• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

نــورو هــکر!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ehem_Ehem
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

چه چیز در "نوروهکر" بررسی شود؟

  • نوروهکینگ - تئوری

    رای‌ها: 5 26.3%
  • نوروهکینگ - عملی

    رای‌ها: 14 73.7%
  • نوروهکینگ - ایده پردازی

    رای‌ها: 13 68.4%

  • رای‌دهندگان
    19
پاسخ : نــورو هــکر!

اگه واقعا بشه مغز رو تحریک کرد کاری بکنه که با ارزش هاش مغایرت نداشته باشه,خب این عوض کردنِ ارزش ها در واقع همون عوض کردن دیتا های اولیه ی وارد شده به مغزه,به شکلی که خواسته های یه نفر که مغایر با ارزش های اولیه مون بوده رو دیگه مغایر ندونیم و مث اون بستنی خوردنه واسمون عادی شه...
ینی احتیاج به وادار کردن نیس,کافیه اون اطلاعات اولیه عوض بشن...کاری که اسمش همون جنگ نرمه و همین الان با وسعت زیادی داره انجام میشه...

فکر میکنم یکی از راه های مقابله ش اینه که از هر جایی اطلاعات وارد مغزمون نکنیم,مث گشتن تو نت که هر جایی رو نمیشه با اطمینان کلیک کرد چون ممکنه کامپیوتر ویروسی شه و اطلاعاتش تغییر کنه... (البته مغز ما قطعا خیلی پیچیده تر از کامپیوتره و عوض کردن اطلاعاتش خیلی سخت تره,ولی بازم امکان پذیره,چیزی که میشه الان نمونه هاشو راحت دید)
یکی دیگه هم اینکه سطح اطلاعاتشو اونقدر ببریم بالا که بتونه تشخیص بده کجا داره اطلاعاتشو عوض میکنه و نباید بهش اهمیت بده... ینی اطلاعات اولیه باید قوی شه...

یه مثال از اجرای همین طرحا رو تو یه مقاله خوندم,خلاصه ش اینه:علامت هایی که مال گروهای خاصی مث فراماسون ها یا صهیون و ایناس چرا باید از المپیک سر در بیاره یا تو جاهای مختلفی که حس خوبی به آدم میدن دیده بشه? برا اینکه وقتی خواستن طرحشونو اجرا کنن مغزای آدما آماده ی پذیرفتنشون شده باشه,چون همیشه این چیزا رو همراه با موضوعایی دیدن که واسشون خوشایند بوده...
 
پاسخ : نــورو هــکر!

