

خب اجازه اي چيزي؟ حريم شخصي تعريف نميشه تو خوابگاه عايا؟به نقل از gaucho :دزدیدن که نه ولی بند رخت تو آشپزخونست برا ما، بعد شما مثن میری قابلمه آبو بیاری اتاق میبینی که دستگیره نیست و قطعن حال نداری بری اتاق فلذا یه زیرپوشی چیزی از بند رخت برمیداری باهاش میاری تا اتاق، بعد میبینی که عه، سوخت و سوراخ شد. اینجوری خیلی شده.
در کل دیدید مثن یکی با لباس شما، دمپایی تون راه میره خیلی کولی بازی در نیارید چون یارو عمدی نداشته جبر خوابگاه اینجوریش کرده.


والا خوابگاهتون خيلي خفنهبه نقل از زهــــــــــــــــــرا :بند رخت شما تو اشپزخونه س؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما هر اتاقی تراس خودش و بند خودش رو داره خب. .
البته خوابگاه دخترا با پسرا فرق میکند. .. "جبر "!!!! نداره اینطور.. به وسایل هم کار ندارن. .

ديگه خودداني





چون یه حسی به من میگه سال دیگه همین موقعا ، این سوالات عینا تکرار خواهند شد

واسه پیشنهادا ی تاپیک جدا داریم، اونجا بگوبررسی میشهبه نقل از قـاصـدکـــ :من یه پیشنهاد دارم ! مثل تاپیک دسبندبافی که چکیده داره ، یا تاپیکایی که پست اولشون سوالات متداول جواب داده شده ، پاسخ ِ پرسش های متداول در باب دانشجوهای ترم اولی ، مثل ِ چگونه سوژه نشویم ، دفتر چند برگ برداریم ، حربه های متداول سال بالایی ها برای دست انداختن ترم اولی ها ، امتحانا رو با خودکار بنویسیم یا مداد و ... رو به صورت ِ طبقه بندی شده آرشیو کنن ، که سال های بعد هم بچه ها استفاده کنن .چون یه حسی به من میگه سال دیگه همین موقعا ، این سوالات عینا تکرار خواهند شد
![]()


چرا؟ اقا خب خاطره قشنگه چشه مگه جزو چگونه دانشجو شویم ه خب :دبه نقل از بهزاد 93 :چون بحثا واقعا دیگه ربطی به موضوع تاپیک نداشت دیدم بهتره موضوعو عوض کنم...
در باب موضوع جدید صحبتارو.ادامه بدین، خاطره هم نگین پلیز![]()
#جدی
یکی خاطره بگه بقیه هی کشش میدن بعد کلی پست بیربط میذارن اینجوری تاپیک منفجر میشهبه نقل از سمپادك :چرا؟ اقا خب خاطره قشنگه چشه مگه جزو چگونه دانشجو شویم ه خب :د
درس میگیریم ازشون!!#جدی

خب بی ربط نذارین حیف خود خاطرست که :/به نقل از بهزاد 93 :یکی خاطره بگه بقیه هی کشش میدن بعد کلی پست بیربط میذارن اینجوری تاپیک منفجر میشه

شما بذارین خاطره بگن ، بعد اگه کسی پستی در راستای اون خاطره ها داد حذف کنین .به نقل از بهزاد 93 :یکی خاطره بگه بقیه هی کشش میدن بعد کلی پست بیربط میذارن اینجوری تاپیک منفجر میشه




اگر با تصور چیزی حدود دانشکدهی کامپیوتر شریف بخوایین برین جلو، مثل من له میشین.به نقل از انیشترو :+ میگن دانشکده کامپیوترش خیلی داغونه ! خیلی داغونه ؟![]()
کمرم خم شد دیدمش اصلا 
به نقل از Ham!D ShojaE :یهبار هم با علیجهانگیری و مهدی رفتم که دانشگاه شریف رو نشونم بدن و اینا، بعد پاشدیم یهسر هم رفتیم خوابگاه. یهکار برام پیش اومد و خلاصه از محیط دانشگاه اومدم بیرون؛ دوباره که خواستم بیام تو دیدم حراست داره ایــنهوا. بهحالتِ :> گفتم این هدفون -که اونم برحسب تصادف ایــنهوا بود- رو میذارم تو گوشم و سرم رو میندازم پائین و میرم تو. اگر هم کسی صدا زد که آقاجان کارت دانشجوییت رو نشون بده خودم رو میزنم به نشنیدن و اینا. اونم نمیآد بیفته دنبالم که. هدفون رو از کیفم درآوُردم و گذاشتم تو گوشم و رفتم که برم داخل، مرده صدا زد که «آقا!»، منم هول کردمُ با سرم مثلاً، مثلاً با موزیک همراهی کردم و هد زدم. یهو دیدم طرف زد زیرخنده و گفت «لااقل سیمش رو میذاشتی تو جیبت». برگشتم دیدم دومتر سیم پشتم داره روی زمین کشیده میشه.
پ.ن. خندههای ناشی از استرس.


