• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

خاطره از يادگيري الفبا

در چه سني الفبا رو ياد گرفتين؟

  • 3تا4 سالگي

    رای‌ها: 14 13.0%
  • 4تا5 سالگي

    رای‌ها: 20 18.5%
  • 5تا6 سالگي

    رای‌ها: 23 21.3%
  • 6تا7 سالگي

    رای‌ها: 51 47.2%

  • رای‌دهندگان
    108

naseri

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
403
امتیاز
1,523
نام مرکز سمپاد
فرزانـگان يك تهران
شهر
تهران
چه طوري خوندن و نوشتن ياد گرفتين و تو چه سني؟
 

lof

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,881
امتیاز
10,826
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد 1
شهر
مشهد
دانشگاه
پلى تكنيك تهران
رشته دانشگاه
مهندسى معدن
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

5 سالم بود عمم بهم نوشتن و خوندن یاد داد

فقط مشکل اینجا بود که مثه انگلیسی از چپ به راست مینوشتم :D

کلا خیل حال میداد مثلا کتاب شعر میگرفتم میخوندم :D
 

naseri

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
403
امتیاز
1,523
نام مرکز سمپاد
فرزانـگان يك تهران
شهر
تهران
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

اينم مال من و خواهرم:

4 سالمون بود و مامانم برنامه هاي عمو فردوسو گرفته بود!!!! (با مهدا برنامه اجرا مي كرد---» مهرباني همكاري دوستي آشتي!!!!!)

يادمه يه بار داشتم "ف" رو ياد مي گرفتم گفتم ماااامااااان من ف ياد گرفتم امروز!!!

براي همين كلاس اول كه بوديم سر كلاس سر ميخارونديم و يه بار معلم براي مامان يه بچه هه نامه نوشته بود كه اين ضعيفه و اينا داد ما براش خونديم به دس مامانش نرسيد!!!!! :))
 

hermit2

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
149
امتیاز
403
نام مرکز سمپاد
فرزانگان1
شهر
دزفول، اهواز
دانشگاه
علوم پزشکی تهران
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

4و5سالم که بود مامانم خواست یادم بده آ رو یادم داد من لج کرده بودم که سرکش آ اول باید از پایین بیاد بعد بره بالا یعنی بر عکس اصلش :Dبعد مامانم بیخیال شد بابام خواست انگلیسی یادم بده حروف رو هم یاد گرفتم با چندتا کلمه بعد ازم املا گرفتن من اصرار داشتم که dog رو باید dag نوشت هر کاری هم کردن کوتاه نیومدن در نتیجه بیخیال شدن :D
 

Shokouh

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,011
امتیاز
13,901
نام مرکز سمپاد
فرزانگـان
شهر
شهرستان
سال فارغ التحصیلی
94
تلگرام
اینستاگرام
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

مَن واستادم تا مدرسه شُرو ش ِ ...

خوبم می نوشتم وا .. خطمم از خط میخی الانم خیلی بهتر بود !

فق َ یه خاطره ای از اون موقع که فک کنم تو یه تاپیک دیگم گفتم خیلی تکان دَهندَس واسم از یادگیری الفبا اینی بود که یه روز

از اون روزایی که اول سال معلم سرمشق می گرف ما می نوشتیم . خدا خیرش بده زنگ تفریحام میذاشتمون به مشق نوشتن ( واقعا خیرش بده ها ..:D )

بَد خلاصه سر مشق بــ بدون نقطه بــِمون داده بود بَد من یکیشو طوری کج نِوِشد ِ بودم که انگار کن زاویه 120 درجه بود

بَد فک کردم دیگه دنیا تموم

دیگه بزرگ بشم هیشکی منو نمی گیره :D

دیگه سیاه بَخت شدم رَف

رسیدم خونه به مامانم گفتم : مامان یه اتفاقی افتاده...بهت بگم ناراحت نمی شی ؟ مامان : مَلومه که ن َ

من : راستش ...

حالا 20 دقیقه همینجوری گُذَش آخرش به مامانَم گفتم یکی از اونا رو کَج نوشتم

یَنی تو او لحظه مامانَم دیدنی بود ... فک کرده بود چ ِ اتفاقی افتاده...ینی دخترش نبودم کَلَمو کنده بود

خودم هنوزَم که یادم می یاد دلم می خواد سَرم ُ بکوبم به دیوار

بچه بودیم چقَ چیز بودیم خدایی !!!
 

fa.z

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
544
امتیاز
1,460
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
كرمان
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
ژنتیک
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

ی روز جلسه بود مامانم نیومد X-( ن داشتیم :D از ناراحتی جای ن کلی دایره پیچ در پیچ میکشیدم با ی نقطه وسطش :-<
 

raman

Hatter
ارسال‌ها
253
امتیاز
2,841
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

موقع گذاشتن نقطه های"ب"هول می شدم چن تا بذارم؟بالا یا پایینش؟ یه روز عمو فردوش اومد گفت "ب"مثه یه بشقابه یه هسته آلبالو افتاده بیرون ازش...
 

