مُحدثه، ۱۶۱۵۷

شروع موضوع توسط mohad_z ‏2018/7/23 در انجمن قفسه کتاب‌

مدیران: مار
  1. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    شیاطین و فرشتگان

    نویسنده
    : دن براون
    مترجم: :-?
    نشر: تندیس
    تعداد صفحات: ۴۵۷
    امتیاز گودریدز:۳.۸۷ از ۵
    امتیاز من: ۵ از ۵
    دسته‌بندی من: مورد علاقه، می‌خوام بخرم، پیشنهاد میکنم، فانتزی_تاریخی، علمی_تخیلی، نمادین، فیلم داره
    سال مطالعه: ۲۰۱۵

    در حال حاضر دن براون تنها نویسنده ای که منو ب وجد میاره، کتاب ترکیب جالبی از علم، مذهب و تاریخ بود!
    مهمترین ویژگی داستان غیرقابل پیش بینی بودن اون ب معنی واقعی کلمه است! درست اون جایی ک تو تا ته داستانو حدس میزنی همه معادلات بهم میخوره!
    من این کتابو از همه کتابای دن براون بیشتر دوست داشتم:RedHeart
     
    • لایک لایک x 15
  2. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

    نویسنده
    : نادر ابراهیمی
    نشر: روزبهان
    تعداد صفحات: ۱۱۱
    امتیاز گودریدز: ۳.۶۹ از ۵
    امتیاز من: ۳ از ۵
    دسته‌بندی من: دارم، ایرانی، عاشقانه، شاید‌باز‌بخونم، چالش‌۱۰۰۰کتاب
    سال مطالعه:۲۰۱۸

    "بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم" (داستان عاشقی پسر مردی کشاورز است که سخت دلباخته دختر خان شده است و هنگامی این داستان را روایت می کند که عشقش (هلیا) پس از گذر روزها از فرارشان از شهری که در آن کودکی خود را به دست جوانی سپرده بودند ، او را تنها رها کرده و به خانه بازگشته بود.مرد عاشق به شهری باز می گردد که روزگاری به خاطر عشقش از آن گریخته بود و از آن طرد شده بود.به شهری که دوستش می داشت...و می گوید هیچ عشقی ماندگارتر از عشق به خاک نیست...حتی عشقی که برایش از خاکت بگذری ! )
    با این حال کتاب داستان محوری نیست، بیشتر از این که داستان داشته باشه مملو از جملات فلسفی و عاشقانه.
    کتاب کلافی پیچیده است از زمان‌ها و مکان‌ها که تلاقی‌شون باعث سردرگمی میشه!
    به نظرم در کل کتابی نیست ک با ی بار خوندن بشه فهمیدش چون در عین سادگی خیلی پیچیدس :))
     
    آخرین ویرایش: ‏2018/9/14
    • لایک لایک x 12
  3. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    آفتاب در حجاب

    نویسنده
    : سید مهدی شجاعی
    نشر: نیستان
    تعداد صفحات: ۲۳۸
    امتیاز گودریدز: ۴.۱۵ از ۵
    امتیاز من: ۵ از ۵
    دسته‌بندی من: دارم، ایرانی، مذهبی،زنان، جنگ
    سال مطالعه:۲۰۱۶ و ۲۰۱۳ و هر سال محرم

    بی نظیر بود!
    من با این کتاب واقعه عاشورا را با بند بند وجودم درک کردم!
    اونقدر دوست داشتنیه واسم که نمیدونم دقیقا چی باید بگم، شده اونقدر شیفته بشی که زبونت بند بیاد؟
    شده احساس غرور کنی و بغض کنی؟
    شده از غم احساس کنی دلت رو دارن ریش ریش میکنن؟
    من همه این ها رو با این کتاب درک کردم :]
    پ.ن:این کتابو هر وقت دلم تنگ میشه می خونم!
    ی جورایی ارامش‌بخشه.
     
    • لایک لایک x 11
  4. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    خون مردگی

    نویسنده
    : الهام فلاح
    نشر: چشمه
    تعداد صفحات: ۲۲۴
    امتیاز گودریدز: ۳ از ۵
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی من: دارم، ایرانی، عاشقانه، جنگ، زنان، مورد علاقه، پیشنهاد میدم، چالش۱۰۰۰کتاب
    سال مطالعه:۲۰۱۸

    "خون مردگی" روایت عاشقانه و متفاوتی از جنگه،
    تو این کتاب قرار نیست جملات فلسفی و ناب بخونید، فقط قراره با ابتسام، عامر و برهان تو سه دهه متفاوت همراه شیم!
    داستان خوش ساخت و روانی که در سه دهه ۶۰، ۷۰ و ۹۰ از دید راوی روایت میشه.
    شخصیت پردازی، توصیفات و البته گویش جنوبی_عراقی کتاب اونقدر قوی و پخته بود که من به عنوان خواننده نه تنها خسته نمی‌شدم بلکه بیشتر و بیشتر مجذوب میشدم.
    داستان کتاب هم ریتم منظم و صعودی داشت، ترتیب وقایع و شرحشون کاملا به جا بود و از اون دست کتاباییه که هیچ چیز کم یا زیادی‌ای نداره، راوی همزمان از هر سه شخص روایت می‌کنه اما این تغییر دیدگاه راوی اصلا گیج کننده یا ساختارشکن نیست.

