اشعار یک افسرده

  • شروع کننده موضوع
  • #1

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
خب من بعضی از شعرامو تو شاعرانه های کاربران گزاشتم ولی الآن همرو اینجا میزارم.امیدوارم خوشتون بیاد ;;) اگه ـم وزنو ایناش مشکلی داش بگین ک توضیح بدم(ینی مشکل نداره :D)
خب اولین شعرم:البته چون اولین شعرمه شاید ی کم چرت باشه :D
آهی کشیدم ازسر غم های دل،عمیق
آهی چو شعله ای اندر جان این حریق
آهی که غصه ام را در نغمه ای سرود
آهی که گوشه ای از غم های دل ربود
آهی که خود شنیدم و کس گوش ناسپرد
آهی که در سکوت غم قلب من بمرد
همراهش اشک بود، آه غریب من
خونین و آتشین
مشعل گرفته از،
آن آتشی که در وجود من به پای بود
آن آتشی که ابن همه قندیل شوق را،
اشک کرده می چکاند
آهم بمرد و اشک برفت و کسی ندید
این ماجرای غم
این ماجرای غربت و ماتم
این تب که در وجودم و من دم نمی زدم
آخر کسی نبود که دردم دوا کند
یک دم نظر به حال من بی نوا کند
آهم بمرد و اشک برفت و کسی ندید
من ضجه می زدم
آیا کسی صدایم را میشنید؟ هیچ !
اصلا کسی نبود که قلبم صدا کند
یک دم نظر به حال من بی نوا کند
 
  • شروع کننده موضوع
  • #2

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

«ز دست دیده و دل هردو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بردیده تا دل گردد آزاد»

دو چشم خویشن من کور کردم ولیکن تو نرفتی باز از یاد

چه کردی با من ای بر دل نشسته که یادت هر کجا در قلب من باد؟

برفتی و دو چشمم کور ماندند برفتی و نرفته عشقت از یاد

به یادت هر کجا تنهاترینم که با تو بودنم دادی تو بر باد

شدم سردرگریبان از فراغت نخواهی کرد از این خسته دل یاد؟

دلم ویرانه ای بی آب و گل بود به عشقت ساختی قلب من آباد

نرو ای یادت از خاطر نرفته که دردم میکند دور از تو بیداد

چراغ شمع دل خاموش کردی چو شعله آمدی اما بدی باد

همه عشقم به باد تو سپردم دلم میگویدش تا باد این باد
 
  • شروع کننده موضوع
  • #3

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

کسی شعرم نمیخواند
کسی دردم نمیداند
کسی دستم نمیگیرد
کسی آوای عشقم را نمی خواند...
دروغین بود آن دستم گرفتن ها،
نگه ها،لاله ها،درهم تپیدن ها
کسی اینجا سراغ عشق را از ما نمی گیرد
دروغین است هر لبخند، هر دیدار...
دگر باور نخواهم کرد نجواهای خوب عشق
من دیگر گریزانم ز هر نجوا ز هر آواز
پر دل را شکستم رو به هر پرواز
کسی این جا سخن از راستی و گل نمی گوید
شقایق را به روی خاک می اندازد هر دستی
برای هیچ کس پیدا شدن در عشق معنایی ندارد آه...
چه کس داند که مردن چیست از تنهایی و دلتنگی و ماتم؟
چه کس داند که احساسی بیاورده خدای عشق کز هر معجزه بهتر به کار آید؟
چه کس داند؟
کسی شعرم نمیخواند
کسی دردم نمی داند
کسی نجوای این قلب ترک خورده نمی خواند...
 
  • شروع کننده موضوع
  • #4

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

تمام غصه ها در قلب بشکسته است و من خاموش خاموشم
که این آب برفته هیچ بر جو برنگردد آه
جو کو؟ آب کو؟من تشنه ی تشنه
بیابان زاده ام قلبم بیابان است،خشکِ خشک
تمام آب از چشمم برون ریزد به روی خاک و خون گردد
تمام خاطراتم از درون دل برون گردد
به پیش چشمم آید هر کدام از گریه های خویش
من گم گشته ام در خاطرات خویش
دریغ از یک سراب خشک و خالی تا دلی خوش سازم اندر سوزش غمها
چراغ اشک بیدارم کند آخر در این تاریکی مطلق
صدای ناله ی قلبم چه سوزان است
آخر این ترک خورده گناهش چیست
که هرکس میرسد سنگی به سویش میکند راهی؟
کدامین کوزه را باید بدانم قدر؟
من تا یاد دارم تکه ی بشکسته ی هر کوزه با من بود
فقط درد و غم و اندوه با من بود
دلی بشکسته و بغضی که هر لحظه کنارم بود،
این چشمان گریان گونه های تر
فقط درد و غم و اندوه با من بود...
در آخر بغض هم همچون تمام کوزه های عمر من بشکست و اشکم ریخت
این یار هزاران ساله جاری شد به روی گونه ها اما دگر دیر است
که این آب برفته هیچ بر جو برنگردد آه...
 
