نادر ابراهیمی

  • شروع کننده موضوع N.M
  • تاریخ شروع

به نظرتون بهترین کتاب نادر ابراهیمی چیه؟

  • آتش بدون دود

    رای‌ها: 11 39.3%
  • مردی در تبعید ابدی

    رای‌ها: 6 21.4%
  • ابوالمشاغل

    رای‌ها: 1 3.6%
  • بر جاده های آبی سرخ

    رای‌ها: 0 0.0%
  • یک عاشقانه ی آرام

    رای‌ها: 3 10.7%
  • بار دیگر شهری که دوست میداشتیم

    رای‌ها: 7 25.0%
  • ابن مشغله

    رای‌ها: 0 0.0%

  • رای‌دهندگان
    28

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
من عاشق نادرم! >:D<
به نظر شما بهترین کتابش چیه؟
 

سیاوش

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,663
امتیاز
6,480
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
شهرکرد
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار
پاسخ : نادر ابراهیمی

آتش بدون دود!
 

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : نادر ابراهیمی

به نقل از سیاوش :
آتش بدون دود!
منم خیلی دوسش دارم !
مردی در تبعید ابدی و بر جاده های آبی سرخم قشنگه...اولی نظر منو نسبت به فلسفه و دومی نسبت به جنوب عوضید...
 

sahra

کاربر فعال
ارسال‌ها
71
امتیاز
24
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1 تهران
شهر
تهران
پاسخ : نادر ابراهیمی

واقعا با آتش بدون دود حال کردم خیلی زیاد
 

سیاوش

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,663
امتیاز
6,480
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
شهرکرد
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار
پاسخ : نادر ابراهیمی

نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنیا آمد.پدرش عطاءالمُلک ابراهیمی ،فرزند ِآجودان حضورقاجار و از نوادگان ِابراهیم خان ظهیرالدوله ، حاکم نامدار ِکرمان در عصر قاجار بود ،که رضاشاه پهلوی او را ، ضمن ِ خلع ِ درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود ، که هنوز قلمستانی به نام او در حومهٔ مشکین شهر وجود دارد (قلمستان عطا) و هنوز فامیل او (ابراهیمی‌های کرمان) در شهر و استان کرمان شناخته شده و مشهور هستند. مادر ِنادر ابراهیمی هم از لاریجانی‌های مقیم تهران به شمار می آمد.نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به درجهٔ لیسانس رسید. او از ۱۳ سالگی به یک سازمان سیاسی پیوست که بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت. ارایهٔ فهرست کاملی از شغل‌های ابراهیمی، کار دشواری است. او خود در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیت‌های گوناگون خود نیز پرداخته‌است. ازجمله شغل‌های او بوده‌است: کمک‌کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن‌صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه‌بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجرهٔ فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران‌شناسی عملی و چاپ مقاله‌های ایران‌شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب‌های کودکان، مدیریت یک کتاب‌فروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاه‌ها و...

در تمام سال‌های پرکار و بی‌کار یا وقت‌هایی که در زندان به‌سر می‌برد، نوشتن را ـ که از ۱۶ سالگی آغاز کرده بود ـ کنار نگذاشت. در سال ۱۳۴۲ نخستین کتاب خود را با عنوان ” خانه‌ای برای شب” به‌چاپ رسانید که داستان «دشنام» در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقالهٔ تحقیقی و نقد، بیش از صد کتاب از او چاپ و منتشر شده‌است که دربرگیرندهٔ داستان بلند (رمان) و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایش‌نامه، فیلم‌نامه و پژوهش در زمینه‌های گوناگون است. ضمن آن‌که چند اثرش به زبان‌های مختلف دنیا برگردانده شده‌است.

نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعهٔ تلویزیونی را نوشته و کارگردانی کرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته‌است. او همچنین توانسته‌است نخستین مؤسسهٔ غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایران‌شناسی را تأسیس کند؛ که هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیهٔ فیلم و عکس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی کردن آن‌ها صرف کرد؛ ولی چنان‌که باید، شناخته و به‌کار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.

او فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینهٔ ادبیات کودکان، با تأسیس «مؤسسهٔ همگام با کودکان و نوجوانان» ـ با همکاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمرکز کرد. این مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمینهٔ مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطهٔ نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی، و پژوهش دربارهٔ خلق‌وخو، رفتار و زبان کودکان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری آنان دنبال کرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزیدهٔ آسیا” و ”ناشر برگزیدهٔ نخست جهان” را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی تصویرگری کتاب کودک دریافت کرد.