    این کتاب جز اون دسته کتابایی بود ک احساسات من رو برانگیخت و اشکمو دراورد :))

    پ‌ن۱: از حق نگدریم ی ایراد به کتاب وارده، اوایل فصل سه کتاب از حال و هوای جنگ و جنوب خارج میشه و ی حس و حال متفاوتی نسبت به کل کتاب میگیره ک یکم شبیه داستان‌های عامه پسند و رمانهای زرد میشه اما این همش ۱۰_۱۵ صفحه‌س ک خدا رو شکر سریع حل میشه :))

    8->خطر اسپویل نخونید! :
    من ۵۰ صفحه اول حدس زدم ک برهان و ابتسام مزدوج میشن و بعد تا ستاره رو شناختم حدس زدم پدرش عامره :))
     
    آخرین ویرایش: ‏2018/9/16
    • لایک لایک x 6
  5. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    مغازه خودکشی

    نویسنده: ژان تولی
    مترجم: احسان کرم‌ویسی
    نشر: چشمه
    تعداد صفحات: ۱۱۴
    امتیاز گودریدز: ۳.۵۶ از ۵
    امتیاز من: ۴.۵ از ۵
    دسته‌بندی من: مورد علاقه، مجتبی‌داره، پیشنهاد میکنم، طنز، چالش۱۰۰۰کتاب، فیلم
    سال مطالعه: ۲۰۱۸

    "آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگ‌تان موفق باشید."
    مغازه خودکشی، داستان ساختارشکنی‌ها در قالب یه طنز تلخ و تاریک اما جذابه!
    ی یه کتاب جذاب و خوش‌خوانه که خوندنش چند ساعت بیشتر وقت‌تون رو نمیگیره!
    به نظرم از یه جایی اما جذابیت‌ش رو از دست میده و دچار افت میشه اما هم‌چنان جالبه و یه ایراد دیگه که به کتاب وارده اینکه خیلی شتاب زده از اتفاقات و شخصیت‌ها گذر کرده، شاید میشد کمی کتاب رو حجیم تر اما پر ماجراتر کرد!
    چیزی که تو کتاب برام جالب بود شعور مردم در رجوع به مغازه خودکشی بود، اینکه آدم‌ها تنها قاتل خودشون بودند!
    کتاب با جمله " خودش را رها کرد" به پایان می‌رسه و من دوست دارم فکر کنم این رها شدن به معنا آسودگی خیاله و نه خودکشی :((( هر چند از نظرم خیلی پایان خوبی میومد :)))
    بعدن نوشت: راستی گویا انیمیشن این کتاب هم ساخته شده، اگه حوصله خوندن کتاب‌ش رو ندارید لااقل انیمیشن‌ش رو ببینید!
     
    • لایک لایک x 9
  6. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    منگی

    نویسنده: ژویل اگلوف
    مترجم: اصغر نوری
    نشر: افق
    تعداد صفحات: ۱۱۲
    امتیاز گودریدز: ۳.۷۵ از ۵
    امتیاز من: ۴.۵ از ۵
    دسته‌بندی من: مورد علاقه، دارم، پیشنهاد میکنم، طنز
    سال مطالعه: ۲۰۱۸

    "باید هوای گند یه شب قطبی رو تصور کنی. روزهای قشنگ ما شبیه همونه"

    "احمق دوست داشتنی من!"
    این دو واژه کاملا احساسات من در مورد کتاب رو بیان میکنه :))

    همه میگن داستان در مورد یه پسره، یه کارگر که با مادربزرگ‌ش تو محله‌های پایین شهر زندگی میکنه! اما من میگم با توجه به فضای توصیف شده تو کتاب داستان دقیقا از زبون همون سوسک روی جلده!
    و خوندن کتاب با این دید، برام جذاب, خنده دار و گیج کننده بود! و اینجوری میشد کاملا منگی رو حس کرد :D
    کتاب یه فضای تاریک و کثیفِ آخر الزمانی داره، شاید آینده انسان‌ها با این وضعی که پیش میرن یه چیزی تو همین مایه‌ها بشه
    ب نظر من کتاب با همه کوچیکیش توش کلی فلسفه بزرگ داشت! و همین طنز تلخش رو شیرین تر میکرد.
    علاوه بر اون زبان ساده‌ش و توصیفات دقیق‌ش باعث خوش‌خوان شدن کتاب و ملموس شدن احساسات راوی میشه، که البته از حق نگذریم این رو تا حدی مدیون ترجمه خوبه آقای نوری هم هست!

