اینو فقط به ی نفر گفتم;-)
تو حیاطه مدرسه با پری بحث میکردم میخواستم جوابه دندان شکن بش بدم با انگشته دستم
ف.ا.ک و بیلاخ قاطی شد انگشته اشارمو آوردم بالا به حالت "آقا اجازه" بعد پری هنگ و اینا دیدم تف شدم گفتم این میانگین دوتاشه
ی همسایه ای داریم خیلی جلفه
با مامانم داشتیم غیبتشونو میکردیم
حواسم نبود گفتم این زنیکه جن... چیزه نه جونوریه(جانور)
چشتون روزه بد نبینه
معلممون داشت زیادی هار ت و پورت میکرد ( ( دیدم دیگه داره زیادی زر میزنه هرچیم بلد بودم داشت از کلم می پرید
برگشتم آروم به sogoli گفتم استاد خفه شو داریم درس گوش میدییییییییییم :-ss :-s
بععععد طرف شنید
داشتیم درباره ی مدرسه و معلم و این جور چیزا (سر زنگ زبان فارسی) صحبت میکردیم ...
یکی از بچه ها گف تو کشورهای دیگه وقتی بگی معلمی کلی تحویلت میگیرن و همه میخوان معلم شن ولی تو ایران تا میگی معلمی همه میگن .....
معلم بیچاره :
ما:
اون روز فیزیک داشتیم...زنگ آخر بود...مام کلی خسته بودیم(آخه زنگ قبلشم فیزیک داشتیم...) ( ساعتم که مث همیشه نمیگذشت...
اصن یه وضی...
مائده برگش گفت خانم نمیشه مستراحت بدین؟؟!!
ما:
معلمه:
میخواس بگه نمیشه استراحت بدین بعد کلی فک کرده بود چه جوری بگه که محترمانه باشه...
سارا:مائده نمیشه تو هم خانواده پیدا نکنی؟
وای...عربی داشتیم کلی تکلیف دادو تست و بعدم گفت جلسه بعد امتحان دارین! ما همه به این حالت: X-(
زنگ تفریح خورد...من با تمام توانی که داشتم فریاد کشیدم تف تو ....
نگو معلمه هنوز سرمونه....آخه مانتوش رنگ مانتو های ما بود...فک کردم یکی از بچه هاس!