه هنری نویسنده تو شخصیتها و فضاسازی‌ها دیده میشه، به طوری که یک شخصیت (علیرضا) کاملا در عرصه سینما فعاله!
    داستان از دید دو نسل پیش میره، آدمهایی که همونقدر که بالغ و روشن‌فکر و تحصیل کرده‌اند میتونند احساسات و گفت‌وگوهای بچگانه داشته باشند! آدمهایی که از قشر عادی جامعه اند و قهرمان نیستند بلکه مثل همه آدمهای دیگه با بیماری، دوری، افسردگی،مرگ و غم دست و پنجه نرم میکنند.
    من قلم شیوای نویسنده و ساختار کلی داستان رو بسی دوست داشتم و واقعا پیشنهاد میکنم کتابو ^___^
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/4/2
    • لایک لایک x 8
  5. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    انسان، جنایت و احتمال

    نویسنده: نادر ابراهیمی
    انتشارات: روزبهان
    تعداد صفحات: ۱۲۵
    امتیاز گودریدز: ۳.۴ از ۵
    امتیازِ من: ۳.۲۵ از ۵
    دسته بندی: دارم، ایرانی
    سال مطالعه: ۲۰۱۷

    "جان مایه این داستان بلند، جنایتی احتمالی است که در منطقه خراسان، در روستا لاجورد .... در این کتاب ضمن تصویر ابعاد مختلف ماجرا و پرداخت صحنه جنایت احتمالی و برشمردن عوامل و علل جنایت و بازگویی تنگناهای حقوقی و اجتماعی که اغلب به جنایت منتهی می شود; بی توجهی و بی دقتی مجریان قانون، به هنگام ضرورت بازگو میشود و چهره کریه فقر نیز تصویر میشود..."

    نادر ابراهیمی _خدا بیامرز!_ قلم ساده دلنشینی دارد.

    این کتابش رو بعد از "یک قصه معمولی و قدیمی در باب جنایت" خوندم. تو هردو داستان یک جنایت بازگو میشد، در هردو پارادوکس هایی دیده میشد اما این کتاب به جذابیت اون یکی (!) نبود! چون خیلی کشش داده بود، هی تکرار مکررات میکرد و فصل آخر که به نظرم یه چالش و نقطه اوج میتونست برای داستان باشه خیلی سرسری جمع بندی شده بود، انگار میخواسته داستان رو زود تموم کنه.

    داشتم فکر میکردم نادر ابراهیمی نویسنده موفقیه چون شخصیت ها رو خلق میکنه، اونها رو رشد میده و بعد شروع میکنه به متزلزل کردنشون و وجهشون رو به طرز قابل درک و باوری عوض میکنه، و این به نظرم بسی دل نشین و دوست داشتنیه!
     
    • لایک لایک x 9
  6. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    سرگذشت آب و آتش، مهرگان

