silence
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 507
- امتیاز
- 352
- نام مرکز سمپاد
- علامه حلی - شهید قدوسی
- شهر
- تهران
- دانشگاه
- شهید بهشتی
- رشته دانشگاه
- دندانپزشکی
پاسخ : اگه شاعر یا بی کار نیستید نیاید
برای این که حاشیه درست نشه از شعرهایی شروع می کنم که بار عاشقانه کم تری دارن ... درضمن اینا بیشترشون شعر نیشتن من اسمشونو گذاشتم پریشان حالی یا شعرواره ( یا به قول اصطلاح صدا و سیما دلنوشته!) خیلی هم تحفه نیستن ولی به هر حال همینی که هست
انتقاد و اینام مطرح کنید خوشحال می شم!
برای این که حاشیه درست نشه از شعرهایی شروع می کنم که بار عاشقانه کم تری دارن ... درضمن اینا بیشترشون شعر نیشتن من اسمشونو گذاشتم پریشان حالی یا شعرواره ( یا به قول اصطلاح صدا و سیما دلنوشته!) خیلی هم تحفه نیستن ولی به هر حال همینی که هست
انتقاد و اینام مطرح کنید خوشحال می شم!به نام او...
به نام او که هر نفس , طنین سبز لحظه هاســــت
به نام تو به نام عشق , که مثل دُر گران بهاســــت
***
به نام آن که صادق است , به نام آن که لایق است
به نام آن مسافری , که مست یک شقایق اســـــت
***
به نام آن که در غروب , چراغ مـــــــــهر برکشـــــــید
به نام آن که در دلش , محبتی همیشه دیــــــــــــــد
***
به نام آن که در کویـــــــر , به زیر ظل آفـــــــــــــــتاب
برای دل شکستگان , بَرَد یکی دو جرعــــــــــــــه آب
***
به نام آن که هیچ شب , تا به سحـــــــــــرگاه نخفت
فقط برای عاشقان , سبد سبد ترانـــــــــــــــــه گفت
***
به نام ساحت دلی , که پر تب است و شوق و شور
همان دلی که خسته است , از این همه کبر و غرور
***
به نام شوق مرغ عشق , برای درک زندگــــــــــــــی
برای اولین صــــــــــعود , رهاشدن ز بستگـــــــــــــی
***
به نام آن حقایقی , که هیچ جا و هیچ گـــــــــــــــــاه
کسی برای لحظه ای , به نورشان نشد گـــــــــــــــواه
***
به نام یک سکوت ژرف , ز بین این همه ســـــــــــــخن
به نام آن که خوب زیست , برون ز قید جـــــــسم و تن
***
به نام او که مالکِ , همه همیشه هر کجاســــــــــــت
به نام آن وجود پاک , که نام نامی اش خداســــــــــت
به نام او که هر نفس , طنین سبز لحظه هاســــت
به نام تو به نام عشق , که مثل دُر گران بهاســــت
***
به نام آن که صادق است , به نام آن که لایق است
به نام آن مسافری , که مست یک شقایق اســـــت
***
به نام آن که در غروب , چراغ مـــــــــهر برکشـــــــید
به نام آن که در دلش , محبتی همیشه دیــــــــــــــد
***
به نام آن که در کویـــــــر , به زیر ظل آفـــــــــــــــتاب
برای دل شکستگان , بَرَد یکی دو جرعــــــــــــــه آب
***
به نام آن که هیچ شب , تا به سحـــــــــــرگاه نخفت
فقط برای عاشقان , سبد سبد ترانـــــــــــــــــه گفت
***
به نام ساحت دلی , که پر تب است و شوق و شور
همان دلی که خسته است , از این همه کبر و غرور
***
به نام شوق مرغ عشق , برای درک زندگــــــــــــــی
برای اولین صــــــــــعود , رهاشدن ز بستگـــــــــــــی
***
به نام آن حقایقی , که هیچ جا و هیچ گـــــــــــــــــاه
کسی برای لحظه ای , به نورشان نشد گـــــــــــــــواه
***
به نام یک سکوت ژرف , ز بین این همه ســـــــــــــخن
به نام آن که خوب زیست , برون ز قید جـــــــسم و تن
***
به نام او که مالکِ , همه همیشه هر کجاســــــــــــت
به نام آن وجود پاک , که نام نامی اش خداســــــــــت



