- ارسالها
- 745
- امتیاز
- 8,421
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی
- شهر
- باشه
- سال فارغ التحصیلی
- 1398
- مدال المپیاد
- یه خورده شیمی
- دانشگاه
- امیرکبیر
- رشته دانشگاه
- پلیمر
وضع اینترنت تو خوابگاه ها چطوره؟؟؟
خب ما 4 تا همکلاسی هستیم که هم اتاقیم و چون هیچ جیزی بینمون وجود نداره هیچ کس بقیه رو مراعات نمیکنه اتاق کثیف چراغ تا ساعت 3 روشن تو اتاق کلش رویال بازی میکنن و بلند بلند از اتفاقات درونش حرف میزنننهمهشونو؟
سخته و نشدنی
ولی اگه با یکی دوتا خوبید
باهم تبانی کنید بقیه رو بیرون کنیدops
)
تو سبزوار اتاق های خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی ( البته دخترها رو من میدونم ) 8 نفره استهر اتاق چند نفريه?
اوفففففف چه سختخب ما 4 تا همکلاسی هستیم که هم اتاقیم و چون هیچ جیزی بینمون وجود نداره هیچ کس بقیه رو مراعات نمیکنه اتاق کثیف چراغ تا ساعت 3 روشن تو اتاق کلش رویال بازی میکنن و بلند بلند از اتفاقات درونش حرف میزننن
با اینکه با هم خوبیم ولی اینجوری نمیشه زندگی کرد /: کس دیگه ای هم تو دانشگاه نمیشناسم که اتاقشون جای خالی داشته باشه و بتونم برم کنارشون
وضعیت آشپزی تو خوابگاه؟
خب یکیشون بعد از این ترمی که میاد ازدواج میکنه و میره خونشاوفففففف چه سخت
میگن خوابگاه پسرا کلا یه دنیای دیگهس
حالا بازم یکیشون قابل تحمل تره رو مخش راه برید که اون دوتا رو عوض کنید
بعداتر با اون دوتا جدیدا توطئه کنید اون یکیم بیرون کنین
یکم نقشه طولانی ایه ولی جوابگوعه :)

اون دو تا هم با همن 

خوب بستگی به دانشگاه و خوابگاه داره ...سرعتش که خوبه و خوب حجمش ۱۶ گیگ برا ما ...تموم شد فقط سرعتش کم میشه ...بعد از ۱۱ شب تا ۷ صبح رایگانه
:-s به ما ماهی فقط پنج گیگ میدن
حتما بستگی دارهنمیدونم چطور میگین خوابگاهامون چهار نفرس و... رفیق من رتبش ۱۶ هنر شد دانشگاه تهران میخونه میگه خوابگاهمون ۸ نفرس از این کمترم اصن شدنی نیس ما خودمونو کشتیم واسه ۴ نفره نشد
شایدم بستگی به دانشگاهش داره البته:/


نمیدونم چطور میگین خوابگاهامون چهار نفرس و... رفیق من رتبش ۱۶ هنر شد دانشگاه تهران میخونه میگه خوابگاهمون ۸ نفرس از این کمترم اصن شدنی نیس ما خودمونو کشتیم واسه ۴ نفره نشد
شایدم بستگی به دانشگاهش داره البته:/



ماهی ۲ گیگ :/ بدتره ها:-s به ما ماهی فقط پنج گیگ میدن
خوابگاه به خوابگاه این قضیهها فرق میکنه. یعنی ممکنه بچههای یه خوابگاه خیلی مثبت باشند که اهل هیچی نباشند و از یه طرف دیگه هم ممکنه هیچ حد و مرزی نداشته باشند.این خبرايي ک راجع به اعتیاد تو خوابگاها میاد بالا چقدرش صحت داره؟اصن تو این یه موضوع وضعیت چطوره؟




مسائلی مثه مواد مخدر و سیگار و اینا تو خوابگاهای پسرونه بیشتر نمود داره و من تو این یه سالی که خوابگاه بودم دخترایی رو دیدم که سیگار میکشیدن ولی تو خوابگاه دخترا اینکار رو نمیکنن عموما و یه جورایی تابو هست برای دخترا..خوابگاه الزهرا هم شنیدم خوبه و امکاناتشون هم خوبه(دوستم اونجا درس میخونه و از وضعیت خوابگاه خیلی راضیه)این خبرايي ک راجع به اعتیاد تو خوابگاها میاد بالا چقدرش صحت داره؟اصن تو این یه موضوع وضعیت چطوره؟

