ninja
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 557
- امتیاز
- 1,355
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- شهرکرد
- دانشگاه
- اصفهان
- رشته دانشگاه
- پزشکی
پاسخ : سانحه!
یه بار داشتیم با ماما نم از خیابون می گذشتیم مامانم دستش پر بود گفت منو بگیر . بعد چراغ قرمز بود مامانم رفت من موندم بلافاصله که چراغ سبز شد راه افتادم (به این می گن هوش تیز هوشانی@!!!) خلاصه از جلو یه ماشین که داشت راه می افتاد رفتم که یهو یه موتوری زد بهم و یه 2 متر رفتم تو هوا !!!!!
خیلی حس خوبی بود !! ولی حیف هیچیم نشد و آمبولانس نیومد (آخه من خیلی آمبولانس دوست داشتم!!!)
دیگه از اون موقع توبه کردم تنها از خیابون رد بشم و همیشه شده 1 خیابون پیاده می رم تا برسم پل هوایی یا چها رااه تا چراغ قرمز شه !!!
یه بار داشتیم با ماما نم از خیابون می گذشتیم مامانم دستش پر بود گفت منو بگیر . بعد چراغ قرمز بود مامانم رفت من موندم بلافاصله که چراغ سبز شد راه افتادم (به این می گن هوش تیز هوشانی@!!!) خلاصه از جلو یه ماشین که داشت راه می افتاد رفتم که یهو یه موتوری زد بهم و یه 2 متر رفتم تو هوا !!!!!
خیلی حس خوبی بود !! ولی حیف هیچیم نشد و آمبولانس نیومد (آخه من خیلی آمبولانس دوست داشتم!!!)
دیگه از اون موقع توبه کردم تنها از خیابون رد بشم و همیشه شده 1 خیابون پیاده می رم تا برسم پل هوایی یا چها رااه تا چراغ قرمز شه !!!



)












له شد !! :-& و 5-6 تا بخیه خورد ... از اون به بعدش دیگه از این کارا نکردم !!