• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

چگونه یک دانشجو شویم؟!

آیا فهمیدین چجوری باید یه دانشجو بشین؟!


  • رای‌دهندگان
    487
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

به نقل از Poorya - 4 :
اصلاً لینکشو برداشتن نامردا !!!
چرت و پرت بود بابا
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

آقا من کنکور زبان رو 42 زدم الان تو برنامه ای که بعد انتخاب واحد بهم دادن هم 2 واحد زبان پیش دانشگاهی هست هم 2 واحد زبان عمومی 1 !!!
تکلیف من چجوریاست ؟
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

به نقل از Poorya - 4 :
آقا من کنکور زبان رو 42 زدم الان تو برنامه ای که بعد انتخاب واحد بهم دادن هم 2 واحد زبان پیش دانشگاهی هست هم 2 واحد زبان عمومی 1 !!!
تکلیف من چجوریاست ؟
اون برنامه کلیه، یعنی اونایی که عمومی 1 دارن و اونایی که پیش دارن رو تو یه برنامه نوشته و هرکی هر کدومو داشت تو اون روز و ساعت میره کلاسش. نمیشه که یکی هر دو رو داشته باشه.
باز اگه میخوای مطمئن شی میتونی تو سامانه دانشگاتون بری واحدایی که بهت دادن رو نگا کنی ببینی چی به چیه.
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

اینم حاصل زحمات دوستان در کانون بسیج دانشگاهمون
صرفا جهت اطلاع:
20161002_153436.jpg


20161002_153356.jpg
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

الان معضل من کتابای 70_80 تومنی درسای بی ربط به رشتمه :|
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

به نقل از بَچّ :
الان معضل من کتابای 70_80 تومنی درسای بی ربط به رشتمه :|
راه حل:قرض گرفتن از سال بالایی ها ویا کتابخونه
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

به نقل از بَچّ :
الان معضل من کتابای 70_80 تومنی درسای بی ربط به رشتمه :|
تو انقلاب کتاب های دست دوم پیدا میشه در حد نو !
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

یه سوال مزخرف :-"
منظور از پردیس دانشکده پزشکی یا پردیس علوم پزشکی همون بین الملله یا منظورش یه قسمتی از دانشگاه ست؟؟
اخه من بین الملل نیستم ولی sms که برام میاد همش می نویسه فلان چیز در پردیس دانشکده ..برگزار می شود.. :-/
#ترم بهمنی-دانشگاه نرفته :D
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

به نقل از dre@mer :
یه سوال مزخرف :-"
منظور از پردیس دانشکده پزشکی یا پردیس علوم پزشکی همون بین الملله یا منظورش یه قسمتی از دانشگاه ست؟؟
اخه من بین الملل نیستم ولی sms که برام میاد همش می نویسه فلان چیز در پردیس دانشکده ..برگزار می شود.. :-/
#ترم بهمنی-دانشگاه نرفته :D
منظور همون منطقه یا محیط دانشکده پزشکیه! نه صرفا واحد بین الملل.
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

به نقل از بَچّ :
الان معضل من کتابای 70_80 تومنی درسای بی ربط به رشتمه :|
توی تکثیر خود دانشگاه پرینت بگیری کتاب رو اگر فایل پی دی افش موجود باشه. نرخ داخل دانشگاه قاعدتا ارزون تر از بیرونه. البته نمی‌دونم کتاب چند صفحه ای ولی تا ۲۰۰ و خورده ای صفحه که خیلی ارزون تر میشه.
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

من یه توصیه ای دارم برای بچه های پزشکی : از همین اول گفتن "نمیدونم" رو تمرین کنید. به محض اینکه پزشکی قبول میشید، تو فامیل و آشناها شاید خیلیا دکتر صداتون میکنند و تا میرسن بهتون میان از مشکلات پزشکی شون میگن!(به خصوص افراد مسن!) یادتون باشه که ما هنوز دکتر نیستیم و دانشجوییم (به خصوص تا قبل علوم پایه) و نباید برای کسی تشخیص بدیم و درمان پیشنهاد کنیم. وقتی سوالی میکنند که نمیدونید، صادقانه بگید "نمیدونم" و براشون توضیح بدید که هنوز خیلی مونده دکتر بشید و راهنماییشون کنید که مشکلشون مربوط به چیه و بفرستیدشون پیش متخصص.
به نظر من اگه میخواید مفید باشید، خودتون یه سری دارو های پرکاربرد رو یاد بگیرید که برای چی اند که کسی پرسید فلان دارو دکتر داده برای چیه یه توضیح کلی بهش بدید. همچنین خوندن آزمایش خون رو هم یاد بگیرید، خیلی آسونه چون همه چی رو توش داره، خیلی هم پرکاربرده، اگه فامیلاتون آزمایش دادن بهتون که نگاه کنید بتونید بفهمید چی به چیه :-"
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