ابراهیمی در زمینهٔ ادبیات کودکان، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران و چندین جایزهٔ دیگر را هم دریافت کرده‌است. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را به‌خاطر داستان بلند و هفت‌جلدی «آتش بدون دود» به‌دست آورده‌است.

نادر ابراهیمی رشته‌های مختلف ورزشی را تجربه کرده، یکی از قدیم‌ترین گروه‌های کوهنوردی به‌نام «اَبَرمرد» را بنیان نهاده و در توسعهٔ کوهنوردی و اخلاق کوهنوردی، تأثیرگذار بوده‌است.

نادر ابراهیمی در سن ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶خرداد ۱۳۸۷ درگذشت
 

سیاوش

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,663
امتیاز
6,480
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
شهرکرد
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار
پاسخ : نادر ابراهیمی

‌ فهرست آثار نادر ابراهیمی برای بزرگسالان

خانه‌یی برای شب، آرش در قلمرو تردید (یا: پاسخ‌ناپذیر)، مصابا و رؤیاهای گاجرات، بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم، هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا، افسانه‌ی باران، در سرزمین کوچک من ‌(منتخب آثار)، تضادهای درونی، انسان - جنایت - احتمال، مکان‌های عمومی، رونوشت بدون اصل، در حد توانستن (شعرگونه)، غزل‌داستان‌های سال بد، ابن مشغله (زندگی‌نامه، جلد اول)، ابوالمشاغل (زندگی‌نامه، جلد دوم)، فردا مشکل امروز نیست، لوازم نویسندگی (از مجموعه‌ی ساختار و مبانی ادبیات داستانی)، مقدمه‌یی بر فارسی‌نویسی برای کودکان، مقدمه‌یی بر مصورسازی کتاب‌های کودک، مقدمه‌یی بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودک، مقدمه‌یی بر آرایش و پیرایش کتاب‌های کودکان، دور ایران در شش ساعت، چهل ‌نامه‌ی کوتاه به همسرم، آتش بدون دود (داستان بلند هفت‌جلدی؛ دریافت جایزه به‌عنوان برگزیده‌ی 20 سال پس از انقلاب)، با سرودخوان جنگ - در خطه‌ی نام و ننگ، یک صعود باورنکردنی، تکثیر تأسف‌انگیز پدربزرگ، مردی در تبعید ابدی (بر اساس زندگی ملاصدرا)، حکایت آن اژدها، بر جاده‌های آبی سرخ (داستان بلند 10 جلدی، بر اساس زندگی میرمهنای دوغابی)، صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها (بخشی از تاریخ تحلیلی پنج‌هزار سال ادبیات داستانی ایران)، یک عاشقانه‌ی آرام، سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد (داستان بلند سه‌جلدی، بر اساس زندگی امام خمینی (ره)، عارف، فیلسوف، سیاستمدار و رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران)، براعت استهلال (از مجموعه‌ی ساختار و مبانی ادبیات داستانی)، طراحی حیوانات (طرح‌های کوثر احمدی، با گفتاری تحلیلی در باب مفاهیم و تعاریف طرح در هنرها)، الف‌با (تحلیل فلسفی 50 طرح از علی‌اکبر صادقی‌، نقاش)، مویه کن سرزمین محبوب (ترجمه با همکاری فریدون سالک) و پیش‌گفتار کوچه‌های کوتاه (مجموعه‌ی قصه‌های کوتاه گروهی از شاگردان نادر ابراهیمی ـ دانش‌پژوهان نخستین دوره‌ی آموزشی ساختار و مبانی ادبیات داستانی، با پیش‌گفتاری از نادر ابراهیمی).

نمایش‌نامه‌ها

اجازه هست آقای برشت؟، وسعت معنای انتظار (سه قصه‌ی نمایشی)، یک قصه‌ی معمولی و قدیمی در باب جنایت.

فیلم‌نامه‌ها

صدای صحرا، آخرین عادل غرب.