  • شروع کننده موضوع
  • #5

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

عشق را توصیف نتوان کرد...
عشق را تنها به چشم قلب بتوان دید
عشق را در دوری و اندوه بتوان دید
عشق را در اشک خونی کز فراغ یار آید اندکی بسیار بتوان دید
عشق را با آهی از افسوس بتوان دید
عشق را توصیف نتوان کرد...
عشق چون آید فقط توصیف یار آید
عشق چون آید چراغ عقل خاموش و چراغ دل به کار آید
عشق چون آید دو چشم منتظر اندر پی دیدار بار آید
عشق را توصیف نتوان کرد...
عشق خواهد رفت...
در دل سنگین ما جایی برایش نیست
در کویر قلب ما آبی برایش نیست
اندر این بیراهه ها راهی برایش نیست
عشق خواهد رفت...
وز پی آن هیچکس هرگز نخواهد رفت
عشق خواهد مرد
جسم ها بی روح خواهد شد
بحر دل بی موج و خورشیدش تهی از نور خوهد شد
عشق خواهد رفت...
 
  • شروع کننده موضوع
  • #6

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

نگاهت را توانم خواند
ای که می گریزی از نگاه من
و تنها یک نگاه اندر دو چشمانت بود کافی برایم تا بفهمم راز قلبت را
که میخواهد کس دیگر
که میگوید برو دیگر
نگاهت میکنم هردم...
و هر دم که نگاهم میکنی انگار،
قلبم را گرفتی در دو دستانت
به گرمی میفشاری بی نوارا سخت،میگیرد تپیدن میشود زنده
بود بیهوده بر قلبم سخن هایم
که میگویم مکن باور سکوتش را
نگاهش میزند فریاد، رفتن را
مکن باور دل زارم...
مکن تنها گل خشکیده ی امّید خود پرپر
بزن هر دم به یاد او
ولی ای وای! آن لحظه که بشکستت چه خواهی کرد؟
چه خواهم کرد من با یک دل صد بار بشکسته؟
چه گویم من تو را ای دل که رسم روزگار ما نمیدانی
هزاران بار بشکستت وُ را تنها تو میخوانی
دلت خوش باشد ای قلب ترک خورده...
دلت خوش باد
 
  • شروع کننده موضوع
  • #7

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

تو خواهی رفت...
و من با قطره ی اشکی تو را بدرود خواهم گفت
تو خواهی رفت...
و خواهد مرد قلب زخمی من در فراق تو
تو خواهی رفت...
مرا از یاد خواهی برد...
و یاد من به کابوس فراموشی تو جاوید خواهد شد
تو خواهی رفت...
و من بی تو...نمیدانم چه خواهم شد
فراموشت کنم روزی؟ و یا که از عذاب دوریت دیوانه خواهم شد؟
و میگویند از قلب تو خواهد رفت آنکه رفتش از دیده
ولیکن من تورا با چشم دل می بینمت هر لحظه بی دیدار
تو خواهی ماند...
تو خواهی ماند در دل تا به آن روزی که خواهد زد
تو خواهی رفت و خواهد ماند، تمام خاطرات تو
و یک قلبی که با یاد تمام خاطرات تلخ و شیرین تو خواهد زد
تو خواهی رفت...
 
  • شروع کننده موضوع
  • #8

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

بی تو نتوانم بود
ای که بی من هستی
ای که بی من شادی
ای که بارت بستی
بی تو نتوانم بود
ای که بی من رفتی
ای که در بیراهی
هر دو چشمم بستی
بی تو من هیچم، هیچ
بی تو من سردم، سرد
هر نفس چون زهریست
ریزد اندر جانم
مرگ باشد چو شرابم بی تو
آری هستم بی تو
گر که بودن این است
نفسم هست ولی سنگین است
بار سنگینی بغض
میفشارد قلبم
دل بشکسته ی من مینالد
آسمان چشمم
همچو پاییز ابریست
گل امید دلم خشکیده
دیگرم راهی نیست
مرگ تنها باقیست
 
  • شروع کننده موضوع
  • #9

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

اینیکی یه کم زیادی کوتاهه ;;) حالا شما به بزرگی خودتون ببخشین دیگه! :D

به یادت باز هم دیشب به آسانی نخوابیدم
چو خوابیدم تو را دیدم...
سرم بودش به روی شانه ات اما نمیدانم
چرا هم من بدم غمگین و هم چشمان نالانت
گمانم بود دیواری میان قلبم و قلبت...
 

