• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

نــورو هــکر!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ehem_Ehem
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

چه چیز در "نوروهکر" بررسی شود؟

  • نوروهکینگ - تئوری

    رای‌ها: 5 26.3%
  • نوروهکینگ - عملی

    رای‌ها: 14 73.7%
  • نوروهکینگ - ایده پردازی

    رای‌ها: 13 68.4%

  • رای‌دهندگان
    19
ارسال‌ها
1,864
امتیاز
10,714
نام مرکز سمپاد
شهیدبهشتی
شهر
زنجان
سال فارغ التحصیلی
1393
دانشگاه
دانشگاه تهران
توئیتر
سلام.

من یه ایده دارم !

یک کامپیوتر رو در نظر بگیرید. این کامپیوتر میتونه از راه های مختلفی با جهان خارج از خودش ارتباط داشته باشه و اطلاعات رد و بدل کنه. همچنین میتونه با اطلاعات دریافتی فرمان هایی رو انجام بده.

حالا این فرمان ها میتونن فرمان های از پیش تعیین شده نسبت به یه اتفاق خاص باشن، ( مثلا به کامپیوتر دستور داده شده هروقت برای من پی ام اومد، به من نشون بده. این یه فرمان از پیش تعیین شده. )

یا میتونن مستقیماً وارد شن. ( مثل روش هایی که برای کنترل از راه دور کامپیوتر ها وجود دارن ؛ telnet و ssh و ... )
از طریق شبکه، از طریق کیبورد، از طریق data storageها ، از طریق اسکنر ها و ...

خُب، مسئله ای که همیشه بخشی از دغدغه صاحبان کامپیوتر ها رو آزار داده، امنیت اطلاعات و ارتباطاتشون هست. فرضاً، صاحب یک سرور همیشه میترسه یوزر و پس ssh ش لو بره و شخص دیگه ای بتونه از اون سو استفاده کنه.

مغز رو یک کامپیوتر در نظر بگیرید! [nb]فکر کنم دیگه مشخص شد ایده ـم چیه ![/nb] مغز میتونه از طریق حواس - حالا چشم، گوش و هر کوفت و زهر مار احتمالی :دی - اطلاعات دریافت کنه[nb]البته یک سری روش های دیگه برای دریافت اطلاعات هست. مثلا ارتباطی که ما اسمش رو تلپاتی میذاریم، یا ارتباط مغز با با مغز دیگران به هر روش دیگه، ارتباطی که هویتش در علوم ما شناخته شده نیست.[/nb] ؛ و خودش هم تصمیم میگیره چه فرمانی اجرا کنه، چه عکس العملی نشون بده و ... [nb]یعنی ما بهش میگیم، ولی ما همون خودشیم :دی[/nb]

حالا همونطور که یک سری کامپیوتر هکر وجود داره، من پیش بینی میکنم در آینده یک سری هم بیان و بشن نورو هکر. یعنی یک سری که با جعل اطلاعات ورودی به مغز بیان و آدمای دیگه رو کنترل کنن.
هدفم چیه حالا !
اول، اینکه تخیلاتی که از فکر کردن به این موضوع به ذهنتون میاد رو بنویسید، ( البته نه جوری که مربوط به انجمن خلاقیت شه، جنبه علمی قضیه رو در نظر بگیرید. ) شاید یه روزی کسی تونست این قضیه رو عملی کنه. شاید یه روز کسی به این زمینه علاقمند شده و منبع ایده ایش پست های ما اینجا بود.

دوم، بیایم امکان انجام همچین قضیه ای رو بررسی کنیم. یعنی ببینیم مثلا میشه با جعل اطلاعات ورودی مغز یک نفر، دستوراتی رو برای مغز فرد، در ضمیر ناخود آگاهش بفرستیم؟ آخر پست چند تا مثال می زنم. تا موضوع واضح تر باشه.

سوم ؛ میدونیم سمپادیا یکی از اولین انجمن های ایرانیه که بخش نوروساینس داره. شاید خیلی از انجمن های بزرگ علمی باشن که حتی ندونن نوروساینس یعنی چی ! خوبه که این ویژگی که یه جورایی سمپادیا رو از بقیه انجمن ها متمایز می کنه،[nb]نامردید اگه یاد اون عکسه تو فیسبوک نیافتید :))))[/nb] حفظ و تقویت شه.