بله کاملا موافقم حالا ک اونجا رفتم و بودم اینا درست بودمسائلی مثه مواد مخدر و سیگار و اینا تو خوابگاهای پسرونه بیشتر نمود داره و من تو این یه سالی که خوابگاه بودم دخترایی رو دیدم که سیگار میکشیدن ولی تو خوابگاه دخترا اینکار رو نمیکنن عموما و یه جورایی تابو هست برای دخترا..خوابگاه الزهرا هم شنیدم خوبه و امکاناتشون هم خوبه(دوستم اونجا درس میخونه و از وضعیت خوابگاه خیلی راضیه)
چقدر مثبت بودما لعنتیخب! یه چیزایی رو چند وقت پیش گفتم، یه چیزاییم الان یادم اومد که بگم:حتما بستگی داره
بهتره بگم بستگی به خوابگاه داره. خوابگاه ترم اولم هم چهار هم هشت نفره داشت اما این یکی فقط چهار نفره داره.
البته حسن هشت نفره های اون جا بزرگ تر بودن اتاقش بود. الان خدا رو شکر می کنم که توی چهار نفره های بالکندار نیفتادم؛ چون اتاقش خیلی کوچیک بود.
پ.ن: یه ویژگی عمومی خوابگاه، هم اتاقیاست(!) تو خوابگاه، عملا فضای شخصی نداریم. این مسئله رو میشه به دو روش مختلف دید: میشه فکر کرد که الان زندگی خصوصیمون زیر سوال میره یا راحت نیستیم، میشه هم فک کرد که چطور ما مثل یه خونواده تو یه خونه ی اجاره ای کنار هم زندگی کنیم. در این مورد چنتا نکته به نظرم می رسه:
- هندزفری/هدفون مبارکتون رو استفاده کنین! من ترم یک تو اتاقی بودم که به نامجو به دید مسخره نگاه می کردن اما هماتاقیای ترم دوم خودشون نامجو گوش می کردن! از این گذشته، به نظر من سکوت و آرامش باید تو اتاق حاکم باشه تا هر کسی بتونه به کار خودش برسه.
- این نه یعنی که شما از هم جدایین! به هر حال ممکنه دورهمی داشته باشین و وقت تلف کنی ((: یا آخر هفته ها با هم آشپزی کنین یا حتی با هم برین بیرون. اما متاسفانه به خاطر رها شدنمون از قید تذکردهنده های توی خونه ممکنه خیلیامون یادمون بره واسه چی اومدیم دانشگاه.
- تو هر فضایی که بیشتر از یه انسان حضور داشته باشه، اختلاف نظر پیش میاد و طبیعیه.
- بهتره قبل از زنگ زدن/ورداشتن، تشریف ببرید بیرون اتاق؛ یا تو حیاط یا یه جایی مث پنجره ی راهرو. صدا توی راهرو می پیچه.
- امنیت خوابگاهها رو نمی تونم حدس بزنم اما جفت خوابگاهای من امن بودن. به طوری که خیلی روزایی که تو اتاق تنها بودم (به خاطر رشتهم روزای زیادی تو دانشکده ام) در اتاقو قفل نمی کردم!
- طول می کشه تا به شرایط عادت کنین! مشکلی نیست؛ معمولا ترم اول با ورودیای جدید هم اتاقی و هم خوابگاهی هستین و مث همدیگه این. به هر حال، مایی که هیجده سال توی شرایط انگلوار (!) خونه زندگی کردیم، به زندگی تو یه شهر دیگه عادت نداریم و احتمالا مقداری تغییر می کنین و این کاملا طبیعیه.
- خوابگاه یه کم نیاز به همت کردن داره اما تغییرات خوبی به وجود میاره. اینو وقتی فهمیدم که برای چندمین بار برگشتم خونه و به خودم گفتم: این اونی نیست که اولین بار از خونه زده بود بیرون^_^
- هر از گاهی اگه یه سر برین خونه خوبه. هم خوش می گذره، هم "دوری و دوستی" رو به چشم می بینین. ((: فقط این مواقع خونه توانایی بالایی واسه "استراحتگاه" شدن داره. یعنی که فقط خوش گذرونی.
- خداوندا، به ما توانایی خواب راحت را در اتوبوس و کلیه ی وسایل نقلیه ی عمومی عطا بفرما!
: من اهل سیگار و اینا نبودم. توی خوابگاه، بودن کسایی که باهاشون ارتباط داشتم سیگار می کشیدن. چند بارم عادی بهم تعارف کردن اما من چون نمی کشیدم نگرفتم (البته اونام محترمانه برخورد کردن و عادی تعارف کردن). مهم اینه که اون جا کاری که می خواستم کردم و تحت تاثیر جو نرفتم. حالا اگه سیگار می کشین یا باقی مسائل
، خودتون می دونین اما تو اتاقی که "همه" اهل کار نیستن، توی اتاق نکشین. حس بدی به بقیه میده؛ تو فکر کن تو یه شهر دیگه، شب تنها جایی که داری بری اتاقته و اون جام پر از بوی [از نظر غیرسیگاریا گند] دوده. (هر چند بچه های ما رعایت می کردن و تو بالکن یا جاهای دیگه می کشیدن). راستی! تو راهرو هم نکشین چون تاثیر کمی بالاخره میذاره روی فضا. یه جایی باشه که بوش در بره خلاصه.
) تا هر وقت همه رفتن، آخرین نفر درو قفل کنه. من (همون طور که توی قسمت قبلی نوشتم) عادت به قفل کردنای این طوری نداشتم بعد چند بار بدون کلید بیرون اتاق گیر کردم
لعنتی سرپرستی کلید یدک اتاقمونو داشت ولی خراب بود بی صاحاب
یا هر چیز نشستهی دیگه ای. اینا بو می گیرن و به چشم خودم دیدم (و به دماغ خودم
) که یه چیز نشسته اتاقو به گند می کشه؛ بنابراین، یا بشورینش یا درشو ببندین یا بذارینش تو بالکن اتاق مثلا.
