• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

گويش سمناني (در حال انقراض)

  • شروع کننده موضوع Pewit
  • تاریخ شروع

Aria.Zo

کاربر فعال
ارسال‌ها
43
امتیاز
59
نام مرکز سمپاد
علامه حلی ۸
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ایران
رشته دانشگاه
مهندسی صنایع
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

با اجازه استاد.
مطلب سمنانی برای شب چله یا شو چره
دده صدا که
دودین خبر که
زیکون فریا بنج شوو چله داره مه
دو چینین ته مجمه
انجیلته،شیکلته ویمه یوزی
بشکنین ناری
بیژین چندری و شلومی وبا کلی
بنین دور همی
بخورین شو چره
راستی شما را مائن
هم دیگرون قدر بزنونین
ممکنه سال دیگری...[/b]

چون یه سریشو بلد نیستم :-< ترجمش با استاد امیدوارم خوشتون بیاد.
 

shhadow

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
5
امتیاز
1
نام مرکز سمپاد
Izad university
شهر
Tehran
دانشگاه
Tehran
رشته دانشگاه
linguistics
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)


از یک زبان شناس شنیدم که سمنانی و دامغانی هر دو زبان ان نه گویش که برای من در مورد دامغانی که فقط لهجه اش رو می شناسم خیلی عجیب بود اما می گفت دامغانی هم در اصل زبانی بوده که امروز بیش از این ازش نمونده. اما در مورد سمنانی که زبانی ست (و نه گویش) بسیار کهن و دراصل نزدیک به زیان پهلوی.
[/quote]


استان سمنان شامل گویش ها و لهجه های متفاوتی ست. گویش مرکزی سمنانی،افتری،ایجی،بسطامی،بیابانکی،خیرآبادی،سرخه ای،سنگسری،شاهرودی،صوفی آبادی،فروانی،لاسگردی گویش محسوب می شود،اما پروری،سطوه ای،شریف آبادی،دامغانی،شهمیرزادی لهجه هستند.
 

shhadow

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
5
امتیاز
1
نام مرکز سمپاد
Izad university
شهر
Tehran
دانشگاه
Tehran
رشته دانشگاه
linguistics
پاسخ : داستاني احتمالا واقعي به گويش سمناني

به نقل از Pewit :
پادشاه فرانسه وگربه (روایت شاه و روا )
ماین قدیمهایی ، روآ در فرانسه دنه بیچی ، همنی خاطر ، میشی دوکت بیچن وملتی بیچاره کربی چیشون . ای یه رو ، ای سفیر کو سمنی بیچی ، از طرفی دولتی ایرانی مشو فرانسه ، مهمونی پادیشاهی فرانسی بیچی ، سری ناهاری ميزی ، دوهیره هزار سربازی ومستخدمی ، از دمی بری تا سری سفره ، چوبه دست ، حاضر و آماده اشتن . ما پرسه : انی انجو چه مکرن ؟ پادیشاهی فرانسه ژوره مایه : انجو ميشی دو کچن هما بیچاره کرچیشون .
ان همه آدمی واشچیمون کو ، میشون بکوتن ، کو دله سفره نین . سفیر مایه : ا، ای کاری ماکرون همه یی میشون مزونون ، شاهی فرنگی مایه : خدا ته پیر بیومرزی ، سفیری سمنی کو ای که روآستی یه خوشتون هومرا در چی ، میاره ، ژین ول ماکره پلی سفره . همه یی سر بازونن مرخص مکره . میشی کو بیرین مین ، روآ ، ژون دله مکه .دی دقه همون قره به قره مونه . دیگه ، ای میش مخضی نمینه پیدا منبو .میشولومبو هر اییه صی تیمن .
خیلی خیلی شاهی خوش می ، مایه : ان حیوونگه چی چی یی ؟ سفیری سمنی مایه ؟ هما انین نه مائین (( روآ )) ( فرانسوی خوشتون شاهی ره ماین روآ) . پادیشاه مایه : باریکلا ، کاری کو ان حیوونکین ها کرد ، مو، ای قشونی نزنا . از اون تاریخ فرانسوی ، روئینه ماین شاه شاهی ره ماین روآ .
وقتی کو میونی ایران وفرانسی هم مگنه ، سمنی ان شعره موخونن :
هماروآ فرنگیون شایی چوکو ژون شاه همارو آیی
Øبرگرداندن فارسی
می گویند قدیم ها ، گربه در فرانسه وجود نداشته است وبه همین خاطر ، موشها افتاده بودند وملت را بیچاره کرده بودند .روزی یک سفیر که سمنانی بوده ، از طرف دولت ایران به فرانسه می رود و مهمان پادشاه فرانسه بوده است . سر ناهار می بیند ، دو سه هزار سرباز ومستخدم . از جلوی در تا سر سفره ، چوب به دست ، حاضر و آماده ، ایستاده اند .می پرسد : اینها اینجا چه می کنند ؟ پادشاه فرانسه به او می گوید : اینجا موش ها افتاده اند وما را بیچاره کرده اند . این همه آدم گذاشته ایم کهموش ها را بزنند تا داخل سفره نیایند . سفیر میگوید : من کاری می کنم که همه ی موش ها را بر می اندازم . شاه فرنگ میگوید : خدا پدرت را بیامرزد . سفیر سمنان که یک گربه دستی ( اهلی ) ، همراه خود داشته ، می آورد و آن را پهلوی سفره ، رها میکند ، همه سربازها را هم مرخص میکند موش ها که بیرون می آیند گربه میان آن ها می افتد و ظرف یکدقیقه همه را تارو مار ولت و پار می کند .دیگر یک موش ، محضنمونه پیدا نمی شود . سوراخ موش می شود یکی صد تومان پادشاه فرانسه خیلی خیلی خوشش می آید ، میگوید: این حیوانک چیست ؟ سفیر سمنان می گوید : ما به این می گوییم (روآ) (فرانسوی به شاه خودشان میگویند ((روآ)) ) پادشاه می گوید : بارک الله ، کاری که اینحیوانککرد ، یکقشونمن نتوانست بکند . از آن تاریخ ، فرانسوی ها گربه تربیت می کنند و نسل آن ها زیاد می شود واسمش را می گذارند ((شا)) و به شاه می گویند ((روآ)) وقتی میان ایران وفرانسه به هم می خورد ، سمنانی ها این شعر را می خوانند :
پادشاه فرنگ گربه ماست گربه ماست ، پادشاه فرنگ


