• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

Art of Classic

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع pako
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    #هنر هنر

pako

در جستجوی فَردیت.
ارسال‌ها
457
امتیاز
5,195
نام مرکز سمپاد
دارالجنون
شهر
شهر
سال فارغ التحصیلی
1411
خیلی وقت بود تو فکر همچین تاپیکی بودم
تاپیک قراره درباره ی هنر کلاسیک و آثار مربوط به اون باشه
این تاپیک شخصی نیست پس اگر شما هم درباره ی نقاشی اطلاعاتی دارید میتونید اینجا در اشتراک بزاریدش.


+اگر تحلیل شخصی یا اطلاعاتی درباره ی اثر داشتید میتونید به اثر ریپ بزنید و بنویسید.

https://imgurl.ir/ اپلودر عکس
 
آخرین ویرایش:
m77916_The_Last_Supper_-_Leonardo_Da_Vinci_-_High_Resolution_32x16.jpg

تابلو شام آخر
اثر لئوناردو داوینچی
نقاشی 3 سال طول کشیده (از سال 1495 تا 1498 )
مکان: دیوار کلیسای سانتا ماریا در شهر میلان ایتالیا

این اثر اولین تجربه داوینچی در این ابعاده و اولین باره که داره با رنگ روغن رو دیوار گچی میکشه به همین دلیل 3 سال طول میکشه و حتی وقتی که نقاشی به اتمام میرسه به دلیل خراب شدن یه قسمتی از اثر داوینچی مجبور میشه خودش نقاشی رو مرمت کنه با این حال نقاشی که الان وجود داره به دلایل مختلفی بار ها مورد ترمیم قرار گرفته و تقریبا چیزی از اثر اصلی باقی نمونده.

خلاصه داستان:این نقاشی داستان هر 4 انجیل رو پوشش میده و مربوط به شب قبل از مرگ مسیحه لحظه ای که به حواریون اعلام میکنه از بین شما کسی به من خیانت خواهد کرد.
این نقاشی از نظر پرسپکتیو هم جزو پیشران های زمان خودشه و یکی از موضوعات جالب نقاشی دسته بندی حواریون یه 4 گروه 3 تایی هست 3 گروه بی خبر و یک گروه خیانت کار.
 
آخرین ویرایش:
a800929__The_School_of_Athens__by_Raffaello_Sanzio_da_Urbino.jpg

The School of Athens اثر رافائل
نقاشی بین سال‌های 1509 تا 1511 کشیده شد
مکان: کاخ واتیکان در واتیکان سیتی

این اثر مهم‌ترین نقاشی رافائل تو دوره رنسانسه و جالب اینجاست که بیشتر فیلسوف‌های بزرگ یونان رو توی یک قاب جمع کرده؛ با اینکه خیلی‌هاشون قرن‌ها باهم فاصله زمانی داشتن.

نقاشی درواقع تجسم «دانش و فلسفه» است.
مرکز تصویر افلاطون و ارسطو ایستادن؛ افلاطون به آسمون اشاره می‌کنه که نماد جهان ایده‌هاست و ارسطو دستش رو به زمین گرفته که نماد دنیای واقعی و تجربه‌ست.
از نکات جالب اثر اینه که رافائل چهره بعضی فیلسوف‌ها رو شبیه هنرمندای زمان خودش کشیده؛ مثلاً چهره افلاطون از روی لئوناردو داوینچی طراحی شده و فیلسوف ناراحت روی پله‌ها هم چهره‌ای شبیه میکل آنژ داره.

از نظر پرسپکتیو هم تمام خطوط معماری به مرکز تابلو و بین افلاطون و ارسطو می‌رسن تا نگاه بیننده مستقیم به مهم‌ترین بخش تصویر هدایت بشه.
 
k411271_Jacques-Louis_David_The_Coronation_of_Napoleon_edit_1.jpg

تاج‌گذاری ناپلئون
اثر ژاک لویی داوید (از 1805 تا 1807)
مکان اثر: موزه لوور پاریس

این اثر بزرگ‌ترین پروژه هنری دوران حکومت ناپلئون بناپارت بود و داوید به عنوان نقاش رسمی دربار مأمور ثبت مراسم تاج‌گذاری شد. ابعاد عظیم نقاشی و تعداد زیاد شخصیت‌ها باعث شد اجرای اثر زمان زیادی ببرد. داوید حتی برای دقیق‌تر شدن جزئیات، طراحی لباس‌ها، جایگاه افراد و فضای کلیسا را جداگانه مطالعه و طراحی کرد. با این حال، برخی بخش‌های نقاشی با واقعیت تاریخی تفاوت دارند؛ برای مثال مادر ناپلئون در تصویر حضور دارد در حالی که در مراسم واقعی شرکت نکرده بود.
خلاصه داستان:
این نقاشی مراسم تاج‌گذاری ناپلئون در کلیسای نوتردام پاریس را نشان می‌دهد؛ لحظه‌ای که ناپلئون تاج را بر سر همسرش ژوزفین می‌گذارد. برخلاف سنت قدیمی که پاپ تاج را بر سر پادشاه می‌گذاشت، ناپلئون خودش تاج را برداشت تا قدرت مستقلش را نشان دهد. نقاشی پر از نمادهای سیاسی و نمایشی است و هدفش نمایش شکوه امپراتوری جدید فرانسه بود.

از نظر ترکیب‌بندی هم اثر یکی از نمونه‌های مهم سبک نئوکلاسیک به حساب می‌آید. تمام نگاه‌ها به مرکز صحنه هدایت می‌شوند و چینش شخصیت‌ها به شکلی طراحی شده که حس نظم، اقتدار و عظمت را منتقل کند. داوید شخصیت‌ها را در گروه‌های منظم قرار داده و با نورپردازی، توجه بیننده را روی ناپلئون و ژوزفین متمرکز کرده است.

پ.ن: زیبایی مطلق.
t623165_napoleon-coronation-5.jpg
 
آخرین ویرایش:
w25495_2024-12-11T162249.225Z.jpeg.jpg

کلک مدوسا
اثر تئودور ژریکو (1818 تا 1819)
مکان: موزه لوور در شهر پاریس فرانسه

این اثر یکی از مهم‌ترین نقاشی‌های سبک رمانتیسیسمه و ژریکو برای کشیدن اون تحقیقات زیادی انجام داد؛ از بازمانده‌های واقعی حادثه مصاحبه گرفت، مدل زنده آورد و حتی برای واقعی‌تر شدن اجساد به سردخانه رفت. ابعاد عظیم تابلو و جزئیات احساسی چهره‌ها باعث شد این اثر در زمان خودش بسیار جنجالی بشه.
خلاصه داستان: این نقاشی بر اساس یک اتفاق واقعی کشیده شده؛ سال 1816 کشتی فرانسوی مدوسا غرق میشه و بخشی از خدمه روی یک کلک چوبی در اقیانوس رها میشن. افراد روی کلک روزها بدون آب و غذا سرگردان بودن و بسیاری از آن‌ها از گرسنگی، تشنگی و درگیری مردند. لحظه‌ای که در نقاشی دیده میشه زمانی‌ـه که بازمانده‌ها در دوردست کشتی نجات رو می‌بینن و با آخرین امید تلاش می‌کنن توجهش رو جلب کنن.

این تابلو از نظر ترکیب‌بندی هم بسیار مهمه؛ ژریکو با استفاده از دو هرم تصویری، نگاه بیننده رو از اجساد و ناامیدی پایین تابلو به سمت امید و نجات در بالاترین نقطه هدایت می‌کنه. تضاد بین مرگ و امید مهم‌ترین مفهوم اثره.
پ.ن:کلک به این قایق کوچیکا میگن (Raft) من خودم هم اولین بار که شنیدم فکر کردم منظور حیله و فریبه.
 