‌ فهرست آثار نادر ابراهیمی برای کودکان و نوجوانان

کلاغ‌ها (جایزه‌ی اول فستیوال کتاب‌های کودکان توکیوی ژاپن، جایزه‌ی اول - سیب طلایی - براتیسلاوا، جایزه‌ی اول تعلیم و تربیت از یونسکو)، سنجاب‌ها، دور از خانه (کتاب برگزیده‌ی شورای کتاب کودک)، قصه‌ی گل‌های قالی، پهلوان پهلوانان؛ پوریای ولی (جایزه‌ی بزرگ جشنواره‌ی کتاب کودک کنکور نوما، ژاپن)، باران - آفتاب و قصه‌ی کاشی، بزی که گم شد، من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام، سفرهای دورودراز هامی و کامی در وطن، پدر چرا توی خانه مانده است (از مجموعه‌ی قصه‌های انقلاب برای کودکان)، جای او خالی (همان)، نیروی هوایی (همان)، سحرگاهان همافرها اعدام می‌شوند (همان)، برادرت را صدا کن (همان)، برادر من مجاهد (همان)، برادر من فدایی (همان)، جنگ بزرگ از مدرسه‌ی امیریان (همان)، نامه‌ی فاطمه (همان)، پاسخ‌ نامه‌ی فاطمه (همان)، مامان! من چرا بزرگ نمی‌شوم (از مجموعه‌ی قصه‌های ریحانه خانم)، روزی که فریادم را همسایه‌ها شنیدند (همان)، آدم وقتی حرف می‌زند چه شکلی می‌شود (همان)، درخت قصه ـ قمری‌های قصه (جایزه‌ی کتاب برگزیده ازسوی هیأت داوران بزرگ‌سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جایزه‌ی کتاب برگزیده ازسوی هیأت داوران خردسال، ترجمه‌شده به زبان روسی در ترکمنستان)، عبدالرزاق پهلوان، آن‌که خیال بافت و آن‌که عمل کرد، حکایت کاسه‌ی آب خنک (از مجموعه‌ی نوسازی حکایت‌های خوب قدیم برای کودکان) حکایت دو درخت خرما (همان)، آن شب که تا سحر (همان)، قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟ (دیپلم افتخار نخستین نمایشگاه تصویرگران کتاب کودک)، مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد (از مجموعه‌ی ایران را عزیز بداریم)، داستان سنگ و فلز و‌ آهن (همان)، با من آشنا شد (همان)، با من دوست شو (همان)، هستم اگر می‌روم؛ گر نروم نیستم (همان)، راستی اگر نبودم (همان)، کمیاب و قیمتی اما ... (همان)، مدرسه‌ی بزرگ‌تری هم وجود دارد (همان)، گل‌آباد دیروز؛ گل‌آباد امروز (همان)، گل‌آباد امروز؛ گل‌آباد فردا (همان)، فرهنگ فرآورده‌های فلزی ایران (همان)، هفت آموزگار مهربان (همان)، ما مسلمانان این آب و خاکیم، قصه‌ی سار و سیب، قصه‌ی موش خودنما و شتر باصفا، با من بخوان تا یاد بگیری، حالا دیگر می‌خواهم فکر کنم، قصه‌ی قالیچه‌های شیری، همه‌ی گربه‌های من (1 و2)، دیدار با آرزو، از پنجره نگاه کن (ترجمه با همکاری احمد منصوری)، دوست؛ کسی است که آدم را دوست دارد (همان)، آدم آهنی (همان).