به نقل از Lily Delicated :
چیزی که انسان ها رو از ربات ها و کامپیوترها متمایز میکنه و یکی از مشکلات عمده رباتیک هست چیزیه به اسم: اراده
انسان حرکتش کاملا ارادیه. خودش اطلاعات رو دریافت میکنه،تحلیل میکنه و بر اساس اون ها تصمیم میگیره. انسان قدرت تصمیم گیری داره در حالی که کامپیوتر یا روبات دقیقا کاری رو انجام میده که ما بهش بگیم، اگر در موقعیتی قرار بگیره که از قبل براش برنامه ریزی نشده باشه، نمی تونه تصمیم بگیره اما انسان با همچین مشکلی رو به رو نیست. جدیدا ربات هایی ساخته شدن که مثل انسان میتونن اطلاعات دریافتی رو تحلیل کنن و متناسب با اون تصمیم بگیرن اما هنوز خیلی مبتدی هستن و تصمیم گیریشون در تعیین اولیت ها خلاصه میشه. پس ما هیچوقت نمی تونیم مستقیما یک انسان و مز اون رو در اختیار بگیریم.
اما چیزی که امروز بهش میگن جنگ نرم. جنگ نرم یعنی بدون استفاده از سلاح های گرم یا سرد انسان ها رو شکست بدن و مطیع خودشون بسازن. یکی از بخش های جنگ نرم نفوذ به ناخودآگاه انسان هاست چه با تصویر، چه با صدا یا چه مستقیم چه غیر مستقیم. یکی از عوامل مهم نفوذ به ناخودآگاه رسانه ها هستن. رسانه ها میتونن واقعا برای ما خطرناک باشن. ما همون طور که حواسمون هست که چی و چقدر و چطوری میخوریم تا به سلامت جسمیمون آسیب نرسه باید مراقب غذای ذهنمون هم باشیم.
در دید زیست شناسانه ما عملا با ربات ها فرق خاصی نداریم. ما ماشین های بقا هستیم، ماشین هایی که برای همانند سازی موفق تر بکار گرفته شدن. ژن ها در ما برنامه نویسی اولیه هستن؛ پایین ترین سطح تکاملی . این سطح پیشرفته از اعصاب که داریم و همین وضعیت رو از حالت ساده ی فرمان از پیش تعیین شده و اجرا خارج کرده حاصل یک اتفاق در 500 میلیون سال قبل هست. زمانی بخاطر یک نقص در یکی از جانورانی با مغز ساده تمام ژن های اون بازتولید شده.دوبار این کار انجام شد و این باعث تولید مقدار زیادی ژنوم اضافی (مجموعه ی کاملی از ژن های موجود) که راه ایجاد مغز های پیچیده و پیشرفته رو باز کرد؛ بطوری هر کدوم تونستن آزادنه رشد کنند و وظایف جدید و تخصصی بر عهده بگیرند.[nb]مثال کامپیوتری :دی : مثل بوجود اومدن جامعه ی اپن سورس که پتانسیل تکامل و پیشرفت خیلی زیادی ایجاد میکنه.[/nb]
در این مورد می گن مثل این می موند که والدین بزرگترین بسته های آجر سازی دنیا رو برای فرزندانشون بگیرند و اون بتونه با اجزای بی شمار و حرفه ای اون هر سازه ای رو بسازه.
و از بین این همه سازه یکی منجر به ایجاد مناطقی برای انواع انتقال دهنده های عصبی در مغز شد که شد زمینه ای برای رفتار های جدید و هدایت اونها.
ولی باز هم یک سری فرق ها وجود دارند؛ یکی اینکه ربات ما برنامش نسبت به محیط تاثیر میگیره و گاهی دستخوش تغییراتی می شه. بطور مثال جهشی غیر ارادی که باعث به وجود اومدن ژن FOXP2 شد و حاصل توانایی ارتباط زبانی و صحبت هست حاصل از تاثیرات شدید محیطی بوده که باعث تکامل این ویژگی شده.[nb]این رو از لوک رندل از دانشگاه سنت اندروز انگلستان خوندم.[/nb]
و یکی دیگه مسئله ی خودآگاهی هست که ماهیتش هنوز کاملا روشن نیست و به نوعی فرق ما هست با ربات ها.[nb]تاپیک تخصصی این قضیه.[/nb]
اون جریان تراشه خُب ؛ ممکنه اتفاق بیافته. اما مدنظر من این بود که این قضیه ، غیر مستقیم و با جعل اطلاعات ورودی انجام بشه. نه اینکه بطور فیزیکی بیایم و این کار رو روی مغز طرف انجام بدیم.
میدونید امنیت مغزی ما خیلی خیلی زیاد هست، با توجه به نقش پر اهمتش هم این شدیدا ضروری هست؛ برای همین من فکر میکنم تنها رسیدن به مقصود به طرز چشگیری که مد نظرتو در پست اول بود جز دست بردن به طریق فیزیولوژیک ممکن نشه. شایدم بشه اما بعید تر از بعید می دونم. :-/
دو نکته !
اولاً، من نگفتم فقط در ایرن و آمریکا و اسرائیل هست. گفتم مقطع تحصیلی، چنین گرایشی داره. یعنی اینکه شما بصورت رسمی نوروساینس بخونید. به هر حال موضع بحث این تاپیک این نیست.
ثانیاً، گفتم از صحت این قضیه اطلاعی ندارم.
خب من هم بخاطر همین میگم بنظرم حرفتون غلط هست. یک نگاه به فولدر بوکمارک های نوروساینس من بندازید، در خیلی کشور ها هست.
pn724oeh8728o35jxst2.png

یکیشون همون پدیده reverse هستش که سال هاست روش کار می شه توضیح بیشتر رو برید خودتون بخونید دیگه ....
ببینید دوستا بحث رو منحرف نکنید بکشه به تئوری توطئه. خواهش
این رو بیشتر بصورت یک مطلب بی پایه ی علمی شنیدم و راستش بنظرم درست و علمی نباشه.اگر منبع موصق عللمی دارید...

