امروز هم ۵ ساعت.
پشیمونم که به مشاورم پیشنهاد ٰیک هفته مطلقا تشریحیٰ رو دادم.
انگار قرار نیست گِرهش باز بشه..
نمیدونم
شاید اثر نافرمانی موقتِ جوارح درونیمه..
شایدم که هنوز نتونستم ثابت کنم که واقعا چی هستم و تواناییم تا چ حده.
هیچ وقت پیوسته و تا حد اعلا تلاشگر نبودم.
حتی آهسته رفتن برام امتیاز محسوب میشه.
هنوز نفهمیدم ادم به شدت کمالگراییم یا که واقعا جنگجوی حقیقی نیستم که اینطور به حال خودم و فرصت های از دست رفته غبطه میخورم.
شب ها تا نزدیک طلوع درگیر آزمون های تست هوش مختلف میشم و شروع به دنبال کردن زندگینامه افراد موفق میکنم..
نمیدونم چه چیزی رو قراره ثابت کنم، اینکه باهوشم متوسطم و یا...؟
اصلا فهمیدنش چه سودی داره تا وقتی یکجا نشستم...
بی تلاش و هدف گذروندن حتی یک نابغه رو توی خاموشی نگه میداره.
اخه کی دنبال تاریکی میگرده؟
از تناقض افکار و عملم. از تلاطم محیط و واکنش های نابجام...
امشب از همهی خودم سیر شدم و گله دارم.
....
امیدوارم فردا رو بهتر از امروز ببینم