    پ.ن: کتاب رو یه عصر بارونی از سر بی حوصلگی به خاطر حجم کمش انتخاب کردم و از انتخابم بسی راضیم :x
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/6/18
    • لایک لایک x 10
  7. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    تکثیر تاسف انگیز پدربزرگ
    نویسنده: نادر ابراهیمی
    نشر: روزبهان
    تعداد صفحات: ۱۷۳
    امتیاز گودریدز: ۳.۴ از ۵
    امتیاز من: ۵ از ۵
    دسته‌بندی من: نادر ابراهیمی، ایرانی، دارم،موردعلاقه، علمی_تخیلی، پیشنهاد میکنم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه:۲۰۱۸

    "جنگ، جنگِ بزرگِ هورمون و ژن بود؛ جنگ کسانی که بقای مرض شرط بقای آنها بود، با کسانی که خواهان یک دنیای سلامتِ مطلقاً بدونِ مطب و بیمارستان بودند."
    خوندن کتاب به همه زیست شناسان و پزشکان اکیدا توصیه میشه!
    تکثیر یه باتلاق عه! بخوای نخوای آروم آروم توش غرق میشی!
    موضوع و فلسفه و ایده ائولوژی کتاب رو دوست داشتم.
    "تکثیر تاسف انگیز پدربزرگ" بر خلاف سایر کتابای نادر ابراهیمی که بیشتر از داستان جمله‌های قشنگ دارند، کتابی داستان محوره با داستانی متفاوت و از نظر من جذاب!
    فلسفه اصلی کتاب به نظرم تفاوت زنده ماندن و زندگی کردنه.
    از نظر من پدربزرگ و ترمیم/تعویض‌هاش تمثیل(مجازی) از زندگی‌های ما و عصر جدید باشه!
    برام جالبه که کتاب سال ۱۳۷۵ نوشته شده اما به نظرم ابتدای فصل ۵ "تبلیغ"، بسی مشابه این حال و هوا و روزهای ما و دنیای مدرن ماست!
    کتاب ۶ فصل داره ک ۴ تای اول داستان محور است و ۲ تای آخر بیشتر از تضادها و تقابل‌ها و ایدئولوژی‌ها میگه، برای منی که دانشجوی بیوتکم دو فصل آخر بسی لذت بخش و البته قابل تامل بود!
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏2018/12/6
    • لایک لایک x 9
  8. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    نشت‌نشا

    نویسنده
    : رضا امیرخانی
    نشر: قدیانی
    تعداد صفحات: ۱۰۲
    امتیاز گودریدز: ۳.۵۵ از ۵
    امتیاز من: ۵ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم،موردعلاقه، پیشنهاد میکنم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه:۲۰۱۸

    عرضم به حضورتون که بسی دوسش داشتم!
    خیلی خوب بود!
    بررسی پدیده فرار مغزها یا به عبارتی نشت نشا با قلم و راهکار رضا امیرخانی جذاب، قابل تامل و صد البته بیشتر قابل تاسف بود!
    قابل تاسف برای این که دغدغه‌ها و مشکلات امروز ما همون مسائل دهه و حتی شاید دهه‌های قبله و شاید از لحاظ علمی پیشرفت کرده باشیم (؟!) اما از لحاظ فرهنگی قطعا درجا زدیم!
    بعد از خوندن کتاب یه حسرت و یه آرزو در من شکل گرفت،
    حسرت اینکه کاش این کتاب رو زودتر، مثلا سال اول دانشگاه یا قبل از اون میخوندم!
    و آرزوی اینکه اونقدر پول داشتم که یه تیراژ کتاب رو میخریدم و بین همه مسولین نظام آموزشی از سال اول ابتدایی تا حتا نظام آموزش عالی پخش میکردم!
    البته میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازس، به قد وسع چندتا از کتاب رو خریدم و به چندتا از اساتید دانشگاه و دبیران قدیمی‌ام پخش کردم :)
    پ‌ن: ما درسی به نام "تجاری‌سازی" داشتیم و استاد این درس تحصیل کرده ایران و سپس اروپا بودند، برام جالبه خیلی از فلسفه‌هاو ایرادات توی کتاب رو این استادمون قبل‌تر برامون گفته بود!
     
