سلام. جالب بود برام که خرم آبادم یه تاپیک داره! چه عجب چشممون روشن!

راهنمایو شهید بهشتی خرم آباد بودم! درسته...همون حیاط جلوییش انداره ی کل مدرسه ی ماست الان! بهشتی شهر ری رو میگم
فضاش که حرف نداره...سکوت...ولی حیف 2 نفر نداره که یه ذره چیز میز سرشون بشه!
ببرای مثال...اونجا طبیعیه که معلما بپیچوننو نیان سر کلاس...این یه الگوریتم بعد از زنگ جدیده:
وای خدا کاشکی معلم نیاد :-ss :-ss .. بعد میفهمی معلم پیچونده و... ^-^ بریم تو حیاط الافی!

والا به خدا...
خداییش اون آخر آخرا آقای چگنی و ایمانی مدیر اینا بودن...ببخشیدا ولی بزاریشون رو هم اندازه سرایدار ما نمیفهمن.
به دوستم که اونجاس میگم تیم دادین شریف؟! میگه شریف کجاست...میگم خب المپیاد چی..میگه المپیاد بسیج با تقلب قبول شدیم

...
باورتون نمیشه چقدر شک بهم وارد شد سال اول! اینجا یه آرامش جانی داری حداقل...که بعد به فکر درس باشی...واقعا شانس اوردم...
به خدا اون آزمایشگاهایی که اونجا داره اینجا تو خوابم ندیدیم!
حرف آخر...به امید اونا نشینیدو خودتون یه تکونی به خودتون بدید. ما امسال تو کنکور 10 نفر زیر 150 داشتیم...20 نفر زیر 1200..اینارو میگم...چون تعداد دانش آموزای اینجا در هر پایه کمتره.خجالت بکشید!
میشناسم افرادیو که امید بهشون هست...
ما برناممون 10 ام تیر شروع شده و هر هفته 4 روزشو میریم مدرسه تا ساعت 2
آها یه نکته ی دیگههه! اونجا زنگای آخر تیم شگقتی ساز مدیریت... ^-^...چون خسته بود زنگ آخرو زود میزد همه خوشحال..همه چی آرومه! زودتر میرفتیم خونه...زنگ آخر 40 دقیقه بود! ای خدااا
خیلی خندیدم وقتی فهمیدم پسرا هم لباس فرم باید بپوشن! آخ تو دلم مونده بود باید میگفتم!
بچه ها ی شهید بهشتی خودتون تاپیک درست کنید نیایم اینجا B-)