• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

مجذوب علیشاه

المپیاد طلایی ها
  • شروع کننده موضوع
  • #1

stevendeljoo

داماد مسعودی
ارسال‌ها
1,351
امتیاز
2,711
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی نیشابور
شهر
نیشابور
سال فارغ التحصیلی
1391
دانشگاه
امیرکبیر
رشته دانشگاه
برق
نخند آقا به چی میخندی.اسمش اصلا هم خنده دار نیست
اگرهم باشه مهم نیست شعراش قشنگه
این شعرشو که همه شنیدن:
یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نیی شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت: کین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت: آتش بی سبب نفروختم
دعوی بی معنیت را سوختم

زانکه می گفتی نیم با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود

با چنین دعوی چرا ای کم عیار
برگ خود می ساختی هر نو بهار

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

اسم اصلیشم نورعلی تابنده ست



بیوگرافی(منبع:http://www.majzobalishah.mihanblog.com/)
نور علی تابنده برادر سلطان حسین تابنده بود و چون از همفکران مصدق بود و در مبارزه علیه شاه فعال بود، طرد شد؛ چون خانواده تابنده پیوند تنگاتنگی با دربار محمد رضا پهلوی داشت؛ چنانکه وقتی شاه در سفر خود از مسیر گناباد عبور کرده، برای رفتن به بیرجند به دعوت آقای "عَلم" شب را در منزل آقای تابنده (سلطان حسین) بیتوته نمود؛ که بیانگر روابط بسیار تنگاتنگ آنان با دربار است. یا یکی از متنفذان جدّی دربار، آقای منوچهر اقبال رئیس شرکت ملی نفت است که منصوب به شخص شاه بوده و می گویند به تصوف هم گرایش داشته و قدرتش از وزرا هم بیشتر بوده است. وی دو دختر داشته یکی را به خانواده تابنده، و دیگری را به خانواده شاه می دهد، یعنی شاه با خانواده تابنده عجین شده است.







به همین دلیل است که خانواده تابنده، نورعلی را طرد می کند و وی سالیان سال به بیدخت نمی رود . این روند سپری می شود تا پایان دهه 40 و 50 که همچنان نور علی مطرود خانواده است و مورد بی مهری خانواده تابنده قرار می گیرد. بعد از پیروزی انقلاب هم این روند استمرار دارد؛ ولی آقای نور علی تابنده بنا به نوع گرایشاتی که به جریان لیبرالیسم دارد، تحت تأثیر تفکرات لیبرالیسم قرار می گیرد و با نظام جمهوری اسلامی سر ستیز پیدا می کند. این تعارض استمرار پیدا می کند تا اینکه ایشان در اوائل دهه 70 یک بار دستگیر می شود و به اتفاق بعضی از سران نهضت آزادی مدت کوتاهی در زندان به سر می برد.








بعد از آزادی نه سر سازگاری با خانواده تابنده و نه گرایشی به تصوف دارد. از قضای اتفاق می بینیم که رضا علیشاه فوت می کند و قطبیت به برادرش منتقل نمی شود؛ بلکه به پسرش، یعنی « علی تابنده ( محبوب علیشاه) » انتقال می یابد. در این مقطع، در اواسط دهه 70 که محبوب علیشاه به طرز مشکوکی فوت می کند، از قضای روزگار قطبیت به آقای نور علی تابنده می رسد. این وضعیت سوالهای بسیاری را پدید می آورد؛



