راه بی برگشت

من اینجا بس دلم تنگ است / و هر سازی که می بینم بد آهنگ است / بیا ره توشه برداریم / قدم در راه بی برگشت بگذاریم / ببینیم آسمان آیا ، هرجا همین رنگ است ؟

دیوانه ؟ چرا به من می گویی دیوانه ؟ نکند منتظر بودی از آنچه بین من و او گذشته است با تو بگویم ؟ یا از آنچه در خانه ی آنها اتفاق افتاد ؟ یا از مراسم هایی نهفته در پله های پارک ؟

و دیدی حتی یک کلمه ، در ناخودآگاه ذهنت یاد مفهوم مشهور می افتی : ” دیوانه کسی است که از خرد پذیرفته جامعه ی عقلانی هر دوره کژتابی می کند ” . سرت را تکان می دهی ، لبخند می زنی ، لبت را می گزی . می خواهی چیزی بگویی اما ساکت می مانی. شاید بپرسی چرا ؟ ولی باید بدانی که من هم فکر می کردم اینطور نیست …

به حافظ می زنم :  ” حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب … کافر عاشق صنم گناهی ندارد ”

جلوی اینه می ایستم … صدا می خواند : ” مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز … جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی “

ویوالدی دو

از قدیم الأیام و در افسانه ها حکایت است که ویوالدی دو تا بود، یعنی اول یکی بود بعد دو تا شد.

ذبیح الله منصوری هم در کتاب جدیدش که در 47 مجلد(هر جلد حدود 6500 صفحه است) به چاپ رسیده است و  ترجمه ی کتاب «مَسخ» کافکا است، به این موضوع اشاره ای ویژه دارد(البته ذبیح الله جان، وقتی داشت تاریخ ویلدورانت ترجمه می کرد، به دیار باقی شتافت.)

من نمی دانم به طور کلی که چه شد ویوالدی دو تا چه شد، اما از یک مدتی به بعد ویوالدی دو تا بود، یعنی ویوالدی یک و ویوالدی دو.ویوالدی یک، ویوالدی معروفی است که شما می شناسید هر روز آهنگهایش رو ممکن است گوش کنید و فاتحه بفرستید.اما ویوالدی دو، شخص دیگری است، قصه اش فرق دارد. او از جنس دوم است؛ همیشه دوم بوده و هست، هر کاریش بکنی باز از این جنس است، نافش را با جنس دوم بودن بریده اند.

شاید این یک نوع جبر باشد(مثل جبر جغرافیایی ما).به هر حال، مدتی بود که ویوالدی مشهور خبری از وجود ویوالدی دو نداشت.ویوالدی دو، ناراحت شد.

>ویوالدی دو، یک را می شناخت ولی یک دو را نمی شناخت؛ یعنی:

Pآنگاه Qولی Q،Pرا نتیجه نمی داد.روزی ویوالدی 2 پیش من آمد، خواست تا او را با ویوالدی شماره ی یک آشنایی دهم.

تقاضای پول هنگفتی کردم. گفت این مقدار را الآن ندارد و در 4.5 سال آینده به دست خواهد آورد، قبول نکردم و گفتم ابتدا پول سپس آشنایی.

ویوالدی  دو قاطی کرد، من را کتک زد و به زور نشانی اختصاصی ویوالدی یک را گرفت.

3 ساعت بعد تلفنی زدم و تقاضای چندیدن قُل چماق کردم.رئیس سازمان Kill’em ALL شخصاً با من تماس گرفت و قول چند قل چماق با کیفیت را داد.4 ساعت بعد با قل چماقان دم در خانه ی اختصاصی ویوالدی شماره یک بودیم، در را زدیم.ویوالدی شماره ی یک از من گلایه کرد که چرا بخش دومش را به او معرفی نکردم و دو هم از عدم آشنایی دادن بین او و یک شکوایه داشت.به آن دو گفتم که مشکل شما در دوگانگی شماست. سپس از ویوالدی دو به دلیل کتکی به من زد اعلام ناخشنودی کردم.

سپس رو به ویوالدین کردم و گفتم: « امروز مشکل شما را حل خواهم کرد!»

یک گفت: «چطوری ؟»به قل چماقان اشاره ای کردم، آنان با اسلحه MP5که صدا خفه کن داشت دَخل شماره ی دو را آوردند.ویوالدی وحشت کرد و به من گفت چرا این کار را کردی و گفت که به پلیس گزارش خواهد کرد.به او توضیح دادم که بعضی از مسائل حل های عجیب و غریب دارند و بعضی حل های بسیار ساده. همیشه یک راه ساده برای حل یک مسئله وجود دارد، کافیست خوب دقت کنی.من هم راحتترین کار را برای حل مشکلت انجام دادم. ویوالدی قانع شد.

(ویرایش)کتاب آموزش فشرده شیمی-سعید زارعیان

ویرایش: تعداد محدودی از این کتاب در اختیار شعب فروشگاه بهمن کرج قرار گرفت. از امروز می توانید برای تهیه این کتاب به هر کدام از شعب فروشگاه بهمن مراجعه کنید.

بعد از حدود 5ماه تلاش، حاصل کار گروهی من و چند تن از دوستان سمپادی ام در مرکز شهید سلطانی، کتابی شد که تصویر جلدش را در ادامه مطلب می بینید: “آموزش فشرده شیمی کنکور”

متن این کتاب خلاصه نویسی های من از کتب تست، آزمون ها و کتاب درسی در طول دوره پیش دانشگاهی است.