    • لایک لایک x 15
  9. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    راهنمای مُردن با گیاهان دارویی
    نویسنده: عطیه عطار زاده
    نشر: چشمه
    تعداد صفحات: ۱۱۷
    امتیاز گودریدز: ۳.۶۹ از ۵
    امتیاز من: ۵ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم، زنان، موردعلاقه، پیشنهاد میکنم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه:۲۰۱۸

    "راهنمای مردن با گیاهان دارویی" صرفا یک کتاب نیست، یک زندگی و یک توهم و یک کتابخانه است!،
    تو این کتاب با طب بوعلی و تاریخ همراه میشویم تا برسیم به اون روز دم بوته حرقاقا!
    به عنوان یک تجربه اول کتاب جذاب و خوش خوان با ساختاری منجسم و البته غیرمنتظره بود،
    دیدن دنیا از دید دختری "نابینا" هم‌سن و سال خودم حس جالب و ترسناک والبته قابل تاملی به همراه داشت!
    ساختار کلی کتاب، سبک نگارش متفاوت‌ش و البته اطلاعات حاشیه نویس کتاب هم به نظر من در این بی تاثیر نبوده!
    اما چند فصل آخر از فضای معصوم و گرم خانه خارج شد و تراژدی و وهم همراه با بیمادری مادر به اوج می‌رسه تا جایی که وهم و حقیقت کاملا ادغام میشن و بخش دوم کتاب یک داستان سورئال در پی واقعیت‌های بخش اول است.
    به نظر من مرگ تدریجی مادر ریتم داستان رو تند و تاریک‌تر کرد و یه خورده احساس کردم در اوج داره افت می‌کنه!
    تا می‌رسیم به فصل آخر همونقدر که برای من مشمئزکننده و غیرقابل درکه، جالب و غافلگیر کننده است!
    تو این کتاب هیچ کس مقصر نیست و شاید همه به یک سهم گناهکارند!
    با همه این تفاسیر من کتاب رو دوست دارم و خوندنش رو پیشنهاد می‌کنم!
     
    • لایک لایک x 11
  10. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    تنگسیر

    نویسنده: صادق چوبک
    نشر: نگاه
    تعداد صفحات: ۲۰۲ (۲۳۰)
    امتیاز گودریدز: ۳.۶۹ از ۵
    امتیاز من: ۴.۵ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم، پیشنهاد میکنم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه:۲۰۱۹

    به نام خدا
    اولین ریویو ۲۰۱۹
    این‌جانب من، داستان کلی کتاب و قلم نویسنده رو بسی دوست داشتم‌.
    به نظرم داستان تلخ کتاب به شیرینی نگاشته شده بود، از ویژگی‌های خوب کتاب می‌تونم به این موارد اشاره کنم:
    متن ساده و روانی داشت
    حال و هوای گرم و شیرین جنوبی با تیکه کلام‌های خاص و دوست داشتنی‌شون!
    فضاسازی و توصیفات به درستی و دقیق بود، به طوری که وقتی در ابتدای کتاب از "گرما" صحبت میکنه جملات کوتاه و تکه تکه میشن، مثل آدمی که تو گرما به نفس نفس افتاده!
    میگن تنگسیر شاهکار صادق چوبکه، به نظرم نمیشه بهش گفت شاهکار اما دوست‌داشتنیه!
    راستی! فیلم‌ش هم هست با بازی بهروز وثوق :D
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/1/13
    • لایک لایک x 10
  11. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    برف و سمفونی ابری

    نویسنده: پیمان اسماعیلی
    نشر: چشمه
    تعداد صفحات: ۹۵
    امتیاز گودریدز: ۳.۳۶ از ۵
    امتیاز من: ۳ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    برف و سمفونی ابری نخستین تجربه مجموعه داستان خوانی منه!
    کتاب مجموعه‌ای از ۷ داستان کوتاه و سرد است که وجه اشتراک همه این داستان‌ها ابهام، پایان باز، ترس یا مرگ و طبیعت (کوهستان و برف، کویر، دشت) است.
    به قطعیت نمیشه در مورد داستان‌ها قضاوت کرد چون حقایق و توهمات و خرافات گاها در هم گره میخوره و همین عاملی است که پایانی برای داستان نتوان نوشت!
    شاید اگر این ۷ داستان رو تو ۷ شماره یه ماهنامه یا هر مجله ای میخوندم برام جالب‌تر می‌بود.
    در نهایت باید بگم یکبار دیگه مطمئن شدم به مجموعه داستان کوتاه چندان علاقه‌ای ندارم و نباید پول خرجش کنم :D

    راستی! این کتاب یه عالمه جایزه گرفته
     
    • لایک لایک x 8
  12. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    از پشت میز عدلیه

