• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

+ آقای خردمندی : خانومایی که علاقه به ملاقه نویسی دارن ...
ما : :)) ;D
- : :-" !
تا آخر جلسه هربار میخواست بگه مقاله قبلش یه مکثی می کرد ;D


+ نصیحت یکی از دوستان : چقدر بهت بگم؟ اینقدر پشت چشم ننداز دیگه! :-w
من : پشت کجا دقیقا؟ :-"
گوش منظورش بوده :دی


+ دبیر زبان فارسی : یه ضرب المثل بگو توش دیزی داشته باشه.
همکلاسی گرامی بعد کلی تفکر : گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده ;;)
ما : پس دیزی ـش کو؟ :))
- : ئه؟ حواسم از دیزی پرت شد :-"




+ داشتیم والیبال تمرین میکردیم یکی از بچه ها به پاسور : چرا اینقدر لب میدی؟ من لب نمیخوام!
ما به این حالت : :o نعیمه چی داری میگی؟ :o
نعیمه : بابا منظورم اینه که پاس لب تور نده!
- : خیله خب؛ درست حرف بزن یکی ازینجا رد بشه چی با خودش فکر میکنه؟ X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

اون اولين موقع هايي كه ميومدم تو سمپاديا يه پيامهايي مث اينو پ.خ بده ^-^ شمارتو پ.خ كن :-Lاز اونجايي كه اين دوتا حرف در حالت به هم چسبيده در زبان تركي معني بدي دارن منم اونجوري برداشت ميكردم :>ميرفتم طرفو شناسايي ميكردمو همه ي پستاشو ديس لايك ;Dبعدشم كلي فحش و دري وري واسش ميفرستادم >)كه بعدش يه نفر متوجه شده ك چرا اينجوري كردم بهم گفت منظور از پ.خ پاسخه B-) نگو اون بي چاره از منم مشنگ تر =))ه تازگيا فهميدم كه منظور پيام خصوصي بوده :)) حالا يك حال ميده يكي بياد بهم بگه پيام خصوصيم نيس يه چيز ديگس اون موقع ديگه كاملا سنگ رو يخ ميشم :)) 8-} =P~ =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

با دوستا زنگ تفریح دور هم جمع شده بودیم
یکی از دوستان به یکی دیگه : سانجیویدت چرا این شکلیه؟
ما هم ;D ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار زنگ که خورد رفتیم به معلممون مثل همیشه گفتیم خسته نباشید
اونم خیلی مهربون با یه لبخند برگشت گفت:سلام خوبی درس خوندی؟
من و دوستان: :o ;D =))
اون معلم: #-o :-"

+یه بار اومدم بگم sijal &hidden گفتم sijel &hiddan ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبيرمون رفته بود جلو ديتا پروژكتور ميخواست با [size=14pt]كنترل تلوزيون روشنش كنه

حواسش نبود . :)) ;D ;D ;D :)) :)) :))[/size]
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر صبح رفتم توی مدرسه که برم یه گوشه بشینم. ;D
چیزی که دوستم میخواست بگه: بچه بودی سلام میکردی!
چیزی که گفت: سلام بودی بچه میکردی! =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی رو توجه کنید: :))
معلم عربی داشت میپرسید ی بچه ها گفت:خب خانوم چرا باید عربی بخونیم ؟!

معلم:شما ب من بگید کلاس عربی برید با اشتیاق تر میرید یا زبان؟!
همه:زبان
معلم:خب دیگه این جا افتاده برا همه!
مثلا ی عده میرن کلاس پیانو بعد کیف ِ پیانو رو میندازن پشت کمرشون با چ غروری رد میشن! چرا باید اینجوری باشه؟! :|

همه : =)) =)) =))
ی بچه ها ب من میگفت لیلا واسه تولدت چ مارکی کیف ِ پیانو واست بخرم؟! :))

(چ شباهتی بین گیتار و پیانو دیده بود¿¡ :)) )
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم دفاع : شما دختريد از شما دور از بعيده از اين كارا بكيد!
ما: ;))
معلم:چرا ميخنديد اي نوع خنديدنم خيلي دور از بعيده
ما: :)) =))
معلمه ~X( X_X 8-|
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی معلم هندسه ما:به جای اینکه بگه مثلث بکشیم گفت مثلث بکسیم!منظور بد نگیرید فقط به جای ش گفت س! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی معلم زبان ما رو باش: اومده کلی کلاس میذاره میگه من مترجم فلان شبکه ی دینی ماهواره ای بودم و فلسفه هم در س میدادم و اینا
بعد به یه جای بحث که میرسیم میگه:
مثل اون شعره که هممون بلدیم= "ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود"
بچه ها :کدوم رو میگید
معلم:وای ینی نمیدونید؟همون که مال سعدیه!!!
من:مطمئنید اون مال مولانا نیست
بیچاره کلی خجالت کشید
 
Back
بالا