• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

melika15

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
407
امتیاز
3,238
نام مرکز سمپاد
فرزانگان۲
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1395
تلگرام
اینستاگرام
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

پرندگان برای در امان ماندن از باران پناه می گیرند
اما
عقاب بالای ابر پرواز میکند



آینده خود را خلق کنید/برایان تریسی
 

JB

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,447
امتیاز
4,740
نام مرکز سمپاد
هاشمی‌نژاد ۲ مشهد
دانشگاه
شهید بهشتی تهران
رشته دانشگاه
ریاضی و علوم کامپیوتر
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

«و خانه، درونش به اندازه‌ی بیرونش گند بود. دورنش مثل لانه‌ی خرگوش بود، مثل یک کُپه‌ی آشغال که از اصطکاک و تراکم حیات گرم شده باشد، و بوی تعفن احساسات ازش بلند بود. چه صمیمیت خفه‌کننده‌ای! چه روابط خطرناک و ابلهانه و وقیحی بین اعضای خانواده برقرار بود! مادر مثل دیوانه‌ها بچه‌هایش (بچه‌های خودش) را زیر بال می‌گرفت... عین گربه‌ای که توله‌هایش را زیر بال بگیرد؛ اما گربه‌ای که حرف می‌زد، گربه‌ای که متصل می‌گفت: «بچه‌م. بچه‌م. آخ، آخ، روی سینه‌م، دستهای کوچولوش، گرسنگیش، و آن لذت عذاب‌آلود نگفتنی! تا آخرش بچه‌م خوابش ببره، بچه‌م خوابش ببره با یه حباب سفید شیر کنج لبش. کوچولوی قشنگم بخوابه...»
مصطفی موند با اشاره‌ی سر گفت: «بله، چندشتان می‌شود.»

دنیای قشنگ نو، به قلم آلدوس هاکسلی و ترجمه‌ی سعید حمیدیان.
 

shima.

کاربر فعال
ارسال‌ها
62
امتیاز
1,164
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
95
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

بعضی چیز هارا نمی شود گفت. بعضی چیز هادا احساس می کنید. رگ و پی شمارا می تراشد، دل شمارا آب می کند اما وقتی می خواهید بیان کنید میبینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلویست ک شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی ک دل شمارا می فشارد، در آن نیست...

چشمهایش - بزرگ علوی
 

Shokouh

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,011
امتیاز
13,904
نام مرکز سمپاد
فرزانگـان
شهر
شهرستان
سال فارغ التحصیلی
94
تلگرام
اینستاگرام
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

شازده کوچولو کویر را از پاشنه در کرد و جز یک گل به چیزی بر نخورد . یک گل سه گل برگی ، یک گل ناچیز .
شازده کوچولو گفت : سلام .
گل گفت : سلام .
شازده کوچولو گفت : آدم ها کجاند ؟
گل روزی روزگاری عبور کاروانی را دیده بود ، این شد که گفت : آدم ها ؟ گمانم ازشان شش هقت تایی باشد .
باد اینور و آنور می بردشان . نه اینکه ریشه ندارند ، بی ریشگی هم حسابی اسباب دردسرشان شده .
شازده کوچولو گفت : خداحافظ .
گل گفت : خداحافظ .
 

mysterious queen

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,058
امتیاز
4,953
نام مرکز سمپاد
فرزانگان٣
شهر
مش‍‌هد
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی.
اما سال ها طول می کشد تا این را بفهمی
وقتی هم که آخر سر می فهمی اش،
دیگر خیلی دیر شده.
و هیچ چیز بدتر از
خیلی دیر نیست.

سوختن در آب، غرق شدن در آتش / چارلز بوکفسکی.
 

lapUta

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
19
امتیاز
135
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان قزوین
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

«یک‌دفعه احساسِ درونی‌ای به‌م گفت گوردی را بغل‌ کنم و یک‌دفعه احساسِ درونی‌ای به‌گوردی گفت مانعم بشود. گفت:"احساساتی نشو!"»
خاطرات صددرصد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت | شرمن الکسی | مترجم: رضی هیرمندی |
 

ali lolo

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
15
امتیاز
31
نام مرکز سمپاد
علامه حلی یک تهران (دوره اول)
شهر
تهران
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

5 امتیاز از گریفیندور کم میشه چون یک دانش آموز غیر قابل تحمل داره که علامه دهر هم هست. :)) :لایک :لایک :لایک =D>
پروفسور سوروس اسنیپ خطاب به هرمیون گرنجر(هری پاتر کتاب سوم
 

NT

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
141
امتیاز
1,111
نام مرکز سمپاد
farzanegan
شهر
NEYSHABUR
سال فارغ التحصیلی
1394
دانشگاه
Amirkabir University of Technology
رشته دانشگاه
computer eng.
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