SOUL KEEPER

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,164
امتیاز
7,995
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
گنبد کاووس
رشته دانشگاه
مهندسی صنایع
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

به نقل از MHSNSR :
چه طوري خوندن و نوشتن ياد گرفتين و تو چه سني؟
به سختی ، به دقت ، و البته به سرعت !
 

shadiiii

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
365
امتیاز
2,687
شهر
میان2اب
دانشگاه
ارومیه-نازلو
رشته دانشگاه
دامپزشکی
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

اصلا یادم نمیاد چطوری یادگرفتم فقط میدونم زیاد به حرف معلمام گوش نمیدادم :)) تنها چیزی که یادم میاد همیشه شادی رو برعکس مینوشتم که بعد خسته شدم درست کردم :D
 

علیرضا ح.

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
816
امتیاز
4,866
نام مرکز سمپاد
علّامه حلّی ۲
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
94
دانشگاه
صنعتی اصفهان
رشته دانشگاه
مهندسی مکانیک
تلگرام
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

معمولی یاد گرفتم ولی خاطره ای که از یادگیری حروف الفبا دارم اینه که برای هر حرف باید یکی از بچه ها یه چیزی می اورد.
مثلا : برای "خ" باید خرما می اوردن.
 

ImPiSh

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
372
امتیاز
1,119
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فـرزانگان یـک
شهر
تهران
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

مث اکثر آدما تو مدرسه و وقتی کلاس اول بودم!
فقط یه چیزی رو خوب یادمه که وقتی به هر حرفی می رسیدیم، هرکدوم از بچه ها که اول اسمش اون حرفه بود، شیرینی می اورد :x
وقتی هم که کامل الفبا رو یاد گرفتیم، نمی دونم چرا ولی معلممون همش تاکید داشت که آخرش تشدید رو بگیم
یعنی ما می گفتیم کاف گاف لام میم نون واو هه یه تشدییییییییییید ! :|
خیلی معلم دیوونه ای داشتیم! :-w
 

amirali

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
316
امتیاز
534
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی نیشابور
شهر
نیشابور
دانشگاه
سبزوتریم دیگه اما نپرس کجاش
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

من سال اول ياد نگرفتم :D
سال بعدش اونم با كلي زور فشاري كه رو خودم آوردم :D
 

مهرناز

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,051
امتیاز
3,377
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
NeYshaBerliN
دانشگاه
تهران
رشته دانشگاه
داروسازی
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

من در حد اسم و فامیل خودم و اقوام چه انگلیسی چه فارسی قبل از مدرسه بلد بودم...ولی یه چیزی یادمه...اعدادو کامل بلد بودم بنویسم...بعد 4 رو یه جوره دیگه مامانم یادم داده بود مث E بود تقریبا" :Dبعد یه روز معلممون داشت یکی یکی اعدادو یاد میداد که ما زیر شکلش بنویسیم منم جلو جلو 4 رو نوشتم همون شکلی که بلد بودم...بعد معلمه اومد بالای سرم گفت چرا اینجوری نوشتی؟گفتم خو مگه اینجوری نیست ؟گفت نخیرم وردار پاک کن :-wمنم از همونجا بغض کردم داشتم میترکیدم رفتم خونه مامانمو بیچاره کردم ...
تازه همیشه می نویسم رو می نوشتم مینویسم واسه همین همیشه املاهامن 19/5 بود به جای ی هم همزه میذاشتم :Dاینا عواقب زود یاد گرفتن حروف الفبا بود ;))
 

8226

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
80
امتیاز
145
نام مرکز سمپاد
فرزانگان X
شهر
مشهد
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

فکر کنم الفبا رو تو مهدکودک یاد گرفتم چون الان فیلماشو که نگاه می کنم می بینم کلی کلمه نشونم می دن منم می خونمشون ;;) ;;)
ولی یادمه کلاس اول ابتدایی که بودم یه دفتر داشتیم اسمش دفتر گلها بود معلممون با اول همه حروف هر چی کلمه بود می گفت می نوشتیم یه بار خیلی کلمه ها زیاد شد من و چند تا دیگه داشتیم گریه می کردیم بس که دستامون درد گرفته بود بعد معلممون فهمید بردمون تو حیاط بازی کردیم :D :D
 

mahta.k

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
354
امتیاز
2,874
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان یـکـ١
شهر
تـــهــرانــــ
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

خب.. با کمال اعتماد به نفس این تاپیک ُ میارم بالا.. ;;)