    نویسنده: بهار برادران
    انتشارات: پر
    تعداد صفحات: ۶۲۸
    امتیاز گودریدز: ۴.۳۵ از ۵
    امتیازِ من: ۴ از ۵
    دسته بندی: pdf، ایرانی، زنان، عاشقانه، تاریخی، چالش۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "مهرگان، سرگذشت آب و آتش" حکایت عشقی شاید به بلندای تاریخ ایران است.
    مهرگان، رمان عاشقانه‌ایست که با تاریخ ایران گره خورده. کتابی که وسعت و عظمت خسرو انوشیروان ساسانی و به سادگی جمله "دوستت دارم" و به پیچیدگی تابوشکنی‌ها و مقاومت‌ها و جنگیدن‌ها!
    کتاب نثر شیوا، روان و جذابی داره و اگه وقت کافی رو داشته باشید برخلاف حجم زیادش میتونید خیلی سریع مطالعه‌اش کنید و لذت ببرید.
    بخش تاریخی کتاب بر اساس تاریخ و گاها با توجه به سلیقه نویسنده تقدم‌ها و تاخرها جا به جا شده و با توجه به شناخت نسبی ای که از نویسنده دارم، منابع و مآخذ و متن کتاب مشخصا هوشمندی و زحمت زیادی برای جمع آوری اطلاعات، چینش وقایع و ساختار بندی کشیده شده (البته هوشمندی به کار میره) اما بخش عاشقانه کتاب بر پایه تخیل نویسنده‌است که اتفاقا همین بخش با همه سادگیه پیچیدش باعث لذت بخش‌تر شدن این تاریخ شده.
    راستش من طرفدار رمانهای عاشقانه نیستم، لذا شخصا ترجیح میدادم روی بخش تاریخی و اجتماعی مانور بیشتری داده میشد، در واقع دوست داشتم فضاسازی‌های پررنگ‌تری از قصر ساسانیان و شهر تیسفون ببینم، یا مثلا چند عکس تاریخی در انتها کتاب از حال و هوای آن روزها.
    چیزی که از لحاظ اجتماعی تو کتاب برام جالب بود، سن افراد و متناسب با آن دیدگاهشون به زندگی بود! پوریا ۲۰ سال داره اما رویای پادشاهی‌ای به قاعده پادشاهی کوروش در سر می‌پروراند، ما هم ۲۰ سال داریم و... آیا انسان‌ها در طول تاریخ دچار زوال عقلی شدند یا این ماییم که نمیخواهیم به دیدمون وسعت ببخشیم؟!
    میگن: " که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها"
    تو این رمان هم این دو قاعده رعایت شده اما من دوست داشتم این سوز و گذاره و سختی‌ها بیشتر نشون داده بشه، چون دوجا احساس کردم خیلی سریع از روی مسائل عبور کردند. (البته اینطور که به نظر میاد دو کتاب دیگه قراره روی همین غم فراق و مشکلها مانور داده بشه)
    و اما چیزی که کتاب رو واقعا برام جذاب کرد، پایان‌ خوبشه! خوب و نا به جا (در معنای مثبت)!
    درست همونجایی که داریم به یک داستان شاهزاده و شهربانو خوشبخت‌ش میرسیم تا به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند، همه معادلات ما بهم میریزه و کتاب تموم میشه!
    به نظرم پایان هوشمندانه‌ایه چون خواننده رو مجبور میکنه بره سراغ بقیه کتاب‌ها (آبانگان و آذرگان).
    من این کتاب رو پیشنهاد میدم، چون مقدمه‌ایست بر یکی از بخش‌های از نظر من باشکوه و طلاییه ایرانه و عاشقانه‌ای که همراهش داره میتونه مخاطب رو مدتی از این روزمرگیها دور کنه!
    از نظر من این کتاب ارزشمنده چون آدم‌ها رو به طور غیر مستقیم با تاریخ کشورشون آشنا میکنه، تاریخی که شاید همه اطلاعات ما از آن در حد کتابهای تاریخ فراموش شده دبیرستان باشه.

    پ.ن۱: با این همه نظری که دادم احساس میکنم تا دو جلد دیگه رو نخونم نمیتونم درست نظر بدم :))

    پ.ن۲: من کتاب رو روی اپلیکیشن طاقچه خوندم و واقعا چشمام به فنا رفت :))

    پ.ن۳: این کتاب توسط یک سمپادی به رشته تحریر در آمده است، #حمایت_کنیم.
     
    • لایک لایک x 5
  7. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    هر دو در نهایت می‌میرند

    نویسنده
    : آدام سیلور
    مترجم: میلاد بابانژاد و بانو (الهه مرادی)
    انتشارات: نون
    تعداد صفحات: ۳
    امتیاز گودریدز: ۴.۱۴ از ۵
    امتیازِ من: ۴.۵ از ۵
    دسته بندی: دارم پیشنهاد میکنم، جوان (نو جوان)، چالش۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    اسکار وایلد:" زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین"
    ️"هر دو در نهایت می‌میرند" کتاب ساده‌ایست که صرفا بیست و چهار ساعت آخر "متیو" و "روفوس" رو به شیوه‌ای جذاب روایت میکنه.
    چیزی که کتاب رو منحصر به فرد میکنه اینکه شما از همون اول آخر داستان رو متوجه میشید اما با این حال در آخر شگفت زده میشید!
    کتاب پارادوکسی از مرگ و زندگیه و این تضاد رو در قالب شخصیت‌های اصلی و فرعی به خوبی نشون داده.
    شخصیت‌های کتاب دو دسته‌اند:
    اول کسانی که قاصد مرگ با آنها تماس گرفته
    دوم کسانی که قاصد مرگ امروز با آنها تماس نگرفته
    دسته اول باز به زیر دسته‌های مختلفی تقسیم میشوند که نمودی از برخورد آدم‌ها با مرگ است.
    اما چیزی که داستان رو دل‌نشین میکنه اینکه اون احساسات عجیب و غریب توام با ترس آدمایی که قراره بمیرند، تو داستان کاملا مشهود و ملموسه.
    که قطعا ترجمه خوب بانو مرادی و آقای بابانژاد در انتقال این حس بی تاثیر نبوده.
    به طور کلی مفهوم کلی این کتاب ستایش زندگی در قالب مرگ و آدم‌های دم مرگه اما به نظرم کتاب یک مفهوم دومی هم دارد که در پس زمینه داستان و در قالب شخصیت‌های جانبی بهش پرداخته شده و اون مفهوم "کارما" است! اینکه چقدر زندگی آدم‌ها بهم پیوسته است و دنیا با همه بزرگی‌ش شاید کوچکتر از چیزی باشه که ما فکر میکنیم.
    "آخرین پیام من اینه: کسایی رو که دوسشون دارین پیدا کنین و جوری زندگی کنین که انگار هر روز خودش یه زندگی تازه است."
     
    • لایک لایک x 7
  8. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    مصیبت‌های شاغل بودن

    نویسنده: آلن دوباتن
    مترجم: محمد کریمی
    انتشارات: کتابسرای نیک
    تعداد صفحات: ۸۸
    امتیاز گودریدز: ۳.۹۶ از ۵
    امتیازِ من: ۳ از ۵
    دسته بندی: دارم، زندگی، چالش۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "مصیبت‌های شاغل بودن" از اون کم حجم‌های مقویه! کتابی کوتاه و خوش خوان با ترجمه‌ای تمیز.
    کتاب ده فصل داره، فصل اول مقدمه و فصل آخر نتایج و جمع بندیه.
    تو ۸ فصل دیگه جنبه‌ها و مصیب‌های شاغل بودن بررسی میشه که عبارتند از:
    تخصصی شدن/استاندارد کردن/ تجاری سازی/ مقیاس/ رقابت/ همکاری/ برابری فرصت و شایسته‌سالاری
    بعضی از فصل‌ها رو خیلی خوب درک میکردم اما بعضی بخش‌ها گیج میشدم و احساس میکردم هنوز راه درازی پیش روی منه تا به درکشون برسم.
    این کتاب فقط برای شاغلین نیست، بلکه خوندنش به نظرم برای هرکسی که میخواد یه کاری ، خصوصا گروهی، رو شروع کنه واجبه!
    به نظر من یه سری استراتژی‌ها و راهکارها بین داستانها و توضیحات کتاب هست که به کار گیریشون توی زندگی روزمره میتونه موثر باشه.
    ×بعدها حتما کتاب رو باز میخونم.
     
    • لایک لایک x 9
  9. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

    نویسنده: اوریانا فلاچی
    مترجم: رویا گوهربین
    انتشارات: نگاه
    تعداد صفحات: ۱۵۰
    امتیاز گودریدز: ۳.۱۹ از ۵
    امتیازِ من: ۳ از ۵
    دسته بندی: قرض گرفتم، زنان، دوست ندارم، دوباره میخونم
    سال مطالعه: ۲۰۱۶

    مادر بودن، یک وظیفه اخلاقی نیست، یک وظیفه بیولوژیکی هم نیست، یک انتخاب آگاهانه است.
    .
    .
    کتاب پارادوکسی از خواستن و نخواستن است در فضایی تاریک، تنش‌زا و یاس آلود!
    نمیتونم بگم قشنگه چون لذت نبردم، به نظر من بیشتر از اون کتاباس که اسم در کرده، من کتاب رو می فهمیدم، درد اون زن رو می فهمیدم اما درکش نمیکردم و اصلا براش ناراحت نمیشدم! چون به نظرم کتاب حمایت از یه سری ایده های فمنیستی بود، چون تعریفی که از "مادر بودن" یاد گرفتم شبیه چیزی که تو این کتاب خوندم نبود و این خودخواهی شخصیت اصلی رو نمی‌تونستم هضم کنم.
    .
    .
    یه دوستی میگفت:" هر زنی باید ۳ بار این کتاب رو بخونه! وقتی مجرده، وقتی بارداره و وقتی بچه‌اش به دنیا اومد. چونه هربار درس تازه‌ای از کتاب میگیره!"
    ×دوباره خواهم خواند
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏2019/5/17
    • لایک لایک x 8
  10. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    مامور سیگاری خدا