    نویسنده: امین تویسرکانی
    نشر: چشمه
    تعداد صفحات: ۱۱۶
    امتیاز گودریدز: ۳.۵ از ۵
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم، طنز، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹
    "تمام خاطرات نقل شده در این کتاب کاملا واقعی هستند. هر چند ادبیاتِ نوشتار طنز است، محتوا واقعیاتی است غیر تخیلی، غیر استعاری، غیر سورئال، غیر سمبُلیک، غیر فانتزی و کلاً غیر همه چیز."
    از پشت میز عدلیه مجموعه‌ای شیرین و خواندنی با قلم جداب قاضی امین تویسرکانیه!
    البته از حق نگدریم جذاب‌تر از خاطرات مجموعه نکات و پیام‌های اخلاقی و تامل برانگیز پایان داستان‌هاست که توجه شما رو به یک مورد جلب می‌نمایم:
    "نکته آموزنده این خاطره این‌که اگر روزی دیدید دارید حسابی از کسی کتک می‌خورید و کبود شده‌اید، تلفن همراهتان را هم وارد معرکه کنید و آن را به ضارب بدهید تا چنان با گوشی بر سرتان بزند که هم خودتان خُرد شوید هم گوشی. گاهی قانون از تلفن همراه شما بیشتر از خودتان حمایت می‌کند."
    چیزی که برام تو این کتاب جالب بود، این بود که مردم سر چه چیزها که نمیرن دادسرا و اصلا چه حوصله‌ای دارند این همه پیگیری کنند!
    راستش چون اول کتاب یه مقدمه طور بود، شخصا انتظار داشتم پایان کتاب با یه چیز خیلی خاص تموم شه، اما نویسنده به یه داستان بسنده کرده بود و این یه کوچولو زد تو ذوقم :(
    مطالعه کتاب رو به همه خصوصا حقوقی‌ها توصیه میکنم.
    پ.ن: اگر خدایی نکرده روزی سر و کار ما به دادسرا و قاضی تویسرکانی افتاد، لطفا چند خط ابتدایی را به عنوان ادله ذیل پرونده پیوست کنید، ان‌شالله همه عاقبت بخیر شیم!
    ان‌شالله...
    ختم نظراتم رو اعلام می‌کنم.
    (صدای کوبیده شدن گوش کوب رو میز قاضی!)

    راستی! من اینجا هم نظراتم رو می‌نویسم، بازدید شما دوستای سمپادی‌م مایه دلگرمی منه ^_^
     
    • لایک لایک x 8
  13. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    من زنده ام

    نویسنده: معصومه آباد
    نشر: انتشارات بروج
    تعداد صفحات: ۵۵۲
    امتیاز گودریدز: ۴.۱۴ از ۵
    امتیاز من: ۵ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم، زنان، جنگ، بیوگرافی، دوباره بخونم
    سال مطالعه: ۲۰۱۵

    مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
    تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
    من از او جانی ستانم جاودان
    او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ

    با خودم گفتم: جنگ مسئله ریاضی نیست که درباره اش فکر کنی و بعد حلش کنی، جنگ اصلا منطقی ندارد که با منطق بخواهی با آن کنار بیایی. جنگ، کتاب نیست ه آن را بخوانی. جنگ، جنگ است.جنگ حقیقتی عریان است که تا ان را نبینی و دست به آن نکشی، درکش نمی کنی
    -صفحه 152 کتاب-

    من زنده ام را خواندم که فراموش نکنم من زنده ام تا دفاع کنم از عقاید، افکار و همه هستی ام! خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم بعضی جاها و باید اعتراف کنم که اشکم ریختم! :-" اما خوندن این کتاب گاهی لازمه برای هر تیپ آدمی تا ی سری چیزا رو بهمون یادآوری که بهمون بگه یادت باشه بهای آزادی ارزان نیست!
     
    • لایک لایک x 9
  14. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    انسان‌ها

    نویسنده
    : مت هیگ
    مترجم: گیتا گرکانی
    نشر: هیرمند
    تعداد صفحات: ۳۴۵
    امتیاز گودریدز: ۴.۰۸ از ۵
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی من: دارم،فلسفی، چالش هزار کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "تراژدی فقط همان کمدی است که هنوز به سرانجام نرسیده. یک روز به آن می‌خندیم. یک روز به همه چیز می‌خندیم."
    .
    .
    انسان‌ها کتابی عجیب و قابل تامله!
    موضوع کلی کتاب رو دوست داشتم، هم چنین مواجه شدن با مفهوم "انسانیت" از دید یک بیگانه برام جالب بود، اما احساس کردم از یک جایی به بعد کتاب بیشتر شبیه یک نصیحت نامه یا یه چیزی تو این مایه ها شده بود!
    به طور کلی و برخلاف انتظار من بعد اخلاقی و فلسفی کتاب خیلی بیشتر بُعد علمی_تخیلی‌ش بود!
    البته این کتاب به هیچ وجه علمی_تخیلی نیست، من اشتباها اینطور فکر میکردم.
    این کتاب رو به ریاضیدانها و همه کسانی که به دنبال مفهوم انسانیت به زبان ساده اند پیشنهاد میکنم.

