• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دیگر بوی بهار هم سرحالم نمی کند
چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند

آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چکار ؟
وقتی که سنگ هم رحمی به بالم نمی کند
 
گویند بهشت عدن با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
اين نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل برادر از دور خوش است

:x28 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام شاد باد:x
 
مثل وقتایی که یهو بادکنکی می ترکه
بعضی وقتا دلای ما الکی می ترکه
خنده هامونو گرفتنو نمردیم
ولی اشکو از کسی بگیری طفلکی می ترکه
چرخا می چرخه واسه هرکی نمکدون رو شکست
عوضش چرخای چرخ نمکی می ترکه
هر دقیقه حرفاشون روحمو قلقلک میده
ته قصه ادم قلقلکی می ترکه
بعضی وقتا دلای ما الکی می ترکه
 
تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم
به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم

محمد علی بهمنی
 
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
"حافظ"
 
گر تن بدهی دل ندهی کار خراب است
چون خوردن نوشابه که در جام شراب است
گر دل بدهی تن ندهی باز خراب است
این بار نه جام است و نه نوشابه ،سراب است
اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند
چون دغدغه مردم این شهر حجاب است
تن را بدهی دل ندهی فرق ندارد
یک آیه بخوانند، گناه تو ثواب است
خریدند تنت را و بریدند کفنت را
به یک آیه و چند سکه ببستند دهنت را
نه روحی به کار است
نه عشقی به بار است
فقط شهوت مردانه به اندام تو یار است
...

(واقعا زشت بود اگه فقط یه بیتشو مینوشتم...)
 
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
.‌‌‌‌‌...
فریدون مشیری
 
ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ،
ﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ , ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ،
ﮔﻔﺘﻤﺶ ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮ ﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﻝ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ...


ژولیده نیشابوری
 
جوانی میرود کم کم وَ کم کم پیر خواهم شد
نگو هرگز نمی آیی که از خود سیر خواهم شد

اجل جایی کمین کرده، نهیبش کن که میدانم...
نهیبم میکند روزی و غافلگیر خواهم شد

اگر بیمار و رنجورم، همینجا شرط میبندم
شبیهِ موش هم باشم، بیایی شیر خواهم شد

نگو تنهایِ تنهایی که خیلی میشوم با تو
به فرقِ بی کسی هایم بیا شمشیر خواهم شد

خودت هم خوب میدانی که خیلی دوستت دارم
تو هم بشکن غرورت را، نگو تحقیر خواهم شد

پناهِ گلّه ی میشَت منم ای ایلِ سرگردان
بیا چادر بزن در من که دامنگیر خواهم شد

برای زخمهای تو شبیهِ نوشدارویَم
بنوشم تا اثر دارم که بی تاثیر خواهم شد

مرا از خوابهای خود برانی هم یقین دارم
که در آغوش گرم تو شبی تعبیر خواهم شد

جوانی با غمت سر شد، مرا دریاب در پیری
نترس از این خرابی ها، بیا تعمیر خواهم شد
 
آخرین ویرایش:
بگذار تا بگریم
چون ابر در بهاران
از هجر وصل یاران
در نغمه های باران
( قسمت بگذار تا بگریم .‌‌ ... در بهارن از سعدی بزرگ : )
( با عرض پوزش دوقسمت آخر از من کوچک :\ )
 
خوش به حال من و دریا و غروب خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

#محمدعلی بهمنی
 
همه در چشمه ی مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

شهریار
 
دلم می خواست
"امشب"
خواب آمدنت را ببینم
چه فایده که همه ی خواب ها
رویای صادقه نیستند!

*سارا احدی*
 
Back
بالا