این که پنداشته میشود بهترین پیوند ها بر پایه ی دمسازی-یا تضاد- بنا میگردد اشتباه است. نه این و نه آن بلکه بر پایه ی یک جنبش درونی چیزی مانند این که"من خودم انتخاب کرده ام ، میخواهم و عهد میکنم." اما عهدی که خوب آب دیده بود ."تو را من دارم و اکنون دیگر نه قادرم تو را پس بدهم و نه خؤد را پس بگیرم. از این که بگذریم تو آزادی که هرکه را که بخواهی دوست بداری و آنچه پسند توست بکنی، هر دیوانگی که دلت خواست و اگر هم به سرت زد و لازم افتاد یک جنایت کوچک(اگر چه خوب میدانم که تو چنین کاری نخواهی کرد ولی با همه این ها...!) هیچ چیز تغییری در پیمان ما پدید نخواهد آورد......."
توضیح را بر عهده ی هرکس که خواست میگذارم.......!این چیزی است که مربوط به دیگران است، به خود انها ربطی نداشت، آنها خاطرشان اسوده بود ، اعتمادی مطلق به یکدیگر داشتند باقی مردم خود دانند....!
آنها هر کاری که از ایشان سر میزد چون این کار نمیتوانست به محبت دو جانبه شان آسیبی برساند ، پیشاپیش و با چشم بسته آن را به همدیگر میبخشیدند. شاید این امر چندان با اخلاق راست نمی آمد ولی به جهنم...!! پیرور از اخلاق بماند برای وقت دیگر.......



جان شیفته- رومن رولان
 

big_bang

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,104
امتیاز
5,513
نام مرکز سمپاد
فرزانگـا(') امیــ(')
شهر
نجف آباد
دانشگاه
اصفهان
رشته دانشگاه
اقتصاد
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

آدم‎های خوشگـل یا آدم‎هایی که خیال میکنند خیلی زرنگنـد همیشه از آدم تقاضای لطف‎های بزرگ دارند. آن‎ها چون برای خودشان می‎میرند خیال می‌کنند دیگران هم برایشان می‎میرند.خیلی بامـزه است.

ج.د سالینجر- ناطور دشت
 

MAHia

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
536
امتیاز
3,564
نام مرکز سمپاد
فَرزانـگانـ‌ـ ـیک
شهر
کرمان‌
سال فارغ التحصیلی
93
دانشگاه
علوم پزشکی کرمان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آن ها را همان گونه که یک بار اتفّاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد.

عقاید یک دلقک/هاینریش بُل
 

Ali Kh

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
400
امتیاز
2,156
نام مرکز سمپاد
تیزهوشان شهید بهشتی
شهر
گرگان
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
دانشگاه گرگان
رشته دانشگاه
زیست شناسی جانوری
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

آیا چشم های فریبنده یک مار، کبوتر را مجذوب و مفتون نمی کند؟
کلبه عمو تم، هریت بیچر استو
 

mahnia1390

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
95
امتیاز
546
نام مرکز سمپاد
FRZ
شهر
JHM
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

به همین سادگی آدم اسیر می شود و هیچ کاری هم نمی شود کرد. نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید. همین جوری دو تا نگاه درهم گره می خورد و آدم دیگر نمی تواند در بدن خودش زندگی کند، می خواهد پر بکشد

سال بلوا | عباس معروفی
 

مت

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
147
امتیاز
3,631
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
کرمان
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

شازده کوچولو:
از کجا بفهمم وابسته شدم؟
روباه:
تا وقتیکه هست، نمیفهمی ...

شازده کوچولو | آنتوان دوسنت اگزوپری



مهم نیست اكنون زندگی ام چگونه میگذرد ،

عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند !

خاطرات من| پابلو نرودا
 

uranuscelona

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
451
امتیاز
1,796
نام مرکز سمپاد
فرز2
شهر
شیراز
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
مهندسی مکانیک
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

خراب بماند ده، راستی ادم های دهاتی خیلی بی کمال بی معرفت می شوند. واضح تر عرض کنم: ادم های دهاتی دور از جناب، دور از جناب، بی ادبی می شود، حیوان درست حسابی اند. ما دهاتی ها تا شهر نرویم ادم نمی شویم. چشم و گوشمان باز نمی شود. واقعا خدا بیامرزد شاعر را که درست فهمیده که گفته:

ده مرو، ده مرد را احمق کند


و جای دیگر گفته:

مرغ، دم سوی شهرف سر سوی ده
دم این مرغ از سر او به


مثلا همچو بگیریم ادم صبح تا شب بیفتد عقب گاو، گوسفند، بز، میش و دور از رو، مثلا عقب الاغ هم بیفتد و شب تا صبح هم با همین ها سر و کله بزند، دیگر همچو ادمی چه خواهد شد؟
خدا بیامرزد شاعر را که گفته است «همنشینم به شود تا من ازو بهتر شوم». شب از مزرعه بر میگردند. نان ساجی را می ریزند توی اشکنه قورمه. یک گاودوش هم اب چشمه میگذارند پهلوش. حالا ببین با چه به به و چه چهی میخورند که والله هیچ حاجی شیخ هم سینه ی جوجه و افشرده ی اب لیمو را به ان لذت نمیخورد.
بعد از شام هم جمع میشوند دور هم. چه خبر است؟ شب نشینی. زنیکه شب چره بیار. یک ظرف بزرگ نخود و یک جوال گندم برشته میریزند روی کرسی.

