• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

اینجـانب زنـگیدم ب دوستـم

بعـد حـال حـرفیدن نـداشتم اونـم یـه بنـد فـک مـیزد

منـم گـوشی رو قـطع کـردم

بعـد بهـش اس ام اس دادم شـارژم تمومیـد :))

+ مـن دیگـه هیچ حـرفی ندارم

+ الـان دوستـم در قهـر مـطلق ب سـر میبـره
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از •˚•˚•ȤąĦƦą•˚•˚• :
اینجـانب زنـگیدم ب دوستـم

بعـد حـال حـرفیدن نـداشتم اونـم یـه بنـد فـک مـیزد

منـم گـوشی رو قـطع کـردم

بعـد بهـش اس ام اس دادم شـارژم تمومیـد :))

+ مـن دیگـه هیچ حـرفی ندارم

+ الـان دوستـم در قهـر مـطلق ب سـر میبـره

حالا این خوبه به همین برکت قسم من یه دوستی دارم این یه بند حرف میزنه اصلا جا واسه اینکه تو یه واژه بگی نمیذاره این دوست ما که زنگ میزنه من قشنگ میرم میچرخم کارامو انجام میدم هر چند وخ یه بار میام یه آهان میگم دوباره میرم کارامو انجام بدم اصلا هم نمیفهمه
 
پاسخ : سوتی‌ها

+ آدم بره یه جایی و قرار باشه کسی نفهمه، بعد عینکشو همونجا، جا بذاره و طرف بیاره دم خونه ـشون ! :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از پسرامون یکی از درسای تحویلی رو تماما کپ زده بود از کتاب حل تمرین ، اون وقت ی سری فصلای اشتباهیو نوشته بود ک اصلا استاده هنوز درس نداده
بعدا حتی روی سوالا رو نخونده بود ببینه موضوع چیه
شانسش استاده اونو صدا کرد بیاد پای تخته حل کنه اینم رفت تندتند همه چیزایی ک کپ زده بودو نوشت ، بعدا استاده گفت ی توضیح بده این تازه رویِ سوالو خوند دید چ چرت و پرتایی نوشته ، هی سعی میکرد ی جوری اون جوابو با سواله منطبق کنه!
استادمونم وحشتنااک عصبی و سخت گیره همینوری زل زده بود ب این ، بیچاره اصلا کم مونده بود ..... :))
بعدا دیگه مونده بود چ بهانه ای بیاره گفت سوالای کتاب من چاپ قدیمه با این سوالا فرق داشت!!
بعدا استاده هیچی نگفت فقط همینجوری نگاش کرد ، چند دقیقه همینجوری گذشت پسره یهو گفت استاد غلط کردم!! :))
تاحالا اینجوری دلم واسه کسی نسوخته بود!
 
پاسخ : سوتی‌ها

مینور با ماژور ازدواج کنه بچشون میشه میژور :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس فیزیک بودیم داشتیم ازمایش الکتروسکوپ انجام میدادیم بعد معلممون منو برده بود ک ازمایشارو انجام بدم بقیه تماشا کنن.
من میله پلاستیکی باردار شده رو نزدیک الکتروسکوپ کردم بعد ک میخواستم خنتی کنمش به جای اینکه دستمو بذارم روش، یه میله ورداشتم دو سه با کوبیدم به کلاهک الکتروسکوپ...................دیدم یهو معلممون پرید ک میله رو از من بگیره..............تازه متوجه سوتی خویش شدم............
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوسم داشت زمین میخوند داشتم اذیتش میکردم
ورداشته میگه حیف که دارم میخونم وگرنه الان دندونات تو دهنت بود :))
مگه قبلا کجا بودن ؟ =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بنده خدایی خواستن شعر بخونن با مصرع اول "از سر کوی تو گیرم که روم جای دگر"
که فرمودند "از سر ک*ر تو گیرم که روم جای دگر" من دیگه حرفی ندارم
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم شيمي:خب بچه ها!اتم از نظر تامسون به چه كيكي تشبيه شد؟كيكِ...؟
ما:كيك شكلاتي! (:| ;D
معلم شيمي :-L:نه اوني كه توش دونه مث هندونه بود؟كيكي با دانه هايِ ....؟
ما:كيكي با دانه هاي كوچك شكلات! ;D ;;)
:-"
ديوونمون كردن.. ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار مامانم خواست بگه کاترین (کاترین اشتون) گفت : چارتل یعنی 2 روز من فقط خندیدم
 
Back
بالا