Ehsan.Ansari

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
189
امتیاز
3,192
نام مرکز سمپاد
حلی شماره دار!
شهر
021
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
مهندسی کشاورزی
پاسخ : اشعار یک افسرده

شعرات خوب بودن به نظرم. :) یکم مفهوما تکراری بود ولی مشکل اصلی مشخص نبودن سبک و قالبه!
مثلا توی این شعر:
به نقل از black spider :
بی تو نتوانم بود
ای که بی من هستی
ای که بی من شادی
ای که بارت بستی
بی تو نتوانم بود
ای که بی من رفتی
ای که در بیراهی
هر دو چشمم بستی
بی تو من هیچم، هیچ
بی تو من سردم، سرد
هر نفس چون زهریست
ریزد اندر جانم
مرگ باشد چو شرابم بی تو
آری هستم بی تو
گر که بودن این است
نفسم هست ولی سنگین است
بار سنگینی بغض
میفشارد قلبم
دل بشکسته ی من مینالد
آسمان چشمم
همچو پاییز ابریس
گل امید دلم خشکیده
دیگرم راهی نیست
مرگ تنها باقیست
* با خوندن دو بیت اول میشه نتیجه گرفت که قالب "قطعه"ـس (هستی ، بستی) ولی بعدش :rolleyes:
به پایان ابیات دقت کن : هستی ، بستی، رفتی، بستی، سرد ، جانم، بی تو ....
* از اول تا مصراع دوازدهم، وزن اینه (فاعلاتُن فاعِل) و تقریبا درسته
نمیدونم چرا با وجود اینکه وزنت درست بوده و شعرتم احتمالا نو نیست، بعضی جاها یهو وزنو عوض کردی
یهو از (فاعلاتن فاعل) شده (فَعَلاتُن فَعَلاتُن مفعول)
* تو که تواناییشو داری از آرایه ها بیشتر استفاده کن (;
*و نکته ی آخر اینکه سعی کن از کلمات تکراری زیاد استفاده نکنی. یا اگه میخوای از آرایه ی "تکرار" استفاده کنی، ترجیحا یه بیت یا نهایتا توی دوتا بیت متوالی و موقوف المعانی و ترجیحا با کلمات کلیدی به کار ببر
 
  • شروع کننده موضوع
  • #11

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

به نقل از Eh$an :
شعرات خوب بودن به نظرم. :) یکم مفهوما تکراری بود ولی مشکل اصلی مشخص نبودن سبک و قالبه!
مثلا توی این شعر:* با خوندن دو بیت اول میشه نتیجه گرفت که قالب "قطعه"ـس (هستی ، بستی) ولی بعدش :rolleyes:
به پایان ابیات دقت کن : هستی ، بستی، رفتی، بستی، سرد ، جانم، بی تو ....
* از اول تا مصراع دوازدهم، وزن اینه (فاعلاتُن فاعِل) و تقریبا درسته
نمیدونم چرا با وجود اینکه وزنت درست بوده و شعرتم احتمالا نو نیست، بعضی جاها یهو وزنو عوض کردی
یهو از (فاعلاتن فاعل) شده (فَعَلاتُن فَعَلاتُن مفعول)
* تو که تواناییشو داری از آرایه ها بیشتر استفاده کن (;
*و نکته ی آخر اینکه سعی کن از کلمات تکراری زیاد استفاده نکنی. یا اگه میخوای از آرایه ی "تکرار" استفاده کنی، ترجیحا یه بیت یا نهایتا توی دوتا بیت متوالی و موقوف المعانی و ترجیحا با کلمات کلیدی به کار ببر
ممنون از نظرت! ؛؛)
بعد من فک میکردم اینا شعر نو ـن! :D نیستن؟ :-"
 
  • شروع کننده موضوع
  • #12

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

به نقل از kahroba :
حالا دیگه به روی خودت نیار دیگه! بگو می خواستم یه سبک نو ابداع کنم! درست مثل "نیما"...!
نه واقعاً چه اشکالی داره؟! اگه روال سبکت رو حفظ کنی و قاعده مندش کنی خیلی هم خوبه! یه سبک شعری مخصوص خودت...
منم منظورم دقیقا همین بود :D من به روش خودم شعر میگم B-) :))
 
