ديالوگ های ماندگار

alemzadeh

لنگر انداخته
ارسال‌ها
2,828
امتیاز
15,024
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد ۱
شهر
مشهد - تبریز
دانشگاه
دانشگاه هنر تبریز
رشته دانشگاه
طراحی صنعتی
اگه يه ديالوگ يا حرفی بوده كه توی يه فيلم شندين و خوشتون اومده خوشحال ميشم با اسم فيلم و بازيگری كه اونو گفته اينجا بنويسيد.
 

rood

کاربر فعال
ارسال‌ها
24
امتیاز
17
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

ها ای ای که الا وگفتی یعنی چه؟
کل اینایی که الا وگفتی یعنی چه؟

مهران مدیری - نقش شیرفرهاد- سریال شبهای برره

یاورش استاد شد
افتاد الان؟
پدر پسر شجاع ........

** یاشار: دو پست پیاپی شما ترکیب شد . **
خواهشا از ارسال دو پست پیاپی با مضمون یکسان خودداری کنید . ممنون :D
 

silence

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
507
امتیاز
502
نام مرکز سمپاد
علامه حلی - شهید قدوسی
شهر
تهران
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
دندانپزشکی
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

بهرام رادان: عاشقا آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن... ( حکم ساخته مسعود کیمیایی )

شهاب حسینی: یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه... ( درباره الی ساخته اصغر فرهادی )

رضا کیانیان: وکیل ها حرف مفت زیاد میزنن اما مفتی حرف نمیزنن . ( چتری برای دو نفر ساخته علیرضا امینی )

محمدرضا فروتن : جایی که همه چی غلطه درست بودنم غلطه ( بازنده یادم نیست کارگردانشو! )

قبلا زیاد دیالوگ حفظ می کردم ولی الان بیشترشو یادم نمیاد!
 

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

اگه از بغل یه گنجشک رد شدی و نپرید،فک نکن خیلی شجاعه فقط تو رو آدم حساب نکرده!
فیلمش یادم نی!
 

Backstreetboy

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,107
امتیاز
562
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
مهندسی مکانیک
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

بعضی وقتا تمام زندگیت با یه حرکت نابجا ویران میشه! (البته این ترجمش بود!.....از فیلم Avatar ساخته ی James Cameron )
 

hidden

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
676
امتیاز
571
نام مرکز سمپاد
سلطان شهیدان
شهر
کرج
دانشگاه
تهران
رشته دانشگاه
دارو
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

شهاب حسینی تو سوپر استار (دقیق یادم نیست) : آدما دو دسته اند یه سری تو مرداد به دنیا اومدن .. یه سری دوست داشتن تو مرداد به دنیا بیان

ونت ورث میلر تو فرار از زندان : همیشه جزئی از تغییراتی باش که میخواهی در دنیا ببینی

جان آبروزی (اسم بازیگرشو نمیدونم) : دوستانت را نزدیک خودت نگه دار . دشمنانت را نزدیکتر
 

jernolia

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
122
امتیاز
90
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1مشهد
شهر
مشهد
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

بدترین شکل دلتنگی اونه که کنار کسی که دوسش داری باشی ولی بدونی هیچ وقت بهش نمیرسی.
الان بازیگر و فیلمشو یادم نیست ولی بعدا میام مینویسم
 

alemzadeh

لنگر انداخته
ارسال‌ها
2,828
امتیاز
15,024
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد ۱
شهر
مشهد - تبریز
دانشگاه
دانشگاه هنر تبریز
رشته دانشگاه
طراحی صنعتی
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

" Happy endings are just stories that haven't
finished yet. "
Angelina Jolie
Mr. & Mrs. Smith ( Doug Liman / 2005 )
 

silence

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
507
امتیاز
502
نام مرکز سمپاد
علامه حلی - شهید قدوسی
شهر
تهران
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
دندانپزشکی
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

شون پن:

مگه چندبار به دنيا ميايم؟
مگه چندبار از دنيا مي ريم؟
مگه در كل چقدر زمان داريم؟
مگه در كل چقدر واسه صحبت كردن داريم؟
مگه در كل چند تا دوست داريم؟
مگه چقدر اونا رو دوست داريم؟
مگه سهم ما از اين دنيا چقدره؟
مگه ما كي هستيم؟

مي گن درست در لحظه مرگ 21 گرم از وزن آدم كم مي شه.
تو اين 21 گرم چيه مگه؟ چي از ما كم مي شه؟ اين 21 گرم چقدر ارزش داره؟
۲۱ گرم وزن يه سكه 5 سنتيه! يه تيكه شكلات!
تو اين 21 گرم چيا هست كه زندگيه آدما بهش وابستست؟
با اين اوصاف چرا بايد لباس يه گوسفند رو بپوشيم و از پشت به هم خنجر بزنيم؟...

بخش پایانی فیلم 21 گرم ساخته الخاندرو گونزالس ایناریتو که البته خودم دقیقشو یادم نبود سرچ کردم ...
 

N.M

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,605
امتیاز
14,317
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
تهران
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
ادبیات فارسی
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

رستگاری در شاوشنگ
اندی دافرسون (تیم رابینز) :رد یادت باشه،امید چیزخوبیه،شاید بشه گفت بهترین چیزه و هیچ چیز خوبی هرگز نمیمیره.
دسپرادو
ال ماریاچی (آنتونیو باندراس) :در حال دعا خواندن:به من نیرویی بده آنچه بودم باشم و فراموش کنم الان چی هستم.
ال:پدر منو ببخش آخه من فقط چند تا ادم رو کشتم!
کینگ کنگ
ان دارو (نائومی واتس).وقتی دارد با کینگ کنگ خورشید جزیره را تماشا میکند:اوه زیباست!!!!
آقای ریپلی با استعداد
تام ریپلی (مت دیمون) :همیشه به این فکر میکنم که بهتره ادای کسی رو در بیاری تا اینکه هیچ کسی نباشی.
قصه عشق (1970)
الیور بارت دوم (رایان اونیل):عشق یعنی که هیچ وقت نگی متاسفم!(دیالوگ خیلی معروفی شد)
دروغگو،دروغگو
مکس رید:معلمم میگه زیبایی در درون ماست.
فلچر (جیم کری):این از اون حرفاییه که ادمای زشت میزنن.
ادوارد دست قیچی
کیم (وینونا رایدر ).آخرین جملات فیلم:میدونی،قبل از این که اون بیاد این پایین،هیچوقت برف نمی بارید.و بعد از اون این اتفاق افتاد.اگر ادوارد (جانی دپ)الان اون بالا نمی بود...فکر نمیکنم که برف می بارید.گاهی وقت ها میتونی منو ببینی که دارم تو برف ها کیرقصم.
دیالوگ های به یاد ماندنی سینمای ایران...
زن:شما بعد از جنگ کلی امتیاز گرفتید ...
عباس: ما وقتی جنگ شد داشتیم تو مزرعه مون کار می کردیم با تراکتورمون ... وقتی هم که جنگ تموم شد برگشتیم همون مزرعه بی تراکتور!
[ آژانس شیشه ای - ابراهيم حاتمي*كيا ]

اگه رضایت دادی که دادی وگرنه من میمونم و تو و یه ضامن داره انقدری
[ گوزن ها - مسعود كيميايي ]

هی گفتی می گیرمت. ای تف به این لغت می گیرمت. کی رو می گیری؟ چی رو می گیری؟ من اگه بخوام شوهر کنم، من می گیرمت.
[ حكم - مسعود كيميايي ]

سلحشور: مربـی! اصـل! ... اصل رو بگو حاشیه نساز ...
حاج*كاظم: جیـگرم سوخت ... شیشه شکست ... مامور اومد ... اسلحه اش چسبید به دستم ..!
[ آژانس شیشه ای - ابراهيم حاتمي*كيا ]

کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود،همه صداها آهنگ بود، همه حرفها ترانه.
[ دلشدگان - علی حاتمی ]

با زخم بايد ساخت طول ميكشه ولي خوب ميشه.
[ سگ كشي - بهرام بيضايي ]

- ناخدا خورشید، همون که یه دست نداره؟...
- نه همون که یه دست داره!
[ ناخدا خورشید - ناصر تقوايي ]

اونکه شتر رو برده بالای بوم، می دونه چه جوری اونو بیاره پایین.
[ حكم - مسعود كیميایی ]

ما یه سر خاک و فاتحـه باس بیایم... که خب اونم میایم ... فاتحه اش رو هم میشه از همین راه دور پیشکی حـواله کرد..! ...(با دست محکم میزنه تو پیشونیش!شق!) فـاتــحــه..!!
[ مــادر - علي حاتمي ]

به چیزی که دل نداره دل نبند ...
[ مرسدس - مسعود كيميايي ]

بلبل اگه تو قفس طلا هم بمونه، زندونيه ... مي خونه ولي اداي خوندن رو در مياره.
[ قارچ سمي - رسول ملاقلي*پور ]

از وقتي كه تصميم گرفتم ديگه نبينم، خيلي چيزا ديدم.
[ بيد مجنون - مجيد مجيدي ]

ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن....اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هو الله ست ... فقط دلواپس آردم ... خاطر جمع نیستم ... می ترسم مونده باشه ...
[ مادر - علی حاتمی ]

من مثل يه تيكه ابرم كه اگه ببارم، تموم مي*شم.
[ مستند آقاي كيميايي - امير قادري ]

خفنى از سر و روتون مى ریزه!!
[ حكم - مسعود كيميايي ]

مادرا هر وقت بمیرن زوده ...
[ باغهای کندلوس - ايرج كريمي ]

اسلحه كه داشته باشی همه چیز ساده تر می شه...
[ حكم - مسعود كیميایی ]

سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمدابراهیم،خیلی ریز نکن مادر،اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ..
[ مادر - علی حاتمی ]

سلحشور به حاج كاظم تو آژانس :
شما مطمئناً تو دبستان نقشه جغرافیای ایران رو دیدید، شبیه یک گربه اس، ارمنستان،آذربایجان،ترکمنس تان،افغانستان،پاکستان،این کشورهای گوگولی خلیج فارس،کویت ، عربستان، عراق، ترکیه. می دونید نظرشون راجع به این گربه چیه؟ اگر می دونستین مطمئناً اجازه نمی دادین یه مربی آبروی ما رو ببره !!
دهه ات گذشته مربی، اگه اون اسلحه دستت نباشه کی به حرفت گوش میده؟ اینه که برات زور داره، یه دهه حرف زدی ساکت بودیم، کر کری خوندی ساکت بودیم، گرفتی ساکت بودیم، پس دادی ساکت بودیم،حالا اجازه بده ما حرف بزنیم، خانوما آقایون دوست دارین یکی از این کشورها دوباره به ما حمله کنه؟ دوست دارید جنگ بشه؟
ثبات، دهه ما دهه ثباته، امنیت، این کشور کی باید روی امنیت رو ببینه؟ کی باید روی ثبات رو ببینه؟
اون پسر تو کی باید بتونه برای آینده اش برنامه ریزی کنه؟ دهه من هم نیست !!
[آژانس شیشه ای - ابراهیم حاتمی کیا]

که می گفت : فکر نکنید خداوند شما را فراموش کرده ... شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد ٫ اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما باز است ٬ اینقدر به فکر راههای دررو نباشید ٬ خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست ٬ خدا ... خدای آدمهای خلافکار هم هست ... و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد ...او عند لطافت ... عند بخشش ... عند بی خیال شدن ... عند چشم پوشی و رفاقت است ... رفیق خوب و با مرام ٫ همه چیزش را پای رفاقت میدهد... اگر آدمها مرام داشتن هیچوقت دزدی نمی کردند ...
[مارمولک-کمال تبریزی]

