• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم : یکی یکی میریم خونه هامون/این میره پایین /اون میره پاییین

من :چی ؟این میره پایین اون میره پایین ؟ =)) (درستش :یکی یکی میریم خونه هامون این میره با اون او میره با اون )
 
پاسخ : سوتی‌ها

آبجیم میخواست بگه منم میخوام بو کنم 8-}
گفت ؟
منم میخوام بو بدم ... :-"
=))
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابام داشت هی پشت سر هم میگفت "دختر اون دم پخت رو بده"!
منم هی فکر میکنم خدایا دم پخت دیگه چیه
بعد یهو به ذهنم خطور کرد که بابا این دم کنی میخواد ;D

با مامانم داشتیم از جلو یه خونه میگذشتیم . هیچکی تو کوچه نبود ما هم بلند بلند، مامانم داشت حسناشو میگفت منم عیب هاشو.بعد نگاه کردیم دیدیم صاحب خونه هه وایساده دم در خونه چپ چپ بهمون نگا میکنه
مامانم = :-[
من = ;D
بعد کمی جلو تر ، هر دو = =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی ازدوستان زنگ ورزش داشت تعریف میکردکه توتعطیلات عیدبایه بنده خدایی دعواش شده.
دوست بنده:باهم بدجوردعوامون شد اونم گندزدبه شخصیتم "منم ریده شدم روش..."
جالب اینجاس داشت باجدیت ادامه میداد.
 
پاسخ : سوتی‌ها

خانوم ادبیاتمون امروز میخواست معنی کلمه نی لبک رو بگه گفت: نی لبک اون نی ای است که رو لب میذارن.
بعد نسیم گفت: خانوم مگه بقیه نی ها رو کجا می ذارن؟ ;D ;) :)) ;) ;D
سر ریاضی رمیصا دوستم داشت می پرسید که این چیه به آکولاد گفت کروشه مریم اومد بهش بگه اینکه کروشه نیست گفت اینکه کراشه نیست بعد که ما می خندیدیم هی میگفت چی شده مگه؟ :))
بچه ها داشتن می پرسیدن که امتحان ریاضی از درس هایی که خانوم این هفته هم میده میاد؟ که مهشاد(ر) جواب داد: تازه کجاشو دیدین ازون درسهایی که بعد از امتحان هم میده میاد ;D
رمیصا: من بیام اگه کم دارید :))B-) :))
یه مهشاد دیگه(ا) امروز کلی سوتی داد:
یه تیکه قیچی بدین ;D :)) ;D
پرگار قل می خوره :)) ;D :))
یه بار سر ادبیات اول سال که خانوم هنوز بچه ها رو نشناخته بود قرار شده بود که خانوم حدس بزنه از اسمها که کی کیه ;D وقتی اسم منو خوند من گفتم : یعنی الان باید منو پیدا کنین؟ B-);D ;D ;D B-)
 
پاسخ : سوتی‌ها

اغا معلم پرورشی اومده کلاس میگه بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از شاگردا : وبهی نستعین
دیگری :خیرناصر و مبین
یکی :صلوات بفرست
بقیه همه باهم اللهم صلی...
دیگری:تکبیر
بقیه:الله اکبر..
یکی دیگه :فاتحه
دیگه کلاس اوضاع شده بود :)) :)) :)) :))
اونطور که یادم میاد اصن طرف دیگه نتونست حرف بزنه مجلس به عزا تبدیل شد کم مونده یکی بیاد یه روضه هم بخونه بقیه بگرین.
معلم پرورشی؟ X-( X-( (:|
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا رفته بودیم دکتر تو کلینیک نشسته بودیم.
نا گهان یکی از دوستان گفت : ببخشید شماره 29 هست ؟ (شماره 27 رفته بود داخل)
خیلی متعجب شدم ،
بعد از دقایقی کسی چیزی نگفت ملت گفتن نه رفته :-".
بعد دوباره پرسید شماره 28 هست . یکی گفت بله منم.
بعد چند دقیقه بوش در اومد که طرف خودش شماره 29 بوده :-"
برای اینکه بوش درنیاد چیزی نگفته بوده :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من و دوستان!
من: اين فيلم رسوايي رو من خيلي وقته ميخوام برم سينما وقت نكردم!
پريسا: آره قشنگه من رفتم!
من: خوب چه جورياس؟!
پريسا: فيلم خوبيه محمدرضا شفيعي جم هم توش بازي ميكنه!
من و بقيه: بازيگر جديده اين آيا؟! =)) =)) =))
 
Back
بالا