حال چرا قطبیت را می پذیرد هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد جز اینكه از بستر تصوف برای اهداف سیاسی و مبارزه با نظام سیاسی استفاده بكند یعنی آن جریان را و معتقدین آن جریان و پیروان آن جریان را بیاورد تحت سیطره خودش قرار بدهد زیر چتر خودش بگیرد تا آنها را بسیج بكند برای اهداف سیاسی و ما دقیقاً‌چنین رفتاری را از جریان تصوف بعد از قطبیت آقای نور علی تابنده داریم ما غائله قم را در دوران قطبیت آقای نور علی تابنده داریم جریان های سایت ها و وبلاگ های تصوف كه راه اندازی می شوند كه می خواهند هم ابراز بكند كه ما گرایش سیاسی نداریم اما نوع گزینش خبری كه دراین سایت ها و وبلاگ ها صورت میگیرد یعنی هر جریان معارضی كه هر چند ضعیف علیه نظام باشد این ها اخبارش را در سایت ها و و بلاگ ها پوشش می دهند خوب این نوعی مبارزه سیاسی است ولی مبارزه سیاسی نرم یكجا مثل قم مبارزه سیاسی سخت می كنند ولی چون با شكست مواجه می شود بلا فاصله خودشان را در یك تغیر تاكتیك ، آن حركت را محكوم می كنند می گویند آن غائله مال ما نبوده غائله آفرینها در موضع مخالفین غائله سازان قرار میگیرند و آن حركت را محكوم می كنند و دیگر به این نتیجه می رسند كه فاز سخت در مقابل نظام سیاسی محكوم به شكست است آسیب رفتارهای سخت بسیار بالاتر است، ‌ریسك رفتارهای سخت بسیار شدید و شكنده است لذا از این موضع عدول می كنند و وارد فاز مبارزه نرم می شوند یكی از این مبارزات نرم همین حركت هایی است كه در سایت ها و وبلاگ ها می كنند ارتباطی است كه با سایت های بیگانه میگیرند ارتباطی با رادیو های بیگانه با شبكه های خبری بیگانه میگیرند و شبكه های خبری بیگانه سریعاً اخبار اینها را با رنگ و لعاب خاصی پوشش می دهند در این صورت آن چیزی كه به نظر می آید و متصور است ادامه حركت های سیاسی جناب آقای نور علی تابنده و بهره گیری ابزاری از جریان تصوف به این فرقه آسیب جدی وارد خواهد كرد چون این رفتارها ، رفتارهای اعتقادی نیست ، اثر اعتقاد نیست بلكه كسی كه اصلاً ‌جریان تصوف را یک پول سیاه هم قبول ندارد و سابقه تاریخی و بیو گرافی او این را نشان می دهد به عنوان قطب قرار بگیرد و از جریان تصوف به عنوان یك ابزار برای رسیدن به اهداف سیاسی اش استفاده بكند یقیناً جریان فكری تصوف با اینگونه مدیریت ها آسیب جدی خواهد دید به همین خاطر بعضی از شیوخ و بزرگان با حركتهای آقای تابنده مخالفتهای جدی دارند و آنان به این خطرات واقف اند كه ادامه این روند و هدایت جریان تصوف به عنوان یك ابزار سیاسی آسیب های جدی به جامعه تصوف وارد خواهد كرد و بعضی از مخالفتهای شیوخ سلسله دقیقاً هوشمندانه است و قابل فهم است كه آنها چرا با آقای نور علی تابنده مخالفت می کنند و اسرار دارند كه حداقل ادامه قطبیت در خانواده تابنده نباشد چون به این نكته واقف اند كه ادامه مسیر آنها را به یك اضمحلال قطعی سوق خواهد داد.


از شعراش داشتین ماروهم محروم نکنین
 

sk1v

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
721
امتیاز
1,934
نام مرکز سمپاد
دبیرستان علامه حلی 3
شهر
تهران
پاسخ : مجذوب علیشاه

داماد جان بیوگرافی که آوردی یک مقدار یک طرفه است
من خیلی از گنابادیها و اقطابشون اطلاع ندارم
و ازشون به هیچ وجه طرفداری نمیکنم ولی مثلا یک جا از نامه نگاری شهید بهشتی نورالله مرقده
با قطب گنابادیها پیش از انقلاب خوندم که قطب اینها رفته بود آلمان که شهید بهشتی اونجا امام جماعت مسجد هامبورگ بوده
وبعد نامه مینویسه در جواب نظرخواهی شهید بهشتی درباره گفتن شهادت ثالثه و حی علی خیر العمل تو اذان و وحدت شیعه و سنی
خلاصه این که یک مقدار یک طرفه بود
 
بالا