    پ.ن: ترجمه کتاب روان و دوست داشتنیه.
    اینجا هم میتونید در مورد کتاب بیشتر بخونید *_*
     
    • لایک لایک x 9
  15. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    کجا گمم کردم

    نویسنده: مهسا دهقانی پور
    نشر: هیلا (ققنوس)
    تعداد صفحات: ۹۶
    امتیاز من: ۴.۵ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم، زنان،پیشنهاد میکنم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "کجا گمم کردم" یه رمان خاکستری اجتماعیه.
    ماهی مالکی شخصیت اصلی داستان دختری‌ست از جنس ما، جسور و با احساساتی بعضا متضاد.
    کتاب شخصیت های مختلفی داره که هر کدوم داستان‌های خاص خودشون رو دارند که هر کدوم شاید قابلیت کتاب شدن داشته باشند!
    به نظرم این کتاب طول نداره اما پهنا داره! یعنی به جای یه داستان طولانی، با ابعاد مختلف آدم‌ها و شخصیت‌ها تو بازه‌های زمانی خاص مواجه میشید.
    آدم هایی که در عین مهربانی و معصومیت، سیاهی و معصیت هایی دارند!
    یه ویژگی‌ای که کتاب رو برام دوست داشتنی‌تر میکرد این بود که نویسنده داستان رو بهمون تحمیل نمیکرد، یعنی اتفاقات و حوادث رو کاملا توضیح نمیداد اما اونقدر دقیق همه تیکه های پازل رو کنار هم چیده بود که وظیفه خواننده میشد جایگذاری تکه آخر و لذت بردن!
    نثر روان کتاب و داستان جذاب و شسته رُفته‌اش خواننده رو نه تنها خسته نمیکنه بلکه باعث میشه کتاب رو در حدود یک ساعت تموم کنید!
    لذا توصیه میکنم اگه حوصله مطالعه کتابای طولانی رو ندارید، یا دنبال کتابی به عنوان هدیه مناسبی هستید کتاب رو تهیه کنید و تا از نویسنده‌های جوان کشورمون حمایت کرده باشیم.
    پ.ن: فضا‌سازی کتاب من رو یاد "سمفونی مردگان" می‌انداخت!
    راستی، این کتاب نخستین تجربه بانو دهقانی‌پوره و امیدوارم آخری نباشه!
     
    • لایک لایک x 7
  16. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    ر‌ه‌ش

    نویسنده
    : رضا امیر‌خانی
    نشر: افق
    تعداد صفحات: ۱۹۲
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی من: ایرانی، دارم، زنان
    سال مطالعه: ۲۰۱۸

    "و شهر...

    ش

    ه

    ر...

    فلمّا جا امرنا جعلنا عالیها سافلها
    و چون امر ما رسد عالی را سافل می گردانیم...

    ر

    ه

    ش..."


    کتابو دوس داشتم چون خیلی خوب "لیا" رو میفهمیدم، فکر میکنم تم زنونه کتاب و دغدغه مندی و موضوع قابل درکش باعث شد دوسش داشته باشم و امیرخانی نسبتا خوب تونسته بود تم زنونه رو پیاده کنه!

    "رهش" فقط یک رمان نیست، آینه ای از شهرماست، و شاید آینه ای تمام قد از آرمان شهر رضا امیرخانی!
    امیرخانی تو این کتاب هم نویسنده بوده، هم منتقد، هم روشنفکر متفکر!

    برخلاف سایر شخصیت های مرد اسطوره وار کتابهای امیرخانی، شخصیت اصلی این کتاب یک مادر است، همینقدر ساده و زنانه.

    کتاب همان رسم الخط خاص امیرخانی رو داره و به نظرم نسبت به رمان های دیگش که فضای خیالی و ماورایی زیادی داره، کتاب منطقی تر و واقع گرایانه تریه.(بله تو کتاب افسانه ها و روایات نقل شده بود اما جز ساختار اصلی داستان نبود)

    و اما ختم کلام!
    داستان خوش ساختی بود و اونقدر روان هست که بشه چند ساعته تمومش کرد اما...!
    اما فصل آخر پرت میشین تو همون فضای همیشگی داستانهای رضا امیرخانی! و یکم شلوغ و گیج کننده شد، خلاصه که یه جورایی فصل اخر ک اوج ب نظر میاد رو افت احساس کردم!
    به نظرم فلش بک زدن به کتابهای قبلیش کار درستی نبود چون حقیقتا به موضوع کتاب ربطی نداشت! به شخصه انتظار داشتم یا لیا کاری کند، یا از خیر همه چیز بگذر چون مادر است!
    در واقع امیرخانی نخواست یا نتونست زن رو قهرمان داستانش نگه داره و اینجاست که پای ارمیا به فصل آخر داستان باز میشه...
    (هر چند خیلیا به همین خاطر کلی کتابو دوست داشتن!)

