• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سانحه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sarina_ahm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سانحه!

یه بار داشتیم با ماما نم از خیابون می گذشتیم مامانم دستش پر بود گفت منو بگیر . بعد چراغ قرمز بود مامانم رفت من موندم بلافاصله که چراغ سبز شد راه افتادم (به این می گن هوش تیز هوشانی@!!!) خلاصه از جلو یه ماشین که داشت راه می افتاد رفتم که یهو یه موتوری زد بهم و یه 2 متر رفتم تو هوا !!!!!
خیلی حس خوبی بود !! ولی حیف هیچیم نشد و آمبولانس نیومد (آخه من خیلی آمبولانس دوست داشتم!!!)
دیگه از اون موقع توبه کردم تنها از خیابون رد بشم و همیشه شده 1 خیابون پیاده می رم تا برسم پل هوایی یا چها رااه تا چراغ قرمز شه !!!
 
پاسخ : سانحه!

5سال پيش روز31خرداد رفته بوديم خوش گذروني دريه تفريحگاه وقتي ميخواستيم بريم رستوران من روي سراشيبي سنگ فرش خوردم زمين وخلاصه پام به شدت وحشتناك ازدوجاشكست كل اون تابستون زهرم شد آخه تا30شهريور پام توي گچ بود!!
 
پاسخ : سانحه!

یه بار برای اولین بار داشتیم می رفتیم اصفهان (در اصل باید بگم میومدیم! ;D)

یه پیچ 270 درجه ای هست اخر جاده

بابای ما هم که کلا میانگین سرعتش بین 170-190 در نوسانه! ;D

با 180 پیچید تو پیچ! :o

احساس کردم یه نیروی وحشتناک داره منو می کشه بیرون! :-\

ترمز که کرد بابام هم یهو از عقب زدیم به گارد و افتادیم پایین ... :o

دست بابامم شکست ولی من هیچیم نشد! ;))

بقیه راه هم ماشین کلا تعادل نداشت! :-"
 
پاسخ : سانحه!

تابستون تو خونمون بنایی داشتیم؛من با نردبون رفتم بالای پشت بوم،سنگ کار داشت از بالا پشت سنگ ها سیمان میریخت،کمکش میکردم،بعد چند دقیقه که میخواستم بیام پایین دیدم نردبون نیــــــــست؛یه کم اون ور تر داربست بود،پامو گذاشتم روی داربست،همین که پای دیگمو تکون دادم تمام داربست اومد پایین و من به پشت افتادم رو زمین،از بیش از سه متر ارتفاع،سنگ کارمون دوید که جنازمو ببینه منم اول فکر کردم مرده ام!!! اما من هیچیم نشده بود!!!!واقعا حال داد،فقط یه کم کمرم درد گرفت که بیست سی روز بعدش خوب شد.
 
پاسخ : سانحه!

سال 3 ابتداییم دوستم جلوی خودم تصادف کرد....رفت هوا سه چهار تا ملق زد اومد پایین...
جلوتر از من رفت وگرنه من اگه جلو میرفتم تصادف میکردم....
خدا رحم کرد...
 
پاسخ : سانحه!

من یه بار تصادف کرم !! البته تو ماشین !! تو جاده سنندج !! کلاس پنجم بودم !!! D: اینکه همه رفتیم به خواب و یه چند تا ملق زدیم !! ولی هیچ اتفاقی نیفتاد !!!! فقط کلی وقتمون رو گرفت !!! :D


راسی یه خاطه از خیلی بچگیام !! اون موقع ما شمال بودیم !! :D
ماجرا از اون جا شروع شد که من و میلو !!! نه...نه ببخشید !! یه لحظه فک کردم تن تنه !! :دی

خوب ماجرا از اون جا شروع شد که من گویا 4-5 سالم بود !! (یه خوردش یادمه ولی بیشترش رو بقیه میگن !!) (همه اقوام یادشون !!) خونمون 2 طبقه بود؟!؟! ( یادم نیس زیاد چون خونه قبلیومون بود !! الانم که اصفهانیم !!!) بهدش من همه پله ها رو از بالا تا پایین رو با ملق هایی پی در پی طی می کنم !!!!

:D

و اینکه بعدش رو میگن که منو بردن بیمارستان ولی هیچ چیم نشده بود :))
 
پاسخ : سانحه!

سانحه که نه ولی ...

8 سالم بود و دختر خاله کوچیکم یه سالش! ;;)

من نمیدونم این وروجک چجوری از نردبون رفته بود بالا ... مام حواسمون بش نبود ... یهو برگشتم دیدم داره میفته ... :o

همچین حس سوپرمنینگ بم دست داد رفتم بغلش کنم بگیرمش ... B-)

بغل کردن همان و هر دو با مخ به زمین خوردن از پنج تا نرده همان!

نردبون هم بعدش افتاد رو سر هردومون! :-"

من که زخمی شدم اساسی ... 8-}

فقط نمیدونم اون چرا هیچ چیش نشد ... :-?

پ.ن: تازه اون وسط یه گاز اساسی از بازوم گرفت! ~X(
 
پاسخ : سانحه!

من یه بار چند دقیقه مونده بود برم تو کما. به خاطر گاز گرفتگی. خواست خدا بود که زنده موندم.
یه بار هم میخ رفت تو گلوم. وقتی پچه بودم.
 
پاسخ : سانحه!

عید رفته بودیم ارگ جدید من رفتم موتور سواری بعد سوار موتور که شدم یه لحظه دستمو رو گاز میخواستم فشار بدم کَلَمو آوردم پایین که بررسی کنم و اینا دستمو گذاشتم رو گاز تا سرمو آوردم بالا دیدم که ای دل غافل!پیست با یه پیچ شروع میشه!اول یکم پیچیدم چپ خوردم به لاستیکای کنار پیست بعد سریع فرمونو با همون سرعت پیچودم سمت راستو...نمیدونم اون لحظه که در حال ملق زدن بودم چرا توهم زده بودم که بازی کامپیوترین ایشون!و بعد هم با کمال شهامت دهنم پر شن بود صورتمم زخم و پا شده بودم به آقاهه که مسوول بود میگفتم میشه موتورو بلند کنید سوار شم؟!!!که خانواده به عنوان مزاحم بدو بدو سر رسیدن و نذاشتن!تنها نتیجه ای که گرفتم این بود که کلاه ایمنی هم میشه بشکنه!!!
 
پاسخ : سانحه!

پارسال تابستون ، یکی از بچه ها شایعه کرده بود که توی یه خونه ی متروکه ای سره کوچه امون جن هست !! بعد با بچه ها قرار گذاشتیم که بریم توی اون خونه ه ! یکی از بچه ها با دوچرخه اومد دمه خونه امون ، من هم اومدم پشت دوچرخه ه وایسادم (بیشتر پسر ها احتمالاً اشنا هستن که کجا ، کنار دنده ی عقب یه میله ی کوچیک زده بیرون) ، تا یارو خواست راه بیفته ، یه دنده عوض کرد ، من هم دمپایی پام بود (!) ، قوزک پام رفت تو چرخ دنده ه !!دمه دره خونه امون ! :(( له شد !! :-& و 5-6 تا بخیه خورد ... از اون به بعدش دیگه از این کارا نکردم !!
 
Back
بالا