چهارم، نوروساینس یکی از رشته هاییه که - اونطور که از mira تو انجمن علوم پایه شنیدم - صرفا در سه کشور جهان وجود داره. آمریکا، اسرائیل و مرکز تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان ! [nb]البته این مورد رو صرفا از ایشون نقل قول کردم، در مورد صحتش چیزی نمیدونم.[/nb] خُب، چه خوب که یکی از پیشتاز های این علم باشیم.

پنجم، پاسخ دادن به این سوال :دی

بررسی چند مثال ! :دی
1. از طریق صدا. تصور کنید یکی از این یوزر های دو - سه ساله سمپادیا میخواد از سمپادیا بره ! :دی حالا در انتشار پنجم پادکست سمپادیا، قطعه ای موسیقی رو قرار میدیم که این قطعه - به نحوی که اصلا برای ما مشخص نیست و اتفاقا قصد داریم در موردش صحبت کنیم - حاوی اطلاعات و فرمانی جعلیه که مغز این فرد رو تحریک می کنه، یعنی بهش فرمان میده که از سمپادیا نره ! [nb]الان حس دیوید هالیدی رو دارم :)) آخه همه تمرینای این هالیدی یه موضوع دارن با یه نقطه جلوشون :))[/nb]

2.از طریق تصویر. کشور های عربی قصد حمله به ایران رو دارن. [nb]باید عرض کنم که خیلی گُه خوردن :دی[/nb] میدونیم پادشاه عربستان یکی از تلویزیون های ایران رو نگاه می کنه. از طریق اون تلویزیون تصویری رو نشون بدیم، که خیلی عادی به نظر بیاد، اما در واقع اطلاعات جعلی ای رو برای کله ی پوک ایشون - و بقیه مخاطبان اون شبکه - ارسال کنه که باعث علاقه ایشون به ایران ، در نتیجه خوردن مقادیر کمتری از گُه بشه :دی [nb]یعنی علایق و سلایق فرد مورد نظر رو هم تحت تاثیر قرار بدیم.[/nb]

3. درصد تاثیر تایپ اطلاعات ورودی. فرض کنید شما به پدرتون علاقه دارید، اما از فلان شخص متنفرید. خوب، خواسته های پدرتون قطعاً برای شما واجب الاجرا هستن، اما خواسته های فلان شخص رو نمیپذیرید. حالا چه اتفاقی می افته اگر کسی فرکانس صدای پدرتون رو، با اطلاعات جعلی، از یک روش دیگه وارد مغز شما کنه ؟ :-" :->

سوالها !

الف - به نظرتون این قضیه امکان پذیره؟

ب - چه روشی یا آزمایشی رو برای شناخت و تحقیق روی این قضیه پیشهاد می کنید؟

ج - آینده این قضیه رو چطور می بینید؟

د - به نظرتون میشه در رسانه های جمعی، کاری کرد که صرفا یک نفر خاص تحت تاثیر قرار بگیره و رو بقیه اثر نکنه؟

ه - چطور میشه از آسیب ها و نفوذ های دیگران در مغزمون مصون بمونیم؟ ( بالاخره در مقابل هر هکر، یه security expert هم هست دیگه :-")

و - ... ( منظورم اینه که در ادامه بقیه سوالات رو مطرح می کنم :دی )

پ . ن : نقش ضمیر ناخود آگاه. نظر شخصی من اینه که نقطه ای که میتونیم روش مانور بدیم، ضمیر ناخود آگاه هر فرد هست ...

بعداً نوشت : شاید یه روز این چرت و پرتامو منسجم تر و علمی تر در قالب یه مقاله در آوردم :دی

زیاد زر زدم؟ :))
 
پاسخ : نــورو هــکر!

من یک فیلم علمی تخیلی دیدم در همین رابطه که بعد از یک عمل جراحی تراشه ای رو توی مغز افراد کار می ذاشتن که بصورت لایو تبلیغات می دید. ینی یک نفر که داشت یک محصول خاص رو تبلیغ می کرد مکررا بصورت مجازا واقعی جلوی اون ظاهر می شد و تبلیغ می کرد و تا وقتی اون محصول رو نمی خرید دست از سرش بر نمی داشت.
البته این کار کاملا غیر انسانی هست.
ولی الان سطح تا حدی هست که میشه با کار گذاشتن دستگاهی در بخشی از مغز و فرستادن سیگنال هایی روی یک عملکرد خاص کمی تاثیر گذاشت.شاید روزی بشه تا این حد هم پیشرفت.
+
اینطور که گفتید این علم فقط در ایران و اسراییل و آمریکا هست فک می کنم مطلب غلطی باشه، پس INI در آلمان چی هست؟
 
پاسخ : نــورو هــکر!