اما در مورد شیوه ی تبلیغی هم چنین چیزی که بشه چنین کار هایی کرد هست و یک مستند راجبش دیدم که در مورد شیوه های تبلیغ و تاثیرش و پیشینه ی تبلیغ و متخصص های تبلیغ و روانشناسان تبلیغ و ... بود. مثلا یکی از روش ها همین بود که در میانه ی یک فیلم یک لحظه یک چیزی خیلی کوتاه که شاید بیننده حتی متوجه پرش فیلم نمی شد و یک محصول خاص رو نشون می داد رو می ذاشتن بعد نتایج نشون داده بود که تا حدی باعث ترغیب می شه. البته خیلی کم و همون نظر اول رو می گم که تاثیر زیاد روی مغز غیر از طریق فیزیولوژیک خیلی بعید هست. ^-^
 
پاسخ : نــورو هــکر!

آخ آخ نه بابا ! :دی

اصلاً نمیخوایم بحث بره سمت روانشناسی و ... !

ما درواقع میخوایم بُعد علمی قضیه رو بررسی کنیم!

عوض کردن ارزش ها و عقاید یک فرد، باعث نمیشه اون فرد در لحظه کاری رو انجام بده. جهت رفتاریش عوض میشه. اما تو همون مثال بستنی، طرف در لحظه میل به خوردن بستنی پیدا می کنه. این مدنظر ماست. وگرنه بُعد جنگ نرم و رسانه ای و روانشناسیش اصلاً مربوط به انجمن نوروساینس، در نتیجه این تاپیک نمیشه.

حالا به درستی اون قضیه فراماسونر ها و اینا ربطی ندارم ؛ که خیلی از اینایی که راجع به فراماسونر ها میگن چرت و پرت محضه ؛ در کل هم به بحثش به این تاپیک مربوط نیست.. اما جنبه علمیشو در نظر میگیریم :

پاراگراف آخر پستت :
به نقل از طـوبـــــــی :
یه مثال از اجرای همین طرحا رو تو یه مقاله خوندم,خلاصه ش اینه:علامت هایی که مال گروهای خاصی مث فراماسون ها یا صهیون و ایناس چرا باید از المپیک سر در بیاره یا تو جاهای مختلفی که حس خوبی به آدم میدن دیده بشه? برا اینکه وقتی خواستن طرحشونو اجرا کنن مغزای آدما آماده ی پذیرفتنشون شده باشه,چون همیشه این چیزا رو همراه با موضوعایی دیدن که واسشون خوشایند بوده...
یک جور تایید روی
به نقل از Ehem_Ehem :
3. درصد تاثیر تایپ اطلاعات ورودی. فرض کنید شما به پدرتون علاقه دارید، اما از فلان شخص متنفرید. خوب، خواسته های پدرتون قطعاً برای شما واجب الاجرا هستن، اما خواسته های فلان شخص رو نمیپذیرید. حالا چه اتفاقی می افته اگر کسی فرکانس صدای پدرتون رو، با اطلاعات جعلی، از یک روش دیگه وارد مغز شما کنه ؟ :-" :->
هست مسلماً.

در هردو، به این اشاره شده که نفوذ پذیری اطلاعات جعلی از طریق چیزایی که ما بهشون علاقه داریم، بیشتر میشه. و این بر ما پوشیده نیست.
 
پاسخ : نــورو هــکر!

در هردو، به این اشاره شده که نفوذ پذیری اطلاعات جعلی از طریق چیزایی که ما بهشون علاقه داریم، بیشتر میشه. و این بر ما پوشیده نیست.
با مصداقش کار ندارم چون در جایگاه خودش جای بحث داره اما کلیت موضوع درسته . علایق
بنظرم میشه با آنالیز علایق و علت هاش و ... به یک چیز هایی رسید. بنظرم هم شاید تا حدی هم به میمتیک [nb]بررسی فرهنگ و رفتار های اجتماعی و اینطور چیز ها از دید زیست شناسی فرگشتی
بیشتر[/nb] ربط پیدا کنه.

مثلا میشه خیلی از علایق رو بررسی کرد نمونش ازدواج و اینکه ما در ازدواج به یکی علاقه پیدا می کنیم و عاشق اون می شیم. یک سری چهره ها رو بیشتر دوست داریم و به اونها علاقه مندیم و و زیبا می خونیم. این ها همه علت داره.[nb]مثلا این زیبایی و رنگ ها و علایق خیلی توی همون مستندی که گفتم در مورد تبلیغات بود مهم بود برای ساخت تبلیغ[/nb]
مثلا آقایون خانم هایی که پوست سفید تری دارند بیشتر می پسندند و علاقه مندند یا برداشتن ابرو ها[nb]فکر میکنم به این نوع رفتار میگن نشانگان کاذب[/nb] همه یک سری دلایل دارند که ما این ها رو زیبا می دونیم و پسندیده می شن و ربط دارند به تولید مثل و شانس بقا. یا رفاه رو ایجاد فضایی با شانس بیشتر بقا تعریف می کنیم. این نمونه ها در مبحث تکاملی و تولید مثل و بقا هستن و ما با شناسایی این علایق میتونیم ازشون بهره ببریم .مثلا همونطور که مثال زدم تولید مثل و شانس بقاء که علاقه به $ــــــکـــ-ــ.س هست.
میشه این علایق و رو شناسایی و ریشه یابی کرد و بعد اگه بتونیم از اون ها به نحوی استفاده کنیم برای تسهیل تاثیر اطلاعات مورد نظرمون. البته تاثیرش باز هم اونقد چشمگیر نیست؛ اما یک راه که تا حدی شبیه هست همین هست.
 
پاسخ : نــورو هــکر!

می‌شه از مغز اطلاعاتی رو استخراج کرد. مثلاً من یک فیلمی رو می‌بینم و بعداً می‌شه صحنه‌هایی از این فیلم رو، هر چند با جزئیات کم، با استفاده از اطلاعاتی که از مغز من گرفته می‌شه بازسازی کرد. (مشابه این رو توی یک مستند دیده بودم، اگر منبع موثقی هم براش پیدا کردم حتماً می‌ذارم!) به همین ترتیب اگر به مغز یک نفر دسترسی پیدا کنیم، می‌شه اطلاعاتی رو هم به دست اورد. این جدا از جعلِ ورودی.


به نظرتون میشه در رسانه های جمعی، کاری کرد که صرفا یک نفر خاص تحت تاثیر قرار بگیره و رو بقیه اثر نکنه؟

باید بشه، به خاطر اینکه یک‌سری محرک‌ها هستند که فقط برای یه نفر معانی خاصی رو تداعی می‌کنن و برای بقیه مفهوم خاصی ندارن.

خُب فرض کنید که من یک فایل صوتی با صدای جعل شده‌ی خودم دارم که با لحن و صدای خودم به من می‌گه یک کاری رو انجام بدم. آیا من باور می‌کنم که این صدای خودم بوده؟ اگر من به حافظه‌ی خودم مطمئن باشم چه اتفاقی میفته؟ یعنی اگر من مطمئن باشم که هم‌چین حرفی رو نزده‌م و از طرفی قبول کنم که صدای منه! :دی
 
پاسخ : نــورو هــکر!

