• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

دوست داری از میان جمع پیدایت کنم؟
من که می دانم تو می خواهی تماشایت کنم

بی قراری، دائما این سو و آن سو می پری
تا مگر من یک نظر بر قد و بالایت کنم

آرزویت شاید این باشد که مجنونم کنی
بلکه از دیوانگی من نیز لیلایت کنم

هیچ می دانی که من هم آرزومند توام؟
دوست دارم با تمام قلب شیدایت کنم

روزها طوری نگاهت می کنم تا شب که تو
سر به بالش می نهی بی خواب رؤیایت کنم

"آه از دست تو" بی پایان ترین گنج است و من
می توانم تا ابد با ناله سودایت کنم

سالها اهل عبادت بودم اما سرنوشت
گفت می دانم چگونه اهل دنیایت کنم

بعد هم طوری فریبم داد تا حاضر شوم
آبرویم را فدای شیطنت هایت کنم

بهتر است این بار جای خلوتی قایم شوی
تا بیایم چشم شیطان کور پیدایت کنم
 
سئومک!

گویا این شعر در زندان سروده شده:

سئومک بیر انتحاردیر!
قار چیچه‌یی گونشه باخیب اؤلدو.
سئومک بیر اتهامدیر!
سئومک تکجه سئومک دئییل کی،
سنین، منیم، اونون آراسیندا
سئومک بیر انقلابدیر...
من سئویرم
و
زینداندایام!..
-سعید موغانلی-




ترجمه تحت‌الفظی و ناشیانه توسط خودم:

عشق ورزیدن انتحار است
گل‌برف به خورشید نگریست و مرد
عشق ورزیدن اتهام هست!
عشق ورزیدن تنها عشق ورزیدن نیست
میان تو و من و او
عشق ورزیدن انقلاب است
من عاشق هستم
و
در زندانم!..
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

فواره وار، سربه هوايي و سربه زير
چون تلخي شراب، دل آزار و دلپذير

ماهی تویی و آب؛ من و تنگ؛ روزگار
من در حصار تُنگ و تو در مشت من اسير

پلک مرا برای تماشای خود ببند
ای ردپای گمشده باد در کویر

ای مرگ می رسی به من اما چقدر زود
ای عشق می رسم به تو اما چقدر دیر

مرداب زندگي همه را غرق مي كند
اي عشق همّتي كن و دست مرا بگير

چشم انتظار حادثه اي ناگهان مباش
با مرگ زندگي كن و با زندگي بمير

فاضل نظری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟

من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟

«تنهایی و رسوایی»، «بی مهری و آزار»
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی

#فاضل_نظری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود


تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود

گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم
از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

نجمه زارع
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!


حال من خوب است حال روزگارم خوب نیست
حال خوبم را خودم باور ندارم خوب نیست

آب و خاک و باد و آتش شرمسارم می کنند
این که از یاران خوبم شرمسارم خوب نیست

روز وشب را می شمارم ؛ کار آسانی ست ؛ حیف
روز و شب را هرچه آسان می شمارم خوب نیست

من که هست و نیستم خاک است ،خاکی مشربم
اینکه می خواهند برخی خاکسارم خوب نیست

ابرها در خشکسالی ها دعاگو داشتند
حیرتا! بارانم و بایدنبارم خوب نیست!

در مرورخود به درک بی حضوری می رسم
زنده ام ، اما خودم را سوگوارم خوب نیست

مرگ هم آرامش خوبیست می فهمم ولی
این که تا کی در صف این انتظارم خوب نیست ...

محمدعلی بهمنی
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

من باغ زمستان زده دارم تو نداری
من خرمن طوفان زده دارم تو نداری

از خاطره ی سبز بهشتی که فرو ریخت
یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری

"داش آکلم" و تنگ دلی درد نشان را
بر صخره ی "مرجان" زده دارم تو نداری

من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی
من دست به قرآن زده دارم تو نداری

"گر همسفر عشق شدی"را که شنیدی؟
من اسب به میدان زده دارم تو نداری

من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی:
من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری

حامد عسکری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!


با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن چندین هزار احسنت می‌بایدت کشیدن

روزی اگر در آغوش سروی کشی قباپوش سهل است در محبت پیراهنی دریدن

سر حلقهٔ سلامت در دام او فتادن سرمایهٔ ندامت از بام او پریدن

پیمانهٔ حیاتم پر شد فغان که نتوان پیمان ازو گرفتن، پیوند از او بریدن

آهوی چشمش آخر رامم نشد به افسون یارب به دو که آموخت این شیوه رمیدن

دانی که از تفسیر دوستی چیست از جان خود گذشتن، در خون خود تپیدن

قاصد رسید و مردم از رشک خود که نتوان پیغام آشنا را از دیگری شنیدن

هیچ از تو حاصلم نیست دردا که عین خار است در پای گل نشستن، وان گه گلی نچیدن

آسایشی ز کوشش در عاشقی ندیدیم تا کی توان فروغی دنبال دل دویدن


فروغی بسطامی
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

.
 
  • لایک
امتیازات: reza7
Back
بالا