-بکش تو خاک خودمون.
-کدوم خاک فتاح؟خاکي که توش عشق جرمه؟خاکي که جوونشو به جايي ميکشونه تا حالا اين همه ادم منتظرن مغشو متلاشي کنن؟
[آواز قو]

حميد هامون: لاكردار اگه بدوني هنوز چقد دوست دارم !!
[ هامون - داريوش مهرجويي ]

-حاجی تیرها مشقی*يه، نه؟
-نه دیگه جنگ*يه!...یادت که نرفته، ژ3 خیلی نامرده
[ آژانس شیشه ای - ایراهیم حاتمی کبا ]

حامد: چيه برادر؟! جشن تولده. ممنوعه؟ زن بي*حجاب نداريم. زن با حجابم نداريم. مرد بي*غيرت نداريم. مرد با غيرتم نداريم. نوار مبتذل نداريم. ماهواره نداريم. صور قبيحه نداريم. حشيش، گرس، ترياك، ذغال خوب و رفيق ناباب نداريم. رقص، آواز، خوشي، خنده، بشكن و بالابنداز نداريم. شرمنده*تونم هيچ چيز ممنوعه كلاً نداريم.. نداريم. مهمونيه ولي مهمون هم نداريم... جشن تولد يه بچه*س ولي بچه هم نداريم
[ شب يلدا - كيومرث پوراحمد ]

خانم بزرگ: لعنت به جاده*ها اگه معني*شون جدائيه.
[ مسافران - بهرام بيضايي ]

سيد: فكر كردي چي؟ به امام حسين بالامم ميدونم، پايينمم ميدونم... غصه ورم داشته... همش شده التماس... اي گور پدر نشئگيه بعدِ التماس!
[ گوزن*ها- مسعود كيميايي ]

دبیری: ... و نظریه ی دکتر روانکاو، سماواتی.
حمید هامون: که چی؟
دبیری: ... که حمید کیس سایکوتیکِ حادِ...خله !... که نه تنها از نظر جسمانی، بلکه از نظر روانی هم مریضه.
هامون: من مریضم؟! من؟ ... بریم دادگاه!
[ هامون- داریوش مهرجویی ]

مجید ظروفچی: داداش حبیب، من و تو از یه خمیریم، منتها تنورمون الاحده است. تنور تو عقدی بود، تنور من صیغه ای تیغه ای! کله ی تو شد عینهو نون تافتون، گرد... کله ی من عین نون سنگک... هه هه حالا شکر که بربری نشدیم!
[ سوته دلان- علی حاتمی ]

کتايون رياحي : اما من و تو کنار هم واسه مردم خنده داريم ...
گلزار : به نظر منم خيلي از مردم خنده دارن.
[ شام آخر - فريدون جيراني ]

قیصـــر: ... احترامت واجبه خان دایی! اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمی آد.کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟!... این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی.به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ...
[ قیصـــر - مسعود کیمیایی ]

سيد: وقتی رفتی نفهمیدم کی داره میره.حالا که اومدی میفهمم کی اومده... هنوزم کم حرف میزنی .... هنوزم ماتـی .... هنوزم تو چشات عشقه.... حتماَ هنوزم دروغ نمیگی؟! مثه يه كفتر، رو شونه من. صفاي قدمت.
[ گــوزن*ها - مسعود كيميايي ]

مادر: یه بشقاب بکش بذار کنار مادر،غلامرضا نصف شب گشنه ش میشه. تنگم آب کن واسه جلال الدین،برای محمد ابراهیم زیر سیگاری بذار. مراقب باش ماه منیر حکما قرصشو بخوره. بی خوابی نزنه به سرش. ببین دادشتون هم چی می خواد مهیا کنین،سر شب بخوابین بچه ها که بتونین صبح زود پاشین،فردا خیلی کار دارین
[ مادر - علی حاتمی ]