حالا که همه‌تون یکی دو هفته‌ای میشه که وارد دانشگاهاتون شدید، به‌تون پیشنهاد می‌کنم سعی کنید خیلی سریع مراحل زیر رو طی کنید. اینا دیر یا زود برای همه طی میشن اما فکر می‌کنم میزان موفقیت‌تون توی دانشگاه به میزان زیادی به سرعت گذارتون از مراحل زیر بستگی داره:

1. کنکور رو فراموش کنید. سعی کنید کمتر این جمله‌ها رو بگید و با کسایی که هنوز توی این فازان هم صحبت نشید که: اگه این طوری میشد من اونجا رو میاوردم... اختلافم با نفر آخر فلان جا فلان قدر بوده... به نسبت میانگین ترازم بد کنکور دادم... میگن فلان رشته بهتره و ...
2. غر زدن رو کنار بذارید. غذای دانشگاه بده، راهتون دوره، خوابگاه دلتنگه، پول کم میارید و ... . اینا مشکلات مشترک اکثر بچه‌هاس با شدت و ضعف‌های متفاوت البته. قبول‌ش کنید، باهاش کنار بیاید و سعی کنید امیدوار باشید و اینکه مراقب دوستاتون هم باشید.
3. توی دانشکده بعد از اینکه به هر دلیلی با کسی هم صحبت شدید، سعی کنید لااقل در حد سلام و علیک کردن ارتباطتون رو حفظ کنید. متاسفانه خیلی هامون موقع ورود به دانشگاه توی روابط عمومی می لنگیم اما تجربه ذهنی من بهم می گه بعد از 4 سال تقریبن 90 درصد بچه ها از این لحاظ راه میفتن و اوکی میشن، اما خیلی ها می تونن خیلی زودتر راه بیفتن، از اونا باشید!
4. اگه سر کلاسی میرید و وسط درس یه قسمت کوتاه رو نمیفهمید، سریع دست و پاتونو گم نکنید. توی دانشگاه خیلی بیشتر از دوران مدرسه ممکنه این اتفاق بیفته. درساتونو بخونید و اگه خیلی استرس دارید، حتمن پیشخوانی کنید.
5. دایره ی دوستاتونو به همشهری هاتون محدود نکنید.
6. تدبیر داشته باشید.
7. توهم توطئه نداشته باشید. مورد دیدم تا 6 ماه توی دیوارای اتاق دنبال شنود می گشت! البته منم فکر می کنم که بعضی وقتا ممکنه نت بعضی بچه ها رو چک کنن ولی اگه به ام آی سیکس گزارش نمی دید، لازم نیست نگران باشید. می تونید توی مراسم ها و مناظره ها و سخنرانی ها شرکت کنید. دوستایی دارم که 4 سال تو امیرکبیر بودن، یه شخصیت سیاسی رو از نزدیک ندیدن. این طوری نباشید لطفن.
8. اینو بخونید.
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

بچه ها توی دانشگاه شما امکان استفاده از کتابخونه ی بقیه ی دانشکده ها هم هست؟
 
پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!

به نقل از بَچّ :
بچه ها توی دانشگاه شما امکان استفاده از کتابخونه ی بقیه ی دانشکده ها هم هست؟
اگه بصورت ناشناس بری که طبیعتا امکانش هست. کلا تو دانشگاه خودمون اینطور شنیدم که یه دانشجوی پزشکی ایده آل قاعدتا باید نصف اوقات فراغتش رو تو کتابخونه دانشکده فنی بگذرونه. :-"
اگر هم به فرض محال یه الافی پیدا شد و گفت تو اینجا چیکار میکنی، احتمالا میتونی بری از مسئولش نامه بگیری و اینبار بصورت کاملا قانونی وارد شی.

