ما در تلاشیم که مُفت نباشیم و رپکن هستیم (باشیم) اما فعلن در حال کند و کاو توی خودمونیم تا بتونیم موسیقی ای تولید کنیم که شما بیاید اینجا بنویسیدش و نقدش کنید و ماهم از نقد های مفید بتونیم واسه بهتر شدن استفاده بکنیم
انشالا موفق باشین
برا اینکه اسپم نشه
یه سری از کارا هستن که یه داستانو تعریف میکنن
مث مادر از پوتک
مث خیلی از ترکای آلبوم نگار سورنا
مث تکرار از بهرام
مث ...
یکی از این ترکای داستانی درخت از بامداده
کار جالبیه
این یه تیکش خیلی جالبه
کَندم هر چی رشد کرد
بریدم سر هرکی بهم پشت کرد
از چوب ساختم کوه من پلیدم
من کتاب نوشتم کودک شدم و مخ بچه هاتو بلعیدم
مغز من میگه نه ، فقط میگه خیر
مخ من سیره از جنگ جادوگر و علم
من معتقدم به هرچی که آفریده دنیا
آب آفرید به خوشگلیه شعر
دریا شد تنها ، کوه شد غرور
سنگِ صبور زیر بارون زیر گِل
برف شد عروس ، زرد شد خَزون
سرخ شد خون ، سبز شد زبون
آدمی اومد که باید خودشو سیر میکرد
اولین نسل بعد از اون شد حسود
شروع کرد به ترسیدن ، سلطان غار شد
رفت شیکار ، ایمان آورد و پاک شد
گوشت خورد و خون ریخت
جلوی کوه رفت ، غرورو فهمید
صبر کرد ، حوصلش سر رفت ، آهن و کشف کرد
آهن تیغ شد ، آهن درخت و قطع کرد