    "انگار که شهر قطعه قطعه شده باشد... وارونه شده باشد...

    ر...

    ه...

    ش...

    ارمیا فریاد میکشد:
    _پریدیم... پرش...
    می گویم:
    -رهیدیم... رهش..."


    اینجا هم نظراتم رو نوشتم، خوش‌حال میشم شماهم نظرتون رو برام بنویسید ;;)
     
    • لایک لایک x 9
  17. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    جستارهایی در باب عشق

    نویسنده: آلن دوباتن
    مترجم: گلی امامی
    نشر: نیلوفر
    تعداد صفحات: ۲۲۸
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی: دارم، فلسفی، عاشقانه، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "جستارهایی در باب عشق" اولین کتاب آلن دوباتن و البته اولین تجربه من از دوباتن خوانی است!
    کتاب به طور کلی تولد تا مرگ یک رابطه رو بر اساس یک تجربه زیسته بررسی میکنه، و کتاب مجموعه‌ای است از تجارب و نتایج!
    من فکر نمیکنم این کتاب بتونه عشق رو به کسی آموزش بده اما اگه تو رابطه‌ای هستید ممکنه بهتون نکات کلیدی جالبی رو بگه! در واقع کتاب به بررسی چیستی و ماهیت عشق نمی‌پردازه بلکه تحلیل‌گر روابطه.
    راستش رو بخواهید دوست داشتم به کتاب ۵ ستاره بدم چون ازش چیزای زیادی یاد گرفتم اما احساس کردم ته داستان تو یه سراشیبی قرار گرفت و هرقدر راوی داستان سقوط میکرد، داستان هم افت میکرد؛ در واقع احساس کردم فصل‌های پایانی خیلی سطحی، کلی‌نگر و پندگونه شده، انگار نویسنده میخواد سریع یه سری نکات رو بهمون بگه و کتابش رو تموم کنه.
    دوباتن در بخش قابل توجهی از کتاب عشق رو با سیاست مقایسه کرده و این تفکر رو در من ایجاد کرد که " شاید یک عاشق خوب، سیاستمدار خوبی شود! یا بالعکس!!"
    حالا اینکه چقدر این جمله درست باشه رو نمیدونم :د
    "جستارهایی در باب عشق" رو با ترجمه بانو گلی امامی از انتشارات نیلوفر خوندم و از ترجمه‌اش بسی راضی بودم.
    پ.ن۱: گویا دوباتن کتاب رو در ۲۳ سالگی نوشته و ۲۳ ساله بعد کتاب دیگری در همین زمینه نوشته که از انتشارات چترنگ به نام "سیر عشق" با ترجمه بانو زهرا باختری چاپ شده.
    پ.ن۲: کتاب روبه توصیه دوستم به تازگی خریدم اما مطمئن هستم فعلا در حال و هوای دوباتن خوانی نیستم!
    پ.ن۳: اینجا هم نظراتم رو نوشتم خوشحال میشم شما هم بیایید، نظرتون رو بگید.
     
    • لایک لایک x 9
  18. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    چگونه با پدرت آشنا شدم؟

    نویسنده
    : مونا زارع
    نشر: چشمه
    تعداد صفحات: ۱۲۶
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی: طنز، زنان، ایرانی، دارم، مورد علاقه، پیشنهاد میکنم
    سال مطالعه: ۲۰۱۵

    این کتاب شاهکار ادبی نیست اما با سادگیش میتونه آدم رو بخندونه. از نظر من دوست داشتنیه و جالبه که یکبار خونده شه!
    با سریال HIMYM هم کلی فرق داره، این پر از تخیلات و خل و چل بازیای دخترونس!
    لذا کتاب بهترین گزینه‌ است برای هدیه دادن به دختران جوان خصوصا اگر از معقوله ازدواج فراری اند!!!
    یادمه کنکوری که بودم، هفته ای یک قسمت این کتاب، تو یکی از کانالای تلگرامی نوشته میشد، و دوست مامانم برامون فوروارد میکرد و ما میخوندیم و میخندیدیم. البته بعدا از نمایشگاه کتاب به خاطر حمایت از نویسنده خریدمش ^___^
     
    • لایک لایک x 11
  19. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    خودت باش دختر!