  • شروع کننده موضوع
  • #13

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

در این زندان بی دیوار، رها اما گرفتارم
به خواب غفلتم بیدارِ بیدارم
در این دریای عشقت خشکِ خشکم لب
به عشق و مستیت بیمارِ بیمارم
ز مستیِّ میت هشیارِ هشیارم
هوا و نفس میبینم، ز چشم قلب مینالم
زمانی مست در کوی تو بودم من
ولی اکنون به چیزی جز دل تنگم نمیبالم
من آن دلخسته ی رنجور و نالانم
ولیکن حال جز دنیا نمیدانم
از این خواب و لب خشک و دل بیمار و چشم کور
شوم روزی رها یانه؟ بگو یارب! نمیدانم...
 
  • شروع کننده موضوع
  • #14

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

و باز برمیگردیم ب افسردگیمون... ;;)


و تو هرگز نفهمیدی ک من محتاج تو بودم
برای تو چه بودم من؟
کتابی کهنه و پاره که در تنهاییت یادش می افتادی
و میرفتی سراغ خط خطی هایش
و آن خشکیده گلهایی که لایش بود میدیدی
برای چند لحظه خاطرت تا کوچه باغ خاطره میرفت
و تو محو سکوت صفحه ها بودی
برای چند لحظه غرق در ابهام میگشتی
و آهی کز پی افسوس می آمد
همین و بس! تمام ماجرا این بود!
و بعد از آن کتاب تازه ات را باز میکردی
و محو خواندنش بودی
بیا بنشین کنار من!
ورق هایم ز عشق پاک خود پر کن
بده بر دست قلب خویش آن کهنه قلم های محبت را
که روزی از مرکب هایشان پر بود قلب من
بیا با من مگو دیر است
مگو این قصه دلگیر است
مگو قلبم ز تو سیر است
که قلبم پیش تو گیر است...
 

شاكسول

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
590
امتیاز
3,498
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
اصفهان - تبريز
دانشگاه
علوم پزشکی شهرکرد
رشته دانشگاه
دندانپزشکی
پاسخ : اشعار یک افسرده

من ك بسي نظر دادم در مورده شعرات. مخصوصا اون «نفسم هس ولي سنگينس» رو بس بسيار دوس دارم. ولي از لحاظه وزنيو اينا احساس ميكم جناب احسان راس ميگه؛ يذره كار كن روش.
×اسمه تاپيكم بت كفتم ك يذره «ناجالبه». يه اسم بهتر بذاري روش خيلي راضي ترم ازت. اشعار يك افسرده آخه؟ :-"
به نقل از black spider :
خیلی ممنونم من :-مهران مدیری آره وزنش قاطی پاتی هس ولی ازیت نمیکنه! ینی ی جورایی شعر نو ـه!
+خب پیشنهاد بده :-" چی بزارم اسمشو؟ :-??
عزيزه من ، من ك گفتم اشعاره يك ساديسمي و يا پارانوياك و يا شيزوفرن كاملا ميخورن ب تاپيك :-" لازم ب ذكره ك نسبت ب اشعاره يك "مال" هم ارداته خاصّي دارم :-"
 
  • شروع کننده موضوع
  • #16

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

به نقل از پ(و)ريا! :
من ك بسي نظر دادم در مورده شعرات. مخصوصا اون «نفسم هس ولي سنگينس» رو بس بسيار دوس دارم. ولي از لحاظه وزنيو اينا احساس ميكم جناب احسان راس ميگه؛ يذره كار كن روش.
×اسمه تاپيكم بت گفتم ك يذره «ناجالبه». يه اسم بهتر بذاري روش خيلي راضي ترم ازت. اشعار يك افسرده آخه؟ :-"
خیلی ممنونم من :-مهران مدیری آره وزنش قاطی پاتی هس ولی ازیت نمیکنه! ینی ی جورایی شعر نو ـه!
+خب پیشنهاد بده :-" چی بزارم اسمشو؟ :-??
 

