• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

صبح امتحان داشتیم .. من صندلی دوم از ردیف اول میشینم یکی از دبیرامون اومد برگه ها رو پخش کنه بعد من واسه خود شیرینی و اینا گفتم خانوم بدین من پخش میکنم بعد نمیدونم ..فک کنم نشنید چی گفتم....برگشته میگه چیه عزیزم نمیخوای امتحان بدی ؟؟

من : :o
دبیرمون : :| :|
بچه ها : =)) =))

عاخه من نمیفهمم فشار امتحانا که رو ماس این دبیرا دیگه چشونه ؟؟ :-<
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامان:چرا این قدر عصبانی هستی؟
من:یکی دست گذاشته رو دمم! X-(
مامانم: :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

پسر خاله ام دارم دانشجوی پزشکیه ...
تعریف میکرد می گف:ی دوستی داره خیلی اهل عشق و حاله ... :Pیه روز که تشریح داشتیم با استاد رفتیم محل تشریح تا ی جسد رو تشریح کنیم وقتی استاد ملافه رو کنار زد دیدیم دست میت ی خیار هس یه عده از دخترا از حال رفته بودند پسرا هم داشتند از خنده میترکیدند. استاد برگشت طرف دوستم گف اقا مانی بیرون ... دوستم گف :استاد به جون شما من فقط خیار رو دادم دستش خودش برده تو دهنش. :-/
;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

صب سوارتاکسی شدم گفتم نیکویی پیاده میشم(رانندش ی جوون بود!) چند دیقه خیلی باکلاس گفتم لطف کردین پیاده میشم گفت:
-اینجاشهید شکریه خانوم!!امتحان داری نه؟!
-معلومه؟؟!
-خیلی استرس داری! بفرمایین رسیدیم موفق باشی!
-ممنون
 
پاسخ : سوتی‌ها

همايش نجوم پارسال اصفهان رفته بوديم
سالن پر دختر و پسر يه آقايي داشت صحبت مي كرد دوست عزيز منم داشتن با هنسفري آهنگ رپ گوش مي كرد صداشم تا آخر برده بود بالا يه هو گوشيش افتاد هنسفيري هم در اومد...
نمي دونيد چي شد يه هو صداش رفت بالا تازه آهنگ رپ وسط سخنراني استاد
يعني هرچي آبرو داشتيم رفت
پسراي محترمم برگشتن گفتن خب خانوم بزارين ماهم گوش كنيم...
يعني اين استاده تا دو ساعت از اين صدا تو شك بود
ما هم كلا راه مي رفتيم زمينو نيگا مي كرديم از بس آبرو ريزي شده بود
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی ایمان سرور پور (مشاور کنکور) توی برنامش!!!

برای جلوگیری از مشکلات جنسی بچه ها.....!!!! :-[

(میخواسته بگه مشکلات جسمی بچه ها گفته مشکلات جنسی بچه ها!!! )
 
پاسخ : سوتی‌ها

نشستیم با مامانم صحبت میکنیم یهو یاد مامان بزرگم افتادیمو اینا

مامانم : علی مادر خوبی داشتم تو ام مامانبزرگ خوبی

من : اوهوم :|

مامانم : خدا بیامرزه مادر بزرگتو

من : خدا رفتگان شما رم بیامرزه :-<

بابام خواهرم مامانم :‌ =)) :))

من : خنده داره ؟ :| :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

پسر عمم با یه دختره دوس شده بود.فک کنم بار اول ـش بود .میخواستن بزن کافی شاپ.بهم اس داد .گفت :چی بخوریم که هم باکلاس باشه هم ارزون.
بهش فینگلیش اس دادم moz bastani.(موز بستنی)بخور.رفته بود هر کافی شاپی پرسیده بود ،بهش خندیده بودن گفتن نداریم.
آخرش فهمیدم میگفته موز باستانی دارین؟؟؟؟ :(
ینی واقعن همین اینان که مایه ننگ ـه خاندان هستن .
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز بعد امتحان زیست دوستم میگه تو امتحان اسید معده همون HCl دیگه نه؟
من::o
کلا پایه های علم شیمی رو با این حرفش لرزوند!! ;D
 
Back
بالا