چند وقت پیش خوندم که هکرها (بهتره بگیم نوروهکر ها!‌) تو مغز یه جور Backdoor[nb]ویکی بخونید![/nb] پیدا کردن که میشه از طریق اون اطلاعات رو از مغز استخراج کرد. اونم با تجهیزات خیلی ساده که میتونید از هر فروشگاه تجهیزات پزشکی ای خرید: خواننده سیگنال های مغزی که معمولا یک ابزاره که به سر یا پوست سر وصل می شه و می تونه امواج مغزی رو ببینه و یک نرم افزار که این ها رو تفسیر می کنه. حالا روش کار این هکرها این بوده که این رو گذاشتن روی مغز آدم های مختلف، بهشون چیزهای آشنایی رو نشون دادن و دیدن چیز آشنا پترنش چطوریه. بعد شروع کردن چیزهای مختلفی مثل عددهای چهار رقمی بهشون نشون دادن و اگر همون پترن چیز آشنا رو دیدن فهمیدن که این عدد چهار رقمی برای این دوستمون اشناست پس پسورد بانکشه! بانکش چیه؟ کافیه لوگویهای مختلف بانک ها رو بهش نشون بدین تا مغز با دیدن بانک خودش همون واکنش رو نشون بده و حتی در یک نمایش دیگه با نمایش نقشه و زوم کردن در جاهای مختلف تونستن خونه طرف رو هم پیدا کنن!
تو کنفرانس Usenix هم ارائه شد این قضیه.+اطلاعات بیشتر
 
پاسخ : نــورو هــکر!

خب این بحث یه جورایی تقریبا به حقیقت هم پیوسته - هرچند در حد ابتدایی و ساده اما به هر حال اتفاق افتاده

جواد یه نمونه ازش رو گفت - من یکی دیگه سراغ دارم. کاری که شده مربوط به تصویربرداری از مغز و در ادامه اون تصویرخوانی مغزه !

در واقع یه سری اشکال ساده رو به مغز نشون میدن. چیزایی مثل + - * O | _ ... و همزمان مغز رو موقع پردازش این اطلاعات توی کورتکس بینایی اسکن کردن. بعدش اومدن و یه بانک اطلاعاتی خیلی بزرگ از این داده های اسکن شده ساختن.

کلا بیس این نوع پژوهش بر این فرض بنا شده بود که پردازش تصاویر مختلف توی کورتکس بینایی مغز با نشانه های متفاوتی همراهه. یعنی هر تصویر بخش های خاصی از قشر بینایی رو فعال می کنه، در نتیجه امواجی رو که ضبط می کنن برای هر تصویر می تونه متمایز از تصویر دیگه ای باشه و از این طریق الگوهای اولیه رو با نشون دادن تصاویر ساده بدست آوردن. الگوهایی که مربوط به همین تصاویر ساده و سیاه و سفید مربوط به به مثبت و خط راست و دایره و ... میشد.

در آخر به عنوان آزمایش اینکه این نوع ذهن خواهی تا چه حد ممکنه یه کلمه متشکل از حروف انگلیسی رو به فرد نشون دادن ( کلمه ای که تا حالا دستگاه علائمش رو پردازش نکرده و واسش جدیده ) و با همون اسکن همزمان دستگاه تونست اطلاعاتی که از قشر بینایی شخص گرفته بود رو پردازش کنه و بگه که داره به چه کلمه ای نگاه می کنه ! و اون کلمه رو هم neuron انتخاب کرده بودن.


neuron-brain_01.jpg



تازه این تحقیق مربوط به سال 2008 هم هست ! همون موقع محققش پیش بینی می کرد که تا چند سال آینده بشه تجسم ها یا حتی خواب های فرد رو با کیفیت HD به نمایش گذاشت

اسم محققش هم هست Yukiyasu Kamitani - من کل روند آزمایش اینو توی یه مستند دیدم، اما دوتا لینک منبع هم واسش پیدا کردم :

لینک اصلی
لینک فارسی
 
پاسخ : نــورو هــکر!

