





به نقل از sara999 :مشقو اینا که نداریم دیگه ارعه؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
))))
والا من نديدم امير يه دونه جزوه نوشته باشه!به نقل از نيلوفر ب. :بايد جزوه بنويسى سركلاس))))






کارد به استخونش رسیده از بی سوالیبه نقل از انیشترو :آقا دیدار به اولیا نداره ؟
+ تو مدرسه صبحا شیر میدادن
اینجا نمیدن ؟
#سوالای_خفن


)))

به نقل از انیشترو :اعتماد به نفست)))))))

#شوخی



دارم میگم که بستگی به استاد داره
:د
)))
و لحظهشماری میکردم واسه ساعت ریاضی 8 - ^به نقل از امــیـــررضـــا :اگه درس هاتون در حد عالی هست که هیچی اما اگه معمولی هستید حتما استاد شناسی رو تمرین کنید
خیلی مهمه که قلق و اخلاق های استاد دستتون بیاد
استادی داشتیم که به خاطر وضعیت ظاهری،یه دانش جو دختر رو چهار ترم انداخته
چهار واحد پشت سر هم
یه استاد هایی لازمه سر کلاسشون یه سری شوخی هایی بکنی و تو چشم باشی اصطلاحا
برای یه استاد دیگه این تو چشم بودن، داوطلب شدن برای حل تمرین و.. ست
تجربه های سال بالایی ها خیلی کمک کننده س

به نقل از قـاصـدکـــ :از روز اول لوازم جزوهنویسی ببریم ؟؟ جزوه نوشتن دقیقا چطوریه ؟ هرچی استاد میگه تند تند بنویسیم ؟ آیا برای ضبط صدای استاد باید ازش اجازه گرفت ؟
در راستای سوال داوطلبی جواب دادن ٬ من همیشه داوطلب بودهم : دی بعد یه بار ٬ اول دبیرستان ٬ اولین جلسهی ریاضی ٬ دبیرمون گفت کی الگوی عددنویسی مایاها رو فهمیده ؟ (تو کتاب تکمیلی بود) بیاد پای تخته. منم گفتم من تا دورقمیاشو فهمیدم ! گفت بیا پای تخته. آقا ما رفتیم و گفت به خط مایا بنویس هفتصد و نمیدونم چند ! خب آخه این دورقمی بود ؟؟ منم نتونستم و بدترین حس دوران تحصیلمُ تجربه کردم ٬ تحقیر شدم : ( میگم استادا هم اینجوری هستن ؟ : ( البته این نکته رو اضافه کنم که در پایان سال تحصیلی من لقب ِ سوگولی معلم ریاضیمون که همه بهش میگفتن خانمِ بداخلاق وحشتناک رو به دست اورده بودمو لحظهشماری میکردم واسه ساعت ریاضی 8 - ^


به نقل از قـاصـدکـــ :از روز اول لوازم جزوهنویسی ببریم ؟؟ جزوه نوشتن دقیقا چطوریه ؟ هرچی استاد میگه تند تند بنویسیم ؟ آیا برای ضبط صدای استاد باید ازش اجازه گرفت ؟
در راستای سوال داوطلبی جواب دادن ٬ من همیشه داوطلب بودهم : دی بعد یه بار ٬ اول دبیرستان ٬ اولین جلسهی ریاضی ٬ دبیرمون گفت کی الگوی عددنویسی مایاها رو فهمیده ؟ (تو کتاب تکمیلی بود) بیاد پای تخته. منم گفتم من تا دورقمیاشو فهمیدم ! گفت بیا پای تخته. آقا ما رفتیم و گفت به خط مایا بنویس هفتصد و نمیدونم چند ! خب آخه این دورقمی بود ؟؟ منم نتونستم و بدترین حس دوران تحصیلمُ تجربه کردم ٬ تحقیر شدم : ( میگم استادا هم اینجوری هستن ؟ : ( البته این نکته رو اضافه کنم که در پایان سال تحصیلی من لقب ِ سوگولی معلم ریاضیمون که همه بهش میگفتن خانمِ بداخلاق وحشتناک رو به دست اورده بودمو لحظهشماری میکردم واسه ساعت ریاضی 8 - ^