قيصر: خان دايي، اين پيرهن خوني رو بده به ننه*ام. بگو خوب بوش كنه تا داغ دلش آروم بگيره... بگو قيصر گفت دو تا ديگه هم برات ميارم!
[ قيصر- مسعود كيميايي ]

مرگ حق است ولي به دست شما بسي مشكل، اما شوق از ميان شما رفتن مرگ را آسان مي*كند.
[سلطان صاحبقران]

خونه*مون ... اينجا بود ... اينجا پنج تا اتاق ... دو تا باغچه و يه حوض بود ... بزرگ نبود ... اما بود .
[سلطان - مسعود كيميايي]

لیلا: رضا رو برای روز خواستگاری خودم آماده کردم. مثه یه مادر که می خواد بچه شو بفرسته مدرسه!
[ لیلا- داریوش مهرجویی ]

حميد هامون: آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه... انگار من جنایت کرده ام. حالا هم باید نفقه شو بدم ... هم خونه رو بدم،هم مهریه رو بدم...هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم. چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟من نمی تونم. این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه ... من طلاق نمی دم...
[ هامون - داريوش مهرجويي]


قيصر: بدتون نياد، اما شماها ديگه عمرتون رو كردين. منم ديگه توي اين دنيا كاري ندارم، الا يه كار... يعني سه كار. خودم تك*تك*شون رو مي*فرسم اون دنيا كه رستگار بشن و ملائكه*ها بادشون بزنن
[ قيصر- مسعود كيميايي ]

حمید هامون: اگه من اون منی باشم که تو میخوای باشم، که دیگه من من نیست، یعنی منِ خودم نیستم!
[ هامون- داریوش مهرجویی ]

برای چی بسپارمشون به حضرت ابولفضل ؟ مگه خودم دست ندارم ؟
[تنگسیر]


ترانه: خدايا دارم مي تركم.خيلي وقته ازت خواستم كمكم كني.هيچ وقتم نفهميدم چه جوري كمك كردي.چه جوريش رو كه ديگه خودت بهتر مي دوني. ولي خواهش مي كنم تنهام نزار .ديگه وقتي تو خودت همه چي رو مي دوني، كه من نبايد بترسم. ولي مي ترسم.
[ من ترانه 15 سال دارم - رسول صدر عاملی ]

پدر : می خوای از من لج بگیری؟ من برای خودش این کار رو کردم ... آخه من چه خاکی به سر کنم؟ حتما می گی بازم باید شکر کنم ها؟ به چی باید شکر کنم؟ به چیزی که ندارم؟ به بدبختی هام؟ به آواره گی ام؟ به پسر کورم؟
[رنگ خدا - مجید مجیدی]

سيد: فقير در جهان هميشه واژگون است... اين «واژگون» هم عجب لغت مشتيه ها!...ادبياتيه!
[ گوزن*ها- مسعود كيميايي ]

از آدماي بزرگ مجسمه ساختيمو دورش نرده کشيديم ... اگه کسي حرف اين مجسمه هارو باور کنه بايد بين خودشو مردم نرده بکشه.
[ شب هاي روشن - فرزاد موتمن]

با همه بلند بالایی؛ دستم به شاخسار آرزو نرسید
[ دلشدگان - علی حاتمی ]

جهانگير فروهر: دلمون برات تنگ ميشه ، بهت عادت كرده بوديم. به اخم و تخمات ، اولدرم بلدرمات ، سگ صلحيات. ولي گور پدر دل ما ! دل تو شاد !
[ سوته دلان - علی حاتمی]
جرج مایکل کوهان (جیمز کگنی) ، شیک پوش آمریکایی (1942): مادرم ازت متشکرم،پدرم ازت متشکرم،خواهرم ازت متشکرم،خودم ازت متشکرم
چند تا ديالوگ از شاهكار پدرخوانده