آخرین ویرایش:
t697791_Le_Serment_des_Horaces_-_Jacques-Louis_David_-_Muse_du_Louvre_Peintures_INV_3692__.jpg

سوگند هوراتی ها
اثر ژاک لوئی داوید (1784 تا 1785)
مکان:بازم موزه لوور در شهر پاریس فرانسه

این اثر یکی از مهم‌ترین نقاشی‌های سبک نئوکلاسیکه و داوید با الهام از هنر و معماری روم باستان اون رو خلق کرد. استفاده از خطوط منظم، نور کنترل‌شده و ترکیب‌بندی کاملاً متقارن باعث شد این تابلو به نماد نظم، وظیفه و فداکاری تبدیل بشه. نقاشی در آستانه انقلاب فرانسه بسیار مشهور شد چون مفاهیمی مثل وطن‌پرستی و مقدم بودن وظیفه بر احساسات شخصی رو نمایش می‌داد.

خلاصه داستان: این نقاشی داستانی از روم باستان رو نشون میده؛ سه برادر خانواده هوراتی قبل از نبرد با دشمنان شهر، مقابل پدرشان سوگند می‌خورند که برای دفاع از روم تا پای جان بجنگند. در سمت مقابل زنان خانواده دیده میشن که به دلیل پیوند خانوادگی با هر دو طرف جنگ، غمگین و نگران‌اند. داوید تضاد بین احساس و وظیفه رو محور اصلی اثر قرار داده.

شخصیت‌ها به سه گروه جدا تقسیم شدن و هر طاق پشت سر آن‌ها یک بخش از داستان رو تعریف میکنه. مردان با خطوط صاف و ژست‌های محکم نمایش داده شدن تا قدرت و اراده رو نشان بدن، در حالی که زنان با خطوط نرم و حالت‌های خمیده نماد اندوه و احساسات هستن.
 
آخرین ویرایش:
f228547_Napoleon_at_the_Gr_St._Bernard_-_Jacques-Louis_David_-_Google_Cultural_Institute.jpg

گذر ناپلئون از آلپ
اثر ژاک-لویی داوید ( 1800 تا 1801)
مکان:این اثر در چند نسخه مختلف کشیده شده و نسخه‌هایی از آن در موزه‌های فرانسه و آلمان نگهداری می‌شود.

این اثر یکی از معروف‌ترین نقاشی‌های تبلیغاتی تاریخ هنره و داوید در آن تلاش کرد ناپلئون را به شکل یک قهرمان اسطوره‌ای نشان دهد. در حالی که ناپلئون در واقعیت از آلپ با قاطر عبور کرده بود، در نقاشی او را سوار بر اسبی خروشان و در میان طوفان تصویر کرده تا حس قدرت، رهبری و شکوه را منتقل کند. این تابلو نمونه مهمی از هنر نئوکلاسیک و استفاده سیاسی از نقاشیه.

خلاصه داستان: این نقاشی مربوط به عبور ارتش فرانسه از کوه‌های آلپ در جریان جنگ با اتریشه است. ناپلئون برای غافلگیر کردن دشمن، ارتش خود را از مسیر سخت و خطرناک آلپ عبور داد تا به ایتالیا برسد. داوید لحظه‌ای را نشان می‌دهد که ناپلئون با اعتماد‌به‌نفس به جلو اشاره می‌کند؛ انگار که سرنوشت و پیروزی را هدایت می‌کند.
حرکت مورب اسب، شنل برافراشته و جهت دست ناپلئون حس انرژی و پیشروی ایجاد می‌کند. داوید نام هانیبال و شارلمانی را روی سنگ‌ها نوشت تا ناپلئون را در کنار فرماندهان بزرگ تاریخ قرار دهد و او را ادامه‌دهنده راه آن‌ها نشان دهد.