    نویسنده: ریچل هالیس
    مترجم: هدیه جامعی
    نشر: کوله پشتی
    تعداد صفحات: ۲۳۰
    امتیاز من: ۵ از ۵
    دسته‌بندی: دارم، زنان، روانشناسی، مورد علاقه، پیشنهاد میکنم، بازم میخونم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۹

    "فقط خودتان هستید که قدرت تغییر زندگی‌تان را در دست دارید."
    .
    .
    من همیشه فکر میکردم تو ۲۰ سالگی قراره یه اتفاق بزرگ و مهم بیوفته و احتمالا من قهرمانی، چیزی بشم! اما ۲۰ سالگی مثل همه سالهای دیگه گذشت تا نزدیکهای ۲۱ سالگی که تصمیم گرفتم این کتاب رو برای خودم هدیه بخرم باشد که پند بگیرم و بیندیشم!
    .
    .
    "خودت باش دختر" اما مجموعه‌ای دوست داشتنی از ۲۰ حقیقت و تجربه زیسته ریچل هالیس و یه جور راهنمای عملکرده که تو تک تک فصل‌ها بهت یادآوری میکنه قرار نیست اتفاقی بیفته بلکه تو باید اتفاقات رو خلق کنی!
    اینکه چقدر از زندگیت راضی هستی، و چطور زندگی میکنی تصمیماتیه که خودت گرفتی و اگه ناراضی‌ای خودت باید تغییرش بدی.
    از نظر این کتاب ارزش این رو داره که یکبار خونده بشه اما باید هزار بار زندگی بشه!
    قطعا من بارها و بارها به این کتاب رجوع خواهم کرد؛ وقتی احساس کنم انگیزه‌ام رو دارم از دست میدم چون یک‌نفر، یک زن از جنس خودم داره بهم گوش‌زد میکنه "تحت هر شرایطی رویاهاتو دنبال کن"!
    یه ویژگی خوب کتاب اینکه نویسنده بعد از این که تجاربش رو بیان کرده پایان هر فصل مواردی که کمکش کردند تا از اون مشکل جون سالم به در ببره رو نوشته!
    اما نکته منفی‌ش اینجاست که در انتها کتاب احساس میکنی دیگه خیلی داره خاطرات تکراری‌ای رو تعریف میکنه و میتونست این نکات رو توی فصل‌های قبل جا بده!
    بی شک ترجمه خوب بانو هدیه جامعی در لذت بخش بودن این اثر تاثیر مثبت داشته.
    .
    .
    به عنوان جمع بندی هم دوست دارم این بیت از مولانا بنویسم:
    "هر چیز که در جستن آنی، آنی!"
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/3/8
    • لایک لایک x 9
  20. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,202
    امتیازات:
    +18,025 / -502
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    هنر خوب زندگی کردن

    نویسنده: ردولف دوبلی
    مترجم: عادل فردوسی پور و دوستان
    نشر: چشمه
    تعداد صفحات: ۲۴۲
    امتیاز من: ۴ از ۵
    دسته‌بندی: دارم، روانشناسی، مورد علاقه، پیشنهاد میکنم، بازم میخونم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
    سال مطالعه: ۲۰۱۸

    "هنر خوب زندگی کردن" ۵۲ تا نکته خوب برای زندگی بهتره، نکاتی که شاید خیلی‌هاش رو خودمون خیلی خوب بدونیم اما فراموش کردیم، یا دوست نداریم انجام بدیم!
    راستش من هیچ وقت از کتابای روان‌شناسی طور (تو این سبک) خوشم نمیومد، اما این کتاب بسی خوش خوان و دوست داشتنی بود و البته ترجمه خوبی داشت.
    به نظرم کتابی نیست که بگیری دستت و بخونیش و تموم شه، بلکه واقعا باید با کتاب زندگی کرد!
    دوست دارم یک روز سر فرصت و حوصله بشینم از اول همه کتاب رو بخونم و یک سری نکاتش رو برای خودم یادداشت کنم و بذارم جلوی چشمم تا بیشتر حواسم رو جمع کنم، اما تا اون روز مطمئنم هر از چندگاهی کتاب رو برمیدارم و تورق میکنم صرفا جهت یادآوری آنچه که باید به خودم!!
    دوست داشتم به کتاب ۵ بدم چون ازش کلی چیزای خوب یاد گرفتم اما واقعیتش اینکه از نیمه‌هاش خوندنش برام سخت و خسته کننده شد، برای همین ۴_۴.۵ میدم :D
    ______
    @پهلوی اینو معرفی کردم نگی همش رمان میخونی!
     
    • لایک لایک x 7
مدیران: مار