    نویسنده: محسن حسام مظاهری
    انتشارات: افق
    تعداد صفحات: ۱۵۱
    امتیاز عمومی گودریدز: ۳.۰۶ از ۵
    امتیازِ من: ۴ از ۵
    سال مطالعه: ۲۰۱۷ (یا ۱۶)


    بعضی راننده‌ها خوش اخلاقن، بعضیا بداخلاق. بعضیاشون غُر میزنن و بعضیا کلی حرفای قشنگ برات دارند.
    اما بی‌شک یکی از بزرگترین عرصه تحلیل‌های سیاسی_اجتماعی و البته حل مسائل رو میشه تو جمع‌های کوچیک تاکسی دید! محسن حسام مظاهری، یک جامعه‌شناس، این بحث‌ها رو تو تاکسی‌های شهرهای مختلف رو ضبط کرده و در قالب داستان‌های کوتاه تو این کتاب منتشر کرده، یه جور تاکسی نگاری!
    خودشون هم اول کتاب گفتند که داستان نویس نیستند و صرفا راوی هستند.
    کتاب جالبی بود و نثر روانی داشت، میشه دو سه ساعته خوندش و لذت برد!
    به نظر من داستان‌ها_خصوصا آخری_ انعکاسی از جامعه ماست.
     
    • لایک لایک x 9
  11. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    شرمنده نباش دختر

    نویسنده: ریچل هالیس
    مترجم: هدیه جامعی
    انتشارات: کوله پشتی
    تعداد صفحات: ۲۲۳
    امتیاز گودریدز: ۴.۱۳ از ۵
    امتیازِ من: ۵ از ۵
    دسته بندی: دارم، زندگی، زنان، دوست دارم، پیشنهاد میکنم، چالش۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    قدیمی‌ترین کارتونی که یادم میاد در مورد دختری بود که با نامادری و خواهرای بدجنس‌ش زندگی میکرد اما یه روزی خوش‌بخت ترین دختر دنیا شد، چون رویاهاش رو باور داشت.
    من این کارتون رو بارها و بارها در دوران طفولیت دیدم و بسی دوسش داشتم و برام الهام بخش بوده.
    .
    ‌‌.
    کتاب #شرمنده_نباش_دختر با ترجمه خوب بانو #هدیه_جامعی در سه بخش کلی بهانه‌ها، رفتارها و مهارت‌ها بهتون میگه چطور میشه به اهداف‌تون هرقدر بزرگ دست پیدا کنید!
    #ریچل_هالیس از مشکلات، تفکرات غلط و بهانه‌هایی که مانع رسیدن به اهدافمون میشه میگه و بعد با مثال‌هایی از زندگی خودش بهمون راهکار و انگیزه میده.
    یکی از بهترین الگو‌هایی که تو کتاب گفته الگو ۱۰،۱۰،۱ است که تو عکس بعدی می‌تونید ببینید.
    .
    .
    اگه بخواهم با #کتاب_خودت_باش_دختر مقایسه‌اش کنم خیلی پخته‌تر و از نظر من کاربردی‌تره چون روی یک موضوع خاص تمرکز کرده و با همون قلم تسلی بخش هالیسی‌اش به شما انگیزه برای ادامه مسیر میده
    .
    .
    در موازات این کتاب، کتاب #هوش_مثبت از دکتر #شیرزاد_چمین (#کلک_آزادگان #حمیدا) میخوندم که احساس میکردم باعث تاثیر بیشتر میشه، خیلی از چیزایی که ریچل هالیس در قالب تجارب زیسته‌اش توضیح داده بود، دکتر چمین به صورت روان‌شناسانه و علمی بهش پرداخته بود!
    .
    .
    خلاصه که این کتاب رو به همه خانومها، دختر دارها و آقایون توصیه میکنم. باشد به راه راستِ هدف‌های خوب و خیرمون هدایت شویم.
    (بلند بگوووو آآآمین )
     