فعالیت‌های سینمایی نادر ابراهیمی

نویسندگی و کارگردانی فیلم سنمایی صدای صحرا، تهیه‌شده در سینماتئاتر رکس، نویسندگی و کارگردانی فیلم مستند علم‌کوه و تخت سلیمان، نویسندگی و کارگردانی فیلم مستند گل‌های وحشی ایران؛ قسمت اول: آذربایجان ـ گل‌های خردادی ـ تهیه‌شده در تلویزیون، نویسندگی و کارگردانی فیلم داستانی پدر در کوهستان (یا: ما از راه دیگری می‌رویم) ـ تهیه‌شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نویسندگی و کارگردانی مجموعه‌ی تلویزیونی 36ساعته‌ی آتش بدون دود، تهیه‌شده در تلویزیون، نویسندگی و کارگردانی 50 ساعت از مجموعه‌ی تربیتی آموزشی سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن ـ تهیه‌شده در تلویزیون، تدریس فیلم‌نامه‌نویسی و کارگردانی و تحلیل فیلم در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ی علمیه‌ی قم، تدریس فیلم‌نامه‌نویسی و اصول کارگردانی و تحلیل فیلم در دفتر فیلم‌سازی سپاه پاسداران، تدریس فیلم‌نامه‌نویسی و اصول داستان‌نویسی در دانشکده‌ی صداوسیما، تدریس اصول داستان‌نویسی و تحلیل فیلم در دانشگاه هنر، نویسندگی و مشاورت کارگردانی مجموعه‌ی کوتاه تلویزیونی هفته‌ی دولت، نویسندگی و مشاوره‌ی کارگردانی و تدوین مجموعه‌ی 13 قسمتی جمعه‌ی خونین مکه، نویسندگی و کارگردانی و تدوین فیلم 61 دقیقه‌یی شرکت نفت در سخت‌ترین سال‌ها، نویسندگی و کارگردانی و تدوین یک مجموعه‌ی تلویزیونی به‌نام اسناد کهنه، تاریخ نو، نویسندگی و کارگردانی فیلم مستند ”صحرای دوگانه”، گفتار متن فیلم‌های مستند ”ارگ بم”، ”گلاب قمصر”، پ مثل پلیکان، بخشی از مغول‌ها، ‌تپه‌های قیطریه، آن‌که خیال بافت و آن‌که عمل کرد و کایت، نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی روزی که هوا ایستاد، نویسندگی فیلم‌نامه‌ی فیلم سینمایی دست شیطان، و دو فیلم‌نامه‌ی چاپ‌شده: صدای صحرا و آخرین عادل غرب.

سرود‌های نادر ابراهیمی

ای وطن (شعر و آهنگ) در مجموعه‌ی تلویزیونی سفرهای دور و دراز هامی و کامی، سفر برای وطن (شعر و آهنگ)، در مجموعه‌ی تلویزیونی سفرهای دور و دراز هامی و کامی، هجرت (شعر) در نمایش‌نامه‌ی سنجاب‌ها ـ اثر نویسنده، و دنبال دل (شعر و آهنگ) در نمایش‌نامه‌ی سنجاب‌ها ـ اثر نویسنده.»
منبع:http://pouyamount.persianblog.ir/post/690
 
  • لایک
امتیازات: N.M

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : نادر ابراهیمی

چه جالب! :-?
من که خیلیاشو نخوندم!
اینا رو پشت کتاباشم نوشته!
بچه ها شما میدونین قضیه ی در جاده های آبی سرخ چیه؟ :-?
من شنیدم کامل نشده بوده که نادر فوتیده...! :(( :(( 8-|
 

Sampadik

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,666
امتیاز
7,792
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
تــهران
پاسخ : نادر ابراهیمی

من کتاب عاشقانه ی آرامشو خوندم خیلی خوشم نیومد :-&
 

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : نادر ابراهیمی

به نقل از کیمیا.پ :
من کتاب عاشقانه ی آرامشو خوندم خیلی خوشم نیومد :-&
آره اون اگار خیلی خوف نیس! :Dمن اَ خیلیا شنیدم مفتضحه! :-&
اما چیزی از تادر کم نمیکنه! :-* :-*بالاخره هرکی یه کتابای داغــــونیم داره... [-(
 

monajem

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
933
امتیاز
132
نام مرکز سمپاد
علامه حلی اراک
شهر
اراک
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
نرم افزار
پاسخ : نادر ابراهیمی

یک عاشقانه ی آرام خیلی قشنگه...من خودم نخوندم نظر یکی دیکه اس

چرا گزینه های نظر سنجی کمه؟
ابن مشغله
بار دیگر شهری که دوست میداشتم


ولی نادر خیلی قشنگ می نویسه
نگاه کنید ما میخوایم این متنو بزنیم تو نشریه مون:

بار دیگر مردی که دوست می داشتم
مروری بر زندگی و آثار زنده یاد نادر ابراهیمی


دوران دبیرستان معلمی داشتم که می گفت: "الاسماء ینزل من السما" و نتیجه می گرفت که انسانها به اسمشان می برند. یعنی معنی و مفهوم اسم در شخصیتشان آشکار می شود! میزان صحت و سقم ماجرا را نمی دانم اما به طور تجربی در اطرافیانم دیده ام، عجیب است...
نادر در فرهنگ لغت اینچنین معنی شده است: کمیاب ، آنچه کم اتفاق می افتد، بی مثل و مانند، عجیب و شگفت، گران مایه
و این بار نیز تئوری معلم دبیرستان درست از آب درآمد.