بعد ها بعد از مرگ ناپلئون این نقاشی توسط پل دلاروش هم دوباره کشیده شد که نمونه ی واقع‌گرایانه‌تری رو نشون میداد:

q2994_Paul_Delaroche_-_Napoleon_Crossing_the_Alps_-_Google_Art_Project_2.jpg
 
آخرین ویرایش:
a91754_._.jpg

فاتحه برای کشته‌شدگان (Defeated. Requiem)
اثر واسیلی ورشچاگین
نقاشی در سال 1879 به نمایش درآمد و بخشی از مجموعه آثار او درباره جنگ روسیه و عثمانی بود.
مکان: State Tretyakov Gallery

این اثر یکی از مشهورترین نقاشی‌های ضدجنگ قرن نوزدهمه. ورشچاگین خودش در میدان‌های جنگ حضور داشت و بسیاری از صحنه‌هایی که نقاشی می‌کرد حاصل مشاهده مستقیم او بودند. برخلاف بسیاری از هنرمندان زمانش که فرماندهان و پیروزی‌ها را به تصویر می‌کشیدند، او بر رنج سربازان عادی و هزینه انسانی جنگ تمرکز می‌کرد. به همین دلیل آثارش گاهی با مخالفت دولت‌ها و فرماندهان نظامی روبه‌رو می‌شد.
خلاصه داستان: این نقاشی پس از یکی از نبردهای جنگ روسیه و عثمانی را نشان می‌دهد. یک کشیش ارتدوکس و یک افسر نظامی در میان دشتی پوشیده از اجساد سربازان ایستاده‌اند و برای کشته‌شدگان مراسم دعا برگزار می‌کنند. در نگاه اول ممکن است زمین خالی به نظر برسد، اما با دقت بیشتر ده‌ها پیکر بی‌جان در سراسر دشت دیده می‌شود. ورشچاگین به‌جای نمایش لحظه نبرد، سکوت پس از فاجعه را به تصویر کشیده است.

بیشتر فضای تابلو را آسمان خاکستری و دشت بی‌انتها اشغال کرده و انسان‌ها در گوشه‌ای کوچک قرار گرفته‌اند. این انتخاب باعث می‌شود عظمت مرگ و بی‌اهمیت بودن فرد در برابر ویرانی جنگ احساس شود. رنگ‌های سرد و خاموش، نبود هرگونه قهرمان‌پردازی و پنهان شدن تدریجی اجساد در میان علف‌ها، پیام اصلی اثر را تقویت می‌کند: در جنگ، حتی پیروزی نیز بهای سنگینی دارد.
 
آخرین ویرایش:
w8302_225745fg.jpg

The Artist's Death (His Last Friend)
اثر زیگمونت آندریخیه‌ویچ
نقاشی در سال 1901 خلق شد.
مکان: موزه ملی ورشو در لهستان

این اثر یکی از شناخته‌شده‌ترین نقاشی‌های نمادگرای لهستان است. آندریخیه‌ویچ در این تابلو مرگ را نه به‌عنوان موجودی ترسناک، بلکه به شکل آخرین همراه انسان به تصویر می‌کشد. فضای تاریک اتاق، نور ملایم شمع و جزئیات وسایل نقاشی، همگی برای ایجاد حس آرامش تلخ و پایان یک زندگی هنری به کار رفته‌اند.

این نقاشی آخرین لحظات زندگی یک نقاش را نشان می‌دهد. هنرمند روی تخت مرگ افتاده و بوم نیمه‌کاره، پالت رنگ و قلم‌موهایش روی زمین رها شده‌اند؛ نشانه‌ای از اینکه آفرینش او برای همیشه ناتمام مانده است. در کنار تخت، «مرگ» در قالب اسکلتی سیاه‌پوش نشسته و ویولن می‌نوازد. عنوان اثر، «His Last Friend»، اشاره دارد به اینکه وقتی همه انسان‌ها از کنار فرد می‌روند، تنها مرگ است که تا آخرین لحظه همراه او می‌ماند. این تصویر، مرگ را نه دشمن، بلکه آخرین همدم انسان معرفی می‌کند.
نور اتاق مستقیماً روی چهره هنرمند و بوم نیمه‌تمام می‌تابد، در حالی که مرگ در سایه قرار گرفته است. تضاد میان روشنایی و تاریکی، زندگی و پایان، و همچنین حضور ویولن به‌جای داس، فضایی شاعرانه و اندوهگین ایجاد می‌کند. مهم‌ترین پیام اثر این است که عمر هنرمند به پایان می‌رسد، اما هنر او می‌تواند پس از مرگش همچنان زنده بماند.
 
