• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تا حالا سوتی دادین؟؟؟؟؟
خب برا هم همه ما پیش اومده که یه جایی سوتی داده باشیم و بعدش هم ضایع شده باشیم.
خب حالا ببینیم کی جرات داره سوتی خودشو برای ما تعریف کنه؟؟؟؟؟؟؟
ما هم یه خورده بخندیم
معلم ی کلاس دیگه گف بیا پیشم
داشتم از کلاس خارج میشد خواستم درو باز کنم برم بیرون در زدم!!!!
سوژه شده بودماا😂



یبارم ب دوستم داشتم میگفتم ک چجوری میتونه زن ایدلشو بکشه و بره باهاش ازدواج کنه
معلم برگشت تو صورتم گفت زندگی کیو داری خراب میکنی رها😂🤦🏻‍♀️


یبارم از ی معلمم خیلییی بدم میومد رو کاغذ براش فوش نوشته بودم
بعد معلم ریاضیم گفت ی برگه بده سوالای نوبت اولو حل کنم ببینم اشتباه نداشته باشه
بعد من برگرو دادم یهو دیدم همون برگه ای بود ک برا معلم علوم فوش نوشتمم
با دوستام داشتیم شر شر عرق میریختیم😂

ولی فک کنم نخوند اونارو(امیدوارم نخنونده باشه)😭😂
 
ما دوران دانشگاه یه گروه واتس اپ کلاسی مشترک داشتیم یه گروه پسرونه. اون گروه پسرونه فسادی نبود که توش صورت نگیره از جوکهای خیلی بد تا عکسهای منشوری (حالا خیلیم بد نبود ولی در حدی بود که نشه جلوی دخترا نشونشون داد 🫠)
یه دفعه من خواستم توی گروه پسرونه یه عکس تبلیغ کوکاکولای خیلی مثبت هیژده بفرستم (نمیدونم واقعا سر چی بود که اینو خواستم بفرستم از بیان جزئیات پوستر معذوریم 🤣 )
عکس رو آپلود کردم و دیدم داره میچرخه که آپلود شه و در یک لحظه دیدم گروه مشترکه 😭😭😭😭
حالا منم از اینا که خیلی خودمو مثبت نشون میدادم و این چیزا در یک لحظه روی ضربدر زدم و آپلود متوقف شد یعنی شاید نیم ثانیه دیرتر میزدم عکس میرفت.
اون موقع واتس اپ گزینه حذف پیام هم نداشت و قشنگ اگه عکسه میرفت باید دانشگاهم رو عوض میکردم اگه تازه کارم به حراست و این داستانا نمیرسید.
 
برای استخدام رفته بودم مصاحبه توی یه شرکتی
موقع خدافظی جای اینکه برم بیرون از اتاق رفتم توی توالت
 
چند روز پیش با دوستم رفتیم داروخونه یه ربع ساعتی اونجا بودیم باهم
دوستم داروهاشو گرفت،گفت خدافظ همزمان من با لبخند گفتم سلاااام (نمیدونم چی شد به جای خدافظی گفتم سلام) =)))
 
Back
بالا