le chat که )'sha( تلفظ می شود،در فرانسوی به معنای گربه ست و تصور نمی کنم به کلمه شاه مربوط باشد
 

shhadow

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
5
امتیاز
1
نام مرکز سمپاد
Izad university
شهر
Tehran
دانشگاه
Tehran
رشته دانشگاه
linguistics
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)


درس اول:
در زبان سمناني مانند انگليسي و فرانسوي صفت و مضاف اليه قبل از اسم مي آيند{برخلاف فارسي وعربي} مانند
سرخه ولین (گل سرخ)
اتوبوسين راننده(راننده اتوبوس)
[/quote]
در فرانسوی هم چون فارسی ،صفت بعد از اسم می اید و با انگلیسی متفاوت است.
 

einistein

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
106
امتیاز
528
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
Jk
سال فارغ التحصیلی
96
دانشگاه
H
رشته دانشگاه
H
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

به جان خودم از چینی سخت تره !
 

شب بو

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
499
امتیاز
3,818
نام مرکز سمپاد
فرزانگان4|فرزانگان1تهران
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
96
دانشگاه
تهران
رشته دانشگاه
انسان‌شناسی
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

میگم خیلی هم درحال انقراض نیستا تو دانشگاه سمنان که تدریس میشه!!
ما هم پارسال برای مسابقه تپش واژه ها یه شعر سمنانی رو از حفظ کردیم و اجرا کردیم اولم شدیم!! :D
 

zeinab.mnejad

کاربر جدید
ارسال‌ها
1
امتیاز
0
نام مرکز سمپاد
تهران
شهر
تهران
سلام و عرض ادب
آیا کسی می تونی این شعر رو که به زبان سمنانی هست ترجمه کنه؟
ممنون میشم

بَه کو چه روزی دِرمون


روزیگاری خوری دِرمون

نه غم دِرمون نه غُصتَه


نه هیکل و نه جُثه

کَرگَه خروسی دِرمون


وَره و میشی دِرمون

خُمبَه پُر از نونی با


کی یِه بَر از نوری با

خویش و قومی صمیمی


هُمسایِه همه ای رونگی

هُمدیگرون قاطی بِن


کی یون بَری وایی بِن

ژون دِل پر از عاطِفه


بی غَلّ و غش، بی کینه

احترامی مَسینون


چه جِنی یون، چه میردون

دِنبالی کارین دَبِن


شو همه جَمَه مِبِن

دردی دلی کو دِرشون


خوشتون سرگرم ماکرشون

خوتون دِلَه او دِرمون


حوضچه و باغچه دِرمون

کرده کی بین و سوزی


شمعدونی بین وِلی

بعضی کی یِه گا درشون


شت و ماستی موخورشون

ژون همه چی تأمین با


اُشتر ژون گل کَسین با

ماستَه دوغو موخورشون


تندرستی خوری دِرشون

ژون شو نشینی خو با


خویشه قومون بَر وابا

ژون شو چره همن با


انجیلِته، شیکلِته

ویمی، یوزی و پِشتِنه


گُندم برشته نَخویِه

کشمشی بِن، تُخمی


چایی سماور جوش با

دوریژین هی واخا


لمپا بی یَه و فانوسی

نفتی چلا و کرسی


نونی کی یه و پیازی

فتیرین لا چِسکی


کِلینِه دیم قَلیفَه

هیزم تَیی هی پوف کَه


نه قبضی برقی دِرمون

نه قبضی گازی دِرمون


نه ماشینَه، نه بنزین

فقط دوست دِرشون خَرکین


ژین مِبِرشون دیمی رَز

حاصل ژین بار مِکرشون


ژین خوراک واش و یونجه با

ژین جا همیشه گرم با


نه سوخت کمی می یاردِش

نه اِن کو جوش می یاردِش


ژون همه چی تأمین با

اُشتر ژون گَل کسین با


عده ای بیچارِه دَبِن

اِن چیزایی ندرشون


آبری داری ماکرشون

خوشتون خرج گیر می یارشون


نمازی به وقت ماکرشون

شکری خُده ماکرشون


صدا بیرین مِنی یارشون

بَه کو چه روزی دِرمون


روزیگاری خوری دِرمون
 
بالا