يك مورد ديگه.
من در مورد ژن و هورمون و اينا اطلاعاتي ندارم. اما؛
ميگم اصلا نميدونما. فرض كنيم فلان هورمون موقع تحريك جنسي ترشح ميشه. خُب. يكي از راه هايي كه ميتونه وجود داشته باشه براي نوروهكينگ، تحريك بدن براي ترشح هورمون خاصيه. البته نه اينطور كه مثلا به طرف عكس پورن نشون بديما. مثلا از هر طريق ديگه اي كاري كنيم هورمون خاصي ( مثلا اون هورموني كه به فعاليت جنسي مربوطه ) ترشح شه.
میدونید امنیت مغزی ما خیلی خیلی زیاد هست، با توجه به نقش پر اهمتش هم این شدیدا ضروری هست؛ برای همین من فکر میکنم تنها رسیدن به مقصود به طرز چشگیری که مد نظرتو در پست اول بود جز دست بردن به طریق فیزیولوژیک ممکن نشه. شایدم بشه اما بعید تر از بعید می دونم. :-/خب من هم بخاطر همین میگم بنظرم حرفتون غلط هست. یک نگاه به فولدر بوکمارک های نوروساینس من بندازید، در خیلی کشور ها هست.
pn724oeh8728o35jxst2.png
ملت پز بوكماركاشونو ميدن :-"

يكم جزيي تر ميگين؟ "امنيت مغزي بالا هست" بديهيه؛‌ اما در مورد اين امنيت چي ميدونيم؟

در مورد اون دانشگاه و اينا هم قبول :دي

به نقل از نسترنّگار :
خُب فرض کنید که من یک فایل صوتی با صدای جعل شده‌ی خودم دارم که با لحن و صدای خودم به من می‌گه یک کاری رو انجام بدم. آیا من باور می‌کنم که این صدای خودم بوده؟ اگر من به حافظه‌ی خودم مطمئن باشم چه اتفاقی میفته؟ یعنی اگر من مطمئن باشم که هم‌چین حرفی رو نزده‌م و از طرفی قبول کنم که صدای منه! :دی
آها. اينجوري خيلي مستقيمه و عملي نيست. فرض بگير خانم x ديوانه وار عاشق آقاي y هست و با شنيدن صداش خيلي نرم ميشه. دارم عمومي صحبت ميكنم. نميدونم "نرم ميشه" چه تعبير علمي اي داره.[nb]و البته بنده اصلا علمي صحبت نميكنم، چون علمشو ندارم و تعبير عاميانه ش مد نظرمه[/nb]
حالا ميتونيم با تقليد امواج صداي طرف، چيزي رو تحميل كنيم.

به نقل از βlôкег :
خب این بحث یه جورایی تقریبا به حقیقت هم پیوسته - هرچند در حد ابتدایی و ساده اما به هر حال اتفاق افتاده

جواد یه نمونه ازش رو گفت - من یکی دیگه سراغ دارم. کاری که شده مربوط به تصویربرداری از مغز و در ادامه اون تصویرخوانی مغزه !

در واقع یه سری اشکال ساده رو به مغز نشون میدن. چیزایی مثل + - * O | _ ... و همزمان مغز رو موقع پردازش این اطلاعات توی کورتکس بینایی اسکن کردن. بعدش اومدن و یه بانک اطلاعاتی خیلی بزرگ از این داده های اسکن شده ساختن.

کلا بیس این نوع پژوهش بر این فرض بنا شده بود که پردازش تصاویر مختلف توی کورتکس بینایی مغز با نشانه های متفاوتی همراهه. یعنی هر تصویر بخش های خاصی از قشر بینایی رو فعال می کنه، در نتیجه امواجی رو که ضبط می کنن برای هر تصویر می تونه متمایز از تصویر دیگه ای باشه و از این طریق الگوهای اولیه رو با نشون دادن تصاویر ساده بدست آوردن. الگوهایی که مربوط به همین تصاویر ساده و سیاه و سفید مربوط به به مثبت و خط راست و دایره و ... میشد.