گاهی با خودم فکر می کنم احتمالا شبانه روز برای عده ای طولانی تر است. یعنی بیشتر از 24ساعت و بنا بر این فرصت بیشتری دارند برای انجام امورشان!
در فیزیک نظریه نسبیت بیان می کند که اگر با سرعت نور حرکت کنی زمان برای تو طولانی می شود،کش می آید. و باز می گوید در حال حاضر امکان حرکت در سرعتهای بالا و نزدیک به نوربرای آدمی وجود ندارد چرا که فلان می شود وبهمان...
اما من می گویم که امکان دارد و نادرهای دوران سرعت نور دارند و اتساع زمان و...
چرا؟
در نظر بگیرید من دانشجو را که هنوز دغدغه امرار معاش ندارم. پس وقتم فقط صرف یادگیری میشود.اگر از وقتم خوب استفاده کنم درسم را خوب می خوانم،بچه فعالی باشم کار فوق برنامه ای هم می کنم مثل همین نشریه، دیگر خیلی خاص باشم یک هنری را هم دنبال میکنم همین،و آخرسرهم هشت زمانم در گرو نهم است.
نادر ابراهیمی از قماش همین نادرهای دوران است که زمان با آنها خوب تا کرده( احتمالا آنها با زمان خوب تا کرده اند) تا آخر با ما باشید و بعد شما قضاوت کنید که من حق ندارم ادعا کنم آنها سرعت نور دارند؟
نادر ابراهیمی در 14 فروردین سال 1315 در تهران به امد و تحصیلات مقدماتی را در همین شهر گذراند. از داالفنون دیپلم ادبی اش را گرفت و وارد دانشکده حقوق شد اما بعد از دو سال آن را رها کرد. و سالها بعد در رشته زبان و ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل شد.
در دوران نوجوانی (13 سالگی) به دلیل گرایشات سیاسی اش به زندان می افتد. و کم کم زندگی پر فراز و نشیب ابراهیمی آغاز می شود. او که عزم رفتن و خوب رفتن و دگرگونه رفتن دارد ، اعلام می کند" و این زمان مرد دیگری آغاز کرده است" .
"ابن مشغله" یعنی پسرکار و کسب و "ابولمشاغل" یعنی پدر شغلها. و این دو القابی هستند که نادر ابراهیمی خود را بدانها می نامد. چرا که او شغلهای بسیاری و حرفه های متعددی را در طول زندگی تجربه کرده است. از کمک کارگری تعمیرگاه سیار و کارگری چاپخانه و ماشین نویسی و صفحه بندی روزنامه تا نقدنوسی حرفه ای و ایران شناسی علمی و فیلم سازی مستند و تدریس دانشگاه و...
گرچه خیلی از این مشاغل را به خاطر امرار معاش و گذران زندگی انجام داده –روحیه خاص ابراهیمی و زیر بار حرف زور نرفتنش منجر به اخراج و یا استعفا اجباری اش می شده- اما فعالیتهایی که به طور جدی دنبال می کرده و به آنها شناخته می شود کم نیستند و هوش از سر آدم می برند:
نویسنده، فیلم ساز، فیلمنامه نویس، روزنامه نگار، محقق و ایران پژوه .
و مهم این است که این فعالیتها را بصورت تفننی انجام نداده بلکه بر آنها مداومت داشته و موفقیتهای بزرگی کسب کرده است.
از طرفی در اکثر هنرها هم دستی داشته است ، خطاط ماهری بوده و عکاس زبده ای و نقاش خوبی و آهنگ ساز و ...
ایران دوستی ابراهیمی مثال زدنی است. در " ابن مشغله " می گوید : " ما سرزمین غریبی داریم. اگر آن را بشناسی عاشقش می شوی، چه روشنفکر باشی چه غیر روشنفکر، چه باسواد باشی چه بی سواد" و نادر اهل عمل ، نه اهل حرف، در دهه پنجاه موسسه غیرانتفاعی ایران پژوه را تاسیس می کند، که وظایفش شناختن و شناساندن ایران و فرهنگ ایران با کمک عکس و اسلاید و فیلم و مقاله و کتاب و ایجاد نمایشگاه و ... است. و عقیده دارد" تو فقط چیزی را می توانی براستی دوست داشته باشی که براستی بشناسی و آنان که از عشق به وطن حرف می زنند اما وطنشان را از نظر تاریخی ، جغرافیایی ، سیاسی و فرهنگی نمی شناسند، دروغ می گویند"