چیزی که انسان ها رو از ربات ها و کامپیوترها متمایز میکنه و یکی از مشکلات عمده رباتیک هست چیزیه به اسم: اراده
انسان حرکتش کاملا ارادیه. خودش اطلاعات رو دریافت میکنه،تحلیل میکنه و بر اساس اون ها تصمیم میگیره. انسان قدرت تصمیم گیری داره در حالی که کامپیوتر یا روبات دقیقا کاری رو انجام میده که ما بهش بگیم، اگر در موقعیتی قرار بگیره که از قبل براش برنامه ریزی نشده باشه، نمی تونه تصمیم بگیره اما انسان با همچین مشکلی رو به رو نیست. جدیدا ربات هایی ساخته شدن که مثل انسان میتونن اطلاعات دریافتی رو تحلیل کنن و متناسب با اون تصمیم بگیرن اما هنوز خیلی مبتدی هستن و تصمیم گیریشون در تعیین اولیت ها خلاصه میشه. پس ما هیچوقت نمی تونیم مستقیما یک انسان و مز اون رو در اختیار بگیریم.
اما چیزی که امروز بهش میگن جنگ نرم. جنگ نرم یعنی بدون استفاده از سلاح های گرم یا سرد انسان ها رو شکست بدن و مطیع خودشون بسازن. یکی از بخش های جنگ نرم نفوذ به ناخودآگاه انسان هاست چه با تصویر، چه با صدا یا چه مستقیم چه غیر مستقیم. یکی از عوامل مهم نفوذ به ناخودآگاه رسانه ها هستن. رسانه ها میتونن واقعا برای ما خطرناک باشن. ما همون طور که حواسمون هست که چی و چقدر و چطوری میخوریم تا به سلامت جسمیمون آسیب نرسه باید مراقب غذای ذهنمون هم باشیم.
 
پاسخ : نــورو هــکر!

البته من متن شما رو کامل نخوندم ولی اون چند تا ایده آخر که مثلا در یک موسیقی پیغامی نهفته بشه و اینا الان سال هاست که روش هایی براش وجود داره .....
 
پاسخ : نــورو هــکر!

به نقل از گـَـنـدُم :
من یک فیلم علمی تخیلی دیدم در همین رابطه که بعد از یک عمل جراحی تراشه ای رو توی مغز افراد کار می ذاشتن که بصورت لایو تبلیغات می دید. ینی یک نفر که داشت یک محصول خاص رو تبلیغ می کرد مکررا بصورت مجازا واقعی جلوی اون ظاهر می شد و تبلیغ می کرد و تا وقتی اون محصول رو نمی خرید دست از سرش بر نمی داشت.
البته این کار کاملا غیر انسانی هست.
ولی الان سطح تا حدی هست که میشه با کار گذاشتن دستگاهی در بخشی از مغز و فرستادن سیگنال هایی روی یک عملکرد خاص کمی تاثیر گذاشت.شاید روزی بشه تا این حد هم پیشرفت.
+
اینطور که گفتید این علم فقط در ایران و اسراییل و آمریکا هست فک می کنم مطلب غلطی باشه، پس INI در آلمان چی هست؟
البته گفتم، ما مدنظرمون بیشتر جنبه علمی قضیه ست.

اون جریان تراشه خُب ؛ ممکنه اتفاق بیافته. اما مدنظر من این بود که این قضیه ، غیر مستقیم و با جعل اطلاعات ورودی انجام بشه. نه اینکه بطور فیزیکی بیایم و این کار رو روی مغز طرف انجام بدیم.

دو نکته !
اولاً، من نگفتم فقط در ایرن و آمریکا و اسرائیل هست. گفتم مقطع تحصیلی، چنین گرایشی داره. یعنی اینکه شما بصورت رسمی نوروساینس بخونید. به هر حال موضع بحث این تاپیک این نیست.
ثانیاً، گفتم از صحت این قضیه اطلاعی ندارم.

به نقل از alex delpiero :
البته من متن شما رو کامل نخوندم ولی اون چند تا ایده آخر که مثلا در یک موسیقی پیغامی نهفته بشه و اینا الان سال هاست که روش هایی براش وجود داره .....
خُب؟ :دی

خُب ما هم مد نظرمون دستیابی به اون روش هاست دیگه ؛ اگه منبع علمی ای در این زمینه میشناسی معرفی کنی بد نی ...

بعداً نوشت : اینکه مثلا بیایم رمز نگاری کنیم یه پیامی بذاریم نه ها ! این مدنظرمون نیست. اینکه شما بیای مغز طرف رو تحریک کنی، برای نیل به اهداف خودت. اهداف خوب یا بد.

به نقل از Lily Delicated :
چیزی که انسان ها رو از ربات ها و کامپیوترها متمایز میکنه و یکی از مشکلات عمده رباتیک هست چیزیه به اسم: اراده
انسان حرکتش کاملا ارادیه. خودش اطلاعات رو دریافت میکنه،تحلیل میکنه و بر اساس اون ها تصمیم میگیره. انسان قدرت تصمیم گیری داره در حالی که کامپیوتر یا روبات دقیقا کاری رو انجام میده که ما بهش بگیم، اگر در موقعیتی قرار بگیره که از قبل براش برنامه ریزی نشده باشه، نمی تونه تصمیم بگیره اما انسان با همچین مشکلی رو به رو نیست. جدیدا ربات هایی ساخته شدن که مثل انسان میتونن اطلاعات دریافتی رو تحلیل کنن و متناسب با اون تصمیم بگیرن اما هنوز خیلی مبتدی هستن و تصمیم گیریشون در تعیین اولیت ها خلاصه میشه. پس ما هیچوقت نمی تونیم مستقیما یک انسان و مز اون رو در اختیار بگیریم.
اما چیزی که امروز بهش میگن جنگ نرم. جنگ نرم یعنی بدون استفاده از سلاح های گرم یا سرد انسان ها رو شکست بدن و مطیع خودشون بسازن. یکی از بخش های جنگ نرم نفوذ به ناخودآگاه انسان هاست چه با تصویر، چه با صدا یا چه مستقیم چه غیر مستقیم. یکی از عوامل مهم نفوذ به ناخودآگاه رسانه ها هستن. رسانه ها میتونن واقعا برای ما خطرناک باشن. ما همون طور که حواسمون هست که چی و چقدر و چطوری میخوریم تا به سلامت جسمیمون آسیب نرسه باید مراقب غذای ذهنمون هم باشیم.

خُب. این پست خیلی خوب بود.
اراده انسان به عوامل مختلفی بستگی داره. من جمله اون عوامل میشه به ضمیرناخود آگاه اشاره کرد. چی باعث میشه شما از یه غذایی بدتون بیاد؟ ضمیر ناخودآگاه. حالا اگر بشه ضمیرناخود آگاه رو جور خاصی برنامه ریزی کرد چی؟ این یارو علیرضا آزمندیان یه کتاب چرت داشت، میگفت نمیدونم ضمیرناخود آگاه انسان مثل حافظه کامپیوتریه که برنامه ریزی میشه. و اون برنامه توی ضمیرناخود آگاه ذخیره میشه.

اما در مورد جنگ نرم. در جنگ نرم ، هدف بیشتر اینه که عقاید و افکار مردم رو تحت تاثیر قرار بدن. یعنی مثلاً، یک نفر فلان مکتب رو کفر میدونه، میان آروم آروم اون مکتب رو براش ارزش میکنن. اما بحث ما این نیست.
بحث ما اینه که این قضیه، بطور مستقیم طرف رو تحت تاثیر قرار بده.
مثلاً ؛[nb]دلم نمیخواست این مثال رو بزنم، اما مجبورم ![/nb] توی بحث های مربوط به امنیت web app ها ، یک سری مجموعه مِتُدی داریم، که از طریق اونا میشه اطلاعاتی رو تزریق کرد، یا فرمان هایی رو بدون اینکه به کامپیوتر مقصد دسترسی قانونی داشته باشیم براش صادر کنیم. مد نظر من این هست.
قضیه رو کسایی که وب اپ کار کردن راحت تر متوجه میشن احتمالاً.
 
پاسخ : نــورو هــکر!

