• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قفسه کتاب moocoem

ارسال‌ها
227
امتیاز
1,916
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
‌بروجن
سال فارغ التحصیلی
1404
باشد که خروار‌ها کتابی که برای برای رهایی از حال‌ بد و وعده دادن آینده بهتر برای خودم خریدم را بخوانم.
 
آخرین ویرایش:
s42712_IMG_20260824_225407_292.jpg

سفر به دور اتاقم از اگزویه دومستر
نشر ماهی
[Voyage autour de ma chambre]
[ Xavier de Maistre]
این کتاب حس‌و‌حال خوبی داره و قبل از اینکه برگردم به خوندن کتاب‌های سنگین‌تر تصمیم گرفتم این کتاب و چند کتاب سبک‌تر دیگه رو دوباره بخونم.
کتاب تقریبا شرح‌حال نویسنده است که به ۴۲ روز حبس توی اتاقش محکوم شده.
خیلی کتاب پربار و سنگینی نیست ولی به نظر من سبک و دیدگاه نویسنده خیلی خیلی خیلیییی از زمان خودش جلوتر بوده.
من یک مرتبه هم نسخه صوتیش رو گوش دادم، واقعا دوست داشتنی بود.
توی باکس‌های پایین بخش‌هایی ازش رو که دوست داشتم و به نظر جالب بود رو گذاشتم.

قربان، وقتی دارید کتابی می‌خوانید و ناگهان اندیشه‌ی دلپذیر‌تریبه ذهنتان خطور می‌کند، روحتان بی‌درنگ به این اندیشه تازه می‌چسبد و کتاب را از یاد می‌برد، حال آن‌که چشمانتان ناخودآگاه کلمات و سطور را دنبال می‌کنند. بدین ترتیب، صفحه را به پایان می‌رسانید بی‌آن‌که چیزی از آن فهمیده باشید و اصلاً به یاد نمی‌آورید که چه می‌خوانید. دلیلش این است که روحتان به ملازم خود فرموده بود چیزی برایش بخواند، اما در باب غیبت صغرایی که خود در پیش داشت خبری به وی نداده بود. بدین‌سان، دیگری سرگرم مطالعه چیزی بود که روح به آن گوش نمی‌سپرد.
ای روح زندگانی‌ام، ای هستی دوباره‌ام! پیش‌تر بیا تا تو را به سینه بفشارم. بیا و در مستی و شادکامی‌ام شریک شو! این لحظه کوتاه اما شعف‌انگیز بود: عقل سرد بار دیگر بر اورنگ فرمانروایی خویش نشست و من در چشم‌به‌هم‌زدنی به اندازه یک سال تمام پیر شدم قلبم سرد شد و یخ زد و آنگاه خود را در میان جماعت بی‌اعتنایانی دیدم که بر دوش این سیاره سنگینی می‌کنند.
بگریز دختر چوپان شتابان گله‌ات را به پیش بران خود را در متروک‌ترین و دوردست‌ترین دخمه‌ها نهان کن بر این زمین غم‌زده دیگر نشانی از آسایش نیست.
بله، شیوه لباس پوشیدن چنان بر ذهن آدمی اثر می‌گذارد که برخی ناخوش‌احوالان، وقتی لباس نو می‌پوشند یا کلاه گیس پودر زده به سر می‌گذارند، حس می‌کنند حالشان بهتر است. در میان آنان، کسانی نیز هستند که با زیورآلات نفیسشان خود و دیگران را می‌فریبند و سرانجام، در سپیده دم روزی آفتابی با ظاهری بسیار آراسته می‌میرند و مرگشان همه را بهت زده می‌کند.
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا