اعتراف میکنم چند وقت پیش شب افطار خونه عموم دعوت بودیم و دبیر ریاضی همون موقع میخواست امتحان بگیره و همه منتظر بودن من زود تمامش کنم برم شام بخورم و منم زود و عجله ای فرستادم و امروز گفت ۴.۵ از ۱۰ شدم😀🎀
اعتراف میکنم وقتایی که میرم توی ارتفاع همش به این فکر میکنم که خودمو بندازم پایین.
این مورد توی دوران مدرسه خیلی شدید بود، همش به این فکر میکردم که خودمو از پشت بوم مدرسه بندازم پایین؛(
اعتراف میکنم به افرادی که خیلی کوتاه توی زندگیم حضور دارن ولی حتی یکم بهم محبت کردن یا دوستم داشتن سریع وابسته میشم و نمیتونم زندگی رو بدون اون ها تصور کنم.
اعتراف میکنم با اینکه همیشه میگم قد کوتاه قشنگه ولی هر خانم قد بلندی که میبینم نمیتونم تو ذهنم به قدش حسودی نکنم هر چند کوتاهمدت.
هم قد بلند هم اسکینی.
بچه بودم فکر میکردم ما سه تا جنسیت داریم زن ، مرد ، هم زن هم مرد(یه چیزی مثل ترنس ها) و فکر میکردم دسته سوم یه موهبت الهین و خدا اگر کسی دوست داشته باشه اینجوری میشه رفتم به یک زن باردار گفتم امیدوارم بچه ت اینجوری بشه بنده خدا کرک و پرش ریخت:/
اعتراف میکنم قبل از فرستادن هر پستی تو حرف بزن، ده بار میخونمش و هردفعه با خودم میگم چرا من دارم اینا رو مینویسم؟
و اینطوریم که اصلاً چرا باید یه نفر وقت بذاره اینا رو بخونه؟
اعتراف میکنم از ادمهای متوسط بدم میاد ادمهای درجه دو درجه سه ادمهایی که دردها و عقده های شخصیشون رو به بقیه منتقل میکنن تا احساس کمبودشون کمتر اذیتشون کنه. اعتراف میکنم این ادما نه تو کتم میرن نه تحملشون میکنم و نه از این بابت ناراحتم.