در مورد قرض گرفتن کتاب مطمئن نیستم. :|
 
من یه سری نکاتی که به ذهنم می‌رسه رو بیام اینجا بگم.

یک. دانشگاه خیلی هم آش دهن‌سوزی نیست. نه شریفش. نه تهرانش نه امیرکبیرش نه جاهای دیگه. فقط یه لول بزرگ تر شدید و خب وارد یه محیطی می‌شید که شمارو بزرگ‌تر از یه دانش‌آموز می‌بینن. پس سعی کنید رفتارتون در شان یه دانشجو باشه. نمی‌خواد از همین الان کلا عین آدمای 30 ساله رفتار کنید نه. سعی کنید رفتار‌های دوران دبیرستان و ... رو کنار بذارید و یکم بزرگ‌ بشید.

دو. دانشگاه خیلی چیزای جذاب داره. دختر داره! پسر داره! پیچوندن داره! اون محدودیت‌های دوران دبیرستان رو نداره!
آدم مستقل تره. وقت بیشتری رو می‌تونه بیرون باشه. باز هم می‌گم استقلال بیشتری داره.
سعی کنید به همه چیز برسید. به زندگیتون. به درستون. به دختر/پسر بازیتون. به کارتون. به علایقتون و ...

سه. ترم اولی بودن باور کنید چیز ضایعی نیست. من درک نمی‌کنم چرا ملت انقدر علاقه دارن خودشونو بالاتر ببینن. چس ترم، ترمک و ... مسخره‌ بازیه همه اینا. برید دانشگاه کسی بهتون گفت ترم اولی هستین بگید آره و اگه خواست تیکه بندازه یا چیزی (که راستش من تو دانشگاه کمتر از انگشت‌های دست این صحنه برام پیش اومده) راهتونو بکشید برید.
کلا میخوام بگم به ترم N ام بودن نیست. به شعور فردی خود طرفه.

چاهار. مساله پول! به شدت مساله جالب و مهمیه. سعی کنید یه برنامه داشته باشید برای خرجاتون. اگر ددی آقا و شما آقا زاده هستین که من بهتون آدرس خیابون شهید بهشتی رو می‌دم شما هم برید یه I8 بخرید و خب این بند رو نخونید اگر نه که می‌خوام بگم آدم زیاد پول خرج می‌کنه تو دوران دانشگاه. اینایی که همش می‌خوان برن فلان کافه، فلان تئاتر و ... یه مشت جوگیر بیش نیستن. دور و بر خود من هم هست. طرف ه رو از ب تشخیص نمی‌ده همش تیوال چیزی می‌ذاره فوروارد می‌کنه می‌گه بچا بچا اینو بریم؟ اونو بریم؟ و خب متاسفانه اونا هم همشو می‌رن! کلی تجربه‌های جدید هست که باید برید سراغشون ولی خب وقت هست. همین سال اول همشو اسپویل نکنین. دنبال کار هم باشین که به شدت خوبه. جدی میگم.

پنج. نمیدونم شما چطوری هستین ولی خب کسی تو دانشگاه هرروز درس نمی‌خونه مگر این رتبه خوبای کنکور که کلا دیگه نهادینه شده توشون. ( البته استثنا هم هست ولی خب فرض رو بر این بگیرید که شما اون استثناعه نیستید)
احتمالا شما هم شب امتحانی می‌خونید و به این می‌رسید که درس‌های دانشگاه شب امتحانی نیستن. نمی‌گم بشینید عین چی بخونید یا نمی‌گم بذارید برای شب امتحان. می‌گم گاهی یه ذره سختی بدید به خودتون که خب واقعا شیرینه نتیجه‌ش. :دی

شش. کلاسارو شرکت بکنید؟ نکنید؟ چیزه، هرطور خودتون مایلید. ترم اول پز اینه که من اصلا نرفتم و . . . ولی خب اصلا پز نداره! اگه به نظرتون نیاز دارید شرکت کنید توشون و خب راستش تو بیشتر جلسات نیاز دارید شرکت کنید شما! امکان داره برید سر کلاس و 2 ساعت تو کلاس باشید و 1 ساعت هم بعدا بخونید در مورد اون چیزی که تو کلاس درس داده شده و خب کلا توی سه ساعت تا حد خوبی فهمیده باشید ولی اگه نرید باید خودتون بخونید و شاید تو 4 ساعت هم نشه جمع کرد! البته موضوعی که هست اینه که توی اکثر موارد میشه ولی خب چون تعداد غیبت‌ها زیاده و باید زیاد وقت بذارید روی اون درس برای همین نمی‌رسید. کلا کار آسون‌تر اینه که برید سر کلاس! :دی