در آخر به عنوان آزمایش اینکه این نوع ذهن خواهی تا چه حد ممکنه یه کلمه متشکل از حروف انگلیسی رو به فرد نشون دادن ( کلمه ای که تا حالا دستگاه علائمش رو پردازش نکرده و واسش جدیده ) و با همون اسکن همزمان دستگاه تونست اطلاعاتی که از قشر بینایی شخص گرفته بود رو پردازش کنه و بگه که داره به چه کلمه ای نگاه می کنه ! و اون کلمه رو هم neuron انتخاب کرده بودن.


neuron-brain_01.jpg



تازه این تحقیق مربوط به سال 2008 هم هست ! همون موقع محققش پیش بینی می کرد که تا چند سال آینده بشه تجسم ها یا حتی خواب های فرد رو با کیفیت HD به نمایش گذاشت

اسم محققش هم هست Yukiyasu Kamitani - من کل روند آزمایش اینو توی یه مستند دیدم، اما دوتا لینک منبع هم واسش پیدا کردم :

لینک اصلی
لینک فارسی

به نقل از جواد ب. :
چند وقت پیش خوندم که هکرها (بهتره بگیم نوروهکر ها!‌) تو مغز یه جور Backdoor[nb]ویکی بخونید![/nb] پیدا کردن که میشه از طریق اون اطلاعات رو از مغز استخراج کرد. اونم با تجهیزات خیلی ساده که میتونید از هر فروشگاه تجهیزات پزشکی ای خرید: خواننده سیگنال های مغزی که معمولا یک ابزاره که به سر یا پوست سر وصل می شه و می تونه امواج مغزی رو ببینه و یک نرم افزار که این ها رو تفسیر می کنه. حالا روش کار این هکرها این بوده که این رو گذاشتن روی مغز آدم های مختلف، بهشون چیزهای آشنایی رو نشون دادن و دیدن چیز آشنا پترنش چطوریه. بعد شروع کردن چیزهای مختلفی مثل عددهای چهار رقمی بهشون نشون دادن و اگر همون پترن چیز آشنا رو دیدن فهمیدن که این عدد چهار رقمی برای این دوستمون اشناست پس پسورد بانکشه! بانکش چیه؟ کافیه لوگویهای مختلف بانک ها رو بهش نشون بدین تا مغز با دیدن بانک خودش همون واکنش رو نشون بده و حتی در یک نمایش دیگه با نمایش نقشه و زوم کردن در جاهای مختلف تونستن خونه طرف رو هم پیدا کنن!
تو کنفرانس Usenix هم ارائه شد این قضیه.+اطلاعات بیشتر

خُب اين دوتا پست 80% منظور منو ميرسونه. شايد يه روزي شد در اين مورد بيشتر تحقيق كرديم.

در مورد اون رمز عابر بانكم، مثلاً رمز عابر من 5555 هست. حتماً من نسبت به اين عدد واكنش خاصي دارم كه نسبت به اعداد ديگه ندارم.

اما نميتونيم طرفو صدا كنيم و بگيم بيا بشين ما مغزتو هك كنيم. ميخوايم طرف متوجه چيز خاصي نشه. .و البته براي ما تا همين حد هم كافيه
خیلی خب. بذارید یه مثال عملی بزنم. قبلش دو مورد رو توضیح میدم.

مورد اول اینکه چرا پست قبلیم رو ویرایش نکردم و دوباره پست دادم، دلیل اینه که خواستم تاپیک بیاد بالا و بچه ها ببینن. یه مدیری لطف کنه بعداً جوین کنه.

مورد دوم اینکه بیاید از همین الان یه قرار دادی بذاریم. اگر متد یا روش خاصی رو معرفی می کنیم، دو دسته کلی براش درنظر بگیریم.

دسته اول، روش برای استخراج اطلاعات از مغز
دسته دوم، روش برای وارد کردن اطلاعات در مغز، یا مجبور کردن مغز به کاری

روشی که بلاکر و جواد گفتن دسته اوله. که یکی از حوزه های مهمه و بنده بسیار علاقه دارم.