u58033_Ivn_el_Terrible_y_su_hijo_por_Ili_Repin.jpg

Ivan the Terrible and His Son Ivan
اثر ایلیا ریپن
سال خلق :
۱۸۸۵
محل نگهداری: Tretyakov Gallery

این نقاشی یکی از تراژیک‌ترین لحظات تاریخ روسیه را به تصویر می‌کشد. بر اساس روایت مشهور، ایوان چهارم (ایوان مخوف) در اوج خشم، با عصای سلطنتی ضربه‌ای به سر پسر و ولیعهد خود وارد می‌کند. چند لحظه بعد، هنگامی که خشم فروکش می‌کند، متوجه می‌شود فرزندش را به مرگ رسانده است.
در همین لحظه، پدر، پسر نیمه‌جانش را در آغوش می‌گیرد و با نگاهی آکنده از وحشت، ناباوری و پشیمانی، تلاش می‌کند خونریزی او را متوقف کند؛ اما دیگر دیر شده است.

رپین به‌جای نمایش لحظهٔ قتل، احساسات پس از آن را به تصویر کشیده است. چشم‌های از حدقه درآمده و وحشت‌زدهٔ ایوان، مهم‌ترین بخش نقاشی هستند و عذاب وجدان او را به‌خوبی نشان می‌دهند. فضای تاریک، رنگ‌های گرم و لکهٔ خون روی سر پسر، حس اندوه و تراژدی را تشدید می‌کنند.
این اثر هشداری دربارهٔ پیامدهای خشم کنترل‌نشده است و نشان می‌دهد که یک لحظه عصبانیت می‌تواند به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر تبدیل شود؛ پشیمانی زمانی فرا می‌رسد که دیگر برای جبران دیر شده است.
 
آخرین ویرایش:
c15709_Ernest_Crofts_1847-1911_-_On_the_Evening_of_the_Battle_of_Waterloo_-_WAG_747_-_Walk.jpg


+تو یکی از قسمت های درس هشت فارسی دوازدهم آقای پاریزی نقاشی دشت واترلو رو توصیف میکنه که البته اون نقاشی با این فرق داره
واترلو یکی از جنگ هاییه که ناپلئون توش باخت این نقاشی توسط آقای کرافتس تو چند نمونه کشیده شده (نمونه ای که پاریزی ازش میگه مربوط به قبل از نبرده) که همه ی اینها از رو توصیفات ویکتور هوگو در کتاب بینوایان کشیده
این نمونه نبرد رو در هنگام پایان و باخت ناپلئون به نمایش میزاره:

On the Evening of the Battle of Waterloo
اثر ارنست کرافتس (Ernest Crofts)
سال خلق: ۱۸۷۹
محل نگهداری: Walker Art Gallery، لیورپول

این نقاشی یکی از تلخ‌ترین لحظات زندگی ناپلئون بناپارت را به تصویر می‌کشد. نبرد واترلو به پایان رسیده و رؤیای بازگشت ناپلئون به قدرت در حال فروپاشی است. در میان میدان نبردی که از اجساد سربازان، زخمی‌ها و بقایای جنگ پوشیده شده، ناپلئون بر اسب خود نشسته و به دشت مرگبار پیش رویش می‌نگرد.
کرافتس به‌جای نمایش هیجان و شکوه نبرد، لحظهٔ پس از فاجعه را انتخاب کرده است؛ زمانی که نتیجهٔ جنگ مشخص شده و شکست، سنگینی خود را بر همه‌چیز تحمیل می‌کند. ناپلئون در مرکز تصویر حضور دارد، اما برخلاف بسیاری از نقاشی‌های قهرمانانه، نه فاتحی پرافتخار بلکه فرمانده‌ای شکست‌خورده و اندیشناک به نظر می‌رسد که با پیامدهای تصمیمات خود روبه‌رو شده است.