    • لایک لایک x 6
  12. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    ما همه باید فمینیست باشیم

    نویسنده: چیماماندا انگوزی آدیشی
    مترجم: مریم طباطباییها
    انتشارات: کوله پشتی
    تعداد صفحات: ۵۴ (اصل مطلب ۲۳ صفحه)
    امتیاز گودریدز: ۴.۴۶ از ۵
    امتیازِ من: ۴ از ۵
    دسته بندی: دارم، زنان، پیشنهاد میکنم، چالش۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "بنابراین تصمیم گرفتم از آن به بعد یک فمینیست آفریقایی شاد باشم که از مردان بیزار نیست. در بعضی مواقع من فمینیست آفریقایی شادی بودم که علاوه بر اینکه از مردها بیزار نیست، برق لب می‌زند و پاشنه بلند می‌پوشد، آن هم فقط به خاطر دل خودش و نه برای مردان"
    ما همه باید فمینیست باشیم که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون در حوزه مطالعات جنسیتی است، در واقع ترجمه یکی از سخنرانی‌های چیماماندا انگوزی آدیشی در سال ۲۰۱۲ TEDxEuston است.
    کتاب رو میشه در کمتر از یک ساعت خوند اما باید باهاش زندگی کرد.
    درس اصلی که من از این کتاب گرفتم این بود:
    اگه از وضعیت فرهنگی موجود ناراضی‌ای، فرزندانت رو طوری تربیت کن که ادامه دهنده راه و تفکرات اشتباه والدین یا گذشتگان‌ نباشند. این که تغییر از خود افراد شروع میشه!
    جالبه خیلی از این مفاهیم رو ما تو قرآن داریم، کتابی که بیش از ۱۴۰۰ سال پیش نازل شده!
    ×فکر میکنم اگه تو یوتیوب سرچ کنید سخنرانیشون پیدا شه، اگه حوصله خوندنش رو ندارید توصیه میکنم ببینیدش، خالی از لطف نیست (:
     
    • لایک لایک x 2
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  13. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    خانه مغایرت

    نویسنده: محمّدعلی جعفری
    انتشارات: شهرستان ادبش
    تعداد صفحات: ۱۵۱
    امتیازِ من: ۴ از ۵
    دسته بندی: دارم، ایرانی، طنز، پیشنهاد میکنم، چالش۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "خولیسم خولیسم است دیگر؛ چه خواب باشه چه بیدار."
    خانه مغایرت یه کلیشه برعکس در قالب طنزه!
    اغلب کتاب‌ها، فیلم‌ها و جوک‌های ما در مورد عروس و خانواده شوهر است و این‌بار تو این کتاب از گله‌ها و سختی‌های تازه داماد یزدی میخوانیم!
    پسری از خانواده امروزی‌تر که وارد یه خانواده شلوغ سنتی میشه و تقابل مدرنیته و سنت رو میشد به خوبی تو فضای دوتا خانواده حس کرد.
    خانه مغایرت ملغمه‌ای از کتاب‌های مورد علاقه منه، صفا و صمیمیت آب‌نبات هل دار، سبک نگارشی مشابه قصه‌های امیرعلی و البته تکرار به‌جای یک‌سری کلمات که منو یاد سال بلوای عباس معروفی مینداخت (هرچند محتوای این دوتا کتاب هیچ ربطی بهم نداره)
    من کلا کتاب رو خیلی دوست داشتم، چون خیلی از خاطرات و یا ایده‌هایی که تو کتاب مطرح میشد رو تجربه کردم :))
    اما فصل آخر! احساس کردم خیلی یهو کتاب تموم شد، یعنی دوست داشتم کتاب حجیم‌تر می‌بود و بین فصل آخر و ماقبلش یه فصل بود تا بیشتر در مورد فراز و فرود‌های عملی کردن ایدش میخوندم. اما با این‌حال از لحاظ جمع کردن داستان، پایان درستی داشت.
    چوب بستنی‌های طرح جلد و کلا طراحی جلد و خط خوب کتاب رو خیلی دوست داشتم، فقط کاش سفید نبود کثیف میشه خب :))