روشی که من میگم، مورد دومه.
شرح روش:[nb]اینُ تو یه سایتی خوندم، دقیقاً یادم نیست آدرسش چی بود. تو history ـم هم نمونده. اگر کسی اون سایت رو میشناسه معرفی که لطفاً.[/nb]
شما میدونید هر عملی که انجام میدیم، تاثیری روی مغز میذاره.

1.خودکار یا مدادی رو بردارید.
2. اون مداد رو از ته ( یعنی مخالف جایی که نوکش هست ) بذارید بین دندون هاتون و نگهش دارید؛ مثل سیگار. دقت کنید که لب شما نباید هیچ تماسی با خودکار داشته باشه، طوری که خودکار رو فقط دو تا دندون شما نگه داشته باشن.
3. مغز شما هک شد!
وقتی شما خودکار رو به این حالت نگه میدارید و لب هاتونو از خودکار فاصله میدید، درواقع حالتی رو مثل حالتی که میخندید بوجود میارید. و با توجه به عضله های دهان شما، پیام عصبی ای به مغز ارسال میشه که به مغز میگه : "من دارم میخندم."

یعنی عضله ها طوری طراحی شدن که اگر به این حالت قرار بگیرن، چنین پیامی رو ارسال می کنن. و در نتیجه این عمل، واکنش هایی که مغز در جواب به لبخند انجام میده، در بدن انجام میشن. بدون اینکه شما واقعا خدیده باشید!

خیلی ساده و ابتدایی بود. انواع بسیار پیشرفته ای رو - از مورد اول و دوم - در نظر دارم. اما، آروم آروم.

پ . ن : نقل این روش بدون منبعش درست نیست ؛ میدونم. اما واقعا نتونستم منبعش رو پیدا کنم.
پ . پ . ن : کسی اگر فکر میکنه این روش درست نیست ( از نظر زیستی ) لطفاً با استدلال زیستی بگه به ما :دی
 
پاسخ : نــورو هــکر!

به نقل از روزنامه شهاب زنجان - شماره اول
"مطمئناً ایده استفاده از dna بعنوان یک ابزار ذخیره سازی همانند dna رو در فیلم های علمی تخیلی شاهد بوده ایم[nb]ای تو اون جمله بندی نویسنده مطلب :|[/nb]، اما دانشمندان توانسته اند به روشی برای استفاده از dna برای ذخیره سازی اطلاعات دست یابند.
این دانشمندان تا کنون موفق شده اند سخنرانی معروف دکتر مارتین لوتر کینگ به نام i have a dream و تعدادی از غزلیات شکسپیر را بر روی dna ذخیره، سپس بازیابی کنند. آنها همچنین توانسته اند به ذخیره سازی متن، فیلم، صدا و عکس و بازیابی با دقت 99.99% آنها دست پیدا کنند که البته این دقت، بسیار بالاتر از فرمت های JPEG و MP4 است.
بنابر گزارشی که در روزنامه وال استریت ژورنال منتشر شده است، DNA می تواند مکانیزم ذخیره سازی ایده‌آل و حتی راه حلی برای ذخیره سازی اطلاعات مهم ما در آینده باشد. ساختار دی ان ای، پایدار، ماندگار و متراکم است و از سویی زنده نیس و میتوان آن را در یک ابزار ذخیره سازی برای هزاران سال نگهداشت.
دی ان ای میتواند حجم عظیمی از اطلاعات را در خود جای دهد. میتوان ساعت ها در مورد احتمال بکارگیری آن بحث کرد.
بعنوان مثال تصور کنید در آینده درایو های رایتر DNA بر روی لپ تاپ داشته باشیم. یا حتی ممکن است بتوانیم dna بدنمان را برای کاهش یا افزایش وزن، رمزگذاری کنیم یا حتی رنگ موهایمان را تغییر دهیم یا شاید حتی بتوان خصلت های خوب انسانی را در یک نفر جمع کرد و میلیون ها کیم کارداشیان تولید کرد!"

+ خب. اینم یکی از سرنخ های ما برای نوروهکینگ! DNA!
 
Back
بالا