هفت. انجمن علمی، تشکل های دانشجویی بلاه‌‌بلاه‌بلاه
ترم یک و دو ترجیحا تمرکز اصلی رو بذارید روی درس و مسائل ترم یک و دو.. اینا فعلا زودن.

هشت. آدما تو دانشگاه؛ این خیلی مورد مهمیه. شاید بگم مهم‌ترین مورد. خیلیا رو بعدا خواهید شناخت. خیلیا تا حالا فرصت نداشتن که خودی نشون بدن ولی تو دانشگاه فکر می‌کنن خبریه و اینام خیلی شاخن و اینا بعد میان چرت و پرت میگن همیشه. کلی در مورد این حرف هست ولی کلیات رو می‌گم. ملت تو هفته‌های اول همه نایس و کول و چی بگم دیگه، خیلی مهربون و باحال و اینا ولی خب بعدش خودشونو نشون میدن کم‌کم. و خب فکر نکنید می‌رید دانشگاه همه عاقلن. نه. اتفاقا خیلیا بچه‌ن. خاله‌زنک بازی و اینا موج می‌زنه. تو همه‌جا هم اینا هست.
زیاد به حرف مردم در مورد خودشون اعتماد نکنید. من فولانم من بیصارم من بهمانم. پاش که بیوفته شما رو هم شاید بندازن دور. بی شوخی همه اینارو دارم می‌گم من. سرتون تو کار خودتون باشه و اینکه کدوم دختر و پسر با هم رابطه دارن رو بسپرین به خاله‌زنکا. اینکه کی چه مشکلی داره رو هم همینطور. کلا سرتون تو کار خودتون باشه.
کلی حرف در مورد همین مورد هشت هست ولی خب کلیات رو گفتم بهتون.

نه. پیدا کردن د وان عزیز!
آقا همین اول بگم تا دلتون بخواد براتون دختر و پسر خدا ریده. فکر نکنید همینایی که تو دانشگاه هستن دورتون تمام آدمای دنیان. توی رابطه رفتن کلی دنگ و فنگ هم داره. کلی باید آدم یه سری چیزارو ازش بزنه و ... کلا می‌خوام نهی کنم شمارو ازین مورد چون کلا الان بچه‌اید. من خودمم گفتم نه، من یکی بلدم چطوری هندل کنم و خب.. ریدم. :‌))
راستش رو بخواین شما هنوز هیچ چیزی از جنس مخالفتون نمی‌دونید و فکر می‌کنید خب من فلانی رو دوست دارم پس میتونم بر طوفان مشکلات یه آبدولیوچاگی بزنم بعد بالا راست بالا راست مربع رو بزنم فتالیتی رو روش اجرا کنم ولی خب گس وات؟ هرگز اینطوری نیست. خیلی چیزا‌ هست شما هنوز نمی‌دونید و فکر می‌کنید می‌دونید ولی خب وقتی وارد بطن ماجرا می‌شید میبینید که تازه چقدر میتونه سنگین باشه هضمش براتون. همه اینایی که دارم می‌گم رو امیدوارم تجربه نکنید. چون تجربه یه اسم قشنگ برای شکسته و خب اینارو از من نوعی بشنوید که الان وقتی هنوز شرایطتون استیبل نیستش بهتره نرید یکی‌ دیگه رو هم آلاخون والاخون کنید. اگر هم واقعا در خودتون می‌بینید که میتونید(که من راسشتو بخواین شک دارم. :‌)) ) برید. ازدواج کردید یه کارت پستال هم برای من بفرستید.