    ×راستی قیمت کتاب ۱۲۵۰۰ تومان است و می‌تونید از ادب‌بوک سفارشش بدید خیلی سریع میارن ;;)
     
    • لایک لایک x 7
  14. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,883
    امتیازات:
    +15,422 / -389
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    شهیدبهشتی
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    نام تمام مردگان یحیاست

    نویسنده: عباس معروفی
    انتشارات: گردون (افست)
    تعداد صفحات: ۲۲۴
    امتیازِ من: ۴ از ۵
    دسته بندی: دارم، ایرانی، عباس معروفی، پیشنهاد میکنم، چالش۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "بعضی مردم معتقد بودند خدا او را به دنیا آورده تا رنج‌ها ‌و مصائب چند پیامبر عزیزش را در او مرور کند، ببیند آستانه تحمل یک آدم کجاست؟ کجا میشکند؟ بار کدام شان را می تواند یک تنه به دوش بکشد؟ بعد یکی یکی به بارش افزوده، خواسته ببیند بار چندتاشان را می کشد؟ این اشرف مخلوقات چقدر کوه است؟ چقدر دریا؟ چقدر بیابان؟ اگر نیست چرا اسمش اشرف مخلوقات است؟"
    .
    "نام تمام مردگان یحیاست" ، که نگارشش ۳۰ سال زمان برده، یک داستان غم‌انگیزه اما برخلاف سفمونی مردگان و سال بلوا، تاریک نیست!
    کتاب نثر روانی داره، و اونقدر جذابه که بشه یک‌نفس خوند اما به نظرم فصل آخرش سبک بیان و لحن کمی تغییر میکنه و تا خواننده میاد ارتباط برقرار کنه کتاب تموم میشه!
    کتاب آمیزه‌ای از امروز و دیروز، خیال و واقعیت (مثل تماما مخصوص) و تلفیقی از اساطیر و انسان‌های زمان ماست (مثل سال بلوا) که همه این‌ها کنار هم داستان را شاعرانه‌تر و دل‌انگیزتر میکند.
    به نظرم فقط عباس معروفیه که می‌تونه تو یک کتاب بارها و بارها یک روایت رو از یک زاویه نقل کنه و خواننده هر بار مثل همون بار اول لذت ببره!
    "اینها معجزه نیست؟!"
    عنوان کتاب از یکی از اشعار زنده یاد محمدعلی سپانلو گرفته شده، این رمان از دل سال بلوا عبور میکنه و در حواشی حوادث بار دیگر با سرهنگ نیلوفری، دکتر معصوم و حسینای کوزه‌گر ملاقات میکنیم. اگر سال بلوا را خوانده باشید با این ظرافت اشارات و تداخل دو داستان عشق میکنید، اما این‌طور نیست که اگه سال بلوا رو نخونده باشید متوجه داستان نشید.
    پایان‌بندیِ "اینتراستلار طور" کتاب رو خیلی دوست داشتم، هر چند توقع داشتم تو یه نقطه اوج باشکوه‌تری تموم شه و من‌ِ خواننده رو در حاله‌ای از ابهام بذاره.
    پ.ن: باید یک روز برم سنگسر!

    "داستان زندگی اینها قصه نبود. نه‌. شاید اسطوره بود که همه آدم‌ها را به یک نظر واحد برساند. ولی نه. اسطوره هم نبود. افسانه بود؛ افسانه‌ای که به واقعیت شباهت داشت."

    نام تمام مردگان یحیی است
    نام تمام بچه‌های رفته
    در دفترچه دریاست
    بالای این ساحل
    فراز جنگل خوشگل
    در چشم هر کوکب
    گهواره‌ای بر پاست
    بی‌خود نترس ای بچه‌ی تنها
    نام تمام مردگان یحیی است...

    زنده یاد محمد‌علی سپانلو​
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏2019/6/11 در 21:11
    • لایک لایک x 5