• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام زما و نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
 
جُرمم
این دان

که ز جان
دوست‌ترت می‌دارم...♥️

#عراقی
 
هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه ی هیچ
که مرا نام نه در دفتر اشیا شنوند

#خاقانی
 
ده سال دور و تنها،تنها به جرم اینکه
او سرسپرده میخواست،من دلسپرده بودم

ده سال میشد،آری،در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

#محمد علی بهمنی
 
او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

سعدی
 
خبر نداشتن از حال من بهانه توست ؟
بهانه همه ظالمان شبیه هم است
کسی بدون تو باور نکرده است مرا
که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصله ما هنوز یک قدم است
فاضل نظری
 
آخرین ویرایش:
زین سخن‌های دلاویز که شرح غم توست
خرمنی دارم و ترسم به جویی نستانی!

سعدی
 
لا اقل عاشق معشوقه ی مردم نشوید
که به فتوای همه، مظهر حق الناس است
#نفیسه_سادات_موسوی
 
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل می باختی
من به خاك افتادم اما این جوانمردی نبود
می توانستی نتازی بر من، امـا تاختی
فاضل نظری
 
به وقت گل شدم از توبه ی شراب خجل / که کس مباد ز کردار ناصواب خجل
 
وقتی همه جا پر است از دل سیری
عاشق بشوی غریب تر می میری!
یادَت نرود به مردمِ این دنيا
دَریا بِدهی، کویر پس می گیری…!
وحید برزگر
 
الا ای خاک خوزستان تو آنستی که دیدستی
سکندرها و قیصرها و لشکرهای جوشانش
حسین مسروری
 
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تورا کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تورا
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تورا
 
کفنِ گرم به تن کن که در این قبرِ غریب،
پیش پای من و تو باز تگرگ آمده است

#علیرضا_آذر
 
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه‌ای، هزاری تو چراغ خود بر افروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر
که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز

مولانا
 
دست از گمان بدار
با مرگ نحس پنجه میفکن
بودن به از نبود شدن خاصه در بهار…
نازلی سخن نگفت
سرافراز، دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت
نازلی سخن بگو

شاملو
 
بیداد کرده در جهان مولای من ظلم ستم
دلهای مسلمین شده کانون درد و رنج غم

پس کی میایی یوسف زهرا
نابود گردد ظلم ستم ها
 
مرا به هيچ بدادی و
من هنوز برآنم
كه از وجودِ تو مويی
به عالمی نفروشم...
سعدی
 
Back
بالا