ده. دانشگاه جای درس خوندنه فقط؟
ببینید.. منی که الان دارم اینارو تایپ می‌کنم اکثر وقتا داشتم یا سیگار می‌کشیدم یا ورق می‌زدم یا مافیا! از قصد هم به این موارد اشاره می‌کنم چون می‌خوام بدونید که کلی کارا می‌شه تو دانشگاه کرد. از پیدا کردن ساقی جدید تاااا لینک شدن به یه استاد خفن در مورد یه فیلد جذاب. هزاران تا کار میشه انجام داد تو دانشگاه. کاملا دست خودتونه چه کاری انجام بدید و کسی نمیتونه براتون تعیین تکلیف کنه. نظر من اینه که برید کارایی رو انجام بدید که یه آینده‌ای دارن و خب بعضی موقعا هم کارای فان انجام بدید ولی بدون عواقب جانبی باشن. امکان داره بیاین دانشگاه تو خوابگاه برین ببینید همه اونجا علف می‌کشن. خب وقتی همه می‌کشن چرا شما نکشید! .. بوم، یه علفی شدید شما هم. :‌))
امکان داره برید توی خوابگاه ببینید همیشه بساط منقل و ورق به‌پاست خب شمام بعد یه مدت استاد می‌شین تو کوت کردن و حلقه دادن! :‌)) همه اینا رو می‌گم که تحت تاثیر جو نباشید. اگه هرکاری که میخواین بکنین احتمالش هست به خاطر اینه که بقیه هم می‌کنن پس شماچرا نکنین؟ یه بار دیگه راجع بهش تامل کنید. شاید بهتر باشه اون کار رو نکنید. شایدم بهتره اتفاقا بکنید!
دوران جالب و باحالی در انتظارتونه. امیدوارم استفاده کنید ازش.

یازده. دختر = پسر؟ دختر != پسر؟
می‌رید دانشگاه برای شاید اولین بار سرکلاسایی می‌شینید که هم شماها هستید هم دافا/پافا!! شما هم خدای ترشح فرومون میخواین ثابت کنید آنچه خوبان همه دارن شما تو جیب بغلتون همشو یکجا دارید و .. . خب گس وات؟ نیازی نیست خودتون رو به کسی جز خودتون ثابت کنید. نیاز نیست ادای باحال بودن و ... در بیارید. نیاز نیست چیزی رو باشید که نیستید. تا دلتون بخواد ازینا ریخته تو جامعه. شما مثل این افراد نباشید. سعی کنید اونجا با همه محترمانه ترجیحا رفتار کنید و خب همیشه حریم‌هارو حفظ کنید. بین خودتون و دوستاتون، خودتون و همکلاسیاتون و .... هرچند این مربوط به دانشگاه نمیشه فقط ولی خب نمود بیشتری داره این مورد توی دوران دانشجویی.
اگر می‌خواین با نگار یا مرتضی وارد رابطه بشید سعی کنید یا توی دانشکده/ ورودی و .. نباشه یا اگه هست فقط یه چیزی باشه بین شما دوتا. هرچی مردم کمتر بدونن بهتره.
کلی در مورد اینا هم حرف هست ولی لپ کلام اینه که عجله نکنید. شما هم تجربه زیاد قراره بکنید.

دوازده. دانشگا یا دانشگاه؟
هدف داشته باشید از کاراتون. همینطوری یلخی نیاین دانشگاه. وقت‌تون ارزشمنده براش شما هم ارزش قائل باشین.
جوری باشین که کارشناسیتون تموم شد از خودتون راضی باشید.

من خیلی حرف زدم. امیدوارم خوش بگذره بهتون.
:‌]
 
من یه سری نکاتی که به ذهنم می‌رسه رو بیام اینجا بگم.

یک. دانشگاه خیلی هم آش دهن‌سوزی نیست. نه شریفش. نه تهرانش نه امیرکبیرش نه جاهای دیگه. فقط یه لول بزرگ تر شدید و خب وارد یه محیطی می‌شید که شمارو بزرگ‌تر از یه دانش‌آموز می‌بینن. پس سعی کنید رفتارتون در شان یه دانشجو باشه. نمی‌خواد از همین الان کلا عین آدمای 30 ساله رفتار کنید نه. سعی کنید رفتار‌های دوران دبیرستان و ... رو کنار بذارید و یکم بزرگ‌ بشید.