فكر ميكنى وقتى تمدنى زير و رو ميشه مردم چه وضعى پيدا ميكنن؟ البته كسانى كه شهامت عقلى داشته باشن موفق ميشن ولى سايرين بدون ترديد از بين ميرن
تو اسلحه رو خوب ميفهمى، ثروت يك اسلحه*ست، و سياست، كشيدن ماشه در وقت مناسب
زندگیمو طوری اداره کردم که برای سرپرستی خونوادم معذرت نخوام.قبول نکردم مثل یه احمق زندگی کنم و عروسکی باشم که سرنخش دست آدم گندهاس.
هی میخوای چه کار کنی ، پسر مدرسه ای خوب هاه؟ نمیخوای که تو کار تجارت خانواده دخالت کنی ، ها؟ حالا تو میخوای یه افسر پلیس رو با تیر بزنی .چرا؟ چون که یه ضربه کوچیک تو صورتت زده ؟هاه؟ فکر میکنی اینجا ارتشه که از دور دورا به اونا شلیک میکردی ؟ تو باید این جوری حسابی بری نزدیکش و بنگ ! مغزشون رو بپاشی روی لباس دانشگاهی خوشگلت
چيزى كه از پدرم ياد گرفتم اينه كه سعى كنم مثل ديگران فكر كنم و بر اين اساس، هر چيزى امكان داره
ثروتمندترين مرد كسيه كه پر قدرت*ترين دوستان را داشته باشه
پدرم بهش پیشنهادی کرد که نمیتونست رد کنه. لوکا برازی یه هفت تیرو طرف سرش نشونه رفت و پدرم بهش اطمینان داد که یا امضاش رو قرارداد میاد یا مغز پخش و پلا شدش

فارست گامپ

فارست گامپ (تام هنکس) :مادرم همیشه میگه:زندگی مثل یه جعبه شکلاته،هیچوقت نمیدونی چی قراره دستتو بگیره
.
 

dr.eniac

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,643
امتیاز
9,480
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی نیشابور
دانشگاه
علوم‌پزشکی مازندران
رشته دانشگاه
دندان‌پزشکی
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

يه ديالوگ بود كه نفر اول گفت :
-چيه ؟ چرا غذاتو نميخوري ؟ نكنه دسپختمو دوست نداري ؟
-آخه سوسيس تخمرغ هم دست پخت ميخواد ....

اين خيلي باحال بود
 

کوزت

کوزت
ارسال‌ها
1,651
امتیاز
7,479
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 3 مشهد
شهر
مشهد
رشته دانشگاه
مهندسی کامپیوتر
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

تو فیلم پدر خوانده ال پاچینو همش میگفت :
پدر ...... من انتقام میگیرم پدر !!!!! =D> B-)
(با صدای خوده ال پاچینو بخونید خنده داره) :)) :D
 

blackparastoo

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
106
امتیاز
460
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان ۱
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

بازم یادم نیس کودوم فیلم بود ! :

" خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست ، خدا خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد ؛ فی‌الواقع خداوند اند لطافت ، اند بخشش ، اند بیخیال‌شدن و اند چشم‌پوشی و اند رفاقت است . رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می‌گذارد . بایستی ما یک فکری به حال اهلی‌شدن آدم‌ها بکنیم اهلی‌کردن یعنی ایجاد علاقه‌کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است . "
 

Shokouh

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,010
امتیاز
13,958
نام مرکز سمپاد
فرزانگـان
شهر
شهرستان
سال فارغ التحصیلی
94
تلگرام
اینستاگرام
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

"اكرم ، با تو ام :
از اين لحظــه ، امير حافظ ، كره !"
من كه نمي دونم . . شما مي دونين كي بود ؟!
 

