- ارسالها
- 6
- امتیاز
- 35
- نام مرکز سمپاد
- نفوذی از امامصادق
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 1405
سلام بر همه دوستان کنکوری،دانشجو و فارغ التحصیل
من امسال دوازدهم تجربی بودم و دارم امتحانات نهایی رو میدم . سال تحصیلی نسبتاً خوبی رو شروع کردم (از اول تابستون ۱۴۰۴ شروع کردم تراز قلم چی روی ۷۰۰۰ بود سال یازدهم هم معدلم نهاییم ۱۹.۶ شد) همه چیز خوب بود ۸۰ الی ۹۰ درصد درسا رو هم با فیلم و تست پیش رفته بودم ولی از اسفند که این شرایط جنگ پیش اومد یه مدت دوماهه کلا از درس جدا شدم و بعدش تا همین امروز هم ناامیدی و کمالگرایی و بی انگیزه بودنم باعث شد نتونم اوضاع رو ردیف کنم و نه جمع بندی درستی کردم و نه واسه نهایی ها کار موثری، همش ناامیدی و امروز و فردا کردن و فکر.
توی ۵ ماه اخیر خودم رو به فنا دادم، تقریبا از همون فروردین به فکر پشت کنکور بودم ولی با شاهکاری که با شب امتحان خوندن نهایی ها دارم رقم میزنم الان شک ندارم باید بمونم پشت کنکور.
الان تصمیم گرفتم که پشتکنکور بمونم و هدفم پزشکی یه دانشگاه خوب هست.
چند تا سوال اساسی دارم که دوست دارم از تجربه خودتون راهنماییم کنید:
۱. کسایی که پشتکنکور موندن، بزرگترین اشتباهاتشون چی بود؟ چه کارهایی رو کاش زودتر شروع میکردن؟
۲. به نظرتون بهترین تقسیمبندی ماههای سال پشتکنکور برای یه نفر با پایه نسبتاً قوی چطوریه؟ چطور بین مرور پایه، درس جدید، و جمعبندی تعادل برقرار کنم؟
۳. چطور میتونم انگیزه و پیوستگی رو در طول سال حفظ کنم؟ با افتهای روحی و روزهای بیحوصلگی چطور برخورد کنم؟
۴. برنامهریزی روزانهتون چطور بود؟ چطور بین درسها، تست، و مرور تعادل برقرار میکردید؟
۵. برای مدیریت زمان و جلوگیری از وقتتلفیهایی مثل فضای مجازی یا خیالبافی، چه تکنیکهایی جواب داده؟
از همه کسانی که تجربهشون رو به اشتراک میذارن، بسیار سپاسگزارم. هدفم اینه که با استفاده از تجربه شما بتونم یه مسیر درست و اصولی رو طی کنم.
من امسال دوازدهم تجربی بودم و دارم امتحانات نهایی رو میدم . سال تحصیلی نسبتاً خوبی رو شروع کردم (از اول تابستون ۱۴۰۴ شروع کردم تراز قلم چی روی ۷۰۰۰ بود سال یازدهم هم معدلم نهاییم ۱۹.۶ شد) همه چیز خوب بود ۸۰ الی ۹۰ درصد درسا رو هم با فیلم و تست پیش رفته بودم ولی از اسفند که این شرایط جنگ پیش اومد یه مدت دوماهه کلا از درس جدا شدم و بعدش تا همین امروز هم ناامیدی و کمالگرایی و بی انگیزه بودنم باعث شد نتونم اوضاع رو ردیف کنم و نه جمع بندی درستی کردم و نه واسه نهایی ها کار موثری، همش ناامیدی و امروز و فردا کردن و فکر.
توی ۵ ماه اخیر خودم رو به فنا دادم، تقریبا از همون فروردین به فکر پشت کنکور بودم ولی با شاهکاری که با شب امتحان خوندن نهایی ها دارم رقم میزنم الان شک ندارم باید بمونم پشت کنکور.
الان تصمیم گرفتم که پشتکنکور بمونم و هدفم پزشکی یه دانشگاه خوب هست.
چند تا سوال اساسی دارم که دوست دارم از تجربه خودتون راهنماییم کنید:
۱. کسایی که پشتکنکور موندن، بزرگترین اشتباهاتشون چی بود؟ چه کارهایی رو کاش زودتر شروع میکردن؟
۲. به نظرتون بهترین تقسیمبندی ماههای سال پشتکنکور برای یه نفر با پایه نسبتاً قوی چطوریه؟ چطور بین مرور پایه، درس جدید، و جمعبندی تعادل برقرار کنم؟
۳. چطور میتونم انگیزه و پیوستگی رو در طول سال حفظ کنم؟ با افتهای روحی و روزهای بیحوصلگی چطور برخورد کنم؟
۴. برنامهریزی روزانهتون چطور بود؟ چطور بین درسها، تست، و مرور تعادل برقرار میکردید؟
۵. برای مدیریت زمان و جلوگیری از وقتتلفیهایی مثل فضای مجازی یا خیالبافی، چه تکنیکهایی جواب داده؟
از همه کسانی که تجربهشون رو به اشتراک میذارن، بسیار سپاسگزارم. هدفم اینه که با استفاده از تجربه شما بتونم یه مسیر درست و اصولی رو طی کنم.