دو. دانشگاه خیلی چیزای جذاب داره. دختر داره! پسر داره! پیچوندن داره! اون محدودیت‌های دوران دبیرستان رو نداره!
آدم مستقل تره. وقت بیشتری رو می‌تونه بیرون باشه. باز هم می‌گم استقلال بیشتری داره.
سعی کنید به همه چیز برسید. به زندگیتون. به درستون. به دختر/پسر بازیتون. به کارتون. به علایقتون و ...

سه. ترم اولی بودن باور کنید چیز ضایعی نیست. من درک نمی‌کنم چرا ملت انقدر علاقه دارن خودشونو بالاتر ببینن. چس ترم، ترمک و ... مسخره‌ بازیه همه اینا. برید دانشگاه کسی بهتون گفت ترم اولی هستین بگید آره و اگه خواست تیکه بندازه یا چیزی (که راستش من تو دانشگاه کمتر از انگشت‌های دست این صحنه برام پیش اومده) راهتونو بکشید برید.
کلا میخوام بگم به ترم N ام بودن نیست. به شعور فردی خود طرفه.

چاهار. مساله پول! به شدت مساله جالب و مهمیه. سعی کنید یه برنامه داشته باشید برای خرجاتون. اگر ددی آقا و شما آقا زاده هستین که من بهتون آدرس خیابون شهید بهشتی رو می‌دم شما هم برید یه I8 بخرید و خب این بند رو نخونید اگر نه که می‌خوام بگم آدم زیاد پول خرج می‌کنه تو دوران دانشگاه. اینایی که همش می‌خوان برن فلان کافه، فلان تئاتر و ... یه مشت جوگیر بیش نیستن. دور و بر خود من هم هست. طرف ه رو از ب تشخیص نمی‌ده همش تیوال چیزی می‌ذاره فوروارد می‌کنه می‌گه بچا بچا اینو بریم؟ اونو بریم؟ و خب متاسفانه اونا هم همشو می‌رن! کلی تجربه‌های جدید هست که باید برید سراغشون ولی خب وقت هست. همین سال اول همشو اسپویل نکنین. دنبال کار هم باشین که به شدت خوبه. جدی میگم.

پنج. نمیدونم شما چطوری هستین ولی خب کسی تو دانشگاه هرروز درس نمی‌خونه مگر این رتبه خوبای کنکور که کلا دیگه نهادینه شده توشون. ( البته استثنا هم هست ولی خب فرض رو بر این بگیرید که شما اون استثناعه نیستید)
احتمالا شما هم شب امتحانی می‌خونید و به این می‌رسید که درس‌های دانشگاه شب امتحانی نیستن. نمی‌گم بشینید عین چی بخونید یا نمی‌گم بذارید برای شب امتحان. می‌گم گاهی یه ذره سختی بدید به خودتون که خب واقعا شیرینه نتیجه‌ش. :D

شش. کلاسارو شرکت بکنید؟ نکنید؟ چیزه، هرطور خودتون مایلید. ترم اول پز اینه که من اصلا نرفتم و . . . ولی خب اصلا پز نداره! اگه به نظرتون نیاز دارید شرکت کنید توشون و خب راستش تو بیشتر جلسات نیاز دارید شرکت کنید شما! امکان داره برید سر کلاس و 2 ساعت تو کلاس باشید و 1 ساعت هم بعدا بخونید در مورد اون چیزی که تو کلاس درس داده شده و خب کلا توی سه ساعت تا حد خوبی فهمیده باشید ولی اگه نرید باید خودتون بخونید و شاید تو 4 ساعت هم نشه جمع کرد! البته موضوعی که هست اینه که توی اکثر موارد میشه ولی خب چون تعداد غیبت‌ها زیاده و باید زیاد وقت بذارید روی اون درس برای همین نمی‌رسید. کلا کار آسون‌تر اینه که برید سر کلاس! :D

هفت. انجمن علمی، تشکل های دانشجویی بلاه‌‌بلاه‌بلاه
ترم یک و دو ترجیحا تمرکز اصلی رو بذارید روی درس و مسائل ترم یک و دو.. اینا فعلا زودن.

