اون سري سرويسمون دير كرده بود ما هم بيرون وايستاده بوديم
بعد يكي از اين معاون ها داشت ميرفت خونه برگشته ميگه
( دقيقا با همين لحن) دختراي گل من چرا اينجا وايستادين؟؟! پاشين برين تو مدرسه
- تو راهه داره مياد
- نه آفرين پاشين برين تو منتظر باشين
-ايناهاش اين ماشينه هست داره مياد
بعدش ماشينه پر از پسر بود
ماها
معاونمون برين تو
تو تاپیک سرکار گذاشتن(فک کنم اسمش همین بود ) یکی نوشته بود رو یه برگه نوشتیم من شوهر میخوام و چسبوندیم پشت یکی از بچه ها
یه هفته بعد این که این پست رو خوندم سر کلاس ادبیات حوصلم سر رفت این جمله رو بزرگ با قرمز رو یه برگه نوشتم تا بچسبونم پشت جلویی
سرم رو که از رو برگه بلند کردم دبیر ادبیاتمون با دهن باز جلوم ایستاده بود یه نگا به من میکرد یه نگا به برگه
امروز اومدم سوار ماشین شم چنان سرمو به در کوبیدم که حس کردم مخم پخش شد 2ساعت بعدشم از یکی از دوستام که توی یه فرزانگان دیگه است پرسیدم چندتا ازبچه ها المپیاد قبول شدن گفت11تا.منم گفتم خوب چندتاشون زیست بودن؟گفت یکی!
گفتم چندتاشون پسر بودن؟!
گفت هان؟؟؟؟؟!!!! منم که کم نمیارم!گفتم از اثرات برخورد بادر ماشینه!
ديروز تو خيابون يه هيوندا[nb]البته شايدم يه ماشين ديگه بود. من پيكان رو از پژو تشخيص نميدم گير ندين [/nb] جلومون بود، منم خيلي متفكرانه پرسيدم: "اين چرا دو تا دودكش داره؟ "
خانواده : دودكش؟
اگزوز حالا... چه فرقي داره؟
زنگ فيزيك درس امسالمون تموم شد. بعد يكي از بچه ها ورق زد ديد ديگه صفحه نيست. با كلي ذوق گفت:"واي بچه ها كتاب من تموم شد! "
كلاس:
من: عه راس ميگي؟ مال ما هنوز يه خرده ش مونده
توي درگاه وايساده بودم دست به سينه ، داشتم در مورد بازيگر ها حرف مي زدم بعد يكي زد پشتم فكر كردم دوستم بدون اينكه بر گردم گفتم جانم؟؟؟؟؟ نگو معلمه بود برگشت گفت جانت بي بلا برو بشين سر جات . من :
سر کلاس زیست معلم داشت در مورد هورمون های گیاهی صحبت میکرد.....
بعد اومد گفت پتاسیم برای باز شدن روزنه ها مفیده حالا چرا؟؟؟؟؟؟؟
منم با اعتماد به نفص(نف س) گفتم برای اینکه باعث میشه پیام عصبی تولید بشه و روزنه باز بشه........
بعد معلم گفت گیاهانو میگم......... کلا تخریب شدم
من در اون لحظه #-o
بچه ها
معلم
من تو حوضه تهران باید امتحام میدادم ...
رفتم ببینم اسمم تو حوضه هست یا نه
دیدم اسمم نیست تو حوضه تهران،تو حوضه شهر ریه به جاش
کلی شکایت و بپرس و به این زنگ زن و به اون
تا آخر گفتیم سایت اشتباه شده و ما همون تهرانیم
من رفتم تو ح.ب پست شکایت بار دادم به همه این اشتباه فاحش یه سایت رسمی رو گفتم
بعد نگو اشتباه فایل شهر ری و تهران و از اول اشتباه باز کرده بود
چطور تو چشمم اقای زارع نگاه کنم
ینی من هیچی ندارم که راجب این کارم بگم ها
سوم ابتدایی بودم بعد مثل اینکه وسط دوتا نماز خوابم برده بود
بعد خواهرم بلندم کرد داشت میبردم سرجام بخوابم یهو یادم اومد ک یه نمازم مونده بعد پتو رو کشیدم رو سرم رفتم بدون هیچی همون جایی ک خوابم برده بود واستادم به نماز بعد خواهرم پتو رو از رو سرم برداشت گفت چیکار میکنی برو بخواب منم مثه احمقا زدم زیر گریه چرا نمازمو شکوندی )))
بعد نفهمیدم چی شد دیگه خوابیدم .فرداش واسه اولین و آخرین بار تو عمرم خاطره زیبامو تو یه دفتر نوشتم بعد این دفتره گوشه ی خونه بود داییم اینا اومدا بودن خونمون داییم اینو خونده بود
کلی دست گرفتن واسم
اقا با دوستان زنگ ناهار نشسته بودیم بعد دوست ما پاشد وایساد مانتوشو درست کرد بعد دولا شد جزوه هاشو جم کنه حالا پشتش به منه به فاصله ی کم یکی دیگه از دوستا که سمت راست ما نشسته بود برگشت گفت فلانی درس وایسا ............ رفت تو دهنه فلانی
بعد همون لحظه دبیره فیزیکمون از کنارمون ردشد
ایشون که رفتن ما رفتیم تو دیوار من از شدت خنده پخش راهرو شدم اومدم سرمو بذارم رو پای دوستم قبل از این که بخوره زمین نگو دوستمم پخش زمین شده ما ندیدیم مخمون ترک برداشت دق تو موزاییک
حالا رفتیم سر کلاس معلم ورزشمون سوتی ناجور داد نمیشه بگم
کلن نمیدونم ملت چهار شنبه چشون بود انقد سوتی های ناجور میدادن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گوینده ی خبر : انتخاب رشته ی آزمون دکتری رو خوند انتخاب رشته ی آزمون doctoriiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
اصنم به روی خودش نیاورد