چطور باجنگ نرم افكار مردمو تغيير ميدن? يكيو درنظر بگيريد كه از وقتي به دنيا اومده بهش القا كردن به اسلام اعتقاد داره,اين فرد تو ذهنش حك شده اسلام بهترينه و هرچيزي ضد اسلام بهش ارائه بدن ناخودآگاه باهاش مبارزه ميكنه,حتي اگر مذهبي نباشه يا چيز زيادي از اسلام ندونه.وقتي يه سري مفاهيم مستقيم و غيرمستقيم به انسان القا بشن,تو ضمير ناخودآگاهش نقش مي بنده.
اما از راهي كه شما ميگيد,يعني چيزي شبيه به هك كه از خارج به ناخودآگاه فرد دسترسي پيدا كنن و در لحظه تغييراتي رو به ميل خودش در اون ايجاد كنن,من شنيدم از راه تصوير همچين كاريو انجام ميدن و فرد رو ناخودآگاه وادار به كاري ميكنن.مثالي كه شنيدم اين بوده: فيلمي ساختن و در سينماهاي آمريكا اكران كردن كه مردم پس از ديدنش ناخودآگاه تمايل پيدا ميكردن برن بستني بخورن.ولي باز هم به يكي از تفاوت هاي انسان وكامپيوتر برميخوريم.كامپيوتر دستوري كه بهش دادن مو به مو و بي برو برگشت اجرا ميكنه اما انسان چيزي كه متغاير با ارزش هاي فكريش باشه,نفي ميكنه.براي واداركردن انسان به اجراي اون بايد به تدريج ارزش هاي فكريشو تغيير داد,وادار كردن انسان به كاري متغاير باارزشش در لحظه ممكن نيست.
 
پاسخ : نــورو هــکر!

به نقل از Lily Delicated :
چطور باجنگ نرم افكار مردمو تغيير ميدن? يكيو درنظر بگيريد كه از وقتي به دنيا اومده بهش القا كردن به اسلام اعتقاد داره,اين فرد تو ذهنش حك شده اسلام بهترينه و هرچيزي ضد اسلام بهش ارائه بدن ناخودآگاه باهاش مبارزه ميكنه,حتي اگر مذهبي نباشه يا چيز زيادي از اسلام ندونه.وقتي يه سري مفاهيم مستقيم و غيرمستقيم به انسان القا بشن,تو ضمير ناخودآگاهش نقش مي بنده.
اما از راهي كه شما ميگيد,يعني چيزي شبيه به هك كه از خارج به ناخودآگاه فرد دسترسي پيدا كنن و در لحظه تغييراتي رو به ميل خودش در اون ايجاد كنن,من شنيدم از راه تصوير همچين كاريو انجام ميدن و فرد رو ناخودآگاه وادار به كاري ميكنن.مثالي كه شنيدم اين بوده: فيلمي ساختن و در سينماهاي آمريكا اكران كردن كه مردم پس از ديدنش ناخودآگاه تمايل پيدا ميكردن برن بستني بخورن.ولي باز هم به يكي از تفاوت هاي انسان وكامپيوتر برميخوريم.كامپيوتر دستوري كه بهش دادن مو به مو و بي برو برگشت اجرا ميكنه اما انسان چيزي كه متغاير با ارزش هاي فكريش باشه,نفي ميكنه.براي واداركردن انسان به اجراي اون بايد به تدريج ارزش هاي فكريشو تغيير داد,وادار كردن انسان به كاري متغاير باارزشش در لحظه ممكن نيست.
جالب شد.

پس یعنی شما میگی، فرضاً اگر بستی خوردن، - مثاله دیگه - مغایر ارزش های فکری اون گروه باشه، اون گروه انجامش نمیدن؟
البته ما دنبال چیز 100% و قطعی ای نیستیم. یعنی صرفاً تا این حد که بتونیم اون جماعت رو مایل به بستنی خوردن کنیم کفایت میکنه. بیشتر این هدف ماست. و با توجه به سوالاتی که مطرح کردم، قصد داشتم در مورد نحوه انجام این ایده پردازی بشه.
از یه طرف من میگم، این نفوذ میتونه اونقدر قدرتمند باشه که حتی ملت برخلاف ارزش فکریشون هم اون کار رو انجام بدن. [nb]چیزی که نه من میتونم صحّتش رو اثبات کنم، نه شما میتونین رد کنین.[/nb]
و در کل کامپیوتر رو بیشتر بعنوان مثال برای درک گفتم. نه از این جهت که مثلاً بگیم مغزم یه کامپیوتره و فلان روش روی مغز هم جواب میده.
 
پاسخ : نــورو هــکر!