هشت. آدما تو دانشگاه؛ این خیلی مورد مهمیه. شاید بگم مهم‌ترین مورد. خیلیا رو بعدا خواهید شناخت. خیلیا تا حالا فرصت نداشتن که خودی نشون بدن ولی تو دانشگاه فکر می‌کنن خبریه و اینام خیلی شاخن و اینا بعد میان چرت و پرت میگن همیشه. کلی در مورد این حرف هست ولی کلیات رو می‌گم. ملت تو هفته‌های اول همه نایس و کول و چی بگم دیگه، خیلی مهربون و باحال و اینا ولی خب بعدش خودشونو نشون میدن کم‌کم. و خب فکر نکنید می‌رید دانشگاه همه عاقلن. نه. اتفاقا خیلیا بچه‌ن. خاله‌زنک بازی و اینا موج می‌زنه. تو همه‌جا هم اینا هست.
زیاد به حرف مردم در مورد خودشون اعتماد نکنید. من فولانم من بیصارم من بهمانم. پاش که بیوفته شما رو هم شاید بندازن دور. بی شوخی همه اینارو دارم می‌گم من. سرتون تو کار خودتون باشه و اینکه کدوم دختر و پسر با هم رابطه دارن رو بسپرین به خاله‌زنکا. اینکه کی چه مشکلی داره رو هم همینطور. کلا سرتون تو کار خودتون باشه.
کلی حرف در مورد همین مورد هشت هست ولی خب کلیات رو گفتم بهتون.

نه. پیدا کردن د وان عزیز!
آقا همین اول بگم تا دلتون بخواد براتون دختر و پسر خدا ریده. فکر نکنید همینایی که تو دانشگاه هستن دورتون تمام آدمای دنیان. توی رابطه رفتن کلی دنگ و فنگ هم داره. کلی باید آدم یه سری چیزارو ازش بزنه و ... کلا می‌خوام نهی کنم شمارو ازین مورد چون کلا الان بچه‌اید. من خودمم گفتم نه، من یکی بلدم چطوری هندل کنم و خب.. ریدم. :‌))
راستش رو بخواین شما هنوز هیچ چیزی از جنس مخالفتون نمی‌دونید و فکر می‌کنید خب من فلانی رو دوست دارم پس میتونم بر طوفان مشکلات یه آبدولیوچاگی بزنم بعد بالا راست بالا راست مربع رو بزنم فتالیتی رو روش اجرا کنم ولی خب گس وات؟ هرگز اینطوری نیست. خیلی چیزا‌ هست شما هنوز نمی‌دونید و فکر می‌کنید می‌دونید ولی خب وقتی وارد بطن ماجرا می‌شید میبینید که تازه چقدر میتونه سنگین باشه هضمش براتون. همه اینایی که دارم می‌گم رو امیدوارم تجربه نکنید. چون تجربه یه اسم قشنگ برای شکسته و خب اینارو از من نوعی بشنوید که الان وقتی هنوز شرایطتون استیبل نیستش بهتره نرید یکی‌ دیگه رو هم آلاخون والاخون کنید. اگر هم واقعا در خودتون می‌بینید که میتونید(که من راسشتو بخواین شک دارم. :‌)) ) برید. ازدواج کردید یه کارت پستال هم برای من بفرستید.

ده. دانشگاه جای درس خوندنه فقط؟
ببینید.. منی که الان دارم اینارو تایپ می‌کنم اکثر وقتا داشتم یا سیگار می‌کشیدم یا ورق می‌زدم یا مافیا! از قصد هم به این موارد اشاره می‌کنم چون می‌خوام بدونید که کلی کارا می‌شه تو دانشگاه کرد. از پیدا کردن ساقی جدید تاااا لینک شدن به یه استاد خفن در مورد یه فیلد جذاب. هزاران تا کار میشه انجام داد تو دانشگاه. کاملا دست خودتونه چه کاری انجام بدید و کسی نمیتونه براتون تعیین تکلیف کنه. نظر من اینه که برید کارایی رو انجام بدید که یه آینده‌ای دارن و خب بعضی موقعا هم کارای فان انجام بدید ولی بدون عواقب جانبی باشن. امکان داره بیاین دانشگاه تو خوابگاه برین ببینید همه اونجا علف می‌کشن. خب وقتی همه می‌کشن چرا شما نکشید! .. بوم، یه علفی شدید شما هم. :‌))
امکان داره برید توی خوابگاه ببینید همیشه بساط منقل و ورق به‌پاست خب شمام بعد یه مدت استاد می‌شین تو کوت کردن و حلقه دادن! :‌)) همه اینا رو می‌گم که تحت تاثیر جو نباشید. اگه هرکاری که میخواین بکنین احتمالش هست به خاطر اینه که بقیه هم می‌کنن پس شماچرا نکنین؟ یه بار دیگه راجع بهش تامل کنید. شاید بهتر باشه اون کار رو نکنید. شایدم بهتره اتفاقا بکنید!
دوران جالب و باحالی در انتظارتونه. امیدوارم استفاده کنید ازش.

