• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

تو اتوبوس واستاده بودم.بعد یه صندلی خالی شد.خانومی که کنارم بود صورتشو کرد رو به من گفت بفرمایید.گفتم ممنون بشینید شما.دوباره گفت بفرمایید بابا.باز گفتم نه ممنون.بعد دیدم یه پیر زن ازون طرف داره میاد .گفت پیر شی جوون.خانومه گفت ممنون :)) رفتم اون طرف اتوبوس کلا دیگه :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

این فیلمای خارجی هست که پسربچه ها تو چهارراه روزنامه میفروشن و یه مرد سوار ماشین میاد یه روزنامه میگیره و یه سکه
به عنوان پول روزنامه به اون پسره میده .... من همیشه عاشق نحوه ی سکه دانشون بودم ... همین که میذارن رو انگشت اشاره
و با شست پرتابش میکنن (مثه داورای فوتبال)
بعد من 5-6 ساله که بودم صبحا میرفتم از یه سوپری روزنامه میخریدم

بعد یه روز روزنامه رو که گرفتم (اون زمان روزنامه دونه ای 25 تومن بود ) اومدم یه سکه 25 تومنی بدم به فروشنده
بعد با خودم گفتم خب چه اشکالی داره ... منم مث فیلما سکه رو میدم بهش
سکه رو پرت کردم طرفش ... X_X :-"
یارو شاکی شده بود که بچه تو مگه ادب نداری و .... عصبانی اصا

عالی بود اصا :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سارا تعریف میکنه:"یه امتحانی داشتن بعد ظاهرا؛امتحانشون خیلی سخت بوده؛بعد دبیرشون داشته برگه ها رو تصیح میکرده؛دیده اسم یه نفر رو دوتا برگ ــس ! :))
نتیجه اخلاقی : کپی پیس میکنین؛مواظب باشین اسم طرف رو هم کپی پیس نکنین.
 
پاسخ : سوتی‌ها

به دوستم گفتم با تک تک اتم های وجودم ازت متنفرم

برگشته میگه بی سواد بدن آدم توش اتم نیست که . از سلول ساخته شده :|

رسما آبروی تجربی ها رو برد :))

+البته بنده خدا خودش بعدش فهمید چی گفته :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از ناهیـــــــد :
سارا تعریف میکنه:"یه امتحانی داشتن بعد ظاهرا؛امتحانشون خیلی سخت بوده؛بعد دبیرشون داشته برگه ها رو تصیح میکرده؛دیده اسم یه نفر رو دوتا برگ ــس ! :))
نتیجه اخلاقی : کپی پیس میکنین؛مواظب باشین اسم طرف رو هم کپی پیس نکنین.
دقیقا همین اتفاق تو کلاس ما افتاد،دیگه عادت کردیم هنوزم طرفو با اسم اون یکی که اشتباه نوشته بود صداش میکنیم
 
پاسخ : سوتی‌ها

كلاس شلوغ شده بود ماهم ميخواستيم بريم بيرون كلي آدمم ريخته بود تو كلاس بعد يكي جلو راهمون سبز ميشه جلومونو ميگيره منم هلش ميدم از عصبانيت ميگم:باو ولم كن اَه برواونور ديگه بعد يه نگا بش ميندازم ميبينم كيه؟ خانم محترم معاون!
كلـا ازون روز منو دوستان فراري ايم از دست اين. :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اون اولای سال بود
سر کلاس دیفرانسیل معلممون داشت یه سوال برا فصل صفر حل میکرد
مثلا بود ab یه عدد دو رقمی با فلان خاصیت و فلان چیز و اینا، عددو بیابید
منم داشتم طبق معمول bus parking بازی میکردم با گوشی :-"
معلممون گفت a فلان عدده و b هم یه عدده مضرب 6، پس 6 میشه (چون عدد مورد نظر یک رقمی باید میبود با توجه به توضیحاتی که الان دادم پس فقط 6 میشد)
منم حواسم نبود چی هست بحث اصن :-"
یه دفه منم با قیافه متفکرین گفتم خب عاقا 12 هم میشه :-?
معلممون: عجب مرد خریه (خنده حضار =))) آخه ادم خنگ من دارم میگم عدد مضرب 6، یه رقمی هستش، نمیتونه دو رقمی باشه که (باز هم ادامه خنده حضار :)))
نابود شدم اصن ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

خب باید 4تا کتاب دیفرانسیل بخریم بعد مبالغش رو روی برد زدن این شکلی

قلمچی 13500
گاج نقره ای9500
خوشخوان
پیش1 13500
پیش2 14000
الگو.........

بعد من بدو بدو رفتم تو اتاق مشاوره برگشتم باصدای بلند به پشتیبانمون میگم خانوم مگه ما خون تره رنگمون که برای ما هزینه کتاب کمتر از اون کلاسی هاس؟؟؟؟
بعد یهو بچه های اتاق مشاوره وپشتیبان :)) :)) =)) =)) =))
من : :-? چی شده؟؟؟
پشتیبان :بابا اون دوجلده جلد1پیش1 /جلد2پیش2 =)) =))

بچه ها: =)) =))

من :-" :) :)) =))

بعد هم رفته تو هردو تا کلاس گفته بچه ها زینب این سوتی رو داده :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از zeinabt :
خب باید 4تا کتاب دیفرانسیل بخریم بعد مبالغش رو روی برد زدن این شکلی

قلمچی 13500
گاج نقره ای9500
خوشخوان
پیش1 13500
پیش2 14000
الگو.........

بعد من بدو بدو رفتم تو اتاق مشاوره برگشتم باصدای بلند به پشتیبانمون میگم خانوم مگه ما خون تره رنگمون که برای ما هزینه کتاب کمتر از اون کلاسی هاس؟؟؟؟
بعد یهو بچه های اتاق مشاوره وپشتیبان :)) :)) =)) =)) =))
من : :-? چی شده؟؟؟
پشتیبان :بابا اون دوجلده جلد1پیش1 /جلد2پیش2 =)) =))

بچه ها: =)) =))

من :-" :) :)) =))

بعد هم رفته تو هردو تا کلاس گفته بچه ها زینب این سوتی رو داده :|

شما خون تره رنگتون یا خونتون رنگین تره :-/ :-"
قضیه احساس ابرازات زندایی ما شد ک ;D
 
Back
بالا