ماجرای فراز و نشیب های موسسه ایران پژوه را باید در " ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" بخوانید تا حیرت زده شوید از سماجت آدمی!
زندگی نادر سرشار از لحظه های پرکاری است. او اگر تنها نویسنده بود، باز هم پرکاری اش به چشم می آمد. 108 عنوان کتاب برای هر نویسنده ای رقم بالایی است!
ابراهیمی از شانزده سالکی نوشتن را با کتاب " خانه ای برای شب"آغاز کرد. نوشتنی که تا پیش از بیمار شدنش در اسفند 79 بی وقفه ادامه پیدا کرد. او در همین نویسنگی نیز تنوع کاری اش را نشان داد و در موضوعات و قالبهای گوناگونی کتاب نوشت : داستان کوتاه، رمان، زندگی نامه ، سفرنامه ، شعرو ترانه، ترجمه ، تئوری پردازی و کودکان.
ابراهیمی در زمینه ادبیات کودک و نوجوان گام های بزرگی برداشت . مؤسسه "همگام با کودکان و نوجوانان" را تاسیس کرد و در آن به نوشتن و ترجمه و چاپ کتب کودک و پژوهش درباره کودکان پرداخت. به قول احمدرضا احمدی او کودکان را جدی گرفت و به همه یاد داد چطور درباره کودکان بنویسند. این موسسه عنوان "ناشر برکزیده آسیا " و "ناشر برگزیده نخست جهان" را کسب کرد.
در دور اول نویسندگی داستانهایش از زبان حیوانات و تمثیلی است و می کوشد با شخصیت بخشیدن به اشیا و حیوانات مشکلات جامعه را به تصویر بکشد. به مرور شکل داستانهای ابراهیمی تغییر می کند، خاطرات و تجربیات دیگران را بازنویسی می کند ، از داستان کوتاه به رمان می رسد...
نثر ابراهیمی نثر قدرتمند و شاعرانه ای است. گاهی مضمون داستانها نیز شاعرانه است و نمادپردازانه . تصویرسازی هایی درخشان دارد. این نثر پرداخته و زبان سالم نوشته هایش مساله ای است که حتی منتقدانش نیز آن را انکار نمی کنند. با خواندن داستانی از او مبهوت می شویم، مبهوت سادگی عجیبش. عجیب به دلیل سادگی ای که در پس آن تفکری عمیق می بینیم و دغدغه ابراهیمی همین اندیشه پشت هر اثر هنری است. درون مایه آثار نادر دردهای اجتماعی و وطن است و مسائل انسان شناسانه مانند عشق، اخلاق و ایمان...
ابراهیمی به استفاده از جملات قصار در داستانهایش اصرار دارد و تکرار همین جملات حکیمانه آنها را از چارچوب رایج ادبیات داستانی خارج می کند. او تعریف دیگری از نویسنده متعهد دارد و همین باعث تفاوت آثار و داستانهایش می شود.
خوشبختانه در این قحطی کتاب خوانی( و البته کتاب در خور تامل) کتاب های نادر فروش بالایی دارند . یکی از دلایلش شناخت عمیقی است که او از مردم دارد، به قول عبدالعلی دستغیب " ابراهیمی حق بزرگی به گردن داستان خوانی ایران دارد. او بالاخر سبب شد که خیلی ها یک قدم از کتاب های دوزاری فاصله بگیرند و یک داستان استخوان دار بخوانند." همچنین نثر خوشخوان ابراهیمی نیز در این پسند عمومی مؤثر بوده است، و خیلی ها بوده و هستند که با خواندن کتابهای او کتاب خوان شده اند. خدا کند شما نیز کتاب خوان تر شوید !
" هرگز تسلیم شدگی را تعلیم نخواهم داد.
زیرا نه من ماندنی هستم نه تو، هلیا
آنچه ماندنی است ورای من و توست "
(بار دیگر شهری که دوست می داشتم)
 

