• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

دبیرمون امتحانای آمارمون رو بهمون داد ، نمره ی من 8/75 از 10 شده بود.بعدکه بارما رو جمع زدم دیدم با نمرم نمیخونه ، خلاصه دادم ب دبیرمون و گفتم اشتباه نمره دادین. بارما رو که جمع زد نمرم شد 9/25 بعد گفت : وای عجب غلــطی کر... عجب اشتباهی کردم !!! : )))))))

اصن یه وززززززی !
 
پاسخ : سوتی‌ها

عاقا دونستن در مورد بعضی چیز ها هم مصیبتیه برای خودش....

سر کلاس شیمی میخاستم معنی آروماتیک رو بپرسم به جاش گفتم اروتیک :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

+ سر کلاس عروض بودیم، یکی از بچه های پای تخته بود داشت شعر می نوشت و تقطیع میکرد. بعد معلممون هی از طرز نوشتن ـش ایراد میگرفت اینم عصبی شده بود.
دبیرمون یه ایراد دیگه گرفت و گفت : این خط ها رو چرا اینجوری کشیدی؟
همکلاسی م با عصبانیت تمام : خانوم! خب خودتون گفتین بکشم پایین !!! :-L
دبیرمون : :| :-" ;D
ما : :)) =)) :))
دوستم : چرا میخندین شماها؟؟ :-L :-?
ما : :)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یک روز از مدرسه می اومدیم . با بابام . رادیو ماشین روشن بود . بعدش رسیدیم جلو ی خونه . ماشین رو خاموش کردی . بابام پیاده شد . منم داشتم پیاده می شدم که دیدم رادیو داره هنوز سیگنال می گیره و قطعه قطعه پخش می کنه . نمی دونی عجب صحنه باحالی شده بود
 
پاسخ : سوتی‌ها

درس دينی بالاخره تموم ميشه معلمم ايستاده يكی از بچه هامون شروع ميكنه:
برای سلامتی دانش آموزان صلــــوات!
ما:اللهم صل علی...
برای سلامتی فلانی صلــــوات!
ما:اللهم صل علی...
برای سلامتی روح معلممون صلــــــــــوات!
ما:الــــــلهم صل علی...
معلم: X-( و ما: :-" :>
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ زدم خونه دوستم (15 سالشه)یکی گوشی رو برداشته

طرف: الو
من: الو سلام :)
طرف: سلام ,بفرمایید
من: فاطمه جان هستن؟ :)
طرف:داره بچه شیر میده
من:بچه شیر میده؟؟!! :o
طرف: اره, کارش تموم شد میگم بهتون زنگ بزنه
من: :o

نتیجه گیری1: در هنگام تلفن کردن به یک فرد در شماره گیری دقت کنید.
نتیجه گیری2:وقتی به کسی زنگ میزنید اول بگید "منزل فلانی؟"وقتی مطمئن شدید که درست گرفتید حرفتونو بزنید.
نتیجه گیری3:اسم های تکراری و عربی مثه"فاطمه و زهرا و محمد وامیر و... " روی بچه هاتون نذارید.قاتی پاتی میشن باهم!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس زیست بودیم فصل چهار زیست(غدد برون ریز و اینا) دبیرمون بلند پرسید: بچه ها از کبد چی ترشح میشه میشه من بلندگفتم ادرار :)) :)) :))
چیه خب X-( از اثرات کم خوابیه؛ فکر کردم میگه کلیه :-?
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس عربی بچه ها داشتن صحبت میکردن درباره ی روابط خوانوادگی علوم ;D
مثلا شیمی مادر علومه و از این حرفا یه دفعه بقل دستیم خیلی اروم پرسید بچه ها به نظرتون عربی چیه؟؟؟ ;D
منم جو گیر شدم با صدای نسبتا ارومی گفتم خب معلومه... عمش ;D ;D
فقط نمیدونم من به این ارومی گفتم چرا کل کلاس رفت رو هوا؟؟
نامرد معلم عربی بهم منفی داد
 
پاسخ : سوتی‌ها

wellcom?! X_X X_X
welcome ه به خدا! >:p
حالا میگیم کلمه Well رو تریپ فارسی ترجمه کرده و کلمه رو مرکب گرفته اینجوری نوشته واقعا میخام بدونم com چیه اینجا؟! :)) :-??

86716226376253220032.jpg
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر كلاس فيزيك،درس رسيده بود به ميدان الكتريكي و اين چرت و پرتا
بعد كه معلم درسش رو داد رفت نشست
يهو دوست بنده كه كنارم ميشينه و توي اين سايت هم هست(نذاشت اسمش رو بنويسم ;;))برگشت با جديت ازمعلم پرسيد:خانوم،ما هم ميدان داريم؟؟يعني منظورم اينه كه ميشه ما هم باردار شيم؟؟ ;D :))
بعد من اين رو شنيدم خندم گرفت،بهش گفتم:شك نكن كه ميشه
اونم اين رو شنيد و خندش گرفته بود،از طرفي هم تلاش ميكرد نخنده و به توضيحات معلم گوش بده
هيچي ديگه،معلم فهميد ما داريم به چي ميخنديم،شروع كرد به خنديدن
و اينگونه بود كه ما هم منفجر شديم ;D


ببخشيد اگه يكم لوس بود،ولي خوب توي اون لحظه خيلي خنده دار بود
لايك بدين ديه ;D :x
 
Back
بالا