• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمفونیِ نت‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سورن؛
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

سورن؛

کاربر فعال
ارسال‌ها
33
امتیاز
53
نام مرکز سمپاد
...
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1407
به نامِ حق
نامِ دلنوشته: سمفونی نت‌ها
دلنگار: سورن
گاه ماهم چون نهنگ خسته ای جا می‌زنیم
او به ساحل میزند ما دل به دریا می‌زنیم ...
پ.ن: سمفونی کلمه‌ای فرانسوی و به معنای هم‌آوایی و هم‌صدایی است.
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Rmita
خودنویس مشکی رنگ را روی میز رها کرد و صندلی‌اش را به سمتِ پنجره سوق داد. حال و هوای آن روزها درست مانند دلِ او ابری بود. انگار خودش بود و خودش.
جسمش، قدرتمندانه لبۀ چاه ایستاده بود و تقلای روحش را تماشا می‌کرد.
به روحش فکر می‌کرد. اگر می‌خواست خودش را بکشد چرا داد و فریاد راه انداخته بود و اگر می‌خواست زنده بماند چرا دست و پا می‌زد؟ مگر نمی‌دانست دست و پا زدن در گودال فقط او را بیشتر به سمت پایین می‌کشد؟
نه، حتما می‌دانست. می‌دانست و نمی‌خواست زنده بماند. آن داد و فریادها حتما برای او بود.
چه خیال‌ها!
کاش می‌توانست به دل بفهماند اویی وجود ندارد.
او حتی در خیالاتش هم پا نمی‌گذاشت.
باید مثل هر شب، غصه‌هایش را جمع می‌کرد، به همه اطمینان می‌داد خوب است، کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد، به روزگار بدبخت‌ترین شخصیت‌ها حسودی می‌کرد، قلم به دست می‌گرفت و ساعت‌ها به همان کاغذِ سفید و خالی از پُرهای خودش خیره می‌شد. آخر هم بی‌آنکه چیزی بنویسد، میز را ترک می‌کرد.
 
Back
بالا