mandela_sarah

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
101
امتیاز
220
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تهران
دانشگاه
تهران
پاسخ : نادر ابراهیمی

من یه کتاب قدیمی ازش پیدا کردم
این یکی از نوشته هاشه

آخرین روز, آخرین ساعت:

-مداد می خواهم.
-چه مهربانند ستمکاران, که در این سحرگاه خلوت -که آسمان در انتظار من است- مدادی را از من دریغ نمی کنند
بر تکه کاغذ چرکی مینویسم
«من عاشق تو هستم
من عاشق تو هستم
من, عاشق تو هستم...»

و آن را به دست باد می سپارم؛ چرا که هرجا که بنشیند تو همان جایی...
 

mahsa72

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,407
امتیاز
13,720
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
مهندسی نرم‌افزار
پاسخ : نادر ابراهیمی

سلام سمپادیا!
آمدم یه کتابی معرفی کنم که احتمال قوی نخوندیدش.

کتاب مردی در تبعید ابدی نوشته نادر ابراهیمی.
این کتاب در مورد زندگی ملا صدرای شیرازی هست.به شکل داستانی نوشته شده و زبان خیلی خیلی شیرین و پر کششی داره.بحثهای فلسفیش هم خیلی شیرین و البته سنگینه!
مرحله به مرحله نقش استادانش و همسرش و شاگردانشو تو زندگیش می بینید.
وقتی 17 ساله بوده به شاگردی استادانی چون میر فندرسکی و شیخ بهایی در می آد!! الان اصلا در ذهن من و توی احتمالا از 17 سالگی گذشته نمی گنجه همچین چیزی!
من با این کتاب اشک ریختم!آدمو جدا به تفکر وا میداره :)
امیدوارم از خواندنش لذت ببرید.

مردی در تبعید ابدی
نادر ابراهیمی
نشر روزبهان
قیمت: 7000 تومان
 

mahsa72

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,407
امتیاز
13,720
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
مهندسی نرم‌افزار
پاسخ : نادر ابراهیمی

خداوند بینهایت است ولامکان و بی زمان. اما به قدر فهم تو، کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود و به قدر نخ پیرزنان دوزنده، باریک می شود و به قدر دل امیدواران گرم می شود...پدر می شود یتیمان را و مادر. برادر می شود محتاجان برادری را. همسر می شود بی همسر ماندگان را. طفل می شود عقیمان را. امید می شود ناامیدان را.راه می شود گمگشتگان را.نور می شود در تاریکی ماندگان را. شمشیر می شود رزمندگان را.عصا می شود پیران را. عشق می شود محتاجان به عشق را...
خداوند، همه چیز می شود، همه کس را- به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛ به شرط پرهیز از معامله با ابلیس...

ای مسلمانان! ای پیروان آقای ما علی!
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک
و دستهایتان ار از هر آلودگی در بازار...
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سر سفره های شما، با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بر بند تاب، با کودکان شما تاب می خورد، و در دکان شما، کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند...
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود که به شیطان پناه می برید؟
که در عشق یافت نمی شود که به نفرت پناه می برید؟
که در سلامت یافت نمی شود که به خلاف پناه می برید؟
ای برادرها!خواهرها! قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید
زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می پرد و دور؛ بی اعتنا به حقیران در روح.
کینه چون لاشخور و کرکس است. کوتاه می پرد و سنگین. جز مردار، به هیچ چیز نمی اندیشد.
برای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور، خوب ترین، جسدی است متلاشی...
 

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : نادر ابراهیمی

کتــاب فوق العــادیه ایه . خوندنش راحته هرچنــد خیلی فکری و فلسفی و ایناس ! بخــاطر نثر نادر ... :x
+فک نمیکنی بهتر بود تو همون تاپیک نادر ابراهیمی میگفتی ؟! :-?
 

سیاوش

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,663
امتیاز
6,480
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
شهرکرد
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار
پاسخ : نادر ابراهیمی

به نقل از نرگـــ :) ـــس :
کتــاب فوق العــادیه ایه . خوندنش راحته هرچنــد خیلی فکری و فلسفی و ایناس ! بخــاطر نثر نادر ... :x
+فک نمیکنی بهتر بود تو همون تاپیک نادر ابراهیمی میگفتی ؟! :-?
نه اشکالی نداره .
به نظرم کتاب جایه بحث داره من خودم کامل نخوندمش ولی در اصرع وقت وقتی کامل خوندم در بحث شرکت میکنم . ;)
 
  • لایک
امتیازات: N.M

anahid_30s

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,029
امتیاز
1,967
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان یک
شهر
همدان
سال فارغ التحصیلی
1392
بر جاده های آبی سرخ

بر جاده های آبی سرخ
داستانی بر اساس زندگی میر مَهنا دغابی، مرد بی پروای دریای جنوب
نوشته نادر ابراهیمی
انتشارات روزبهان
-------------------------------------------------------------------------------------------
بخشهایی از کتاب:

براي تنگ نظر مقداري كه بايد بپردازد مسئله اي نيست، نفس پرداختن مسئله است.