یازده. دختر = پسر؟ دختر != پسر؟
می‌رید دانشگاه برای شاید اولین بار سرکلاسایی می‌شینید که هم شماها هستید هم دافا/پافا!! شما هم خدای ترشح فرومون میخواین ثابت کنید آنچه خوبان همه دارن شما تو جیب بغلتون همشو یکجا دارید و .. . خب گس وات؟ نیازی نیست خودتون رو به کسی جز خودتون ثابت کنید. نیاز نیست ادای باحال بودن و ... در بیارید. نیاز نیست چیزی رو باشید که نیستید. تا دلتون بخواد ازینا ریخته تو جامعه. شما مثل این افراد نباشید. سعی کنید اونجا با همه محترمانه ترجیحا رفتار کنید و خب همیشه حریم‌هارو حفظ کنید. بین خودتون و دوستاتون، خودتون و همکلاسیاتون و .... هرچند این مربوط به دانشگاه نمیشه فقط ولی خب نمود بیشتری داره این مورد توی دوران دانشجویی.
اگر می‌خواین با نگار یا مرتضی وارد رابطه بشید سعی کنید یا توی دانشکده/ ورودی و .. نباشه یا اگه هست فقط یه چیزی باشه بین شما دوتا. هرچی مردم کمتر بدونن بهتره.
کلی در مورد اینا هم حرف هست ولی لپ کلام اینه که عجله نکنید. شما هم تجربه زیاد قراره بکنید.

دوازده. دانشگا یا دانشگاه؟
هدف داشته باشید از کاراتون. همینطوری یلخی نیاین دانشگاه. وقت‌تون ارزشمنده براش شما هم ارزش قائل باشین.
جوری باشین که کارشناسیتون تموم شد از خودتون راضی باشید.

من خیلی حرف زدم. امیدوارم خوش بگذره بهتون.
:‌]
1609842_1423888997854353_1702861381_n.jpg



نه ولی اقا محشر بود توصیه هات ممنون قربانت #مسی_هسی
 
حرامه عزیزم ، حرام . ترویج فرهنگ منحط غربی :د
کت و شلوارم مال غربه دیگه:))
کلا هرچی به دلشون نمیشینه،حرامه :-"
کراوات پسر رو مردتر نشون میده :-"

+لاک هم حرام است عایا؟ :-"
 
نمونه‌ی واقعی از کت و شلوار و کراوات، دست کم روز اول، در تاریخ دانشگاه‌تون سراغ دارید؟ حراست به کراوات گیر می‌ده؟
بله ما داشتیم(اتفاقا قبلا هم یک پست در تاپیک دیگه ای در این مورد گذاشتم!!)
گیر اصلا نمیدن و نباید بدن ولی واقعا خود دوستان انقدر چپ چپ نگاه میکنن و گاهی اوقات (دیده شده) طرف رو هووووو میکنن که به نظرم بیخیال کراوات و کت و شلوار بشید!!

پ.ن: دوستان میشه لطفا تا در مورد موضوعی مهم کاملا مطلع نشدید باهاش شوخی نکنید! نه کراوات و نه لاک هیچ کدام حرام قطعی نیستند بلکه باید به احتیاط استفاده نشوند(لاک البته بحث درست نبودن و باطل شدن وضو را دارد). اگر در دانشگاه هم احیانا گیر دادن (بنا به مسائل دینی) بهشون بگید این موضوع رو و جوابشون رو بدید البته اگر جزء قوانین دانشگاه باشه بحثش فرق میکنه چون به هر حال هر محیطی برای خودش قواعدی داره(و گرنه ربطی به دین نداره)!!! که من بعید میدونم در دانشگاهی به صورت مکتوب در قواعد ممنوعیت استفاده از لاک و کراوات و .... ذکر شده باشه
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا