• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امتحان تاریخ داشتیم، بعد دیدیم خداییش نمیشه کاریش کرد؛ اومدیم درسارو تقسیم کردیم که تو فرصتی که دبیر داده بود بخونیم
سکوت مطلق حاکم بود و من یهویی با صدای بلند خطاب به دوستم: کودوم درس مالِ تو بود :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر كلاس رياضي اومدم از كلاس برم بيرون اول در زدم بعد دستم رو به نشونه اجازه بردم بالا بعد در رو باز كردم خارج شدم . قيافه ي دوستان: :-? :-? =)) =)) قيافه معلم: :-\ :-\ ;))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه کی از دوستام اومد با هام حرف زد بعد اومد برگرده بره سر جاش بشینه،صاف رفت تو دیوار.. :)) :)) :)) :))بعد تا یه مدت قیافه اش اینجوری بود =P~ =P~ =P~ =P~ =P~
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی معلم دینی رو داشته باش:

ما وقتی می ریم عروسی خودمونو تزئین می کنیم....!!!!!! ;D

مگه جنگه؟؟؟؟؟؟؟؟ ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

شانسه ما داریم؟؟
امروز سرکلاس ب یکی از بچه هامون ک گوشی شو فروخته و ی گوشکوب خریده زنگ زدم ;D ;D
سایلنت نبود و معلم گوشیشو گرف :)) :))
با کلی التماس پس گرف ولی بازم زنگ بعدش همین کارو کردک ک گوشیش رو سایلنت بود [-( [-(
بعد اس داده::کببخشید کاری داشتین؟؟
باز من زنگ زدم :)) :))
بعد باز اس داده::اصن شوما؟؟ :-s :-s
بعد منم خودمو دختر جا زدم کل زنگ سرکارش گذاشتم :)) :))
الانم باهاش قهرم و اس های منت کشیش میاد و منم قه قه میخندم :)) :))
کلافه شدما [-( [-( شانسه من دارم آخه؟؟ :-/ :-/
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتى معلم فيزيكمون:
- يه پرنده داره اون بالا شنا ميكنه
كل كلاس: :)) :))
معلم: :-" :))
پرنده هه: :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر زنگ ناهار دور هم حیاط نشسته بودیم

یهو یکی اومد گفت: بچه های یه ذره گشاد شین منم بشینم ;;)

ما: =)) =)) خودش: :-" :-"


سرکلاس معلممون گفت: آرام باشید یهو یکی از اون سر کلاس گفت: ای ایران فک کرده بود معلم داره میگه آباد باشی :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

والا نقل از آقای قربانی دبیر شیمی که
رفتن تو عربستان آب معدنی زدن به اسم البرز و ورشکست شدن
چرا؟!
چون برز به عربی میشه گ*
و الف و لام هم گذاشتن و کلی تاکید کردن!
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلممون میگفت : بچه ها درکم کنید دیگه.صبح ساعت 6 بلند شدم ناهار گذاشتم.واسه بچه هام وسایل اماده کردم و ...
که منم برگشتم گفتم : خانم عوضش مامان منم شبا بیدار هس!! :-" ;D
+ منظورم این بود که روزا داداشم نمیذاره کاراشو انجام بده. شب که اون میخوابه مجبوره بیدار باشه و کارای خونه رو انجام بده
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم با یکی از معلمای آقا تو حیاط مدرسه صحبت میکردم ( مدرسه ی ما هم ورود اقایان ممنوعه این بنده خدا واسه کار اداری اومده بود : بگم که فکر نکنید تو مدرسه ی ما اسلام در خطر است !!! ) هوا هم بس ناجوانمردانه سرد بود . یه تار مو اومده بود تو صورتم بعد رفته بود گوشه دهنم چون هوا سرد بود صورتم حس نداشت متوجه نشده بودم . بعد دیدم هی آقای معلمه دهنشو چپ و چوله میکنه ! اینجوری نگاش کردم ^-^
اینجوری نگام کرد :-[
دوباره به حرفم ادامه دادم دیدم هی دهنشو یه جوری کج و کوله میکنه . با یه ژست " هاااا ؟ چیه ؟ " ای نگاش کردم
دیدم میگه مودنه !!!!
میگم چی چی ؟ میگه :-s مو تو دهنته !!!!
من اینجوری :|
اون اینجوری :|
بعد با آمبولانس بردنم !!!!
 
Back
بالا