بهار1998

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
182
امتیاز
224
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
برازجان...استان بوشهر...
مدال المپیاد
ایشالابعدها..
پاسخ : اشعار یک افسرده

هرکسی میتونه توی یه سبک خاص شعربگه افرین خیلی قشنگ بوداینم یه سبک جدییییید.لاییییییییییییییییییییک x: x: x:
 
  • شروع کننده موضوع
  • #18

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

به نقل از بهار1998 :
هرکسی میتونه توی یه سبک خاص شعربگه افرین خیلی قشنگ بوداینم یه سبک جدییییید.لاییییییییییییییییییییک x: x: x:
مرسی مرسی 8->
 

kimia moghadam

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
255
امتیاز
2,622
نام مرکز سمپاد
فرزانگان١
شهر
مشهد
رشته دانشگاه
داروسازی
پاسخ : اشعار یک افسرده

من قبلاً هم در مورد شعرات نظرمو شخصاً گفته بودم . اینکه میتونی انسجام رو رعایت کنی و خیلی کار سختی هم هست واقعاً عالیه . یعنی اولش کاملاً خواننده ر وارد فضا میکنی بعد به ـش یه سری توضیحات رو میدی و در آخر تو بهترین جا میتونی تمومش کنی { سعی کردم با مثال خیلی واضح منظورم رو برسونم :د }
حتی اگه ترتیب شعرات همین ترتیب پستا باشه کاملاً مشخصه که خودت یه سری ضعفات رو پیدا کردی و دیگه تو شعرای بعد تغییرشون دادی .
سبکت هم به نظر من دقیقاً روی یه محور داره می چرخه . ینی در کل چندتا حالت داره که یا مدل x بوده یا y یا z . ازینا هم خارج نمیشه . بعد هروقت هر جا هر کی آثارتو ببینه میتونه از روی سبکت تشخیص بده که کی اینارو گفته .
مثن به ترتیب شعرایی ک گذاشته بودی حسّی ک داشتم با سبکت رو میگم ، این که منو یاد کودوم شاعر مینداخت:
فروغ فرخزاد
پروین اعتصامی{:-"}
سیاوش کسرایی
فروغ
سیاوش
سیاوش
فروغ
- {این یکی شعرت رو نتونستم ارتباط برقرار کنم:-"}
نیما یوشیج
اخوان ثالث
فروغ

ببین دقیقاً رو یه سیکل خاص داره حرکت میکنه . خیلی جالبه
نقاط قوتت واقعاً خیلی بیشتر از اینا بودن . ولی در کل عیبی نمی تونم از شعرات بگیرم . فقط یه سری مسائل پیش پا افتاده هستن که هم خودت بهتر میدونی هم بچه ها گفته بودن .
عالی بود(;
 
  • شروع کننده موضوع
  • #20

black spider

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
385
امتیاز
2,187
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علوم پزشکی تبریز
رشته دانشگاه
Anesthesia
پاسخ : اشعار یک افسرده

به نقل از K.M.W :
من قبلاً هم در مورد شعرات نظرمو شخصاً گفته بودم . اینکه میتونی انسجام رو رعایت کنی و خیلی کار سختی هم هست واقعاً عالیه . یعنی اولش کاملاً خواننده ر وارد فضا میکنی بعد به ـش یه سری توضیحات رو میدی و در آخر تو بهترین جا میتونی تمومش کنی { سعی کردم با مثال خیلی واضح منظورم رو برسونم :د }
حتی اگه ترتیب شعرات همین ترتیب پستا باشه کاملاً مشخصه که خودت یه سری ضعفات رو پیدا کردی و دیگه تو شعرای بعد تغییرشون دادی .
سبکت هم به نظر من دقیقاً روی یه محور داره می چرخه . ینی در کل چندتا حالت داره که یا مدل x بوده یا y یا z . ازینا هم خارج نمیشه . بعد هروقت هر جا هر کی آثارتو ببینه میتونه از روی سبکت تشخیص بده که کی اینارو گفته .
مثن به ترتیب شعرایی ک گذاشته بودی حسّی ک داشتم با سبکت رو میگم ، این که منو یاد کودوم شاعر مینداخت:
فروغ فرخزاد
پروین اعتصامی{:-"}
سیاوش کسرایی
فروغ
سیاوش
سیاوش
فروغ
- {این یکی شعرت رو نتونستم ارتباط برقرار کنم:-"}
نیما یوشیج
اخوان ثالث
فروغ

ببین دقیقاً رو یه سیکل خاص داره حرکت میکنه . خیلی جالبه
نقاط قوتت واقعاً خیلی بیشتر از اینا بودن . ولی در کل عیبی نمی تونم از شعرات بگیرم . فقط یه سری مسائل پیش پا افتاده هستن که هم خودت بهتر میدونی هم بچه ها گفته بودن .
عالی بود(;
مرسی زیاد! :D :-ذوق مرگ
آره از اولین شعرم شورو کردم ب ترتیب گزاشتم ;;) رشد عقلانی رو میشه فهمید ینی؟ :))
 
بالا