رنگ‌های تیره، آسمان گرفته و گستردگی میدان نبرد، حس اندوه و ناامیدی را تقویت می‌کنند. پراکندگی اجساد و سربازان خسته در سراسر دشت، بهای انسانی جنگ را یادآور می‌شود و نگاه بیننده را از شکوه نظامی به رنج انسان‌ها معطوف می‌سازد.

این اثر تنها روایت یک شکست نظامی نیست؛ بلکه تأملی دربارهٔ سرنوشت قدرت، گذرایی جاه‌طلبی‌های سیاسی و هزینهٔ سنگینی است که جنگ بر انسان‌ها تحمیل می‌کند. کرافتس نشان می‌دهد که در پسِ نام‌های بزرگ تاریخ، میدان‌هایی وجود دارند که با رنج و مرگ هزاران انسان عادی شکل گرفته‌اند.
 
آخرین ویرایش:
j645887_El_Tres_de_Mayo_by_Francisco_de_Goya_from_Prado_thin_black_margin.jpg

سوم ماه مه ۱۸۰۸ (The Third of May 1808)
اثر فرانسیسکو گویا (۱۸۱۴)
مکان: Museo del Prado

این اثر یکی از مهم‌ترین نقاشی‌های تاریخی و ضدجنگ جهان به‌شمار می‌آید و "گویا" آن را پس از پایان اشغال اسپانیا توسط ارتش ناپلئون خلق کرد. برخلاف نقاشی‌های رایج آن زمان که پیروزی و قهرمانی را به تصویر می‌کشیدند، گویا جنگ را از نگاه قربانیان نشان داد. استفاده از نور شدید روی شخصیت اصلی، تضاد میان روشنایی و تاریکی، و حذف هرگونه شکوه و افتخار نظامی، این تابلو را به نمادی از خشونت، سرکوب و رنج انسان در برابر قدرت سیاسی تبدیل کرده است.

خلاصه داستان: این نقاشی به اعدام گروهی از مردم مادرید در ۳ مه ۱۸۰۸ اشاره دارد. پس از آنکه مردم اسپانیا علیه اشغالگران فرانسوی قیام کردند، ارتش ناپلئون در پاسخ، ده‌ها نفر از غیرنظامیان را در حاشیه شهر تیرباران کرد. گویا لحظه‌ای را به تصویر کشیده که گروهی از مردم در انتظار مرگ‌اند و مردی با پیراهن سفید، دستان خود را گشوده و در برابر جوخه اعدام ایستاده است؛ در حالی که اجساد قربانیان پیشین کنار او بر زمین افتاده‌اند.

در سمت راست، سربازان فرانسوی با لباس‌های یکسان و چهره‌هایی که دیده نمی‌شود، مانند یک ماشین بی‌احساس اعدام را اجرا می‌کنند. در مقابل، مردم با چهره‌هایی سرشار از ترس، ناامیدی و مقاومت دیده می‌شوند. مرد سفیدپوش در مرکز تابلو، به دلیل نورپردازی و حالت دست‌هایش، یادآور تصویر مسیح است و به نمادی از بی‌گناهی و فداکاری تبدیل شده است. تقابل میان انسانیت قربانیان و بی‌هویتی سربازان، پیام اصلی اثر را شکل می‌دهد: محکومیت خشونت و پیامدهای ویرانگر جنگ.
 
Back
بالا