• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دوره آموزشی دفاعی _ میدان تیر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع eyekay
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از Rubiker :
براي ما هم از اون كلاسا گذاشتن ... ما كه فك كرديم همچي آرومه !!
اما وقتي رفتم خط آتش به خاطر اينكه يكي از بچه ها ي مدرسه ي بغلي مجبور شديم روي اون سنگ ها و توي اون هواي داغ 50 دور غلت بزنيم ...
من که حالم از تیراندازی به هم میخوره. اصلا فکره این که میشه با همین اسلحه آدم کشت عذابم میده. راحت بگم، کلا از جنگ و خون ریزی متنفرم. نمی دونین وقتی تو خط آتش بودم چه حسه بدی داشتم!
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از Poorya Kh :
گروه اولی که از شهر ما به منطق جنگی رفتن خشم شب داشتن که میگفتن خیلی حال داده
ولی ما که گروه دوم بودیم به علت بدی هوا خشم شب نداشتیم که به نظر من خیلی بد شد :-"
ما هم مثل ما . اونایی که قبل عید رفتن خشم شب داشتن . ولی ما که بعد عید رفتیم خشمی در کار نبود . فقط می خندیدیم . البته ما اردوگاهمون تو خرمشهر بود . اردوگاه شهید باکری.
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

البته اگه 5 تا پسر بیکار کنار هم باشن ، هر جا باشه حال می ده !! حتی دمه دفتر !! دیگه مناطق جنگی که بد تر از اونجا نیست !:))
ولی میدون تیر فرق داره ... مثله چی بالای سرمون هستن نمی ذارن حرف بزنیم ...
میدون تیر هم که رفتیم همون اول به خوراکی خوردن ما تو ماشین گیر دادن
از ساعت 11 تا ساعت 5 ما فقط ساعت 4/30 یه بستنی لیوانی اب شده خوردیم !! :(( (نکته ی اخلاقی ، ناهار بخورین بعد بیاین ...!)
ایمان ، شما رو هم همون جا ، مقابل زیباشهر اوردنتون نه؟
اره فکر کنم ....!
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

ما امروز رفتیم.قسمت تیر اندازیش جال داد.بقیش ... .
پوککه اوردن و قضیه هاش از همه باحال تر بود.
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

من که با این اردو خیلی حال کردم آخه در کنار دوستان بودن همش خنده و هیجان مخصوصا شوخی هایی که بچه ها با هم میکردن یک جور خشم شب بود تصور کنید خواب باشی بیان یک شیشه یک و نیم لیتری آب بریزن روت چه حسیه البته بنده جان سالم در بردم
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

من که هشت تا تیرو زدم به سیبل سربازه که نمره میداد کف کرده بود گفت بابا تو خودت تیراندازی یا!!!
از گروه ما که گروه دوم بودیم هیچ خطایی سر نزد برای همین اذیتمون نکردن.
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

من که هشت تا تیرو زدم به سیبل سربازه که نمره میداد کف کرده بود گفت بابا تو خودت تیراندازی یا!!!از گروه ما که گروه دوم بودیم هیچ خطایی سر نزد برای همین اذیتمون نکردن.
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از Poorya.L :
من که هشت تا تیرو زدم به سیبل سربازه که نمره میداد کف کرده بود گفت بابا تو خودت تیراندازی یا!!!از گروه ما که گروه دوم بودیم هیچ خطایی سر نزد برای همین اذیتمون نکردن.
امکان نداره کی باور میکنه فکر کنم سربازه خیلی گیج بوده خیلی شانس بیاری شاید پنج تاش بخوره به هدف :-"
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به ما گفتن ما رو میبرن میدون تیر و کلاش براتون واز و بسته میکنن اما اون جا که رفتیم از اول صبح که از خواب بلند میشدیم سوار اتوبوس میشدیم تا شب که میخواستیم بخوابیم یه شب هم از بس اضیت کردیم ما رو سینه خیز بردن :)) :)) :)) :)) :)) :)) ;D ;D ;D ;D ;D ;D B-) B-) :x :x :x :x :x
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

بخدا یه خاطراتی داریم ما با راهیان نور ... !

ما رو هم راهیان نور بردن هم میدان تیر ...

اولا که رفتیم، یه 50 کیلومتر از محل اعزام دور که شدیم، اونجایی هست زیر اتوبوس که راننده میره میخوابه ... ! رفته بودیم 8 نفر روهم روهم اونجا خوابیده بودیم ... !

ثانیا که تا خود اهواز پوکر + حکم :-"

هر کسی می اومد تو اتوبوس ما بعنوان مراقب تو اولین جایی که اتوبوس وامیساد فرار میکرد!!!

رانندمون پایه بوداا ! یعنی پایه ها ! داده بودیم آهنگ لاله tm bax رو انداخته بود تا خود پادگان سپاه :-??

از طرفی یه نفر مراقب اومده بود تو اتوبوس ما، بچه ها بی سیم ــِش رو کش رفتن، تو بی سیم زدبازی پخش کردیم! =)) بعد یهو اون سرهنگه دستور داد همه اتوبوسا وایسادن. اصلا یه دعوایی راه افتاد که ... ! کار ما بود؟ :-"

بعد اون ته اتوبوس 15-20 نفر اینا کلا نشسته بودیم رو هم !

بعد شبا تو اردوگاه خاموشی میزدن، ساعت 11. بعد چراغا رو که خاموش میکردن همه داد میزدن هوووووووووووووووهوووووووووووووووهووووووووووووووووووووووووووووووووووووو /m\

خلاصه تنها سالنی که خاموشی نمیزدن سالن ما بود. تختا 2 طبقه بود ( کلمه رو حال کن ! ) بعد میرفتیم میزدیم تو خواب درگوش بالایی طبقه پایین میگرفتیم میخوابیدیم

به گوشی معلما و همه زنگ زدیم.

یه شب هماهنگ شدیم 2 - 3 شب اینا پا شدیم نانسی گذاشتیم شروع کردیم به رقصیدن! =))

شاید باور نکنید ولی تو سالن بغلی، یه شب داشتیم ساعت 4 از گشت و گذار بر میگشتیم یهو صدای ویولن اومد!!!!! =)) نه اینکه با اسپیکر و اینا باشه ها ! زنده بود!!! :))

بخدا اگه بازم ببرن هممون میریم ;D البته ناگفته نماند من یه 100 کیلومتر اینا مونده بود اهواز یه اتفاقی افتاد یعنی وحشتناک dep شدم ... در حد اینکه تا خود پادگان با کسی حرف نزدم و اینا ...

بعد برگشتنی با یکی آشنا شدم ( :-" ) که کلا تریپ دپ و اینا جمع شد ... :-"
 
Back
بالا