درسته
ولي اگر امكان وادار كردن انسان ها به كاري مغاير با ارزش هاش هست,فراهم بشه نيازمند كار بيشتر و پيچيده تريه. اگه به شما القا كنن كه بريد بستني بخوريد خب ميريد چون بستني خوردن يه كار خيلي عاديه كه با ارزش هاتون هم مغايرتي نداري. اما اگر بخوان وادارتون كنن بريد و يه انسان ديگه رو بكشيد,اين به راحتي ممكن نيس و بايد زحمت بيشتري براي تحققش بكشن.
ولي انسان رو چه ديديد, كسي كه موفق بشه همچين كاري رو انجام بده معادل با اينه كه كل دنيا رو در دست بگيره, يه قدرت بي پايان! انسان هم كه تشنه قدرته و واسش هر تلاشي ميكنه.
 
پاسخ : نــورو هــکر!

این چیز هایی که می گم به یه سرچ راحت می تونید تو اینترنت پیدا کنید مطالب در بارش ....
یکیشون همون پدیده reverse هستش که سال هاست روش کار می شه توضیح بیشتر رو برید خودتون بخونید دیگه .... ;D
یکیشون که همون کلک معروف پپسی (یا کوکا کولا که البته تا جایی که من یادمه پپسی بود ....) هستش که بین فریم های فیلم تبلیغات خودش را می گذاشت اما چون چشم توانایی تشخیص رو نداشت نمی دید ولی تبلیغت اثر می رکد به طوری که توی اون سینما که این کار رو کرده بود یادم نیست چند درصد دقیقا 60-70 درصد افزایش فروش داشته ....
الان راه های خیلی بیشتری پیدا شده که من درباره این یکی تحقیق نکردم اما شنیدم که یکی از دانشگاه های انگلیس روی برگردان یا همان reverse فیلم ها هم داره کار می کنه ....
 
پاسخ : نــورو هــکر!

به نقل از Lily Delicated :
درسته
ولي اگر امكان وادار كردن انسان ها به كاري مغاير با ارزش هاش هست,فراهم بشه نيازمند كار بيشتر و پيچيده تريه. اگه به شما القا كنن كه بريد بستني بخوريد خب ميريد چون بستني خوردن يه كار خيلي عاديه كه با ارزش هاتون هم مغايرتي نداري. اما اگر بخوان وادارتون كنن بريد و يه انسان ديگه رو بكشيد,اين به راحتي ممكن نيس و بايد زحمت بيشتري براي تحققش بكشن.
ولي انسان رو چه ديديد, كسي كه موفق بشه همچين كاري رو انجام بده معادل با اينه كه كل دنيا رو در دست بگيره, يه قدرت بي پايان! انسان هم كه تشنه قدرته و واسش هر تلاشي ميكنه.
خُب. بحث این تاپیک حول محور تحریک امیال و علایق انسانه، که اسمشو گذاشتیم نوروهکینگ. و علاقمند نیستیم کسی رو وادار به انجام کاری مغایر ارزش ها کنیم ! ( حالا انگار مثلا این کارو میتونیم بکنیم :)) )

فعلا اگر کسی علاقمنده حول محور اون قضیه ایده بده و سوالا رو جواب بده.

به نقل از alex delpiero :
این چیز هایی که می گم به یه سرچ راحت می تونید تو اینترنت پیدا کنید مطالب در بارش ....
یکیشون همون پدیده reverse هستش که سال هاست روش کار می شه توضیح بیشتر رو برید خودتون بخونید دیگه .... ;D
یکیشون که همون کلک معروف پپسی (یا کوکا کولا که البته تا جایی که من یادمه پپسی بود ....) هستش که بین فریم های فیلم تبلیغات خودش را می گذاشت اما چون چشم توانایی تشخیص رو نداشت نمی دید ولی تبلیغت اثر می رکد به طوری که توی اون سینما که این کار رو کرده بود یادم نیست چند درصد دقیقا 60-70 درصد افزایش فروش داشته ....
الان راه های خیلی بیشتری پیدا شده که من درباره این یکی تحقیق نکردم اما شنیدم که یکی از دانشگاه های انگلیس روی برگردان یا همان reverse فیلم ها هم داره کار می کنه ....

با سرچ چیزای زیادی پیدا میشه. اما خُب. چیزای بی ارزشش 99% رو تشکیل میدن. فکر کردم زیاد رفتی دنبالش و اینا، خُب کسی که دنبالش باشه منابع خوبی داره.
 
Back
بالا