...

چرند و پرند_علی اکبر دهخدا
 

M Saleh

Balance Breaker
ارسال‌ها
893
امتیاز
3,376
نام مرکز سمپاد
نام مرکز سمپاد
شهر
شهر
سال فارغ التحصیلی
1393
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

اینشتین : در زندگیم سه تحقیر بزرگ رو شناختم:سالخوردگی,جهل و بیماری. خوشبختانه چیزی وجود داره که به هر سه پیروز میشه.
ولگرد : اون چیه ؟
اینشتین : مرگ...
----
اینشتین : دوچیز بی نهایته :جهان هستی و حماقت بشر. تازه در مورد جهان هستی کاملا مطمئن نیستم .


خیانت اینشتین - اریک ایمانوئل اشمیت - ترجمه شهلا حائری
 

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,263
امتیاز
19,282
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
رشته دانشگاه
بیوتک
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

"زن با یک دست گهواره را و با دست دیگر دنیا را تکان می دهد"

من زنده ام صفحه 271 معصومه آباد!

اینجا بقیه جمله های کتاب ک دوس داشتمو نوشتم! :)
 

erfaWn

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
85
امتیاز
502
نام مرکز سمپاد
شهیدبهشتی
شهر
لاهیجان
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

باید تحمل کنم ، هدف از خودگذشتگی ها رو توجیه میکنه

آرتمیس فاول - پارادوکس زمان
 

آنتیگونه مذکر

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
115
امتیاز
246
نام مرکز سمپاد
میرزاکوچک خان
شهر
رشت
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

سرانجام گروه چهارم (یعنی نادر ترین گروه) می آید. کسانی که در پرتو نگاه های خیالی موجودات غایب زندگی می کنند.ا فراد این گروه اغلب در رویا به سر می برند. فرانز را باید جز این گروه شمرد. او اگر تا مرز کامبوج طی طریق می کند فقط و فقط به خاطر سابیناست. اتوبوس در جاده تایلند تکان تکان می خورد و او نگاه طولانی سابینا را بر خود احساس می کند.


بارهستی - میلان کوندرا
 

یه نفر!!!

کاربر فعال
ارسال‌ها
22
امتیاز
391
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد
شهر
مشهد
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

یکی از آشنایانم گفت که شنیده این " خواننده ی فولک " در حقیقت یک بپتیست اهل آلاباماست. پسر ، عجب حقه بازی است.
.
.
.
این اتفاق مرا یاد وقتی انداخت که هنگام غذا دادن به یک سنجاب در پارک پو ناگهان متوجه شدم که دارم به یک موش غذا میدهم . موشی که در نگاه اول سنجاب به نظرم آمده بود .
باید از اشتباهات درس گرفت . این حقه باز فکری به سرم انداخت . از آدم های رذل هم میشود چیز یاد گرفت.

اتحادیه ی ابلهان _ جان کندی تول

ترجمه پیمان خاکسار
 

مانانائیل

کاربر فعال
ارسال‌ها
55
امتیاز
258
نام مرکز سمپاد
bhshti
شهر
rs
سال فارغ التحصیلی
1394
دانشگاه
rs
رشته دانشگاه
nd
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

به نقل از مـَهیا :
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آن ها را همان گونه که یک بار اتفّاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد.

عقاید یک دلقک/هاینریش بُل
این کتاب پره ازین جور جمله ها و "ایده" ها... چن تاش که یادمه:

مردم یا متوجه منظور من می شوند،یا نمی شوند،من مفسر نیستم...


- شما اصلا حرف حسابتان چیست؟
+ کاتولیک ها مرا عصبانی میکنند،چون انها انسانهایی غیر منصف هستند.
- و پروتستان ها؟
+ انها هم با وجدان مغشوس و تبعیت کورکورانه مرا مریض میکنند
- و کافرها؟
+انها حوصله ام را سر میبرند،چون فقط درباره خدا صحبت میکنند.


تظاهر و چاپلوسی میتواند شرافتمندانه ترین نوع برخورد در بین افراد دروغگو و ناصادق باشد...
 
بالا