من الفبا رو مث بیشتر بچه ها تو مدرسه ( همون 7 سالگی ) یاد گرفتم.. ولی از وقتی که یاد گرفتم مداد ُ بگیرم تو دستم ، ینی حدود 4 سالگی اینا، اسم خودمُ تمام خاندانمُ میتونستم بنویسم..
تو مدرسه هم مدل معلم ما این بود که هر دانش آموز در طول سال 2 حرف میشد که میومد به بچه ها درس میداد و اینا..
من اولین حرفم "ز" بود که سرباز شدم ( اون موقع خود کتاب درسیمون "ز" رو با سرباز یاد داده بود..) ..
دومین حرفم هم "ع" بود.. عروس بودم.. ;;)
 

salamak

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
741
امتیاز
2,505
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امين 1
شهر
اصفهان
دانشگاه
علوم پزشکی اصفهان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

خود الفبا رو كلاس اول ياد گرفتم اما 4سالگي و اينا كلمه هاي ساده رو مينوشتم.
اما همون موقع هم بعضي وقتا هرچي تلاش ميكردم بنويسم نميشد
بعد ميفهميدم دارم از چپ به راست مينويسم!!! :D
(يه حرفايي مثل"و" رو كلا سخته از چپ به راست نوشتنش به خصوص اگه چسبيده باشه به يه حرفي)
 

smart girl

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
838
امتیاز
2,016
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اسفراین
دانشگاه
تهران
رشته دانشگاه
داروسازی
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

من از 5 سالگی میتونستم بخونم،به خاطر این بد که بابام برام از 4 سالگی کامپیوتر خرید،از همون موقع بدون اینکه کلاسی برم با کمک راهنماییهای خواهرم کامپیوترُ وردُ اینارو یاد گرفتم، و چون از دو سالگیم زبان بلد بودم میومدم کلمه های انگلیسی رو تو ورد تایپ میکردم،بد یه مدت کتاباییرو که داشتم(فارسی) اومدم از رو کیبورد نیگا کردم،تایپشون میکردم،بدش دیگه قشنگ میتونستم بخونم.
بد کلاس اول،خو بلد بودم دیگه، اولا که تو کلاس حوصلم سر میرفت،بدشم که حتی تو انجمن اولیا مامانم دعوت کردن همه والدین بچه ها کفری شده بودن که این از کجا بلده؟
 

ariadne

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,058
امتیاز
4,982
نام مرکز سمپاد
فرزانگان چهار
شهر
تهـــــران .
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

من از اونجا که دختر حساسی بودم هر روز که میخواستم حروف رو تمرین کنم قبلش 1 ساعت گریه میکردم که چرا نمیتونم مث مامانم حروفو تحریری بنویسم !
میخاستم زودتر شروع کنم ولی بابام خیلی در این مورد خوند و پرسید و نظر همه ی اساتید این بود که بهتره همون7 سالگی باشه.
مامانم خودش زبان انگلیسی میخوند بعد استادش گف من خودم به بچم از 10 سالگی زبان یاد دادم(دکترای زبا ن انگلیسی داشتن)
ولی از 2 سالگی مفاهیمو باهام کارمیکردن
4 سالگیم که وارد کامپیوتر شدم.
 

tezar

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
633
امتیاز
5,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان6 سابق
شهر
تهران
دانشگاه
امـیـرکبیر
رشته دانشگاه
مهندسی بـرق
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

من 5-6 سالم بود با این CD های عمو فردوس و با کمک خواهر گلم که همش بهم یاد میداد یاد گرفتم

خاطره:تو مدرسه برا هر حرفی یکی یه چیزی میخرید ک با اون حرف شرو شه به همه میداد.اندازه 32 تا چیز کوچولو مثه سبد و دستبند و اینا گرفتم اون سال.ادم ذوق میکرد :D
 

saranaz

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
995
امتیاز
4,679
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
یزد
سال فارغ التحصیلی
1393
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : خاطره از يادگيري الفبا

من کلا بچه حسودی بودم! :D

4 سالم بود خواهرم می رفت مدرسه منم حسودیم می شد که اون یاد میگیره و اینا 8-> ( خدائی که بچه خری بودم!!! X_X)

بعد یه کوچولو می نوشتم اسمم و شماره تلفن خونه و اینا :D ( حالا شماره هم نوشتنی ِ دیگه!!! 8-| )

بعدشم 6 سالگی آمادگی بردنمون یه جائی که امتحان ورودی میگرفت!!!!! گفتن این بچه خاص ِ !( =)) )باید الفبا یاد بگیره!! [-(

یادمون دادن!

اولین حرفم "خ" بود عکس یه خرس و خروس کشیده بود 8->

معلممون گفت یه چیز بگید توش خ باشه !

بعدم بهمون مداد می داد سرشم پاکن بود ..... :>

بعد من بعد از ظهر رفتم جلو جلو درس بعدی رو کار کردم که فردا دو تا مداد بگیرم ! 8-> :> خیلی بچه ... بودم می دونم! ;;)

آقا فرداش اصلا نپرسید!! :( ماهم ضایع شبش کلی گریه و اینا 8->

بعد مامانم واسم خرید 8-> ;;)
 
بالا