***

غلو، ما را دچار خوف ميكند، ودست كم گرفتن، ما را به خودباوري و ناتوان شدن از مقابله با حريف ميكشاند.

***

دراين ملك تقديري، امكان كوچك شدن هر بزرگي هست، همانگونه كه بزرگ شدن هر كوچكي.

***

تفكر جهت مي خواهد. تفكر بي جهت، كاري است ابلهانه. آداب كافي نيست. اگر جهت نداشته باشد، چاه ميشود پيش پاي انسان.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

داستان هرگز به پایان نمیرسد و کاملا نیمه کاره رها میشود، چون از این داستان زیبای 10 جلدی، تنها 5 جلد منتشر شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


کسی این کتابو خونده؟ کسی میدونه چرا بعد از این همه سال هنوز 5 جلد کتاب چاپ نشده؟ کسی راجع به امیر مهنا چیزی میدونه؟
 

NEO

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,370
امتیاز
5,973
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
بوشهر
رشته دانشگاه
مهندسی نفت
پاسخ : بر جاده های آبی سرخ

گویا عمر نادر کفاف نداده

در ضمن از روی این داستان یک بازی کامپیوتری هم ساخته شده که همین دیروز عرضه شد !
 
  • لایک
امتیازات: N.M

anahid_30s

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,029
امتیاز
1,967
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان یک
شهر
همدان
سال فارغ التحصیلی
1392
پاسخ : بر جاده های آبی سرخ

آخه نمیشه گفت عمرش کفاف نداده! چون اول انتشارات فکر روز توی دهه 70 اینو چاپ کرده و چاپ روزبهان مال سال 86. آقای ابراهیمی فکر میکنم سال 87 فوت کرد! بعدشم، اولش یه فیلمنامه کامل بوده که چون فیلمش ساخته نشده تصمیم میگیره داستانشو چاپ کنه. پس یعنی بیشتر کار انجام شده بوده.

آره! اتفاقا این چند روز خیلی توی سایتای مختلف راجع به بازیش شنیدم اما فکر میکردم باید چند وقت پیش عرضه شده باشه. هر چقدر توی اینترنت راجع به میرمهنا سرچ میکنی به حای این که از خودش مطلب بیاره از بازیش میاره!!! رو اعصابه!

من خودم هیچوقت فکر نمیکردم که بتونم این طور یه نفس یه رمان تاریخی قطور رو بخونم؛ اما الآن که 5 جلد اولشو تموم کردم، همش دلم میخواد بقیش هم گیرم بیاد! فوق العادست به نظر من. هر کس نخونده توصیه میکنم بخونه.
 
  • لایک
امتیازات: N.M

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : بر جاده های آبی سرخ

کتــاب عالی ایــه ! عـــالی ! :x :x دلایلشم یکی نثر نادره(که همه ی کتاباشُ خوندنی میکنه) ، یکی داستانش که واقعیه و اینا خیلی جذبم کرد ، دلیل دیگه ــشم یادم نمیاد ! :-" :D یعنی یادمه اولین بار که میخوندم مشهد بودیـم و رفتیم مقبره ی نادر و داستان چش درآوردنا و اینارو چون تو کتابم داشتم میخوندم خیلی بهم چسبید! :D :x :x
 

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : نادر ابراهیمی

تو تاپیک رمان های عاشقانه ی ایرانی بحث رمان عاشقانه ی فاخر بود ، گفتم این تاپیکُ بالا بیارم اگه کسی یک عاشقانه ی آرام و بار دیگر شهری که .. و چهل نامه ی کوتاه و ... رو خونده بگه :-"

من خیلی دوس دارم بدونم بعد از اتفاقات جلد 5 بر جاده های آبی سرخ ، چی میشه . درباره ی میر مهنّا اونقد مطلب نیس ، بعد از خوندنِ جلدِ 5 دنبالِ یکی بودم که بقیه ی ماجرا رو بدونه و بهم بگه ... :D
 
بالا