• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس ریاضی بودیم دیوونه شده بودیم از بس مسله حلیده بودیم یهو یکی از بچه ها ی سوال چرت از معلممون پرسید دوستم اومد بگه فلانی این چ سوالی بود برگشت گفت رادیکال این چ سوالی بود.. :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

aks-neveshte-khandedar-radsms-45.jpg
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب میخواستم بخوابم ، گفتم قبل از خواب یک داستان کوتاه بخونم روحیم عوض شه و اینا بهتر بتونم بخوابم ;;)

بعد رفتم یک داستان کوتاه از صادق هدایت انتخاب کردم و شروع کردم به خوندن به اسم : "
کد:
گجسته دژ
"

بعد تهش این طور تموم شد:

جادوگر به زن میگه شب که دختر خوابش سنگین بود بیارش فقط یک طوری که بیدار نشه

زن میره دختر رو میاره و روی تختی که جادوگر آماده کرده میخوابونه

بعد جادوگر گردنش رو با تبر قطع میکنه

بعد گردنش از لبه ی تخت آویزون میشه :|

و جادوگر گردن بریده شدشو فشار میده و سه قطره خون از گردنش رو توی شیشه جمع میکنه

هیچی دیگه داستان تموم میشه در این قسمت! و من هم تا صبح نتونستم بخوابم :| :| (:|
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز رفتم یه جایی که موبایل و فلشو این جور چیزا ممنوعه بردنش (منحرف نباشید زندان نرفتم :دی .یه جایه نظامی بود)بعد من موبایلمو تحویل دادم و سرخوش رفتم تو بعد تو محوطه یادم افتاد فلشو ندادم.توشم 4.5 تا موزیک ویدیو از ریحانا و سلنا گومز بود :)) .یعنی اگه جایی بازرسی داشت میگشتنم کلام پس معرکه بود :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

وسط تعریف یکی از بچه ها :سر طرف کلاه مالیدن...
ما: :)) :))
-چیه چرا میخندین :-/
- منظورت کلاه گذاشتن یا شیره مالیدن بود دیگه؟ :-"
-ها آره آره همون ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

آغا یه بار از مدرسه داشتم میومدم خونه، سوار تاکسی شدم دیدم کیفمو تو مدرسه جا گذاشتم.......یه بار امتحان دینی داشتیم رفتم دفتر مدرسه به معاون گفتم ببشید ن حالم خوب نیس میشه این زنگ نرم سر کلاس، جیم شم؟ اونم گفت اشکال نداره، برو خونه........یه بار خواستم از رو درس ادبیات بخونم عمدا اول جمله یه انصافا اضافه کردم، یهو یکی از بچه ها گفت اجازه؟ ناموسا رو خوند انصافا..........

یه بار میخواستم با دوستم برم بیرون(دختر بود) به مامان گفتم جایی کار دارم میرم......اون شبم عروسی یکی از فامیلا بود همه جمع شده بودن تو خونه ی ما(دخترای فامیل).همه خونه ما بودن بجز من که بیرون بودم و مامانم که رفته بود خیاطی لباسشو بگیره...من با دوستم رفتم بیرون و کلی خوش گذشت، وقتی برگشتم رفتم داخل سلام کردم یهو همه زدن زیر خنده، منم هنگکردم که یکیشون گفت کارت چه خوشگل بود!!! منم اونموقع فهمیدم که دخترای فامیل بیرون بودن و منو دوستمو دیدن..شانس آوردم کسی به مامانم چیزی نگفت اما هنوزم گاهی بخاطر اون قضیه بهم متلک میگن.....

این سوتی نیس اما خیلی جالبه: دوستم با دختر یکی از معلمامون دوست بود و همیشه وقتی معلم میومد سر کلاس ما، دوست من میرفت خونه معلم.دیگه بقیشو خودتون حدس بزنید.........

بازم میگم واستون
 
پاسخ : سوتی‌ها

امتحان شیمی نوبت اول بود، منم غرق جواب دادن به سوالا ؛ که یهو صدای جینگ جینگ این ماشین حسابا که صدا میدن اومد.
اول هیچی نگفتم ولی بعد که دیدم قصد نداره قطع کنه صداشون بدون اینکه سرمون بلند کنم داد زدم میشه صداشو قطع کنی؟ :-L دیدم همه زدن زیر خنده، سرمون که بلند کردم دیدم ماشین حساب دست دبیر شیمیمونه! ! (داشت سعی می کرد صدای ماشین حساب یکی از بچه‌ها رو که خراب شده بود و قطع نمیشد درست کنه)
آبروم رفت :-" :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سره کلاس زیست اومدیم برای اولین بار در عمرمون از معلم سوال بپرسیم :|
"عاقا ببخشید میشه دقیقن توضیح بدید تنفس پری دریـایی از چ نوعه؟ ;;)
اونم فک کرد دارم مسخرش میکنم نزدیک بود از کلاس بیوفتم بیرون
مدیونید اگه فک کنید فرق عروس دریایی با پری دریایی رو نمیدونم :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

کارت رو زدم تو تلفن عمومی ، دیدم میگه کارت مجاز نمی باشد ، تعجب کردم ! گفتم شاید این خرابه ، در اوردم زدم تو تلفن پشتیش ، دیدم باز زده کارت مجاز نمی باشد !!!
یکم تو فکر فرو رفتم و کارت رو در اوردم ، فهمیدم کارت بانکی به جای کارت تلفن کردم تو تلفن عمومی :-" :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابام : کارت بانکیه من کجاست؟
من : گذاشتم توی کشوی اول کیفت :-"
 
Back
بالا