پاسخ : تکست های ِ ماندگار
پسر گفت لعنت به این بخت بد
خونه ی ما میمونه واسه یه وقت بعد
سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری
اگه پایه ای میتونیم خونه دوستم بریم
خوب حاضری با دو نفر باشی یا نه؟
معلومه که رفتار دخترک ناشیانست
سوال تکرار شد حاضری باشی یا نه؟
و دختر به
فکر یک شب و یک آشیانست
گفت بریم من که همه چی رو از دم باختم
گناهش پای اونا که منو پس انداختن
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه
پی محبت میگرده توی آغوش غریبه
تو خونه ای رشد کرد که عشق نبود
جای عشق فحش و مشت و زیر چشم کبود
پدری که جلو مشکلات مختلف ضعیفه
فقط زورش میرسه به دختر ظریفش
با خودش گفت پشتم به کیا قرصه؟
خونوادم؟ اونارو خدا بیامرزه
اون موقع کی بود احترام به حرفاش بذاره؟
حالا مجبوره كه تنشو به حراج بذاره
اینجاشم قشنگه :
کاری ندارم به اینکه کارش خلاف شرعه
ولی واسه رابطه ها اول علاقه شرطه
وگرنه یه روحه که روی جسمی سواره
چطور تو آغوشی بره وقتی حسی نداره

یاس _ پیاده میشم