• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

وایییییی چقد بده...
کفش پاشنه بلند بپوشی
جلو پسر همسایه بخوری زمین...
ادم اب میشه میره زمین
و بعد پاشی بگی...
بزگ شدم مامان
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما تو مدرسه داشتیم این « دوسِت دارم ، دوست دارم هنوز عشقِ منی » ـو میخوندیم ، یه جور خارشِ مغزی بود در واقع .

بعد چیز ، از سرویس که پیاده شدم درِ خونرو باز کردم تو پارکینگ « بلند بلند» دارم اینو میخونم ؛ دستامم باز مرده بودم چشامم بسته بودم ؛ خلاصه تو رویا ـو اینا بودم ،

بعد یهو وقتی داشتم میگفتم «هنووز عشقِ منی..» خوردم به این آقایِ 80 ساله ی همسایه . :)))) . اصن انقد هول شدم همینجوری داش منو نگا میکرد منم عینِ دیوونه ها گفتم « امم خواهش میکنم ..» بعد دوییدم رفتم .:)) .

هیچی دیگه . اصن تا دو روز خجالت میکشیدم خودمو تو آینه نیگا کنم حتی . X_x :)))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از بچه ها کنفرانس جغرافی می داد که پرسید:
کوه چیه؟
من:زمین مرتفعی که بیشتر از 2 متر ارتفاع داره.
یکی از بچه ها آروم بهم گفت:
یعنی بسکتبالیست ها کوه اند؟
من:.....(بلند)نه بیشتر از 20 متر...
معلم:یعنی الان همه ی ما کوه نوردیم؟؟؟(بهش بَر خورده بود چون تابستونی کوه آرارات رو فتح کرده بود.)
من:.........
 
پاسخ : سوتی‌ها

- سیّده اتفاقاً همشهری خودته منتها اصفهانیه
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بودیم نمایشگاه کتاب بعد من کاپشنم یه جوری وصل کرده بودم به کیف رودوشم
داشتیم راه میرفتیم تو سالنش یه دفه پسره گفت:خانم کاپشنتون افتاد
من:عه ببخشید
اون: :-??
من: :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

سرکلاس زیست بودیم... داشتم از معلم سوال میکردم... همون لحظه برام پیام اومد ... همزمان گوشی رو هم درآوردم اسُ خوندم..... بعدش دوستم میپرسه مگه چی بود ؟؟؟

منم حواسم پرت سوالم بود گفتم: نوشته بود با ارسال <<قرعه>> برنده سیمکارت لمسی شوید[nb]منظورم گوشی لمسی و سیمکارت بود ;;)[/nb]

دوستم :o :o
من :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی من در توضیح اینکه چرا چهارشنبه تعطیله
چهارشنبه پنجشنبه تاشورا و عاسوراست ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند تا برگه میخواستم بذارم تو پوشه‌م بعد پشت سریِ من هِی با پاهاش صندلیِ منُ تکون میداد برگه ها تا میخورد نمیتونستم بذارمشون تو پوشه.

معلمم نداشتیم کلاس ب شدت شلوغ بود.

من باصدای بلند: تکون نده بذار بکنم توش :-"

هیچی دیگه یه چندثانیه کلاس ساکت شد بعد یهو کلاس رفت رو هوا :)))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم نطق میکردم که پیاده روی خیلی خوبه.. وادم بایس روزی نیم ساعت بره بدوئه .. اصن میدونی که دو مایه سلامتیه..دو ورزش همه مادرهاست!
(دو مادر همه ورزش هاست)
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس پژوهش عملیاتی ، استاده ی سری تمرین داد داشت میگفت اینا تحویلیه هفته دیگه از همتون میگیرمو واسم خیلی مهمه و اینا ، بعدا داشت توضیح میداد ک باید هر صفحشو جدا منگنه کنید! ینی هم هر صفحه منگنه داشته باشه هم تمامی صفحانو آخر سر به هم منگنه کنید! بعدا دید بچه ها دارن میخندن ک این دیگه چ کار احمقانه ایه یهو شاکی شد گفت هرکی اینجوری تمریناشو منگنه نکنه بیاد تحویل بده پارش میکنم :-" (منظور این بود ک تمریناشو پاره میکنم)
بعدا بچه ها خوف کردن همه ساکت شدن ، یکی از پسرا برگشت گفت استاد حتی ما هم؟ :-"
اینم ک همچنان شاکی بود گفت بله! 2بار این کارو کنم بهتون فشار بیاد ، دیگه درست انجام میدین کارتونو!
بعدا ی پسره دیگه برگشت گفت استاد 80نفریما! مشالا! :-"
بعدا این بیچاره هم تو باغ نبود برگشت گفت بله! هرچندتا باشید! من نسبت ب تک تک شما مسئولم!
 
Back
بالا