در این کتاب چند ویژگی مهم نهفته است:
1- متن کوتاه و خلاصه از کتاب درسی هر سه سال.
2- دسته بندی مطالب کتاب به صورت مقایسه، ارقام، مثال و …
3- تکمیل تصاویر کتاب درسی و نمودارهای جدید برای کتاب
4- تست های مفهومی در پایان فصل
5- هیچ چیز جانیفتاده است(!)
6- صفحه بندی متفاوت با دیگر کتاب های آموزشی موجود.
7- مطابقت صفحات این کتاب با کتاب درسی برای مطالعه آسان
8- معرفی رشته ها و دانشگاه های ایران و مطالبی در مورد آن ها.

حجم این کتاب 113 صفحه است و در قطع رحلی آماده شده است.

اما این کتاب یک چیز را ثابت کرد:
این که سمپادی ها نمی توانند کار گروهی کنند اشتباه محض است. ما فارغ التحصیلانی بودیم که در دانشگاه های تهران، شریف، امیرکبیر و قزوین درس می خواندیم، اما به خوبی با هم هماهنگ شدیم و کار را به اتمام رساندیم.

باتشکر از همه کسانی که برای این کتاب از هیچ زحمتی دریغ نکردند؛ از جمله جناب آقای خضرایی دبیر شیمی پیش دانشگاهی شهید سلطانی کرج، و دوستانم در دوره چهاردهم فارغ التحصیلان، آقایان علی محمودی، مهرداد خلیل زاده، علیرضا درخشنده، پوریا باقری، محمد مینایی، محمد عطاری، پیمان طهرانی و شایان شاهرخی.
و یک تشکر ویژه از خانواده ام که در این مدت آسایش را از آن ها ربودم.

این کتاب به در طی این هفته در فروشگاه های کتاب کرج و سپس تهران عرضه خواهد شد. اگر نیازی به این کتاب دارید می توانید از طریق ایمیل درخواست نمایید.

آدرس ایمیل: saeed.zareian[@]gmail

با تشکر؛ سعید زارعیان
5 خرداد ماه 1389 خورشیدی

پی نویس:
با توجه به تحرکات جدید اعضای فعال سمپادیا، مثل گردهمایی های لجام گسیخته، و رفتارهای عجیب شان در آن؛ ترجیح می دهم برای مدتی در سمپادیا نباشم.

ادامه خواندن “(ویرایش)کتاب آموزش فشرده شیمی-سعید زارعیان”

جديدترين كتاب رضا امير خاني

جديدترين كتاب رضا امير خاني امسال در نمايشگاه كتاب تهران رونمايي شد

نام اين كتاب”نفحات نفت “بوده و موضوع ان جستاري در فرهنگ و مديريت نفتي ست ناشر كتاب هم نشر افق مي باشد

قسمتي از كتاب:

شنيده ام ستاره دريايي اگر بازوش زير سنگ گير بيافتد، از خير بازو مي گذرد و ان را قطع ميكند.اما اين مال وقتي است كه ستاره بيم داشته باشد از خطر… دولت تا نفت دارد ، خطري تهديدش نمي كند! و اين گونه اقتصاد دولتي و مدير سه لتي ساخته ميشود.

دعا

1.
ادعونی استجب لکم.
«بخوانید مرا تا اجابت کنم،شما را. «قرآن مجید
2.
من به هیچ وجه خدا را لمس نکردم.خدایی که لمس کردنی باشد که دیگر خدا نیست.اگر هر دعایی را هم اجابت کند،همین طور!همان جا بود که برای نخستین بار حدس زدم که عظمت دعا بیش از هر چیز در این امر نهفته است که به آن پاسخی داده نمیشود و زشتی سوداگری را به این مبادله راهی نیست.این را هم دریافتم که آموختن دعا،آموختن سکوت است؛و عشق فقط از جایی شروع میشود که دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد.
عشق تمرین نیایش است و نیایش تمرین سکوت.
«برگرفته از کتاب دژ،نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری»
3.
تا حالا شده چند سال متوالی از خدا یه چیزی بخواین،بعد بهتون نده؟! چه حسی پیدا میکنید؟
شنیدید میگن روز قیامت یه عده از آدم ها میگن ای کاش هیچ وقت دعاهامون تو دنیا اجابت نمیشد؟!
آخه اون روز میبینن افرادی که دعاهاشون در دنیا مستجاب نشده اون موقع دارن ده برابرش رو میگیرن و دعاهاشون به عنوان عمل صالح ذخیره شده؛و نتیجه ش رو میبینن.
احتمالا واسه همینه که خدا وند در سوره شرح،آیه های آخرش گفته:«پس چون از نماز و طاعت پرداختی برای دعا همت مصروف دار،وبه سوی پروردگار خود همیشه متوجه و مشتاق باش.»
پس اگر یک زمانی دعاهاتون مستجاب نشد،تلاشتون نتیجه ای رو که میخواستید نداد،به خدا اعتماد کنید.شاید خدا میخواد ایمان و توجهتون بهش بیش تر بشه و احتمالا میخواد بیشتر از چیزی که خواستید بهتون بده.

پ.ن:حالا شاید ده برابرشو نداد،شاید بیشتر داد،شاید کمتر.

ناله

شب است و شب ، و سایه ها

و جغدها

خرابه ها

میان این سیاهه ها

فقط توئی پناه من …

می خواستم بنویسم ، از چیزها! از سمپادیا! از دوستای قدیمیه رفته و جدیدیه آمده! یادم افتاد شریعتی گفته بود ” تا کی ناله ؟ اگه نمی تونی فریاد بزنی ناله نکن “