silence

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
507
امتیاز
502
نام مرکز سمپاد
علامه حلی - شهید قدوسی
شهر
تهران
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
دندانپزشکی
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

به نقل از پــرسـتو :
بازم یادم نیس کودوم فیلم بود ! :

" خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست ، خدا خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد ؛ فی‌الواقع خداوند اند لطافت ، اند بخشش ، اند بیخیال‌شدن و اند چشم‌پوشی و اند رفاقت است . رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می‌گذارد . بایستی ما یک فکری به حال اهلی‌شدن آدم‌ها بکنیم اهلی‌کردن یعنی ایجاد علاقه‌کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است . "
مارمولک بود.

به نقل از Q U E E N :
"اكرم ، با تو ام :
از اين لحظــه ، امير حافظ ، كره !"
من كه نمي دونم . . شما مي دونين كي بود ؟!
آنته فقیه نصیری ( انسی ) تو فیلم جراحت.
 

mandela_sarah

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
101
امتیاز
220
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تهران
دانشگاه
تهران
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

The pianist:

-ساعتمو بفروش؛ غذا از زمان مهم تره...

-اون قابل اعتماد نیست؛ اون یه دکتره...

-نمیدونم چه جوری ازت تشکر کنم؟...
+از خدا تشکر کن, نه من. اون ما رو زنده نگه میداره؛ یعنی مجبوریم اینطوری فک کنیم...

Before sunrise:

-من عاشق این محو شدنِ آدما تو پس زمینه ام...انگار شکل های بشریش گذرا هستن و زمینه از آدما قوی تره!...

-من معتقدم؛ اگه بخواد نوعی خدا وجود داشته باشه, اون تو هیچکدوم از ما نیست. نه تو, نه من...بلکه تو فاصله ی کمِ این میون!...

After sunset:

-چیزی که رفته, رفته...اون روز همه چیزو از من گرفت. من دیگه نتونستم اون احساسو داشته باشم...من همیشه دارم رنج می کشم...

Seventh seal:

-با بدکسی طرفم...
+کی؟
-با خودم!

Gloomy sunday:

تو اخراجی چون آهنگ تو خیلی غم انگیزه

Mirror:(Tarkosky)

-شاید تقصیر منم باشه
با شاید به خاطر این که ما خیلی کاسبکار شدیم
اما تو کاسبکاری ام خیلی بی عرضه ایم؛ مثل آسیایی ها...

10فرمان:

چرا مردم می میرند؟
- ... انسان یکی ماشینه، قلب یک پمپ و مغز یه کامپیوتر. فرسوده می شه و از کار می افته، همین....
+ ولی.... (آگهی تسلیت روزنامه را نشان می دهد) این جا نوشته: "طلب آمرزش برای روحِ مرحوم" توی دایرة المعارف چیزی در باره ی روح نبود!
- روح یه چیزِ فرمالیسته س. وجود نداره....


-چرا می خواستی من نامه رو نخونم؟
+چون یه آرزوی غیر ممکن داشتم
-تو نمی دونستی که این آرزو غیر ممکنه
+نه، و اینکه چرا من امروز برای اولین بار تو عمرم بهت صدمه زدم...
چون تو نامه رو باز کردی...
چون من خواستم که بازش کنی، به خاطر مادرت...
چون اون، چیزی رو به تو گفت که به من نگفت...
چون من دوستت دارم، و تو دختر من نیستی...
چون همه چیز می تونه متفاوت باشه...

21گرم:

مث این میمونه که رو یه زخمی که دیگه خونش بند اومده چسب زخم بزنی...
 

prgh

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
76
امتیاز
55
نام مرکز سمپاد
شهید حقانی
شهر
بندرعباس
دانشگاه
هرمزگان
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

جراحت:
اگه میخای من حرفتو بفهمم پس یه جوری حرف بزن که من حرفتو بفهمم!!!
 

minasamiei

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
222
امتیاز
577
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امين يك
شهر
اصفهان
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
مهندسی صنایع
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

یه چیز رو باید به همه شما جنگجوها بگم. وقتی شما تحت فرمان من هستین، یه بدهی به اسمتون ثبت میشه. یه بدهی که شما به شخص من دارین. هر کدوم از شما مردهای تحت فرمان من 100 تا پوست فرق سر بدهکارین!! و من پوستهام رو میخوام!! و همه شما باید به من پوست فرق سر 100 تا نازی رو که از روی کله جسد 100 تا نازی کنده شده بدین!
فیلم حرومزاده های لعنتی(Inglourious Basterds) محصول سال 2009 هست
دیالوگ گو: برد پیت (ستوان آلدو رین)

ملوین پرویس: چه چیزی باعث شده تا این وقت شب بیدار باشین آقای دیلینجر؟
جان دیلینجر: قهوه!
فیلم دشمنان مردم (Public Enemies) اینم محصول سال 2009 هستش
دیالوگ گویان: جانی دپ (جان دیلینجر) / کریستین بیل (ملوین پرویس)

لیتل راک: بیل موری دیگه کیه؟؟
تالاهاسی: این حرفت مثل این میمونه که بگی گاندی کیه!
لیتل راک: گاندی دیگه کیه؟؟
فیلم سرزمین زامبی (Zombieland) -اینم مال سال 2009 هست
دیالوگ گویان: ابیگل برسلین (لیتل راک) / وودی هرلسون (تالاهاسی)

لئو: اگه فقط توی عنوان فیلمی که توی YouTube میذاری بنویسی “پیشی ملوس” ، به راحتی یه میلیون بازدید داری. اونوقت لینکش رو میذارم توی وبسایتم و بعدش برنامه های طنزم رو همونجا توی وبسایتم اجرا می کنم. عجب فکر بکری هست.
آیرا رایت: خب توی عنوان بذار “مگان فاکس داره مال یه نفر رو میخوره” این رو که آدمهای بیشتری سرچ میکنن!! :D
فیلم آدمهای بامزه (Funny People)-اینم مال 2009 هست فکر کنم البته
دیالوگ گویان: جونا هیل (لئو) / ست راگن (آیرا رایت)

لیلیان لا فلور: به کارگردانی یه فیلم بیشتر از اونکه ارزش داشته باشه بها میدن. این رو همه می دونن. فقط کافییه شما بگیین آره یا نه!!. کار دیگه ای لازمه بکنین؟ هیچی!. “استاد این باید قرمز باشه؟” بله! … “سبز؟” نه! … “بیشترش کنیم؟” بله! … “بیشتر رژ لب بزنیم؟” نه! … بله! نه! بله! نه! … به این میگن کارگردانی!.
نه (Nine) – محصول 2009 هستش
دیالوگ گو: جودی دنچ (لیلی)
 

blackparastoo

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
106
امتیاز
460
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان ۱
پاسخ : ديالوگ هاي ماندگار

پاتریک : هی باب اسفنجی ! حلزون جدیدم رو نگا !
باب اسفنجی : پاتریک ! این حلزون نیست ؛ این یه سنگه !
پاتریک : آره ممنون می‌دونم ، خودشم دوست داره سنگ صداش کنیم .

باب اسفنجی شلوارمکعبی ؛ فصل 3 ، اپیزود 15؛ مسابقه بزرگ حلزون‌ها - 2003 / استفان هیلنبرگ



خاله لیلا : یه مسابقه‌ هست که مردایی که ادعاشون می‌شه توش شرکت می‌کنن.
مراد بیگ : من ادعایی ندارم !
خاله لیلا: " ادعایی ندارم " خودش کم ادعایی نیست !

نمیدونم کودوم فیلم بود ... اما نقش خاله لیلا مال " ژاله علو " و نقش مراد بیگ مال " زنده یاد خسرو شکیبایی " بود ...
 
بالا